Based on a True Story

Based on a True Story (D'après une histoire vraie)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Based On A True Story BDRip x264-FLAME
Based on a True Story 2017 720p BluRay x264-FLAME
Based on a True Story 2017 1080p BluRay x264-FLAME
Based On A True Story 2017 720p BluRay x264-[YTS AM]
Based On A True Story 2017 1080p BluRay x264-[YTS AM]
D Apres Une Histoire Vraie 2017 720p YIFY
A Commentary by Mardin5
❃ ماردیـن

Tags

bdrip
bdr
x264
BDR
Published on: 2019-03-25
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام براي "ميلِن" ميخوام. دخترداييم

عاشق شماست. منم عاشق شمام

رمانتون منو... به شدت درگير کرد

چيزي که ميگه عين حقيقته

براي همه چيز ممنون مرسي

سلام - سلام -

خيلي خوشحالم که ميبينمتون - کتابتون رو خيلي دوست دارم -

براي خودم نيست.ميدمش دخترم

اسمشون چيه؟ - ژوستين -

براي کادوي تولد 37 سالگيش ميخوام

مطمئنم اونم عاشقش ميشه

خيلي قشنگه

مرسي

سلام "دِلفين" - براي کي بنويسم؟ -

براي مادرمه

تولدشه و طرفدار پروپاقرص شماست

اسمشون چيه؟ - ناتالي -

ميدونيد. تو خونه هميشه در مورد شما صحبت ميکنه ديوونه شده

خيلي ممنون. روز خوش - خواهش ميکنم -

براي "ژان"

براي ژان

...چندين روز تو بيمارستان بودم و

کتاب شما به من اميد زيادي داد

...که با وجود بيماريم و تمام افکاري که داشتم

شايد بچه‌هام براي يه روزم شده منو دوست داشته باشن

ممنون - ممنون از شما -

تموم شد. تموم شد - تموم؟ ولي اينهمه ملت موندن -

آقايون و خانمها. براي امروز کافيه

خانم از هشت صبح اينجام

فقط يه دونه ديگه

براي تحسين کننده‌ي شديد شما

اگه امضا کنم باز صف ميگيرن

اگه با احتياط امضا کنين کسي متوجه نميشه

يه کتاب ديگه رو امضا کنم حالم بد ميشه

خيلي ناراحت ميشم، از جاي دوري اومدم

مجبورم بيام؟ دارم ميميرم - چند لحظه خودت رو نشون بده، بعد ميتوني بري -

دارم ميميرم - زياد طول نميکشه -

فقط بخاطر تو بود. زياد نمي‌مونم - ولي اينا هم براي تو اومدن -

کيا؟ - کتابفروش و ناشرين بين‌المللي -

کارينا - پس فقط پنج دقيقه -

دِلفين - مرسي "اوريان" -

به سلامتي

سلام. چقدر خوشحالم کردي

چه شب قشنگي سلام حالتون چطوره؟ (به فرانسه)

"مادام دِريو" از ديدنتون خوشحال شدم

منو يادتون نمياد؟ - خير -

بنده "لونلو براندوليني" هستم ناشر ايتالياييتون

بابت کتابتون از شما سپاسگزارم !چه کتابي

فوق‌العاده‌ست. منو به گريه انداختين

ولي فکر نکنم براي فروشش گريه کرده باشيم! نه؟

...ميخواستم ازتون بپرسم

براي امروز معذرت ميخوام

خواهش ميکنم

اين کتاب براي من خيلي سخته

ميدونم. از آشناييتون خيلي خوشحالم کارتون تحسين برانگيره

...بعضي وقتا فکر ميکنم که

که اختصاصي فقط براي من نوشتينش که فکرهام رو ميخونين

کتابو دارين؟ - البته -

براي کي بنويسم؟ - براي "اِل" (او) -

اِل؟ - بله. مخفف "اليزابت"

