The first 173 lines.
محصولي از «استوديو فيلمِ «داوژنکو
،(پس از فروپاشيِ امپراتوريِ روسيهيِ تزاري در اوايلِ قرنِ حاضر (قرنِ بيستم .چندين تن از خلقهايِ زيرِ يوغ تلاش نمودند تا استقلالِ خويش را اعلام دارند ،ليکن کوششهايِ اوکراين، با بلعيده شدن به درونِ اتحادِ جماهيرِ شورويِ نوين .در هم شکسته شد با به قدرت رسيدنِ «استالين» در اواخرِ دههيِ 1920، حزبِ کمونيست .به شکلي سيستماتيک، کنترلي وحشيانه را بر تماميِ جنبههايِ اجتماعي اعمال نمود
،يکي از اهدافِ ايشان، کشاورزانِ مستقلِ اوکرايني بودند .زيرا «استالين» تصميم گرفته بود دهقانان را به مزارعِ اشتراکي براند .جاييکه در آن، شرايطِ زندگي، فرقِ چنداني با نظامِ سرفداري نداشت نظامِ سرفداري : سيستمي فئودالي در مرحلهيِ اقتصادِ کشاورزي که در آن دهقانان] [.و کشاورزان وابسته به زمين بوده و همراه با آن به خريد و فروش ميرسيدند
«استالين» کشاورزانِ آزاد را همچون خصمِ جامعه، با برچسبِ «کولاک» ،و «دشمنانِ ملت» معرفي مينمود. و بهزودي تقريباً بر تماميِ يک قوم داغِ «دشمنانِ ملت» گذارده شد. در سالِ 1932 دستوراتِ صادر شده .از سويِ «کرملين» منجر به مرگِ بالغ بر ميليونها تن گرديد کولاک : اصطلاحي به معنيِ مُشت، و کنايه از مُشتبسته و خسيس] [که به دهقانانِ مرفه روس اطلاق ميگرديد
اين دستورات بهشکلي ساده و در عينِ حال هولناک، بوسيلهيِ قطعِ کاملِ تماميِ اغذيهجات و احشام، در دورهيِ پُروحشتِ زمستان و بهارِ ،سالِ 1933 به موجبِ اجرا گذاشته شد. اکثرِ غلاتِ مصادرهشده برايِ کمک به تأمينِ ماليِ شوروي در مسيرِ صنعتيشدن، به کشورهايِ خارجي فروخته شد. دنيايِ غرب، از اين قحطيِ متعاقب که مرگِ يکي از .غنيترين مناطقِ کشاورزيِ جهان را در پي داشت، اطلاعِ بسيار اندکي يافت
،«برخي از گزارشگران، از جمله «والتر دورانتي» از «نيويورک تايمز از طريقِ انکارِ اين موضوع که امکانِ بروزِ اينچنين قحطيزدگياي .در آرمانشهرِ سوسياليستيِ نوين وجود ندارد، به لاپوشانيِ اين فاجعه مساعدت نمودند .تاريخچهيِ اين قحطي، برايِ مدتِ بيش از 50 سال مسکوت نگاه داشته شد
فقط تا همين اواخر، يعني در مورخ 26 ژانويهيِ 1990 بود .که حزبِ کمونيستِ اوکراين رسماً فاجعهيِ قحطي را تصديق نمود ،تنها در آن زمان بود که حزب، اندکي کوتاه پيش از فروپاشيِ نهاييش تأييد نمود که «استالين» و همکارانِ نزديکش، بهشکلي جنايتکارانه .مسئولِ تلفشدنِ ميليونها انسان در حينِ قحطيِ سالِ 1933 بودند
... اين فيلم تقديم ميشود به
ياد و خاطرهيِ مقدسِ .تماميِ معصومينِ از دست رفته
: با شرکت «هالينا سوليما» و «گئورگي موروزيوک»
