The first 200 lines.
،"بهم بگو، "هنری
چرا تو می خوای که دستیار آقای "اشمیت" بشی؟
.اون قهرمان منه
.من همه چیز رو دربارش می دونم
".احتمالا از اون سیریش هاست"
و چرا فکر می کنی که شرایطش رو داری؟
،مثل اون .منم تو 16 سالگی از مدرسه فارغ التحصیل شدم
بعد دوره چهار ساله برنامه علوم کامپیوتری
در هاروارد رو ،دو ساله تموم کردم
،در همین زمان ،یک شرکت اینترنتی رو راه اندازی کردم
.و الان دو ترم مونده تا مدرک حقوقم رو بگیرم
".پس، "مدرک حقوق نداره
بزار چند تا چیز در مورد
"در مورد "والدن اشمیت .که شاید ندونی بهت بگم
.این مرد نابغه هست
.اینو می دونم
".دوست داره وسط حرف بپره"
.اون به شیوه متفاوتی از ما فکر می کنه
.مغزش همیشه فعاله
،هر بار که دهنش رو باز می کنه
واسه اینه که .اون یه چیز مهم برای گفتن داره
عاشق دستمال توالت جدیدی
."که خریدی شدم، "آلن
.مثل سُر خوردن روی رنگین کمون بود
فرقش اینه که هیچ طلایی توی .سوراخ توالت نیست
،وقتی چیز به این خوبی رو می شنوی
.باید یادداشتش کنی
.ببخشید
این کیه؟
.اوه، ایشون، "هنری جانسون" هستن
دارم برای شغل دستیاری .باهاش مصاحبه می کنم
کار دستیاری؟
.سلام، آقای اشمیت
...این باعث افتخاره
.سرتو بنداز پایین
."اشکالی نداره، "هنری
آلن"، می تونم واسه" .یه ثانیه باهات حرف بزنم
،آه، مشکلی نیست ."آقای "اشمیت
آره؟ .واقعا
."وضعت خوب نیست، "هنک
چی شده؟
چرا داری با "هنری" مصاحبه می کنی .تا دستیار من بشه
در حالی که من تازه تو رو استخدام کردم برای دستیاری؟
اوه، نه، نه، مصاحبه برای اینه .که دستیار من بشه
دستیار تو؟
.خب، بطور آزمایشی، البته
اون هیچ خرجی برامون بر نمی داره
و تازه کارهایی که من نمی خوام انجام بدم .رو انجام میده
خب، چرا اون رو مجانی استخدام نکنم
و این واسطه رو حذف نکنم؟
،و اگه حرفم رو نگرفتی باید بگم .که واسطه تو هستی
.ولی من آدم آینده نگری هستم
..."که "هنری" رو آوردم توی تیم "اشمیت
!وایسا، وایسا، وایسا تیم "اشمیت"؟
آره، من می خوام کلاه و تیشرت .درست کنم
.البته، "هنری" این کار رو می کنه
.قراره یه شعار جدید هم روش باشه
.با اشمیت در نیوفتید
.اشمیت این کاره هست
.تو یه اسکل هستی
من تو رو استخدام کردم که دستیارم باشی تا از لحاظ مالی بهت کمک کنم
.چون که دفتر ماساژت رو بستی
.مجبور نبودم که ببندمش .برای اجاره مشکل پیش اومد
کسایی که مشکل اجاره ای دارن .خودشون رو به مردن نمی زنن
.اوه، من باز می کنم
،تو امروز خیلی خوشتیپ شدی .رئیس
برای همینه که رفته .دستمال توالت خوب خریده
تا وقتی داره کونم رو می بوسه .تمیز باشه
.ها، قرار ساعت 12 انگار زود اومده
کسی که واقعاً این کار رو می خواد
.باید تا حالا جواب در رو می داد
.دیر شده، هاروارد
.سلام
سلام، شما "آلن هارپر" هستی؟
.بله، خودمم و، شما...؟
برادر زاده شما؟
یورنیز؟
این اسم قشنگیه؟
اسم هلندیه؟
.نه، من "جنی" هستم
.من دختر برادرت "چارلی" هستم
آه، "هنری"؟ بله؟
.منو بگیر
ترجـــمـــه از ..: احـســـان De PALMA :.. ..: Juybari جويباری :..
