The first 200 lines.
«زیرنویس اختصاصی فیلیمو»
《خاموشی》
بجنبین، تکون بخورین !یالا افراد، بجنبین
برین، برین، یالا افراد !بجنبین، سریع
چیزی میبینی؟
.هیچی
آژیر واسه چیه؟
.میفهمیم
کانال یک واسه افراد عادیه ،کانال دو واسه افسرانه
.کانال سه واسه فرماندهست
.به کانال افراد عادی گزارش بدین
.دریافت شد
،چندین دشمن دارن نزدیک میشن
.سه کیلومتر فاصله دارن و دارن میان
جزئیاتی داری؟
،علائم حرارتی دارن
.و با سرعت ۲۰ کیلومتر بر ساعت حرکت میکنن
.از یه آدم خیلی بزرگترن
اونا چه کوفتی هستن؟
.اونا دشمنمون هستن، سرباز
با دشمن چیکار میکنی؟
.میکشمش، سرگرد
.دقیقا، پس آماده باش
.اطاعت، قربان
کار اصلیت چیه؟
.قبلا بهت گفتم
.اوه، بیخیال، واقعا
.جدی میگم
بسیارخب، باشه، تو داوطلبانه توی ارتش ثبتنام کردی؟
.همینطوره
،بیخیال، ارتشمون بهتر شده
.ولی اونقدرا هم بهتر نشده
تازه، پس توی مسکو چیکار میکنی؟
،واسه خودت چرخ میزنی
.اینور و اونور میری
.دو هفته مرخصی دارم، یه ساله که اینجا بودم
و؟
.این رستوران با کلاس گیجت نکنه
میتونم از پس هزینهش بربیام .خانوادهام پولدارن
.بابام توی سامارا واسه خودش کارخونه داره
،اون ۱۵ سال خدمت کرد
.بعدش میخواست کار و کاسبی واسه خودش راه بندازه
.تازه داداشم هم توی نیروهای ویژه بود
.توی سوریه بود
.پس تو تصمیم گرفتی به میراث خانوادگیتون احترام بذاری
.خب، میشه اینطور گفت
کجا خدمت کردی؟
.تیپ هوایی ۴۵ نیروهای ویژه
اوه، هوایی؟
خب، چتربازی هم میکردی؟
!البته، ناسلامتی هواییه ها
آدم سرسختی هستی، ها؟
!خوبه
.خانمها و آقایون، داریم ارتفاع کم میکنیم
.هجده دقیقهی دیگه به فرودگاه میرسیم
.لطفا به صندلیهاتون برگردین و مهیای فرود بشین
...صندلیهاتون رو- ...فقط باورم نمیشه-
.اینجا چقدر خوشگله- ،به حالت اولیه برگردونین-
...میدونی، بیصبرانه منتظرم- .سینی صندلیتون رو جمع کنین-
...که برگردم اونجا- ،پردهی شیشهتون رو باز کنین-
.و دوباره همهش رو ببینم- ...دستهی صندلی رو پایین بیارید-
.و لطفا کمربند ایمنیتون رو ببندین
.کمربندتون رو ببنیدین
چه خبره؟
.نمیدونم، ولی فکر کنم قضیه جدیه
...برنامهی معمول تلویزیونیتون رو قطع کردیم
.تا این اطلاعیهی فوری رو براتون پخش کنیم
...ارتباطمون رو با اکثر
.نواحی پرجمعیت روسیه از دست دادیم
...تا الان، وزارت وضعیتهای اضطراری
.هیچ گونه بلایای طبیعی گزارش نکرده
...همچنین اطلاعی نداریم
.که خسارت فیزیکی به جایی وارد شده یا نه
.خدایا، اولگ، اون خیلی ترسیده
...در حال بررسی احتمال
.حملهی اتمی هستیم
گفتن حملهی اتمی؟
شاید جنگ راه افتاده؟
...آیا حوادث امروز فقط یه سلسلهای از تصادفات هستن
یا این نتیجهی یه حملهست؟
...بعضی از متخصصان گمان میکنن
.که احتمالا تروریستها مسئول این وقایع هستن
.متوجه نمیشم اونا چی دارن میگن؟
.سوالات زیادی برای پاسخ دادن باقی میمونه
...بعضی از متخصصان گمان میکنن
.که احتمالا تروریستها مسئول این وقایع هستن
.مقامات دولت ازتون میخوان که آروم باشین
.به پدرم زنگ میزنم
.خب، همین الان یه پیام به دستمون رسید
،فقط شهرهای روسیه نیستن
.ارتباطمون با باقیِ دنیا هم قطع شده
...در حال حاضر هیچ پاسخی از
.هیچ تلفن یا تلگراف یا رادیو یا سایت اینترنتیای دریافت نمیشه
.تمام راههای مخابراتی به مخاطره افتادن