مرسي

يه ليوان ودکا ميل ميکنين؟

چرا که نه

خيلي دوست دارم بدونم چطور کار ميکنين

نت برداري ميکنين يا دستگاه ضبط صدا دارين؟

نوشته. و چندين دفترچه دارم

هميشه با خودم ميبرشمون اينو اونور - هميشه؟ -

بله. اينطوري مطمئن تره

ميشه ببينمشون؟ - ببينيدشون؟ -

نمي‌خوام بازشون کنم اگه نگران اين هستين

چهارتاشون همراهمه

يکي براي کتابي که روش کار ميکنم

دوتا براي عنوان و ايده ها

اينم چيزاي خصوصيه

تحمل اينها بايد سخت باشه

موفقيت‌ها، نظرات. عکس‌العمل خونواده‌تون

اين روشنايي ناگهاني

احساس ميکنم ريسک خاموش شدنش هست

خاموش بشه؟ ديگه مطمئنم اغراق ميکنيد

بهرحال گاهي وقتها احساس تنهايي شديدي ميکنين

بله؟ - آماده‌اي؟ -

اصلاً. اصلاً حال ندارم - باهات ميام تا استراحت کني -

مهموني چطور گذشت؟

کار خوبي کردي نيومدي - تو چي؟ -

ميدوني، با "کاموس اوز" گير کرده بودم و مجبور شدم "سولرس" رو ببينم

بعدش يه پذيرايي داشتن

زوتر پيچوندم رفتم

با يه دختر خيلي جالب آشنا شدم

عه؟ حالا با دخترا قرار ميذاري؟

بس کن

شبو با هم صحبت کرديم خيلي خوش برخورد بود

‌‎شنونده خوبيه. به طرف دقت مکينه

آره. اينجور شنونده‌ها کم پيدا ميشن

اسمش چي بود؟ - "اِل" (اون خانم)-

خب اون "خانم" اسمش چي بود؟ - گفتم که، "ال"

اسمش "اِل" بود؟ - آره -

مخفف "اليزابت"

مزاحمتون نشدم؟ - مراحمي "رمون" -

ماشينتونو ديدم - قهوه ميل ميکني؟ -

نه. مرسي. فقط دو تا بطري شراب سيب براتون آوردم

اوه. چه کاريه. خيلي لطف کردي

عاليه

کتاب دِلفين رو آوردم

اگه لطف کني برام امضاش کني

ببخشيد. بايد برات ميفرستادم

بفرماييد

زن منم چندسال پيش دوران سختي داشت

اون هم بستري بود

يکم شبيه داستان شما

ايشون هم اقدام به خودکشي کرد؟ - نه نه. خوشبختانه -

الان حالش خيلي خوبه

مرسي... خب

خوشحال شدم

نمي‎خواي بموني؟ - نه -

روز خوش- مرسي "رمون"!