،آه، من رو ببخشید
شما گفتی که دختر "چارلی" هستی؟
.آره
.ببین، من الان خماری بدی دارم
،شما آسپرینی، ایبوپروفن عرق نیشکر، اسکاچ، تکیلا یا ودکا ندارید؟
،آه، آره، آره .بیا تو
،"هنری" .برای ایشون آسپرین و ودکا بیار
.همین الان
.آشپزخونه اونوره !لعنتی
.من باورم نمیشه
.یعنی میشه، ولی نمیشه
یعنی، چطور این اتفاق افتاد؟
...تا اونجایی که مادرم بهم گفته
اوه، میشه برق ها رو خاموش کنید؟
.اون خورشیده
.درسته، من از خورشید متنفرم
.انگار خدا می خواد بهت بگه الکلی
،به هر حال، به گفته مادرم .تو نگاه اول عاشق هم شدن
،توی بار هم رو دیدن
.مست شدن و توی دستشویی سکس کردن
.مثل فیلمهای چرند دیزنی بود
.سیخونکش زدن
این بچه رفت از کجا ودکا بیاره؟ لهستان؟
.ببین، من نمی خوام که بی ادبی بکنم
ولی از کجا بدونم که تو واقعاً دختر "چارلی" هستی؟
آخه این می تونه .یه کلاهبرداری باشه
.من یه عکس باهاش دارم
.توی گوشیم هست
.اوه، ببین
.اونجام
.اوه، صبر کن، این برای من نیست
.اوه، این ماله منه
.آه، ببین اومد
.این توی تولد چهار سالگیم گرفته شده
.فقط محظ اطلاع، من شاید حالم بهم بخوره نزدیک ترین دستشویی کجاست؟
.آه، آخر این راهرو
،باشه، فکر کنم الان مشکلی نیست
.ولی همیشه خوبه که نقشه داشته باشی
به هر حال، این مراسم آخرین باری .بود که اونو دیدم
،بعد از اون .فقط برام چک می فرستاد
چک می فرستاد؟
آره، مادرم نمی خواست .که اون کاری بهم داشته باشه
ولی اون همیشه سعی می کرد .هوام رو داشته باشه
اون هیچوقت این چیزها .رو بهم نگفت
.من برادرشم، برادر خونی
مبلغ چک ها زیاد بود؟
.آره، هر ماه بهم می داد
.حرومزاده
.مامانم بهم می گفت استثنایی هستم
.این یارو "هنری" خیلی عالیه
می دونستی که من تو کلاس پنجم برنده مسابقه املا شدم؟
.من نمی دونستم
،این کیه دستیار "هنری"؟
.والدن"، این "جنی"ـه"
.دختر برادرم
واقعاً؟
.سلام .سلام
.نمی دونستم که "چارلی" دختر داشت
.منم نمی دونستم
،اون براش چک می فرستاد .چک های تپل
.البته حالا خیلی مهم نیست
!اونم هر ماه
هی، من با این
.یارو خوشتیپه فامیل هستم
.نه، من صاحب خونه هستم
.آه، من فکر کردم که برای "آلن"ـه
.اونم همینطور فکر می کنه
.خب، بیشتر در مورد خودت بهمون بگو
.چیز زیادی برای گفتن نیست
،توی نیویورک به دنیا اومدم
،از چند تا مدرسه خصوصی بیرونم انداختن
سعی کردم که دکتر بشم ،تا مادرم رو خوشحال کنم
بیخیال شدم، رفتم و بازیگر شدم .تا حالش رو بگیرم
.بازیگر، آه
.پدرت عاشق بازیگرها بود
آره، من فقط واسه این رفتم مدرسه پزشکی
.تا بتونم برای خودم نسخه آکسی کدان بنویسم
.آه، پدرت هم عاشق آکسی کدان بود
.شرمنده که طول کشید
.اینم ودکا و دو تا آسپرین
.خدا رو شکر، آه
.اشتباه کردم، باید بالا بیارم
.پدرت عاشق بالا آوردن بود
،خب، زمانی که پنج ساله بودم
.مادرم با یه احمق به اسم "راب" ازدواج کرد
اومد پیشمون زندگی کرد ،و دنبال هیچ کاری نرفت
ولی از اون موقع داره .از مادرم مفت خوری می کنه
کی اینکار رو می کنه؟
خب، چند وقته که تو لس آنجلس هستی؟
.چند هفته
و جایی برای موندن داری؟
،با اینکه می دونم اونم هارپره .بازم این سوال رو پرسیدم
.آره، خونه دوستام می مونم
.عالیه. دوستان خیلی خوبن
تو هم باید چند تا دوست ."پیدا کنی، "آلن
خب، فقط شما دو تا اینجا زندگی می کنین؟
،خب، پسرم ،"پسر عموی تو، "جیک
،قبلاً باهامون زندگی می کرد .ولی الان رفته تو ارتش
.فرستادنش ژاپن
.آه، این خیلی فوق العاده هست
،چون اونجا تفاوت زمانی داره
اون فکر می کنه که داره .تو آینده زندگی می کنه
شاید بهتره بهش زنگ بزنیم
.و بپرسیم این سردردم کی تموم میشه
.آه، و تو یه مادربزرگ داری
.این عالیه
.فکر می کنی
،اگه اون بفهمه که نوه داره
.احتمالاً سکته می کنه
،می دونی .همین الان بهش زنگ می زنم
.همینه
.این اتاق پدرته
.واو
همیشه سعی می کردم تصور کنم .که زندگی پدرم چطوریه
.عجیبه که بالاخره دارم می بینم
،هیچ وقت ندیدمش .ولی شنیدم مرد کار درستی بود
No comments yet. Be the first to leave one.