لطفا با ما همراه باشین ...ما سعی داریم همینطور که این وقایع روشن میشن
.بیشتر در موردشون بفهمیم
مرکز، برو وان هستم .زمان تقریبی رسیدن ۴ دقیقه
.این یه ماموریت شناسایی سریعه
...هدف مستقیممون یه شهر بزرگه
.که اخیرا ارتباطمون رو باهاش از دادیم
پهبادهایی اونجا فرستادیم .هیچ کدومشون برنگشتن
.کولیا، اولین کاری که میکنی کنترل سطح تشعشعاته
مفهومه؟
!بله، قربان
!بسیارخب، خبرنگارها
،خانم، جایی نرین
.تمام مدت پشت سربازها بمونین
.سعی کنین سرتون رو پایین بگیرین
.سر و صدایی نکنین، حرفی نزنین
.سرگرد، تقریبا رسیدیم
.چیزی نمیتونم ببینم، روشناییای نیست
.یه خط هست، یه بزرگراه میبینم
.انگار مسدود شده
داره شروع میشه، بهش چی میگن؟
.قرنطینه
.کل این محدوده بسته شده
.درست بالای شهریم، داریم فرود میایم
.برو وان، اورلان وان هستم
صدامو داری؟
.تمام
.برو وان هستم، بلند و واضح میشنوم، تمام
.وارد عمل میشیم، پوششمون بدین
.دریافت شد، تمام و پایان
.چند ساعتی میشه مرده
ایناها چطور مردن؟
.بیاین بریم بیرون
.بیاین ساختمون رو بگردیم
.برو وان، اورلان وان هستم
.ساختمون رو میگردیم و برمیگردیم
.آماده بشین تا نیم ساعت دیگه بیاین دنبالمون
.اولان وان، دریافت شد
.میتونین به راهتون ادامه بدین، خیابون امنه
.ایناها رو نگاه کن
.شام روی میزه
،میبینی، یهو اتفاق افتاده .ملت رو غافلگیر کرده
،این خانواده میخواستن شام بخورن
،صندوقدار، مشتریها
.همچنین رانندههای پشت فرمون
پس اونا کجان؟
کیا کجان؟
.گفتی خانواده میخواستن غذا بخورن
اونا کجان؟
.اون تفنگ منو گرفت
!همه شلیک کنین، آتش
!شلیک نکنین
.متوجه نمیشم، باید زده باشیمش
.من درست بهش شلیک میکردم
اون چی بود؟
!کسی چمیدونه
.فقط یه شبح بود
.آره
انسان بود؟
.آره
،کولیا شانس آورده
.تمام گلولهها به جلیقه خورده
.تمام دندههاش شکستن
.باید ببریمش
.هلیکوپتر داره میاد
.بریم
.نگران نباش، کولیا، چیزی نمیشه
.مهم اینه از جلیقه رد نشده
.حالت خوب میشه
هی، ضارب رو دیدی؟
.نه، بیهوا اومد
.اون تفنگم رو گرفت و با یه نوری کورم کرد
.نمیتونستم چیزی ببینم
.شروع به شلیک کرد
.سرگرد، با مرکز تماس گرفتم
.مرکز، جواب بده
.سرگرد دولماتوف، فرماندهی تیم شناسایی هفت هستم
.داریم به پایگاه برمیگردیم
.بین مردم عادی بازموندهای نبود
....توی محل قرنطینه
به یه دشمن ناشناس برخوردیم
...تقریبا یه ماهی میشه که
.ارتباطمون با منطقهی قرنطینه رو از دست دادیم
...هنوز گمان برده میشه که
.بیشتر از یک میلیون شهروند روسی گم شدن
.این اطلاعات فعلا تایید نشدن
...در همین حین، مقامات توصیه میکنن
که تمام شهروندان خونسردی خودشون رو حفظ کنن .و توی خونههاشون بمونن
...فعلا دولت هیچ تصمیمی مبنی بر
.گسترش منطقهی قرنطینه نداره
...گرچه، برخی از مومنان
.خواستهی مقامات رو نادیده گرفتن
...هزاران مسلمان، به پیشبینی پایان دنیا
.امروز در میدان رِد اسکوئر گرد هم اومدن
...پیروان ارتدکس دین مسیحیت
.هم در کلیسا گرد هم میان
...و گروهی از مسیحیون توی نیو آرابات
.امروز راهپیمایی کردن
،به خاطر این وقایع
...مقامات پایتخت به شما توصیه میکنن
.که وحشت نکنین و آرامش خودتون رو حفظ کنین
یورا، چی دارن میگن؟
.هیچی، مامان
.همه چی مرتبه، زندگی جریان داره
رژ لبم کو؟
.کمکم کن آماده بشم
کجا میری؟
No comments yet. Be the first to leave one.