Anne with an E

Anne with an E

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Anne S02E01 Youth is the Season of Hope WEBRip x264-ION10
Anne S02E01 Youth is the Season of Hope 1080p BluRay x264 DTS-FGT
Anne S02E01 Youth is the Season of Hope PROPER 720p WEBRip x264-STRiFE
Anne S02E01 Youth is the Season of Hope XviD-AFG
Anne S02E01 Youth is the Season of Hope 720p WEB-DL hevc x265
Anne S02E01 Youth is the Season of Hope 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Anne S02E01 Youth is the Season of Hope WEB-DL
Anne S02E01 Youth is the Season of Hope 720p BluRay HEVC x265-RMTeam
Anne S02E01 Youth is the Season of Hope 720p HULU WEB-DL AAC2 0 H264-NTb
Anne S02E01 Youth is the Season of Hope 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-CasStudio
A Commentary by GodBless
►► ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضی ◄◄

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
webrip
x264
720p
720
BRip
x265
HEVC
1080
Published on: 2018-07-08
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«:: مــتـرجـم: مــرتــضـی ::» |^| Godbless |^|

‫خداحافظ «بل».

‫فکر کردم شاید از این خوشت بیاد.

‫همــــ.

‫منظره‌ات فوق العاده‌ست.

‫شگفت انگیزه.

‫اه!

‫اه «متیو» الان بهترین ‫بعدازظهر عمرمو تجربه کردم!

‫باورت میشه از بین تمام درختهای ‫جزیره شاهزاده «ادوارد»،

‫تونستم قدیمیترین و مهربونترین درختو پیدا کنم؟

‫باور میکنم.

‫فکر میکنی چند تا نژاد پرنده اونجا هست؟

‫- چون مطمئنم حداقل... ‫- خدای من، چه اتفاقی برات افتاده؟

‫- من یه ماجراجوییه... ‫- ماجراجویی، آره میدونم.

‫لازم نکرده جزئیاتشو برام بگی.

‫با اون کفشای تمیز نمیتونی بیای داخل،

‫اینو مطمئن باش، درشون بیار.

‫بعد برو طبقه بالا و قبل از صرف شام

‫اون لباسای کثیف و خیس و عوض کن.

‫و عجله کن قبل از اینکه بمیری.

‫ماجراجویی.

‫یه تیکه از بهشت رو زمین.

‫- امروز یکم کره تازه درست کردم. ‫- چه بهتر.

‫من به راستی بهشتو اینجا در ‫«گریین گیبلز» پیدا کردم.

‫- عصر بخیر آقای «دانلاپ». ‫- عصر بخیر «آنه».

‫ملیله کاریهاتو ببر لطفاً.

‫اگه کاغذهام تموم نمیشد لازم ‫نبود ملیله کاری کنم.

‫وقتی مدرسه ها بعد از فصل درو ‫باز شد کلی کاغذ خواهی داشت.

‫اما ملیله کاری برای پیاده سازی ‫تخیلات جای خیلی کمی داره!

‫نمیدونم «نیت» کجا مونده.

‫خب، فکر کنم بهتره شروع کنیم.

‫معذرت میخوام!

‫ببخشید دیر کردم!

‫فکر کنم بازم غرق کارم شدم.

‫- داشتیم نگران میشدیم، همین. ‫- لطفاً به روم نیار.

‫میشه دعا بخونیم؟

‫اه، خیلی وقته تو این خونه ‫دعای شکرگذاری نخوندیم.

‫به نظر کلی چیز هست که ‫بخاطرش شکرگذار باشیم.

‫مخصوصاً حالا که وقت درو رسیده...

‫دعای شکرگذاری خیلی هم خوبه.

‫پروردگار عزیز، بابت ...

‫اه، میشه لطفاً بگی: ‫"پدر آسمانی مهربان"؟

‫«آنه».

‫آخه اینطوری رومانتیکتره.

‫پروردگار آسمانی مهربان،

‫لطفاً این غذا و خانواده «کاتبرت» که مارو ‫به خانه خودشون راه دادند قرین رحمتت قرار بده.

‫تو را بابت این غذا و کسانی که آنرا ‫مهیا کردند شکرگذاریم.

‫نور رحمتت رو بر این غذا ببار که ...

‫اجسام مارا قوت و نیروی تازه به ما میدهد.

‫و کسانی که اینجا هستند ‫مورد رحمت تو قرار گیرند

‫و کسانی که در قلبهای ما هستند.

