The first 193 lines.
،میورین رمبران
,ازت میخوام که مسئولیت پیش برد .پروژه کوایت زرو رو بر عهده بگیری
به همین خیال باش! من هرگز !جای اون پیرمرد عوضی رو نمیگیرم
حتی اگه بنیانگذار این پروژه !نوترت رمبران باشه؟
!مادرم ...؟
!درباره طغیان اطلاعات چی میدونی؟
!مگه این منشا نفرین گاندامها نیست؟
!از دیدگاه مردم عادی همینطوره
با این حال این پدیده ،بر خلاف سایر شبکههای موجود
جنبه ای داره که بهش اجازه میده .یه سیستم اطلاعاتی بسیار متراکمتر بوجود بیاره
!متراکمتر ...؟
.خودت بارها چنین چیزی رو دیدی
جنبه ای داره که بهش اجازه میده .یه سیستم اطلاعاتی بسیار متراکمتر بوجود بیاره
... پس کوایت زرو
شبکه نوآورانهای
که با استفاده از طغیان اطلاعات .سیستمهای پارمت محور رو کنترل میکنه
.و اریال کلید فعال کردنشه
!چه غلطا
پیرمرد عوضی نکنه میخواد !ادعای خدایی بکنه؟
.موافقم .ادعای خدایی یکم زیاده روی ـه
.با این حال، منم با نظراتش موافقم
دنیای عاری از هرگونه .جنگ و خونریزی
دقیقاً به همین دلیل که تصمیم .گرفتم بهش کمک کنم
بخاطر همین سولتا رو به این مدرسه فرستادم .و بهش اجازه دادم توی دوئل شرکت کنه
- میدونستم! تو داری از سولتا استفاده میکنی تا
.اون همیشه آرزوی رفتن به مدرسه رو داشت
من به عنوان مادرش .وظیفه ام بود که اونُ به آرزوش برسونم
علاوه بر این، توی دوئل هیچ .خطری جونش رو تهدید نمیکنه
مدرسه فنی آستیکاسیا بهترین .محیط برای کامل کردن اریال بود
.... اوضاع طبق برنامه پیش میرفت
.تا اینکه کارخونه مورد حمله قرار گرفت
تا وقتی که رئیس به هوش نیاد .ما نمیتونیم پروژه کوایت زرو رو پیش ببریم
اگه گروه متوجهش بشه، در بدترین حالت .ممکن پروژه متوقف بشه
فکر نکردی که ممکن من برم !همه چی رو به دیگرون بگم؟
اینکه هنوز سعی نکردی از اینجا فرار .کنی، منو متقاعد کرد که میشه بهت اعتماد کرد
به همین راحتی نمیشه اجازه داد .بزرگترین رویای پدرت رو هوا بمونه
!اینطور فکر نمیکنی؟
قسمت 14
!استفاده پزشکی از فناوری گاند؟
!دوست دارین یکم از شیر مغذی بز بخورین؟
.بهت گفتم که شیر بز فروش نمیره
.اونا اصلاً نمیدونن چی رو از دست میدن
!آماده ست
!اون پماد برای درمان زخمه؟
آره، به شرط اینکه طرف از دریافت .کمکهای اولیه خودداری نکنه
اون حداقل میتونست بهمون بگه .که توی تعمیر و نگهداری فاراکت به مشکل برخورده
!از وقتی یادم میاد نیکا همیشه اینطوری بوده
.حتی چیزی در مورد خودش بهم نمیگفت
!اشکالی نداره یه سوالی ازت بپرسم؟
!بین تو و اون دخترا چه اتفاقی افتاد؟
اگه چیزی بهت بگم .فقط توی دردسری بدتری میندازمت
.ولی منم قبلاً تو رو توی دردسر انداخته بودم
... دردسر
... به همین خاطر
.منم مثل اونا یتیم هستم
حتی چهره پدر و مادرم .یا جایی که به دنیا اومدم رو بخاطر نمیارم
تمام عمرم رو با گوشه گیری توی .اتاق کوچیک و منتاژ قطعات کوچیک سپری کردم
.همیشه آرزو داشتم به مدرسه برم
بنابراین وقتی بهم گفتن ،میتونم به آستیکاسیا بیام
.حسابی خوشحال شده بودم
جوری به نظر میرسید که .رویام به حقیقت رسیده
وقتی بهم گفتی که برای اولین بار ،داری به مدرسه میایی
.فکر کردم تو هم مثل منی
در واقع انعکاس خودم رو توی .وجودت میدیدم
.فقط همین
... نیکا سان
.نگران نباش
.خودم به تنهایی همه چی رو ردیف میکنم
... سولتا، تو فقط کافیه
.از زندگی توی مدرسه لذت ببری
!سولتا
!اِلان سان؟
.بالاخره تنها شدیم
!من ... باید برم به بچهها توی مغازه کمک کنم
.نیازی نیست
... علاوه بر این
!مشتاقم بدونم چرا داری ازم دوری میکنی؟
،این تو بودی که زندگی کسالتوارم رو تغییر دادی
!و مشتاق بودی که بیشتر در موردم بدونی
... بنابراین
حالا ازت میخوام که مدرک محکمی .دال بر عشقت بهم بدی
!اونه چان
!بیا از اینجا بریم
!سوفی سان، صبر کن
!به همین خیال باش
چه حیف، آخرشم نتونستی !اغواش کنی
.خب، دفعههای بعدی هم در کار هست
مگه خلبان گاندام هم میتونه !روی آینده حساب کنه؟
