The first 200 lines.
"سنگاپور، ششم جولاي سال 1943"
داري چه غلطي ميکني؟
چطور جرأت ميکني؟ بس کن، حرومزاده
آهنگ انگليسي نزن آهنگ ژاپني بزن کثافت
انگليسي نه، فقط ژاپني
باشه، باشه غلط کردم
ژاپني ياد ميگيرم
...انگليسي نه
دفعه بعد براتون ترانه ژاپني ياد ميگيرم
چطور ازم انتظار دارن سه سوته ژاپني ياد بگيرم؟
کثافتها
حرومزادهها
اسم خيابونها رو عوض کردن اخبار رو عوض کردن
تو سنگاپور زندگي ميکنيم ولي به وقت توکيو
کل بچگيم رو صرف ياد گرفتن دست و پا شکسته انگليسي کردم
حالا اين آشغالها ميخوان يه شبه براشون آهنگ ژاپني ياد بگيريم
اگه اسم سنگاپور شده "شونان تو" که چي
همه که يه روزه ژاپني نميشن
حرومزادهها
رئيس حالا ديگه زدن آهنگاي انگليسي فايدهاي نداره
هيچ انگليسياي اينجا نيست کي قراره بهمون پول بده؟
آره، درسته رئيس
چون اين هنديهاي خسيس يه قرون هم بهمون نميدن
رئيس نگاه کن دارن يه ارتش ميسازن
اين رو ببين دختره داره گوشوارههاش رو اهدا ميکنه
ولي هيچي به ما نميدن
ارتش فراموش شده" "براي آزادي
تا سال 1940 کل دنيا گرفتار جنگ جهاني دوم شده بود
از يه طرف، هنديها داشتن واسه آزادي عليه انگليسيها ميجنگيدن
از طرف ديگه صدها هزار هندي
براي جنگيدن عليه ژاپن و آلمان داشتن به ارتش هندي انگليسي ميپيوستن
در سال 1942، وقتي سنگاپور به دست ژاپن افتاد
سربازان هندياي که براي ارتش شکست خورده انگليس ميجنگيدن
بهشون پيشنهاد شد تا براي جنگيدن عليه حاکميت انگليسيها
مي تونن با کمک ژاپن يه ارتش جديد تشکيل بدن
پنجاه هزار هندي به اين ارتش پيوستن
و اين چنين بود که ارتش ملي هند به وجود اومد
پيروزي براي هند
صبح بخير
صبح بخير بابا
بيا چايي، عزيزم
خيلي عذر ميخوام ...نمي دونم چي شد. فقط
چي شده؟
روزنامهت رو خراب کردم خيلي معذرت ميخوام
نتاجي از هنديها ميخواد" "همه چيز رو فدا کنن
ديدن افراد جووني که به حرف نتاجي بپا خواستن خيلي دل گرم کننده ست
...بابا، راستش، ديروز من
صبح بخير
بيا
چي شده؟- چايي از دستش ليز خورد-
مايا، مايا
داشتي يه چيزي ميگفتي
صبح بخير- ...نه-
صبح بخير
خب، حالا مايا تو صفحه اوله
مايا، تو دروغ گفتي
دروغ گفتي
مايا، اونها فقط نگرانن
چون رفت و آمد خانمها به دورهميهاي ارتشي زياد امن نيست
ولي مگه سخنراني نتاجي رو نشنيدين؟
اونا دارن واسه اولين بار دسته زنان رو تشکيل ميدن
مايا، اگه يه پسر بودي لحظه پرافتخاري برام ميشد
باورم نميشه شما دارين اين حرف رو ميزنين بابا
خودتون بهم ياد دادين که هيچ فرقي نداره
ولي فرق هست ارتش جاي زنها نيست
بابا، تو، سريدر هر دوتون ميدونيد که حق با ارتش مليه
حق با نتاجيـه پس پيوستن من به اونا چطور ميتونه اشتباه باشه؟
خواهش ميکنم
نگران نباشيد، خاله
جلوش رو بگير، لطفا
...اگه مايا به ارتش ملي ميپيونده
پس من هم بهش ملحق ميشم
هر دوشون ديوونه شدن اي کاش ميمردم
هي! کاستوري! کاستوري
خاله
چطور ميتوني ازم بخواي قيدش رو بزنم؟
برمه برام مهمه
و فقط هم يه هفته ست اوضاع اونجا آروم شده فعلا
ميرم اونجا، چند تا عکس ميگيرم با چند نفر مصاحبه ميکنم و تموم
ارزشش رو داره تا اينطوري زندگيت رو به خطر بندازي؟
خودت همش غر ميزني که نسل ما همهشون ولگردن
و بفرما الان که ميخوام يه کاري رو که واقعا بهش باور دارم انجام بدم
داري جلوم رو ميگيري
عمر، ميدوني که حال مامان بزرگ خوب نيست ...و تو داري
واسه نابود کردن آرزوهاي عمر از من استفاده نکن
بي خيال، مامان
بذار بره
فقط هفت، هشت روزه
ولي مامان، حداقل به حرفم گوش بده
حرف زدن بسه، بابا من دارم ميرم، همين
اگه بخواي منم باهات ميام
سرهنگ سودي باعث افتخار منه اگه همراهم بياي
