Release info

Cruel Palace E19 HDTV x264 720p-iPOP Forum KoreanDream ir
A Commentary by sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: تی تی

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
Published on: 2013-09-29
Downloads: 12
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

نا اميد کننده ست!

پيدا کردن طلسم بدشانسي کافي نيست؟

چه مدارک ديگه اي لازمه؟

اشتباه مي کنم؟

بايد کسي رو که اين طلسم رو به قصر آورده پيدا کنن

تا بشه سرزنش ها رو متوجه ملکه کرد.

اين چيزيه که بايد از ملکه درباره ش بپرسيد!

سرورم، من براتون خيلي ناراحتم.

سرورم

حالا که ميونگ شکست خورده، به نظر مي رسه که شاهزاده بر مي گردن.

اگر اين اتفاق بيفته، شما فکر مي کنيد بعدش چطور ميشه؟

سرورم

ملکه و خانم شاهزاده با هم متحد شده ن.

فکر مي کنيد نامه اي که پيدا کرديد

تنها نامه ي رد و بدل شده بين اونهاست؟

بهش فکر کن.

اونها علي رغم فاصله اي که داشتند افکارشون رو تبادل مي کردن.

فکر مي کنيد وقتي شاهزاده و خانم شاهزاده به قصر برگردن اوضاع چطور ميشه؟

اونها ازتون مي خوان که تاج و تخت رو به شاهزاده واگذار کنيد.

اينا رو نگاه کنيد.

نامه هاي مخالفت با خلع ملکه

روي هم انباشته شده ن!

سرورم...

چون مردم از حکومت مي ترسن به اين معني نيست که ميدون رو خالي مي کنن.

چرا بايد از يه مشت نامه بترسيم؟

اگر نتونيد کسي رو که طلسم رو به قصر آورده پيدا کنيد--

فکر مي کنيد با شکنجه کردن بانوهاي بازرس ملکه

اونا دهنشون رو باز مي کنن؟

امکان ندار هيچ کدوم از اون دخترا حرف بزنن.

وقتي ملکه کناره گيري کنن، اونا يک مشت مرده محسوب مي شن.

شما اگر جاي اونا باشيد حرف مي زنيد؟

حرفات خيلي تندن.

منظورت از کناره گيري چيه؟

چين از شازاده حمايت مي کنه.

شنيده م که همه ي چيني ها معتقدن

شاهزاده سو هيون و پادشاه شون ژي دوستاي خيلي نزديکي هستن.

کافيه!

سرورم

فکر مي کني من اينکارا رو مي کنم تا ملکه بشم؟

ملکه دختر و پسرم رو از من جدا کرد.

فکر مي کني چون اونا رو دوست داشت اين کارو کرد؟

به خاطر اين بود که از من خوشش نمياد.

بهت گفتم، من اينکارو نمي کنم چون از هيچي خبر ندارم.

اگر شما از تاج و تخت دست بکشيد

علياحضرت تبديل ميشن به ملکه ي مادر و من اولين نفري خواهم بود که مي کشن.

و بعد از اون بچه هام رو مي کشه.

امکان نداره تحقير و شکستن قلبش رو با اومدنش به کاخ.

با اون سن کم و ازدواجش با يه پادشاه پير رو فراموش کنه.

منظورتون از پادشاه پير چيه؟

امکان نداره که يه دختر جوون عاشق يه پيرمرد شه

چطور جرأت مي کني!

واسه من هم همينطور بود.

من از نزديک شدن شما به خودم و بغل کردن من، بيشتر از هرچيزي متنفر بودم.

چي گفتي؟

ولي بعد از به دنيا آوردن بچه هاتون

احساسم عوض شد.

همه ي زن ها همينطوري ن.

بعد از به دنيا آوردن بچه هاي همسرشون

امکان نداره بيشتر عاشق شوهرشون بشن.

مسئله سن نيست.

سن چه اهميتي داره وقتي

با هم به واسطه ي هم خوني بچه تون به هم متصل ايد؟

ولي... ملکه فرق دارن.

امکان نداره ايشون شما رو به عنوان مردشون تلقي کنن

وقتي هنوز بچه اي از شما ندارن

بله...

