The first 200 lines.
تیم ترجمه آفتابگردان تقديم ميکند
...بو
!بو...بو...بو...بوس
.منو ببوس عزيزم
maryamgooly0011ترچمه و زيرنويس: مريم
چي شده؟
.تومور مغزي داره
چي؟
چطور اينقدر رشد کرده و خودش نفهميده؟
.خيلي خوشحالم
ميگن کسي که رفتارش ناگهاني،عوض ميشه .مرگش نزديکه
قراره بميري که اينطوري ميکني؟
سون آه
...تا وقتي که بميرم
فقط تو رو دوست دارم
.همه اينا از قبل برنامه ريزي شده،همش نقشه هست
.بهتون گفتم که
آقاي کانگ گو رو
.بعد از بازجويي،حقيقت مشخص ميشه
ما شاهد داريم
.توي عکسا هم که صورتت مشخصه
چه برنامه و نقشه اي؟
بيا،يه چيزي بگو ديگه
.اينا همش نمايشيه که خودت راه انداختي
اگه توي ايستگاه پليس،کسي رو تهديد کني،
.تو دردسر ميوفتي
!!آه!واقعا که
.من شکايتي ندارم
بله؟ - چي؟ -
!خانم اوه هيانگ سوک
.بازجويي هنوز تموم نشده
!خانم اوه هيانگ سوک
!اوه هيانگ سوک
خب...حالا ميتونم برم،درسته؟
بعد از اين کاري که باهام کردي،فکر کردي جونت در امانه؟
!تو نگران جون خودت باش
!اوه هيونگ گي
...نه
اوه هيانگ سوک بودي درسته؟
خوب يادت بمونه که،
.باهام چيکار کردي
...من دو برابر
.نه...سه برابرشو بهت برميگردونم
.ولي بدون يه روز جلوم زانو ميزني و طلب بخشش ميکني
همچين اتفاقي نميوفته
...چون احتمالا
.تا اون موقع ناپديد شدم
.ممنونم
.ممنونم
ميتونم باهاتون عکس بگيرم؟
.آه... آه...متاسفم
.بهتون گفته بودم که نميتونين عکس بگيرين چون ما وقت نداريم
.ولي بازم،ما که آخرين نفريم
.تمام اين مدت منتظر مونديم تا بقيه امضاهاشونو بگيرن
نميشه،باهامون يه عکس بگيرين؟
نميشه؟
.مشکلي ندارم،باهاشون يکي بگير
.باشه
.ممنونم
.دوربينو بده به من
.کنارشون وايسين
.بخندين
...ميخوام عکس بگير
!رئيس
چيکار ميکنين؟
...آه!اين
.اينا دستاي مهربان چا سونگ هيوک هستن
.ما دستاي بد چا سونگ هيوک رو بيشتر دوست داريم
.سريع بگير
...پس حالا ميگيرم...اينجا رو ببينين
...يک،دو،سه
.تموم شد
ممنونم،ممنونم - ممنونم-
.ممنونم
هي
.خسته نباشي،ميتوني با سونگ مين و بقيه بري خوش بگذروني - بله -
.ما هم ديگه بايد بريم- ما؟-
.ما بايد بريم بالا
چي؟
.اتاق رزرو کردم
.آه! به هر دوتون خوش بگذره !فايتينگ
.صبر کن
چرا؟
.بيا بريم ديدن مادرت
چي؟
.مادرت اين روزا خيلي تنهاست
پس رزرو طبقه بالا چي ميشه؟
.مدير گِه،با اوني بهت خوش بگذره
چي؟
...ولي
.فقط همين يه روز که نيست
.بيا امشبُ بريم ديدن مادرت
.من نگرانشم
...ولي بازم
...پس نميشه فقط چند دقيقه
...چيزه
...ما
بايد بازم تکرارش کنيم؟
چيو؟
...آيگو!تو
ما سه بار همديگه رو بوسيديم و بازم بيشتر ميخواي؟
