The first 153 lines.
.تو یه روز زمستونی اتفاق افتاد
.وای، باورم نمیشه
چرا آخه الان؟
داره اذیتت میکنه؟
امتحان
.ازت ممنونم
.منم امروز همین امتحان رو دارم - جدی میگی؟ -
.بیا تلاشمون رو بکنیم
.جلوی خودت رو نگیر
ترسناک بود، نه؟
هانابی تا وقتی که به محل امتحان رسیدیم
.دستم رو ول نکرد
.اون عشق اولم بود
.چه لباس خواب خوشگلی داری - جـ-جدی میگی؟ -
،تا اون موقع، فکر میکردم از مردها متنفرم
.یا کلاً اهل روابط رمانتیک و عشقولانه نبودم
.تو بودی که باعث شدی بفهمم، هانابی
قسمت سوم عشق را نشانم بده
:ترجمه و زیرنویس
AnimWorld Presnets
hossein 2 & devilhunter
دلم میخواد ارزشمندترین چیز رو داشته باشم
دلم میخواد ارزشمندترین چیز رو داشته باشم
ولی کوچکترین کاری ازم برنمیاد
ولی کوچکترین کاری ازم برنمیاد
"اگه سرنوشت حقیقت داره، پس تو نیمهی گمشدهی من هستی"
"اگه سرنوشت حقیقت داره، پس تو نیمهی گمشدهی من هستی"
حرفهایی هست که نمیتونم بزنم، چون میترسم همین چیزی هم که بینمونه نابود بشه
حرفهایی هست که نمیتونم بزنم، چون میترسم همین چیزی هم که بینمونه نابود بشه
حتی وقتی کنارمی، انگار که خیلی ازم دوری
حتی وقتی کنارمی، انگار که خیلی ازم دوری
این احساس همیشه میاد و میره
این احساس همیشه میاد و میره
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
گلبرگهایی که جدا میکنم تمومی ندارند
گلبرگهایی که جدا میکنم تمومی ندارند
صندوقچهی رازم هنوز که هنوزه قفله
صندوقچهی رازم هنوز که هنوزه قفله
احساسات درخشان را در آغوش میگیرم
احساسات درخشان را در آغوش میگیرم
و تکههای کمرنگ احساس رو در آه خود پنهان میکنم
و تکههای کمرنگ احساس رو در آه خود پنهان میکنم
اگه با هم چشم تو چشم شدیم، نگاهت رو ندزد
اگه با هم چشم تو چشم شدیم، نگاهت رو ندزد
نگاهی به این دروغ محبوس بنداز
نگاهی به این دروغ محبوس بنداز
نمیدونم دیگه چقدر میتونم تحمل کنم
نمیدونم دیگه چقدر میتونم تحمل کنم
پس خواهش میکنم چیزی نگو
پس خواهش میکنم چیزی نگو
درد داره
درد داره
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
،برای همین رفتیم غذاخوری ،چون میخواستند در مورد روابط عشقولانه حرف بزنند
بعد مثلاً میگفت "فلان پسر ویژگیهای خوبی داره" و ."من نمیتونم یکیشون رو انتخاب کنم"
خب آخه اگه اینطوری باشه که آبش با هیچکدومشون توی یه جوی نمیره، مگه نه؟
.هانابی، عین بلور شفافی
آخرش تنها میشی، نه؟
خوابت میاد هانابی؟ میخوای بخوابی؟
.ببخشید این تخت خیلی کوچیکه
.وای خاک به سرم. الان صدای قلبم رو میشنوه
.بوی شامپو میده
.منم بوی شامپو میدم
.اکچان
کسی که دوستش داری چه شکلیه؟
.میخوام بدونم
.بهم بگو
...دیگه
.نمیتونم
اکچان؟
تو آوایا رو اونقدر دوست نداری، مگه نه؟
چرا؟
چرا وانمود میکنی دوستش داری؟
.این یه قماره
.احساسم چیز دیگه میگه
.اگه فقط فکر و خیال باشه، فراموشش میکنم
در مورد چی حرف میزنی؟
.میدونم
.چون تماشاتون میکردم
.فهمیدم
اکچان
.خیلی خوشگله
یکی هست
.که دوستش دارم
.ولی اون من رو دوست نداره
.برای همینـه با موگی هستم
تو ازم متنفری؟
...پس چرا
چرا من نباشم؟
.من میتونم آرومت کنم
نمیتونم دست بردارم
بذار با تو باشم
...هانابی
میخوام سرنوشتم رو به دست بگیرم
.عاشقتم...
هانابی، بیداری؟
میری بیرون خرید کنی؟
چی شده؟ .از وقتی دوستت رفته تو خودتی
هیچ چیز بدتر از پذیرش احساس کسی نیست که اصلاً بهش علاقهای نداری، مگه نه؟
.ببخشید ناراحتت کردم
نمیدونستم
اینکه هدف احساس کسی باشی
.چقدر دردناکه
!عوضی
!با دیدنش کل روزم سیاه شد
بیمحلی کرد؟
!هی
چرا با موگی دوست شدی؟
مگه پسر دیگهای جز موگی نیست؟
!به خاطر من ولش کن
!موگی تنها پسر مورد علاقمه
موگی
.تو هم تو موقعیت من هستی
.وقتی عاشق یکی میشی، جز اون راه نداره
.نمیتونم بینشون کسی رو انتخاب کنم
خب آخه اگه اینطوری باشه که آبش با هیچکدومشون توی یه جوی نمیره، مگه نه؟
آخرش تنها میشی، نه؟
.منم فرقی ندارم
.منم دارم فرار میکنم
.احتمالاً هنوز نمیدونم عشق چیه
چهار سال پیش
.سلام
.خدای من
.ببین چه خوشتیپ ان - .بچههای سال جدید چه بیبی فیس هستند -
.اوه، می
زیاد سکسی نیستند؟
.شاید - چی، نه بابا؟ -
.جون به این دخترهای راهنمایی - .خیلی سکسیان -
.مخصوصاً هایاکاوا سنپای
.لاغره، ولی ممههای گنده داره، پسر میزنه ولی سکسیه
هوی هوی، تو خوشت نیومد؟
آره، صد البته ... لاغر با ممههای گنده؟
چرا سلیقهتون اینطوریه؟
...حقیقتش
،اون لاغر و قلمی بود
.و سینههاش بزرگ بودند
.یادم میاد چه پوست سفید شفافی داشت
.اون همیشه تنها بود
.اصلاً عادی نبود
،بدنش خیلی سرد بود .و حس زندهای نمیداد
.ولی تموم احساسش رو سمت من هدف گرفته بود
.میترسیدم
.ازش میترسیدم
.ای خدا
چه وقت زدن به جدول بود؟
تو...؟ چطوری اومدی داخل؟
،در خونه رو زدم .ولی قفل نبود
No comments yet. Be the first to leave one.