: فيلمي از «اولهس يانچوک»
«« قـحــطــيِ 33 »»
«بر اساسِ رُمانِ «شاهزادهيِ زرد «اثرِ «واسيل بارکا
،مسيح» خود» .عشقِ يزداني است
و پيروانِ راستينِ وي، آنانند که خود را ،خالصانه به کليسايِمان متعلق ميدانند
همان کساني که حتي اگر روزها و شبهايِشان را در فلاکت .سپري نمايند، باز نيز از ايمانِ خويش دست نخواهند شست
.بياييد به قلبهايِتان بنگريد .زيرا ما از برايِ هيبتِ خداوند زندگي مينماييم
.اوست تمامِ آنچه که ما ميدانيم
،و از وي مسئلت داريم که معاصيِمان را ببخشايد .چرا که ما همگي گناهکاريم
،پس تقصيرکاران را فراموش کُنيد ،روحِ خويش را از بدخواهي پاک نماييد
چشمانِ خويش را ،بسويِ او بگردانيد
تا جانهايِتان .در دستانِ «مسيح» آرام گيرد
بياييد به درگاه پروردگار ... دعا نماييم
تا مگر ما را ترک مکُند .و يا محکوم مسازد
... بياييد به درگاهش دعا نماييم
تا از طريقِ «عيسي مسيح» رستگار گشته .و بسويِ پروردگار عروج نماييم
اينجا چه خبره؟ !اين ديگه چه جلسهايه، ها؟
!شمايلها رو نجات بديد
!يالا شروع کُنيم
!بريد کنار !بريد کنار
!بريد عقب !يالا ببينم
اشياءِ قيمتي رو برداريد !و همهيِ اين ياروها رو بازداشت کُنيد
!به اموالِ عمومي دست نزنيد
داريد کجا ميريد؟
!کشيشه رو دستگير کُنيد
!يالا عجله کُنيد !پيش بسويِ برجِ ناقوس
: فيلمنامهنويسان «سرگي دياچنکو» و «لِس تانيوک»
: کارگردان «اولهس يانچوک»
: فيلمبرداران «واسيلي بورودين» و «ميخائيل کرِتوف»
: کارگردانِ هنري «والري بوژنکو»
: موسيقيِ متن از
«نيکولاي کالانديوناک» «و «ويکتور پاچوکويچ
: مشاورِ تاريخي «دکتر «جيمز مِيس
: مجريِ توليد «اولکسي چميشوف»
!گندم! گندم
!برگرد عقب !وگرنه شليک ميکُنم
،الان 3 روزه که همينجا افتاده .و هيچکس بلندش نميکُنه
دفترِ مرکزيِ مزرعهيِ اشتراکيِ" "«سپيدهدمانِ سوسياليسم»
ديروز ديدم که حتي .يه پرنده هم افتاد و مُرد
ما همگي بسويِ مرگ .روانه هستيم
.پرچمِ اونها فقط در ظاهر سُرخه .ولي در واقع سياهه
.حرفهايِ عجيبي ميزني - .ما محکوم به فنا هستيم -
،اصلاً چطور امکان داره که در ميانِ شياطين جونِ سالم در برد؟
!ساکت باش
از حرفم ناراحت نشو. ولي چيزي اهريمني .تويِ اون پرچمهاشون وجود داره
،خودم ديدم که يه قطار واردِ ايستگاه شد .در حاليکه مأمورها همه جا رو محاصره کرده بودن
و مقاماتِ محلي شتابان .برايِ استقبال ميرفتن
آخه کلهگُندهها .از مسکو اومده بودن
.دو نفر پياده شدن
يکيشون، يه آدمِ .خپلِ سبيلو بود
.اينطور که ميگفتن اسمش «مولوتف» بود وياچسلاو مولوتف : از رجالِ سياسيِ شوروي که مناصبي همچون] [.نخستوزيري و وزارتِ امور خارجهيِ اتحادِ شوروي را بر عهده داشت