امکان نداره...

بانوي بازرس جونگ رو بياريد و ازش اعتراف بگيريد!

بله، سرورم!

من هويت واقعي ملکه رو افشا مي کنم.

معني ش رو بهم بگو.

پدرم بهم زندگي داد

و مادرم منو بزرگ کرد.

معني ش اينه که بايد زندگي تون رو وقف مراقبت از والدينتون کنيد

که شما رو به اين دنيا آوردن و بزرگتون کردن.

- مي فهمي؟ - بله، مادر.

صفحه ي بعد رو بخون.

علي رغم همه ي اون چيزهايي که بهم داديد--

از سر راهم برو کنار!

مضحکه! چطور مي توني بدون اجازه وارد شي!

ابلها! من بانوي سربازرس محافظ علياحضرت هستم!

هيچ کس بدون اجازه ي ايشون نمي تونه حتي بهم دست بزنه!

اين دستور مستقيم عاليجناب ه.

نه! شما فکر مي کنيد داريد چيکار مي کنيد؟

سرورم! لطفاً مراقب باشيد! سرورم!

کدوم دختر داره داد ميزنه؟

از اون روزي که به خدمت ايشون دراومديم

همه مون مثل مرده ها بوديم.

هرکدوم از شما که بخواد حتي يک لحظه بيشتر زنده بمونه

بايد فوراً زبونش رو گاز بگيره!

اونا بانوي بازرس جونگ رو بردن؟

بله بانو سو اي!

اين مشکله. مدت زيادي ه...

امکان نداره کيم سو يونگ از پسش بر بياد.

اونا چطور جرأت کردن بانوي سربازرس جونگ که در خدمت ملکه هستن رو بازداشت کنن!

ابلها...

اگر مي خوايد کسي که طلسم بدشانسي رو به قصر آورده پيدا کنيد

بايد از کيم سو يونگ بپرسيد.

ممکنه ملکه ي عاقل چنين عمل کثيفي رو انجام داده باشه؟

ولم کنيد! من خودم مي رم!

سرورم! شما نبايد تسليم شيد!

شما با خانواده ي سلطنتي ازدواج کرديد!

پس قبل از تموم شدن مأموريتتون نبايد قصر رو ترک کنيد!

سرورم!

شما از خدا نمي ترسيد؟

شما بهتر از هرکسي مي دونيد که ملکه هيچ اشتباهي نکرده!

اون کيه؟ کيه که طلسم بدشانسي رو اينجا آورده؟

بانوي من، شما همين حالا بايد سوار کجاوه تون شيد!

شنيدم چند نفر از زنها زير شکنجه طاقت نياورده ن و مرده ن.

به بانوي بازرس جونگ بگيد هرچيزي رو که ميدونه بگه.

که من بهش گفتم اون کارو بکنه.

سرورم شما خودتون رو وارد ماجرا نکنيد.

مردن خدمتکارانتون به خاطر شما کار درستي ه.

فکر اين معني داره؟؟

تو آدم بي رحمي هستي.

مي دوني اينکاري که داريد مي کنيد دقيقاً به چه معني ه؟

شما ملکه هستيد، بهترين بهترين ها.

براي حفظ مفامتون بهتره خودتون رو از اين جريان دور نگه داريد.

فقط به خاطر اينکه افرادي به خاط شما مرده ن

نبايد خودتون رو تو موضع ضعف قرار بديد.

شما مادر ده ها هزار نفر هستيد.

- اين جان... - بله، قربان.

گفتي دختري رو که شب اطراف کاخ پرسه مي زده گرفتيد؟

بله.

بياريدش.

هنوز هم نمي خواي حرفي بزني؟

من... گمشدم...

و داشتم اطراف قصر دنيال راهم مي گشتم.

خواهش مي کنم منو نجات بديد! همه چيزو بهتون مي گم!

منظورت چيه ئه يانگ رو گرفتن؟

منظورت چيه؟

دارن همه رو براي پيدا کردن کسي که طلسم بدشناسي ور وارد کاخ کرده بازجويي مي کنن.

بانو سو يونگ! طلسم بدشانسي مشکل نيست!