‫و تمام کسانی که در چنین ‫روزی خوشبخت نیستند.

‫- آمین. ‫- آمین.

‫زودباش، تکون بده، تکون بخور!

‫هی مراقب پشت سرت باش!

‫آتیشُ شعله بده «ترینیداد». ‫کسی بابت تعطیلات بهت حقوق نمیده.

‫- خنده دار نیست. ‫- نخواستم شوخی کنم.

‫خب، شاید یکم.

‫شاید شما یه شغل دیگه میخواین؟ ‫شما اینو میخواین؟

‫ببخشید قربان.

‫بعضی وقتا موسیقی تو ذهن ‫هست که باید خارج بشه.

‫میخوای بری خندق بکنی؟ ‫(سربازی)

‫- این برات بهتره؟ ‫- مشکلی نیست قربان، همه چیز مرتبه.

‫دارم میام قربان.

‫حدس میزنم کار تو مستراح ‫خیلی رقت انگیز باشه.

‫- نمیخواد مث احمقا حرف بزنی؟ ‫- چی؟

‫شما کار نمیخواین؟ ‫همینه؟

‫داریم خوب پیش میریم قربان. ‫از کار شعله افکنی خوشمون میاد.

‫این کار از سرمونم زیاده.

‫دیگه فک نزنین.

‫- امیدوارم مزاحم نشده باشم. ‫- تازه داشتم میرفتم.

‫میتونم امروز همراهت بیام؟

‫مطمئنم اگه سریع کارهای خونه رو انجام بدم

‫و از اونجایی که مدرسه بخاطر درو ‫تعطیله، کار دیگه‌ای ندارم انجام بدم.

‫فکر نکنم گشتن تو خاک و خل ‫تمام روز برات جالب باشه.

‫جالب میشه!

‫خواهش میکنم؟ تا حالا ندیدم چیکار میکنی

‫و فکر کنم علم سنگ و این چیزا

‫خیلی هم جذابیت داره.

‫وقتی بار اول اومدم جزیره شاهزاده «ادوارد»، ‫از تمام جاده های سرخ شگفت زده شدم، واقعاً.

‫اگه تو نیومده بودی، هیچوقت نمیفهمیدم چرا قرمز هستند.

‫کلمه اکسیده آهن خیلی منو هیجان زده میکنه!

‫خیلی به نظر علمی میاد!

‫اه! یه دنیایه برای خودش!

‫و اینکه کارفرمات از آمریکا خیلی دوره،

‫باعث میشه این خاک از ‫همه چیز برات مهمتر باشه.

‫دنیا واقعاً جای شگفت انگیزی نیست؟

‫حرف زدنت هیچوقت تموم نمیشه.

‫و سپس، شاهزاده «کوردلیا»

‫اون تفنگ بزرگ رو در آورد ‫و سمت بچه گربه گرفت.

‫چی؟!

‫اه، شاهزاده «کوردلیا»، خواهش ‫میکنم منو نکش!

‫سرنوشت بچه گربه مرگ بود.

‫«آنه»، حرف زدن موقوف، ‫تو باید خوابیده باشی.

‫«آنه شرلی» بیا اینجا!

‫«استر» کتابو بیار!

‫یه ساعت.

‫شاید دو ساعت.

‫خواهیم دید.

‫حتی یه کلمه هم نمیگی.

‫حرف زدن فقط کار تو باشه.

‫و میتونی با تمام اطلاعاتت در مورد ‫سنگها و خاکها و

‫مواد معدنی منو غافلگیر کنی...

‫میدونی خانم «ماریلا» دعوام میکنه. ‫نمیتونم درست وقتی

‫- کلی کار رو دستش ریخته تورو ببرم. ‫- اما دروی محصول فرداست...

‫بهت میگم...

‫اگه اینو بخونی،

‫تو تمام چیزهایی که من ‫میدونم و میدونی حتی بیشتر، همــ؟

‫آخرین و بهترین پیشنهاد...

‫قراره از دادن این به من پشیمون بشی

‫چون قراره تمام چیزها در مورد...

‫- زمین شناسیُ بفهمم. ‫- شک ندارم.

‫اگه اشکالی نداره باید هزارتا سؤال ازت بپرسم.

‫خودت خواستی.

‫زمین شناسی.

‫بیرون.

‫اه خدای من!

‫ببخشید، شمارو که نترسوندم؟

‫ف، فکر کردم رفتی، وگرنه هرگز...

‫یه تأخیر کوچیک مو قرمزی داشتم.

