The first 200 lines.
"افسانه ها داستان انسان های گذشته رو میگن"
"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"
"پرنده ی کوچک را فرستادند"
"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"
"بر فراز جزایر پرواز میکند"
"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"
"بیا با هم رویاهامون رو بسازیم"
"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"
"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"
"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"
"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"
"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"
"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"
"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"
"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"
"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"
"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"
"وقتی احساس کردی عاشق شدی"
"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"
"اون رویا رو"
"اون رویا رو"
"اون رویا رو"
"بال های تنهام در نهایت"
"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"
"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"
"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"
"انتظار در پکن"
"اپیزود 35"
این برای کیه؟
نمیدونم
این دیگه چیه؟
"برای استیون"
...به کوکو بگو
همین الان بیاد دفترم
بله؛ استیون
!استیون
تو بهم چی قول داده بودی؟
داری درمورد چی حرف میزنی استیون؟
حالا دیگه من آدم بده داستانم؟
!این دیگه چه کاری بود
تو اصلا به حساب نمیای
اون امضاء به من تعلق داره
این دوره رو هر طراحی تجربه میکنه
شنگ شیا؛
تو از من جوون تری نمیخواد انقدر عجله کنی
یه روزی میرسه که بالاخره به آرزو هات میرسی
امیدوارم فردا بازم توی استودیو ببینمت
بالاخره نوبت تو هم میرسه
هنوز برنگشته؟
شائو لین؛
بیا اینجا بشین؛ انقدر راه نرو داره خوابم میگیره
بشین و منتظر بمون
نه؛ ممنون ، عمو جان
اگه خسته ای برو بخواب
من منتظر ژنگ ژنگ میمونم
شب بخیر مواظب باش
ژنگ ژنگ عمو جان ژنگ ژنگ برگشت
چرا انقدر دیر کردی؟
چرا اونطوری راه میری؟ مگه مشروب خوردی؟
فقط یکم خوردم
یکم غذا آوردم بیا بخور
چیزی نمیخورم خیلی خسته ام
بزار بهت کمک کنم نیازی نیست
میخوام بخوابم
شب بخیر بیا یه چیز بخور؛ ژنگ ژنگ
گرسنه نیستم
واقعا که... از دست این بچه شائو لین
بیا من و تو بخوریم
بیا دیگه
به چی خیره شدی؟ بیا بخور دیگه
باید غذا رو دوباره گرم کنیم
برو گرمش کن منم یکم مشروب میریزم
اینو از رستوران آقای شو گرفتی؟
خیلی خوشمزه اس
همیشه از اونجا غذا میگیرم
بیا مشروب بخوریم
منتظر چی هستی؟ بخور دیگه
دفعه ی دیگه بیشتر بگیر
سوسیس هاشم خیلی خوبن
شنگ شیا؛ بیا صبحانه بخور
خیلی خوشمزه اس
شنگ شیا
عمه جان؛ اتفاقی برای شنگ شیا افتاده؟
دیگه نیازی نیست چیزی رو ازش قایم کنید
"گاهی فراموش میکنیم مراقب آدمایی باشیم که بیشتر از همه دوسشون داریم"
"بخاطر اینکه انقدر ذهنمون با چیزایی درگیره"
"که فکر میکنیم برامون مهم ان"
"و در نهایت آدمای با ارزش اطرافمون رو فراموش میکنیم"
"شاید عدم کنترل احساساتمون هم"
!شنگ شیا "ناشی از اهمیتی باشه که به اون فرد میدیم"
بزار توضیح بدم بسته دیگه "برای همین عکس العمل هامون"
"بیش از حده"
!اسمت واقعا بهت میاد
شنگ شیا؛ خواهش میکنم بزار توضیح بدم
!شنگ شیا؛ لطفا نرو