شرکت پیل تمام اختیارت رو در دست .گرفته و اجازه داده توی این باغ ساختی خوش بگذرونی
.الحق که خنده داره
... رنگ چشمات
.منو یاد کسی میندازه که میشناختم
مرد رقت انگیزی که نمیتونست .تصمیم بگیره زنده بمونه یا بمیره
.شنیدم که آخرشم که توی عزلت مُرد
.حقیقتاً که غیر قابل تحملی
!و همچنین
!اون داشت اذیتت میکرد، مگه نه؟
.اون پسر واقعاً منزجر کننده ست
... اِلان سان اصلاً هم منزجر کننده
.تصمیم ُ گرفتم
چیزی که روش قرار شرط بندی کنم
اینکه اگه برنده شدم تو باید .خواهر بزرگتر واقعیم بشی
!واقعی؟
.درسته
.قرار به خانواده واقعی تبدیل بشیم
با انجام دادن این کار قول .میدم از کشتنش دست برمیدارم
!متاسفم ... ولی من نامزد دارم
!نامزد؟
.به میورین سان یه قولی دادم
که همیشه کنارش بمونم .و توی هیچ دوئلی شکست نخورم
.پس چاره ای جز ... برنده شدن ندارم
!میورین ... میورین رمبران؟
دختر دلینگ و رئیس شرکت .گاند آرم
که اینطور. پس میورین کسی که .جلوی دست و پات رو گرفته
پس با کشتنش دوباره به حالت !اون روزی که دیدمت برمیگردی؟
!منظورت چیـ ...؟
.کمیته دوئل صحبت میکنه
... شرکت کنندگان عزیز در حلقه رامبل
.من مشتاقانه منتظر دوئلمون هستم
.به بخش تست تاکتیکی نهم تشریف بیارن
.... صبر کن! عهد دوئل
... تکرار میکنم: شرکت کنندگان عزیز در حلقه رامبل
از حالا به بعد، رویداد ویژه بازدید آزاد .از مدرسه
!حلقه رامبل رو آغاز میکنیم
.دوئل به صورت بتل رویال برگزار میشه
.محدودیت زمانی 30 دقیقه خواهد بود
با کنده شدن آنتن، شرکت کنندگان .از دور حذف میشن
و آخرین فرد باقی مونده .پیروز میدان خواهد بود
.شرکت برای همه آزاده
خب، این یک دوئل دوستانه ـست .پس با هر شکست آبروی طرف از بین نمیره
از فردا من رسماً سمت مدیریت شرکتمون .رو بر عهده میگیرم
.زندگی دانش آموزیم همینجا به اتمام میرسه
... ولی قبل از این اتفاق
ما اون عوضی عطاردی که زندگی برادرمُ .به گند کشید رو نابود میکنیم
!آره
!بیایید نابودش کنیم
!من شخصاً دیلانزاتون رو برای نبرد آماده کردم
!پس با تمام قدرت به حسابش برسید
.ممنونم، پترا
!هووم؟
خلبانان عزیز، لطفاً وارد .کابین موبیل سوتهای خودتون بشید
.رنه، مسخره بازی رو بذار کنار
!اصلاً میدونی با کی داری حرف میزنی؟
!نیکا و دانش آموزان انتقالی رو چیکار کنیم؟
.وقت کافی نداریم .فقط روی کار خودت تمرکز کن
.کانتینر برای پرات آماده ست
!بزنید بریم
!اِلان روت حساب میکنیم
این بهترین فرصت برای معرفی .شرکت گاند آرمه
!پس تمام تلاشت رو بکن
اگه با تمام توان پیش برم .بدون شک میمیرم
!منظورش از «مثل قبل» چی بود؟
... از اینکه میخواد میورین سان رو بکشه
.درسته
.اگه برنده بشم میتونم نیکا سان رو نجات بدم
.حتی می تونم با سوفی سان صحبت کنم
ناظر این مسابقه رئیس سیستم های دفاعی گراسلی
.ساریوس زنلی خواهد بود
کی فکر میکرد یه روز !من جانشین دلینگ بشم؟
،سابینا فردین ،KP014
،رنه کاستا ،LP013
!هایدری ... راه میفتم
،فلسی رولو ،LP017
،لائودا نیل ،KP013
!دیلانزا ... راه میفتم
.پانلانچ چوئاتوری، دمی ترینر ،MP039
.اِلان کرس، فاراکت ،KP002
... سولتا مرکوری ،LP041
!اریال، راه میفتم
!بِل، میخواستی در مورد چی حرف بزنی؟
... سوفی سان، کجاسـ
!سولتا
!دوئل داره شروع میشه
!فهمیدم
!حلقه رامبل رو شروع کنید
بخش تست تاکتیکی نهم
تا وقتی هولدر از دور خارج نشده .حق شکست خوردن نداریم
!فهمیدم
!از پشت بهم شلیک نکنی
!اِلان سان؟
با عرض پوزش من به حساب این !حشرات کوچیک رسیدگی میکنم
پس بجای پاداش ازت تقاضای .یه قرار ملاقات دو نفری خواهانم
!اهداف اصلی ما اریال و فاراکت ـه
!اطاعت میشه
!چه ترسناک
.بی زحمت منو پوشش بده
!ها؟! چی؟
!سر راهمی، برو کنار
!لعنتی عوضی
!مجبورت می کنم تقاص خراب کردن تمی تری رو پس بدی
!چوچو اصلاً در حالت عادی نیست
!دیگه وقت انتقام گرفته، گاندام
!لائودا نیل
No comments yet. Be the first to leave one.