و اون نفرِ کناريش هم .کاگانوويچ» بود»
که يه آدمِ اخمو بود !با يه سبيلِ نازکِ اواخواهري
جفتِشون چنان نعره ميکشيدن که تمامِ ايستگاه .ميتونستن صداشون رو بشنون
اون خپله، از تويِ جيبش .مقداري گندم بيرون آورد
و پرتِشون کرد تويِ صورتِ .مقاماتِ محليِ حزب
.گندمها پخش و پلا شدن
"!بايد تمامِشون رو با گلوله بکُشيد"
بايد هر کس که گندمِ قاچاق" "!وارد کُنه رو اعدام کُنيد
.يواشتر حرف بزن - .باشه -
... مردم ميگفتن
،اون دو نفري که با قطار اومدن .کُلي چيز همراهشون دارن
.غذا، نوشيدني و سوسيس !اون هم 6 نوع سوسيس
ولي خيلي عجيبه .که مردم چطور فهميدن
،ماهي، کنسروِ گوشت و چربيِ پشتِ خوک هم داشتن .بهعنوانِ مزهيِ ودکا
!هر چيزي که دلِتون بخواد
.جوجه، کَره، پرتقال، انگور
.مامان، دلم هوسِ پرتقال کرده
ولي دخترم، آخه ما اينجور چيزها رو از کجا ميتونيم گير بياريم؟
اونها تويِ قفسهها .شراب، ليکور و ودکا داشتن
!هر ليکوري که دلِتون بخواد .حتي عرقِ افسنطين هم داشتن
آخه ديگه چرا عرقِ افسنطين ميخوردن؟
مردم هم همينو ميگفتن. ولي چرا که نه؟ .خُب تويِ مسير ميخوردنش ديگه
تويِ خودِ «کرملين» هم .کُلي از اين چيزها هست
و «استالين»؟ اون هم تبديل به !يه آدمِ پُرخورِ شکمپرست شده
!مردِ بيچاره
!اينطور که ميگن، غذاش رو نجويده قورت ميده .و آدمِ اخمويي هم شده
اخمو؟ همين اخموها هستن .که دارن همه چيزو نابود ميکُنن
.جلويِ بچهها اينطوري حرف نزنين .آخه ممکنه همه جا پخشش کُنن
نترس، دختر جون! اوضاع ديگه !از اين بدتر نميشه
... ما همين الانش هم
در آستانهيِ دروازهيِ وروديِ !جهانِ آخرت هستيم
!در رو بشکون
در رو باز کُنيد !وگرنه ميشکونيمش
به چي زُل زدين؟ !يالا خوراکيهاتونو رو کُنيد
.بُردنِشون - بُردنِشون؟ -
در عوضِ اينکه مازادِ خوراکيهاتون رو ... به حکومت ببخشيد
ميگيد بُردنِشون؟
حالا بهتون نشون ميديم که !بُردنِشون» چه معني ميده»
شما داريد .ما رو استثمار ميکُنيد
.ما فقط يه خانوادهيِ فقيرِ دهقاني هستيم - !شماها خيلي هم چيزميز داريد -
اونوقت ميگيد بُردنِشون؟
بالاخره قصد داريد خوراکيهاتون رو بهمون بديد يا نه؟
پس مدعي هستيد که هيچي برايِ حکومت نداريد؟
گريگوري پتروچکو»، تو با نفرات بريد» .مزرعه رو بگرديد. من هم ميرم داخل رو ميگردم
!آهاي ملت، به دادمون برسيد آخه شما داريد چکار ميکُنيد؟
اصلاً مگه اينها مالِ شماست؟
!واي، خداوندا آخه داريد چکار ميکُنيد؟
!بهشون دست نزنيد !اينها خوراکيهايِ خودمون هستن
!اينقدر نقنق نکُن ببينم
!خوراکيهامون رو بهمون برگردونيد !اي لعنتيهايِ بيشرف