!شنگ شیا
!شنگ شیا؛ از این کارت پشیمون میشی
شنگ شیا؛ بیا دفترم
لطفا در رو ببند
تو دوست نداری طرح هات رو در اختیار ما بزاری نه؟
درسته
باشه؛ همینکار رو میکنیم
طرح هات خیلی خوب طراحی شدن
...میخوام دوخته بشن و
به عنوان لباسای رسمی این فصل به نمایش در بیان
کوکو چی؟
فکر نمیکنم کوکو دیگه بتونه کارش رو درست انجام بده
از طرفی نمیخوام این فرصت رو از دست بدم
من بهت اعتماد دارن؛ شنگ شیا
تو بهترین طراح منی
و اگه این طرح هات توجه همه رو جلب کنه
تو رسما وارد دنیای طراحی میشی
همه با آغوش باز میپذیرنت
این چیزی نیست که همیشه میخواستی؟
اینو بگیر
میتونی ازشون به عنوان نمونه استفاده کنی بهت توی طراحی کمک میکنن
!ولم کن بابا
!من که جلوت رو نگرفتم
خب؛ اینکار یه سود هایی هم داره
باعث ایجاد رقابت توی بازار میشه
این چیزیه که باید بهش اهمیت بدیم
اگه از این روش توی بازار استفاده کنیم؛
با این برنامه ریزی میتونیم سود کنیم
کوین یه تفاوتی هم... بله؟
یکی میخواد تو رو ببینه
باشه؛ بهش بگو توی دفتر منتظرم بمونه
ادامه میدیم ببخشید
...بر اساس تحقیقات انجام شده
کوین گفت توی دفتر منتظرش بمونی
بعد از اتمام جلسه؛ میاد
میتونیم با این روش توجه خریدار ها رو جلب کنیم
اگه ارتباطشون رو به هم نمیزدم
الان کوین و شنگ شیا با هم بودن
سوال دیگه ای هست؟
نه؟ پس جلسه تمومه
موفق باشید
بیا تو
کوین؛ رئیس منتظرته
باشه
"سوپ مرغ"
"سوپ گیاهی"
شیاو دو؛ به لو یی یه درس حسابی دادم
داری چیکار میکنی؟
عمه جان؛ من دارم برمیگردم پکن شنگ شیا این چند وقت خوب غذا نخورده
یکم سوپ گیاهی براش درست کردم
حتما بهش بدین که بخوره
کلیدا رو هم اونجا گذاشتم
مواظب خودتون باشید
چا انقد یهویی؟
وایسا؛ بزار به شنگ شیا بگم تو رو همراهی کنه
نیازی نیست عمه جان
دیگه باید برم
سلام سلام
ممنون
بزارید اینو بزارم صندوق عقب
شیاو دو؛ تو منو مقصر میدونی نه؟
عمه جان؛ مگه نگفتید من مثل دخترتونم؟ چطور میتونم شما رو مقصر بدونم
واقعا نمیدونم به شنگ شیا چی بگم
شیاو دو؛ تو دختر خیلی خوبی هستی
مطمئنم تو پکن خوشبختی رو پیدا میکنی
من خیلی مدته که اینجا زندگی کردم ولی خوشبخت نشدم
شاید توی پکن همه چیز متفاوت باشه
مواظب خودتون باشید
موفق باشی
من دیگه باید برم
شیاو دو کجایی؟
وقتی از جلسه اومدم؛ ندیدمت از دستم عصبانی شدی؟
چیزی میخوری؟
چیزی نمیخورم اومدم خدافظی کنم
ایندفعه واقعا میخوای بری؟
و دیگه هیچ وقت برنمیگردم
اینقدر تند نباش
درست میگی
اگه از اول بهت گوش میدادم الان وضعم این نبود
گرچه این چیزیه که لیاقتش رو دارم
واقعا برای کوین و شنگ شیا احساس تاسف میکنم
مهم ترین مشکل تو اینه که خودت رو فراموش کردی
همیشه به فکر بقیه ای
همیشه داری به کوین و شنگ شیا فکر میکنی
ولی اصلا به خودت اهمیت نمیدی
فکر نمیکنم این فدا کاری باشه این حتی از خودخواهی هم ترسناک تره
این یعنی تو در قبال خودت مسئولیت پذیر نیستی
اگه خودت رو دوست نداشته باشی چطور میخوای بقیه رو دوست داشته باشی؟
درست میگی
جای من دیگه اینجا نیستم
باید از اینجا برم
شاید یه روز دوباره همدیگه رو دیدیم
کو ها و رودخونه ها بالاخره به هم میرسن
زندگی مثل سفر میمونه
در هر صورت این روزا خیلیا برای پیشرفت میرن چین
موفق باشی
ممنون
خدافظ
کارگاه ها همه اون بالا هستن
حتما هزینه ی اجاره ی اینجا خیلی زیاده درسته؟
خب؛ خلاقیت، قیمتی نداره
ری شانگ
تو فکر میکنی کی میتونم استودیو خودم رو داشته باشم؟
!هرگز نمیتونی
!دلت یه کتک حسابی میخواد؟
No comments yet. Be the first to leave one.