حالا که بچه‌ها رفتن

دلم براشون تنگ شده - البته که تنگ شده -

ولي. اينطوري وقت بيشتري داري

براي اومدن به اينجا؟ - آره. براي اينم همينطور -

منظورم براي نوشتن بود، چندماهيه کار نکردي مشغول تحقيقي

به نظرت نبايد شروع کني؟ - فکر ميکني وقتي تحقيق ميکنم کاري انجام نمي‌دم؟ -

ميشناسمت ... وقت زيادي ميبره

ولي الان شک داري

کار سختيه. يه ماجراي کاملاً جديده

شخصيت‌هايي که بايد حدود دو سال باهاشون مشغول باشم. عاديه

چي عاديه؟ - که فکر کني، سوال بپرسي -

که آيا بهشون علاقه دارم، که براي بقيه هم جالب باشن

اگه از اول ايده اشتباه کنم چي؟ اين چيزا هم پيش مياد

به نظرت اشتباه ميکني؟ - نه -

اصلاً

آماده‌م

خيلي دوست دارم که بلاخره شروع کنم

تو اينطوري ميتوني ملت رو جذب کني چون کتابت فقط اسمش يه رمانه

و فقط چندتا اسمو عوض کردي

به نظرت دوباره ميتوني کنترل زندگي نحست رو مثل قبل به دست بگيري؟

ديگه دير شده

تو مادرت رو فروختي و همين تو رو گنده کرد

رمان خونوادگي فروش خوبي داره نه؟ بيشترين سود توي اونه

پس چک رو بفرست لطفاً

الو؟ - سلام. "اِل" هستم -

کار احمقانه‌ايه اينطوري زنگ بزنم

نمي‌تونستم اگه زود شماره‌تون رو بگيرم

خودم دادمش به شما

بله. ولي گاهي خيلي مودبانه نيست

وقتتون خاليه؟... براي يه قهوه؟

بله. چرا که نه؟

معذرت ميخوام. حتماً کار مهمتري داشتين - برعکس خيلي خوشحال شدم -

سلام - سلام -

مثل هميشه يه شراب "تاريکه"؟ - بله. ممنون -

اون شب فقط من صحبت کردم ولي چيزي در مورد شما نميدونم

اوه. من خيلي جالب نيستم - براي من که هستين -

ولي ميل خودتونه مرسي

براي بقيه مي‌نويسم

البته، پول ميگيرم تا زندگي بقيه رو بنويسم

هنرمندان، سياستمدارا

شما مي‌نويسين و اونا امضاش ميکنن

کار ادبي من نامرئيه، سايه‎ي آدمهاي معروف

خب، خودتون مشتريهاتون رو انتحاب ميکنين؟

بهتره بگين "مريضام"

بيمار الانتون کيه؟

يه مجري تلويزيون

تابستون باهاش "ابيزا" بودم ...سي ساعت ازش مصاحبه ضبط کردم

حالا هم تبديلشون ميکنم به کتاب

و هيچوقت نخواستين از حودتون چيزي بنويسين؟

در مورد خودم؟ - شايد. در مورد زندگي تون؟

اوه! زندگي من چيز جالبي توش نيست

شوهرم چندسال پيش فوت کرد تنها زندگي ميکنم. بچه ندارم

خودتون خواستين؟

بلاخره پيشيمون نيستين که

با هم زندگي ميکنيم. اون زندگي خودشو داره منم مال خودمو

ميشه گفت ترس از عادت و سازشه

بلايي که سر کسايي مياد که چند سال با هم زندگي مشترک داشتن

براي همين رابطه خيلي سرزنشتون ميکنن

منو تو گوگل سرچ کردين؟

لازم نبود همه ميدونن اينا رو

همه؟

بله. که با يه خبرنگار تلويزيوني هستين

خيلي براي دعوت کردن شما سرزنشش کردن

چرا. من تنها نويسنده‌اي هستم که مصاحبه باهام ممنوعه؟

نه. همش حسوديه. چيز نرماليه - کجاش نرماله؟ -

خيلي از نويسنده‌ها از خداشونه اون دعوتشون کنه از جمله من

لعنتي. يادم رفت. بايد برم با يه ناشر قرار دارم

رسيد لطفاً - بله -

کجا ميرين؟ - خيابون ششم -

مسير منم همونه. باهاتون ميام

بچه‌هاتون رفتن، درسته؟ - بله -

تنهام گذاشتن

پل تو يه مدرسه هنر تو بلژيک پذيرش گرفته

و دخترم داره براي کنکور خلباني ميخونه

تو ليون يه جاي خوب پيدا کرده

دخترتون ميخواد خلبان بشه؟

فکرشو بکنين

آه. اينجا پياده ميشم

خداحافظ

لعنتي، دفترچه‌هام!

الو؟

البته. خونه هستم

منو ميبينين؟

جدي؟

کجايين؟من نمي‌بينمتون

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left