.همهاش همين بود. يالا ديگه بريم - حالا بريم مزرعهيِ «سيرنکو»ها؟ -
!واي، دار و ندارمون رو بُردن - .چيزِ مهمي نيست. بلند شو -
!اي مادرجندهها
!بهتره مراقبِ رفتارت باشيها
مارون»، الان مدتيه» .که دارم فکرش رو ميکُنم
ما بايد حتماً به خونوادهيِ .کاتارنيک»ها کمک کُنيم»
.کاتريوسا»، بگيرش»
.مارون»، بايد اينو مخفي کُنيم»
يکي از اشياءِ تويِ کليساست که قاپيديمش .و پشتِ خونهشون قايمش کرديم
.ولي الان نوبتِ تفتيشِ منزلِشونه
ممکنه اون کافرها پيداش کُنن .و با خودشون ببرنش
.بايد نجاتش داد
!عجب! مثلِ ستارههايِ آسمون ميدرخشه
پسرم، نبايد در موردِ اين پيالهيِ مقدس .به هيچکس حرفي بزني
وگرنه همهمون رو بازداشت ميکُنن .و خونهمون رو نابود ميکُنن
.به کسي چيزي نميگم
.خيلي خوبه .اينطوري از چنگِشون نجاتش ميديم
به چي زُل زديد؟ !گُمشيد ببينم
!همهتون مدام داريد اين اطراف ميپلکيد !گداهايِ نکبتي
دفترِ مرکزيِ مزرعهيِ اشتراکيِ" "«سپيدهدمانِ سوسياليسم»
!کمک! کمک
!کُشته شده! کُشته شده
.به خودش شليک کرده
."فوقِ محرمانه"
بدينوسيله به اطلاع ميرسد" "... که اوامرِ مربوط به
"... تحويلِ 90 درصد از محصولات"
و همچنين بذرها، برايِ ارسال به" ".مرکز به انجام رسيده است
ولي اين دستور، در حکمِ .صدورِ حکمِ مرگِ کشاورزهاست
.سر درنميارم
.اين يه سندِ جنايته
،با يه دستورِ ديگه مثلِ اين .تمامِ روستا نفله ميشه
.بيا اين کارو بکُنيم .تو برو به اتاقِ بعدي
و طوري بشين که انگار .هيچ مدرکي نديدي
.و منم مأمورها رو خبر ميکُنم
حالا تميزش کُنم يا نه؟ - !همينجا صبر کُن ببينم -
تو کنارِ در .قراول بايست
مطمئني هيچکس واردِ اينجا نشد؟ - .هيچکس -
.الو؟ به شمارهيِ 9 وصل کُن
.پس 2 نفر اينجا بودن .«کارمنده و «مارون
.«کاتارنيک»
.چي؟ نه، هيچکس به مدارک دست نزده
.باشه، خيله خُب
به هيچکس لام تا کام .چيزي نميگيد
،اگه اين خبر جايي درز کُنه .مسئولش شماييد
آهاي «کاتارنيک»، بگو ببينم کاتريا» و «فدورا» کجا هستن؟»
!پس چرا زبون به کام گرفتي؟ !نکُنه دچارِ فراموشي شدي؟
باشه، پس فعلاً برو منزلت و تا صبح !بيدار بشين، بلکه يادت بياد
جسد رو .ببريد به سردابه
!هي تو !يالا گُمشو بيرون
!مادر
!مادر
.مادر ديگه از پيشِمون رفته
حالا چه کسي براتون آشپزي ميکُنه؟
نميدونم قراره .چي به سرمون بياد
.مراقبِ «اولنکو» باش ،از خونه هم محافظت کُن
.وگرنه اونها ميان با خاک يکسانش ميکُنن اونوقت کجا رو داريم که بريم؟
.با پدرت خداحافظي کُن
.خودشه
کي؟ - .«کاتارنيک» -
اسمت چيه؟ اسـمـت چـيـه؟
به چه اسمي صداش ميکُنن؟
.«کاتارنيک»، «مارون» .تبهکاري که دستش رو شده
No comments yet. Be the first to leave one.