The first 200 lines.
اسم من الیور کویین ـه
بعد پنج سال زندگی تو یه جزیره ی جهنمی
فقط با یه هدف برگشتم خونه
که شهرم رو نجات بدم
اما واسه این کار,نمیتونم همون قاتلي باشم که زماني بودم
به افتخار خاطرات دوستم
باید یه ادم دیگه بشم
باید یه چیز دیگه ای بشم
...انچه گذشت
. . . میخوام به یه وکیل مدافع درمورد
بند 15 آیین دارسی جنایی اطلاعاتی بدیم
دوست دارم یه گپی باهات بزنم
قبل اینکه تو بری دنبال مجازات اعدام
موریا اون چیه که من نمیدونم ؟
یه چیزایی هست
که هیچ وقت نباید دربارش صحبت شه
اون دوبار منو مغلوب کرد و من هنوز نمیدونم چطوری جلوش رو بگیرم
کی هسی؟
وقتی میدونی زندگست مثل قبل نمیشه
سارا؟
اره بابا دانشگاه عالیه
نه منو هم اتاقیم خیلی باهم مچ شدیم
مثل دوستای واقعی
باشه اره بابا, باید برگردم به ازمایشگاه
اره مثل این که یه شب طولانی پیش رو دارم.
تلفن رو قطعش کن
دوست دارم بابا خدافظ
اولی
تو دردسر افتادی
کارگاه لنس چطوره؟
اه نه خبردار نشده, مثل همیشه
.فکر کنم تشنم بود
شنیدی؟
1, 2, 3...
داره نزدیک تر میشه..
زیاد علمی نیست
و تو درباره ی علم چی میدونی,
پسری که دانشگاه رو گذاشته کنار ؟
اتفاقا خیلی هم زیاد درباره ی علم میدونم
درباره ی تخمیر میدونم
زیست شناسی میدونم
ممـــم لارل منو میکشه
منم میکشه
خواهرت هیچ وقت نمیفهمه
فقط بیا اینجا
باشه این واقعا یه انتخاب بود
.سارا
. حالمون خوب میشه
سارا؟
!سارا
!کمک !کمک
!سارا
!الیور
لیگ بین المللی بسکتبال دیشب با هفت بازی
شب شلوغی داشت
تیم کاوالي ها در با نهايت تعجب صعود کردن
نمیتونی بخوابی؟
با چشای بسته زیاد به درد نمیخورم
هی مرسی از اینکه گذاشتی اینجا بمونم
.میدونم با مادرت کلی مشکل داری
تیا خیلی ها پیش دوست پسرشون میمونه
...پس نگران هیچکی نباش که بفهمه که برگشتی
مرسی که درک میکنی
درک نمیکنم
میدونی هیچ وقت این فکر رو نکن که خانوادت دلتنگت نمیشن
اره؟ تو از کجا میدونی؟
.چون من دلتنگت میشم
فکر نیمکنم اونجوری که فکر میکنی از دیدنم خوشحال شن
چطور میتونی اینو بگی؟
میدونم چقدر سخته
بعد یه مدت طولانی برگردی خونه
فکر کنم پدرم و لارل
زیاد از دیدینت خوشحال نشدن
.نه .نه اولش
مطمئن نیستم شما دوتا دوباره برگردین پیش هم
سعیمونو میکنیم
ولی کار سختیه
میدونی بعضی چیزا هست که بهتره بذاری تو گذشته بمونن
دیگه بسه هرچقدر منتظر اقای کوین شدم بیاین شروع کنیم
شرمنده دیر کردم
یه دوست قدیمی تو شهر هست
فقط باید به مادرت و خواهرت توضیح بدم
که خانوم لنس صندلی دوم
به عنوان وکیل همراه واسه دادخواهی نشسته
مورد علاقم نیست
خان لنس عملا تو خونه ی کوین بزرگ شده
فکر کنم دارید قضیه رو خیلی بزرگ میکنید
وقتی خانوم لنس رو از روی این پرونده برداشتم متوجه میشی
!!!!شاید دیگه پرونده ای وجود نداشته باشه
فقط به خاطر خانوم لنس اینجا نیومدم
اما همچنین یه پیشنهادی هم دارم
زندگی با حق انتخاب
.نه
ما این اتهامات رو قبول نمیکنیم اقای کوِیین گناهکار نیست
ایشون به قتل 503 نفر دست داشتن یا شریک جرم بودن
به اجبار یه آدمکش روانی به نام مالکوم مرلین
همچنین از بخش جنایی انصراف داد
قبل از اتفاق افتادن پنج دقیقه قبل.