هي، تو
فرار کنيد
بريد کنار
يالا! يالا
اونجا
اونجاست
اون طرف، داداش
زودباش
اونجا
اوناهاشن
هي، داري چيکار ميکني؟ برو توي صف
هي، چه خبر شده؟
قربان، قربان، خواهش ميکنم
...قربان برادرم خيلي مريضه
مادرم در حال مرگه، قربان
قربان، قربان، خواهش ميکنم
قربان، من به مادرم قول دادم
که جزو اولين کسايي باشم که به ارتش نتاجي ميپيوندن
بريد توي صف
مادرش داره ميميره، آقا
باشه، باشه داداش خيلي خب داداش، برو جلو
زنده باد هند
زنده باد هند، قربان راجان هستم، قربان
زنده باد هند
بعدي
زود باشيد، تکون بخوريد- ببخشيد-
تبريک ميگم تو هم تونستي تيتر صفحه اول خبر بشي
ممنون
ترجيح ميدم عکسايي که ميگيرم تو صفحه اول چاپ بشن
آره، اينجا
خب
هيچوقت فکر نمي کردم حرفاي نتاجي اينقدر روت تاثير بذاره
چرا؟ مگه من با بقيه فرق دارم؟
منم مثل همهي آدمايي ام که اينجا جمع شدن
و حاضرن جونشون رو براي آزادي هند بدن
اومدن رو که اومدن ولي چطوري ازشون سرباز بسازيم؟
اگه تو ميتوني سرباز بشي چرا اونها نتونن؟
مشکل اينه که هر کسي نمي تونه نظم و مقررات نظامي رو تحمل کنه
بخاطر همين تو هند فقط از نژادهاي رزمي سرباز انتخاب ميکنن
نژادهاي رزمي؟
نژادهاي رزمي، منظورم کساني که جنگجوان
کساني که جنگجوان؟
داري درمورد آدمها حرف ميزني يا حيوونها؟
کي تصميم ميگيره که يکي جنگجوئه و يکي نيست؟
يالا، عجله کن
نمي دونم تصميم گيرنده کيه ولي ارتش هند اينطوري شکل گرفت
منظورت از ارتش هند ارتش هندي انگليسيه
تفنگ رو اونجا چک کن
منظورم اين نبود
پاتان، راجپوت، دوگرا، گورکاو غيره
اينها نژادهاي جنگجو تلقي ميشن
و بقيه هم نژادهاي زن صفت
نژادهاي زنانه
نژادهاي زنانه؟
من نميگم انگليسيها اين رو ميگن
اشتباه از تو نيست، کاپيتان
ارتش اصلي هند، اينجا داره شکل ميگيره
جلوي چشماي ما
سرباز ارتش آزادي بودن
نبايد به نژاد و طبقه و مردانه يا زنانه بودن
يا مزخرافات ديگه ربط داشته باشه
تنها چيزي که بايد مهم باشه اينه که همگي هندي هستن
و حاضرن بخاطر کشورشون از جونشون بگذرن
درسته
و آره، اگه نياز باشه ما زنها هم ميجنگيم
يا کاپيتان، نکنه فکر ميکني زنها جزو نژاد جنگجوها نيستن؟
نه، خانم شما کاملا يه جنگجويين
اين دختره بايد فورا عضو ارتش بشه
و مستقيما بهش مقام ژنرالي بدن ژنرال مايا
آره، خب چرا نمياد ملحق بشه؟
دارن يه دسته زنها هم تشکيل ميدن دسته ملکه جانسي
بعدي
و حتي شنيدم واسه آموزششون افسر داوطلب ميخوان
"ميانمار سال 1996"
درود
البته، درود، درود
به ميانمار خوش اومدين خيلي درمورد شما شنيدم
منم همينطور
دوستاي ميا دوستاي منم هستن
و بابت کمک کردن بهم ازت ممنونم، راني
مشکلي نيست اين تين تين هست، راهنمايي محلي مون
اون رو ميخوايم چيکار؟
بهش نيازي نداريم ولي راستش چاره ديگهاي هم نداريم
بعدا توضيح ميدم
بيا اينجا! بيا
نمي توني اينجا عکس بگيري يا دوربين رو بده يا بذارش کنار
من مجوز دارم
عمر، لطفا چيزي نگو
عمر
ديگه عکس نگير
اون مجوز داره، صبر کنيد
ما رو ببخشيد
خيلي خب
لطفا، لطفا
بهشون بگو دفعه بعد مراقب باشن نمي تونن ايجا عکس بگيرن
اون ديگه چه کوفتي بود؟ اونا چه مرگشونه؟
نمي توني هر جايي که دلت ميخواد عکس بگيري مخصوصا اگه سرباز اونجا باشه
ولي همه جا پر از سربازه
اينجا نبايد از سربازا فيلم بگيري نبايد ازشون عکس بگيري
ما اجازه عکاسي داريم
ولي باز هم بايد خيلي مراقب باشي
پس شما دو تا ميخواين واسه افسر آموزشي داوطلب بشين؟
بله، جناب
يعني، خانم
چرا فکر ميکنيد ميتونيد به دسته خانمها آموزش بديد؟
چون ميدونيم چطوري از پسشون بر بيايم، جناب
ببخشيد، خانم
جدي؟
No comments yet. Be the first to leave one.