اگر اون دختر بگه که---

اوه نه ما بايد چيکار کنيم؟

چي شما رو به اينجا کشونده بانو سو يونگ؟

زنيکه ي عوضي! عوضي لعنتي!

کي بهت گفت که چنين چيزي رو بياري داخل قصر و پنهانش کني؟

حقيقت رو بهم بگو!

- خاوهش مي کنم نجاتم بديد بانو سو يونگ! - باشه.

اگر حقيقت رو بگي، اونا جرأت مي کنن که بکشنت؟

من مطمئنم تو به دستور کسي خاصي اين کارو کردي.

تو چشماي من نگاه کن.

گفتم تو چشماي من نگاه کن!

کي بهت اين دستورو داد؟

اگر مي خواي پسرعموت رو نجات بدي

بگو که اين دستور لي سوک وون بود.

اگر غير از اين بگي

من پسرعموت رو مي کشم.

دختره ي لجباز!

فکر مي کني اگر دهنتو باز نکني، اربابت نجاتت ميده؟

ادامه بده!

من اينجا ميشينم تا ببينم اين دختر دروغ مي گه يا راست

چيکار داريد مي کنيد؟

کاري که مي کرديد رو تا زماني که حقيقت رو بگه ادامه بديد!

بانو سو يونگ لطفاً نجاتم بديد!

لي سوک وون بهم گفت که اينکارو بکنم!

بله... حالا آماده ي حرف زدني.

منظورت اينه که لي سوک وون بهت گفت که طلسم بدشانسي رو به قصر بياري؟

بله قربان...

و تو همون کسي هستي که اون رو در اتاق بانو سو يونگ گذاشتي؟

ازت پرسيدم تو اونو داخل اتاق بانو سو يونگ گذاشتي؟

- اون... - اون؟

از لي سوک وون بهم دستور رسيد که خوب گوش بدم که بانو سو يونگ چيکار مي کنن...

ولي مادر کيم سو يونگ--

سرنوشت تو مرگه!

چطور جرأت مي کني علياحضرت رو وارد اين ماجرا کني؟

علياحضرت به اشتباه متهم و از قصر اخراج شده ن

اون هم فقط به خاطر تو!

نه!

من مطمئنم مادر کيم سو يونگ--

زنيکه ي عوضي! زنيکه عوضي بدبخت!

ولم کنيد!

ميخوام اين شيطان صفت رو بکشم!

بمير!

بمير! عوضي! چطور جرأت مي کني؟

بمير! حقته که بميري!

داري مي خندي؟ مي خندي؟

مي خندي؟ مي خندي؟ چطور جرأت مي کني؟

بسه!

زودباشيد ايشون رو به بيرون از قصر ببريد!

زود باشيد!

دقيقاً طبق نقشه تون پيش نرفت ولي به اون چيزي که ميخواستيد رسيديد.

خوشحال نيستيد به چيزي که ميخوايد رسيديد و ملکه هنوز جاش امنه؟

ولم کنيد! گفتم ولم کنيد!

هرکاري که ئه يانگ کرده به من ربطي نداره!

بانوي بازرس کيم! بذاريد با عاليجناب صحبت کنم!

من تمام کارهايي که کيم سو يونگ کرده رو بهشون مي گم!

- فوراً اونا رو از اينجا ببريد! - بانوي بازرس کيم!

بانوي بازرس کيم!بانوي بازرس کيم!بانوي بازرس کيم!

بانوي بازرس کيم!بانوي بازرس کيم!

معلوم ميشه که تو اين دنيا نبايد به هيچ کس اعتماد کني!

من نمي تونم بفهمم که چرا بانوي بازرس لي عليه

من و شما ايستاد و سعي کرد ما رو بکشه.

لطفاً منو به خاطر رفتارم ببخشيد.

من فقط به چيزي که بانوي بازرس لي مي گفت اعتماد کردم

و فکر کردم که همه ش تقصير شما بوده.

خوشحالم که شوءتفاهم ها رفع شدن.

البته که اينطوره!

اگر مشاور کيم نمي تونستن بفهمن که اين کار بانوي بازرس لي بوده

Cruel Palace: War of Flowers subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Cruel Palace: War of Flowers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left