با مرگ مارلکوم مرلین,
هیت منصفه میخواد یکی رو واسه سرزنش پیدا کنه
اگه اون شرط رو قبول نکنه
با مجازات اعدام روبرو میشه
خیلی به باج گیری شباهت داره
حقیقت رو ببینید . . . اینم در نظر بگیرین که
بیش از یه دهست که ما پیام های تلفن
سوابق تلفن, نامه ها و ایمیل ها رو بررسی کردیم.
شرط میبندم یه چیزی پیدا میکنم که دفاعیه تورو
از بین میبره
اقای دانر
اگه اشکالی نداره ,یه چند روزی میخوام رو این پیشنهاد فکر کنم
.البته
.ببخشید
.برمیگردم
لارل؟
.تو ماشین میبینمت
مادرمو تعقیب میکنی؟
من این پرونده رو نخواستم بهم ماموریت داده شده
پس بگو نه این یه کار جدیده الیور
من زیاد برش کاری ندارم ولی اون یه مقداریم که دارم
واسه گرفتن اون مذاکره مشروط برای مادرت استفاده میکنم
این ایده ی توئه؟
زندگی تو زندان؟
دی ای درباره ی اعدام خیلی جدیه الی.
هردوتامون میدونیم از دست دادن یکی چطوریه
پس دربارش فکر کن و زندگی مادرت رو نجات بده
خوبی؟
این مورد برام روشن نیست ...هفته ی پیش
از جواب گفتن واسه این سوال خسته شدم
!کمک
!کمک
!اینجا
سارا؟
سارا؟
خوبی؟
کارای مادرت چطور پیش میره؟
دادمش به خواهر تو داره رو پرونده کار میکنه
...بهش نگفتی .نه
یه چیزایی درباره ی نگه داشتن راز میدونم
و بهشون احترام میذارم ...حتی فکر میکنم
نمی فهمم چرا تو رازتو مخفی میکنی
...این
این به خاطر اتفاقیه که تو جزیره افتاه؟
.نه
بعدش-
کارایی که کردم
کارایی که مجبور بودم واسه زنده موندن بکنم
کارایی که هیچ بخششی واسشون نیست
خب درباره ی بخشش یه بحثی هست که میگه
میتونی اونو بدست بیاری ..تا وقتی که طلب بخشش بکنی
مرلین؟
تو کی هسی؟
فقط یه جنگجو مثل تو
چرا مثل او لباس پوشیدی؟
ها؟ کی تورو فرستاده؟
مترجـمین : عسل و آریا ☆ Beny & Asal ☆
اولین باری که لباس رو دیدم یادمه
شادو این تنش بود
این یه برنامه ریزی دقیق که تو اینجا باشی
جایی که تو تنهایی جنگیدن رو برای شهر استارلینگ شروع کردی
من تنها نیستم
اینا دوستای منن
این جان دیگله و فلیسیتی اسموک
.بچه ها .این ساراس
به خونه خوش اومدی سارا
از اینکه شنیدم زنده هستی خوشحالم
منظورم اینکه من نمیدونستم تو از اول نمردی
.یه هر حال خوشحالم که زنده ای .مرسی
فقط یه سری مهمون ناخوانده تو ماموریت کوئین داریم
تمرین دیده و بسیار ماهر
و مثل مرلین لباس میپوشه
خب اخرین باری که مرلین رو دیدم مرده بود
با یه تیر که توی قلبش فرورفته بود
خودش نبود اون یه پیرو بود یه ادم پست که
دنبال انتقام بود هرکی بود
میدونه من کیم
هی من برات یه کیسه از خاک نیاوردم
اینو تو خونه پیدا کردم از اونکه خودشو شبیه مرلین کرده به جا مونده
میخوام بررسیش کنی امیدوارم منو به اون برسونه
بعدش چی؟ اگه این مقلد
بخواد افراطی طرفدار مالکوم مرلین باشه
میتونه درست تا توی قبر هم دنبالش بره
سارا؟ ما این ادمو پیدا میکنیم
نمیخوام بدونم
منظورت چیه؟
اون دنبال تو نیست الیور
اون دنبال منه
کیه؟
Owal بهش میگن
و عضو اتحادیه ی تروریست هاست
اتحادیه تروریست ها؟
فکر کنم اونا یه افسانه بودن
لیگ آدم کش ها دیگه چی کوفتیه؟ . . .و خواهشن
نگو یه لیگه تشکیل شده از آدم کشها هستش
نه یه افسانه از شهری هستش من دربارش توی افغانستان شندیم
از رییس قبیله شنیدم اون میگفت که
اونا یه گروه قدیمی آدم کش هستن
یه سری جنگجو که مثل یه روح نا پدید میشن
من فکر میکردم از اون چیزی که میفروشه خودشم میکشه
اینقدر که بهت گفتم خسته شدم اُلی ولی تو به حرفام گوش نمیدی
این همونجاییه که تو 4 سال گذشته اونجا بودی
No comments yet. Be the first to leave one.