.ديگه بايد بري
...از حالا به بعد
ديگه نميتوني فرار کنيا؟
چطوري ميتونم فرار کنم وقتي که به اينجا تعلق دارم؟
بعد از نجات دادنت که داشتي تو آب غرق ميشدي،
وقتي که نزديک بود جونتُ از دست بدي،
...من
فکر کردم که اگه بجاي .تو بميرم بازم خوشحالم
اگه تو نجات پيدا ميکردي،
.کاري نبود که نتونم تو اين دنيا انجام بدم
...اون زمان
براي نجات من و سونگ هيوک،
حتي اگه تا حالا بهت نگفته باشم،
.هميشه ممنونِت بودم
... خب
...سونگ هيوک
.دنبال يه فرصتم که بهش بگم
!نه!اين کار رو نکن
He will break your back into two. Don't!' .اگه بفهمه دو نصفت ميکنه
.اگه بفهمه دو نصفت ميکنه
کيه؟
.آه! سونگ هيوک
آها
چيه؟
!مامان
.تا سه بشمار
چرا اونوقت؟
.تا سه که بشماري ما هم رسيديم پيشت
چرا داري مياي اينجا؟
کجايي؟
کجا ميخواي باشم؟ .نزديک رستورانم
رستوران؟
چي؟
.هي!نيا
...هي!...هي!...تو...تو
چرا داري مياي اينجا؟
اين ديگه چه حرفيه؟ .فکر کردم خوشحال ميشي
!زود باش تا سه بشمار
!نيا اينجا! نيا! نيا اينجا
!آه! واقعا که
!حالا که اينجوريه يهويي ميام داخل
...باشه...باشه...باشه...باشه
...يييييييک
اين ديگه چيه؟ چرا "يک" اينقدر طولانيه؟
.باشه
...دووو
!کافيه ديگه! سه
چيکار ميکردي؟
چيکار ميخواستي کنم؟
.خوابيده بودم
.به نظر نمياد خوابيده باشي
.خواب بودم.گفتم که خواب بودم
...در ضمن
.اگه ميخواي بياي اينجا،بايد قبلش بهم خبر بدي
چرا آدمو سوپرايز ميکني؟
پسرت اومده خونه،
چرا بايد سوپرايز بشي؟
من ازش خواستم که بيايم .اينجا چون دلم براتون تنگ شده بود
.بله
.از دست تو که همش انتخاباي ناجور ميکني
.همين که تنها بودم خودش خيلي خوب بود
چي؟
.هيچي با خودم بودم
!مامان
چون اينطوري ميکني،همه .مادر شوهراي دنيا لعنت ميشن
اون هر کاري ميکنه چه خوب و چه بد !!بهش گير ميدي
پس چيکار کنه؟
بي ادب
کي داخله؟
چي؟
کي داخله؟چي؟
.ميدونم يکي اون تو ـه
.هي! هيچکس داخل نيست
.من فقط خودم تنها خوابيدم
!داري ميگي که اونجا هيچ آجومايي هم که لخت خوابيده باشه نيستش ديگه
.باشه پس
کجا ميري؟
.ميرم تو اتاق
چرا ميخواي بري اونجا؟
!هي
!آيگو
هان؟
!واقعا کسي نيست
!نيست
.معلومه که نيست
.ما امشبُ اينجا ميخوابيم
!هي
چرا ميخواي اينجا بخوابي؟
!فقط برو
.نميرم
چرا اينطوري ميکني؟
.از خستگي دارم غش ميکنم
!آيگو ! آيگو ! کمرم
.باشه،غش کن
... آه ! تو...سون آه
ميشه لطفا ببريش خونه؟
.دارم از خستگي ميميرم
.اصلا هم از خستگي نمي ميري
داري چيکار ميکني سون آه؟ !زود باش ببرش ديگه
No comments yet. Be the first to leave one.