‫ای وای، موهای شما بوی نسیم ‫زنده ییلاقی رو میده.

‫خب، من رفتم.

‫بابت مزاحمتم معذرت میخوام.

‫- امروز وقتشه ، آره؟ ‫- امروز وقتشه، بالاخره.

‫وقتشه طعمه رو بزنیم به قلاب.

‫اه، محصول پربار.

‫عاشق یه جیب پر هستم که فقط خرج کنم.

‫«آنه»! محض رضای خدا. ‫سطلُ ببر انبار غله.

‫بله! ببخشید!

‫- از اون دختراس. ‫- باید بگم خود جنسه.

‫اه!

‫- داری چیکار میکنی؟ ‫- کار میکنم، تو چیکار میکنی؟

‫- به نظرت دارم چیکار میکنم؟ ‫- یه کار خسته کننده که کار نیست.

‫به سختی. «نیت» این کتابو داد بهم.

‫اون یارو یه چیزیش میشه.

‫چی؟ چرا این حرفو میزنی؟

‫نمیدونم...

‫- فقط... ‫- خب این کتاب خیلی جذابیت داره.

‫و «نیت» هم اتفاقاً درک میکنه ‫که مطالعه کردن خیلی مهمه.

‫من یه خرگوشم!

‫«آنه» بس کن، تمومش کن!

‫من یه خرگوشم میبینی؟ من ‫یه خرگوش پشمالوی شیطونم!

‫خوندن تو خون منه.

‫منظورم اینه که ببین!

‫این جمله رو ببین! ‫شگفت انگیز نیست؟

‫بعضی وقتا رفتارت خوب نیست.

‫منظورت چیه؟ چی داری... ‫«جری»!

‫نمیتونم مدرسه برم، یادته؟

‫من میتونم خوندن یادت بدم.

‫زحمت نکش.

‫کلمات از حرفهایی درست شده که بهش میگن الفبا.

‫26 تا حرف داره. ‫الفبا.

‫و برای تشکیل کلمات ترکیبات بینهایتی داره!

‫شاید بهتره با اسمت شروع کنیم.

‫ام...

‫خب، این حرف "J" هست.

‫اینم "E" ...

‫میگم، کمک لازم ندارید؟

‫ببخشید من...

‫آقای «بری»، درسته؟

‫دقیقاً، و شما؟

‫«ناتانیل» ‫«نیت».

‫- من واسه کار به گرین گیبلز منتقل شدم. ‫- آره، همون زمین شناس؟

‫بدبختانه بله.

‫خب، مشکل دقیقاً چیه؟

‫من، راستش نباید بگم.

‫فقط خیلی ناامید کننده‌ست، همین.

‫شاید شنیدید، من...

‫من واسه یه شرکت بزرگ شیمیایی کار میکنم.

‫و منو استخدام کردند تا اکسید آهن ‫از خاک اینجا استخراج کنم.

‫اه، پس قضیه از این قراره، ها؟

‫به نظر داری میری سمت چین.

‫خب، بعضی وقتا همین حسو میده.

‫اینا زمینهای بدون مالکه درسته؟

‫آره، درسته.

‫من 100 جریب زمین دارم که...

‫قراره بگیرنش!

‫از شمارو نه، چیزی که اینجاست...

‫متأسفم، نمیخواستم یه دفعه بگم.

‫نه نه، نگران نباش.

‫مشکل اینجاست که...

‫من طلا پیدا کردم.

‫بفرما، گفتم.

‫مطمئنم اینم خیلی مهمه.

‫من نمونه خاکو فرستادم نیویورک ‫منتظر جواب تست هستم.

‫منتظرم جوابش بیاد.

‫من بدون اینکه...

‫به شرکت خبر بدم اینکارو کردم.

‫چون به محض اینکه بفهمن...

‫اونا تمام حقوق زمینهای اطرافو میگیرن.

‫میتونه میلیونها ارزش داشته باشه.

‫دقیقاً...

‫ببخشید که بهتون گفتم ولی...

‫حس خوبیه که بالاخره با صدای بلند بگم.

‫به کسی نگی.

‫اه!

‫تمام مردم "آونلی" حتماً آدمای خوبی هستن.

‫خیلی حیفه که هیچکدوم از ‫شما سودی نبره؛

‫طلا ممکنه هرجایی باشه.

‫- بعداً میبینمتون آقای «بری». ‫- اه، منو «ویلیام» صدا بزن لطفاً.

More Farsi Persian subtitles for Anne with an E

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left