The first 139 lines.
.فرصت خوبیه
...فرصت
.فرصت خوبیه که بورگوندی رو به قویترین امپراطوری تاریخ تبدیل کنی
...مونمورانشی
#11 ...بهشت، پس
ژان دارک و شوالیهی کیمیاگر
...حالا اعلام میکنم
!عدالت اجرا شد
،به دروغ خودش رو قدیسه خواند
،درباره طهارتش دروغ گفت
...و ساحرهای که میخواست فرانسه رو به سوی تاریکی ببره
!دیگه وجود نداره
...مونمورانشی
چی شده؟
هی، ژان! چه اتفاقی برای مونمورانشی افتاده؟
ژان؟
!چی؟
...نـ نکنه این
!ژان
...نمیشنوم
!دیگه صدای مونمورانشی رو نمیشنوم
!مونمورانشی
موردیر بود؟
!مونمورانشی
.نه، اسم من انلیله
،حاکم بهشت
،و پادشاه هفتاد و دو خدا
!انلیل
...مونمورانشی... تو دیگه
.انتقامش رو بگیر
انتقام؟
،آره. خدا رو بکش
...و آوازهت به عنوان خداکش
،به عنوان ناجی سیاه، فیلیپ قدیس
.در سرتاسر فرانسه و انگلستان پخش کن
!ازش برای پایهریزی امپراطوری بورگوندی استفاده کن
.نگران نباش
.یه برگ برنده توی دستت داری
.همراه این از رودخونه کشیدمت بیرون
.برگ برنده
چی؟
...درسته
،اگه اون کیمیاگر اولیس شده باشه
.تیر من موثرـه
ولی فراموش کردی؟
.اون میتونه با دیواری از هوا جلوی تیر رو بگیره
.از ژان به عنوان طعمه استفاده میکنیم و فرصت خوب برای شلیک پیدا میکنیم
اوه؟
.این نباید برای تو و لرد بدفورد معاملهی بدی باشه
میتونم روی کمکت حساب کنم؟
میتونی؟
...نوآر
.نه، پرنسس فیلیپ بورگوندی
.شنیدم تا حالا آزارت به مورچه هم نرسیده
.لقبتم که فیلیپ نیکه
میتونی؟
.این حتما تقدیر منه
.که انتقام مونمورانشی رو بگیرم
.حتما برای همن این کلاهخود رو پیدا کردم
.در اون صورت، لقبم رو دور میندازم و دستام رو کثیف میکنم
میتونم روی کمکت حساب کنم؟
.معلومه
!لعنتی
!سوراخشون کن
!مواظب جاهای حساست باش
چقدر دیگه میتونیم اولیس بمونیم؟
.زیاد طول نمیکشه
.من سپرت میشم
!سر مونمورانشی رو نابود کن
...قلبهاتون به هم متصله، پس تو باید بهتر از همه بدونی
.اونی که اونجاست دیگه مونمورانشی نیست
!تصمیمت رو بگیر، ژان
!برو، گلولهی جادویی
!حالا، بـــــــــــــرو
...این آخرشه
!بیاید، دوستان من
.روز حساب فرا رسیده
.ظاهرا مدت زیادی توی بعد پوچ موندین
.هی، قرارمون این نبود
اون چیز هنوز اولیسه؟
تیرم هنوزم موثرـه؟
.خدا سعی نکرد مونمورانشی رو بکشه و سنگ فلاسفهش رو برداره
فکر میکنی دلیلش چیه؟
همونطور که فکر میکردم، برای اینکه بتونیم ذهن و بدنمون رو .حفظ کنم، به یک میزبان مناسب نیاز داریم
!خب، ولش. همین که من تنها خدای دارای میزبان باشم کافیه
.اون هنوزم اولیسه
.آماده باش، گلسدیل
!لعنتی
!نمیخوام باکره بمیرم
!چی؟
!خیلی وقته اتینه نظرمو جلب کرده
!گمونم بعد این باید به تو رضایت بدم
!بهشت بازسازی میشه
.دنیا به همون وضع سابقش برمیگرده
!ولی، داخلش جایی برای انسانها نیست
.نسل بعدی بردهها رو از روی خودمون نمیسازیم
!بدون چون و چرا فقط از دستور اطاعت میکنن
.چه غمانگیز
یعنی این پایان تاریخ بشریته؟
...چیکار
.من بودم که انسانها رو علیه خدایان شوروندم
.اگه انتقام میخوای، منو مجازات کن
،میتونی تا ابد بسوزونیم .یا تا ابد تیکهتیکهم کنی
.هرکاری میخوای بکن
...پس، لطفا، از جونشون
ーاز جون انسانها
.همونجا بمون و پایان این بهشت تقلبی رو تماشا کن
...هنوز نه
!به ندای من پاسخ ده، کشتی آسمان
!چی؟
!حالا
.این انتقام رو به تو تقدیم میکنم، مونمورانشی
!عاشقتم. عاشقت بودم
!امکان نداره
...هنوز نه
.مونمورانشی هنوز اینجاست
.میتونم حسش کنم
تا کی میخوای به من بچسبی؟
!توی دستوپایی
!لعنتی
!رقتانگیزه
.من نتونستم
.ولی تو تونستی حضورش رو حس کنی
...در این صورت
.فقط تو میتونی مونمورانشی رو نجات بدی
!تقلای بیهوده دیگه بسه
!مونمورانشی
من کجام؟
سلام؟ ببخشید؟
مونمورانشی کجاست؟
ها؟
...اه، امم
اه، نوهی ژان ریش قرمز رو میگی؟
.اونجاست
!تغییر ماهیت دادن با سنگ فلاسفه
!این هنر اصلی سری هست
میگن که این سنگ صاحبش !رو جاویدان میکنه
این یعنی، اگه تو کیمیاگری استاد بشیم
،اگه تو کیمیاگری استاد بشیم .دیگه لازم نیست کسی تو جنگ بمیره
No comments yet. Be the first to leave one.