Sugar Apple Fairy Tale Part 2

Sugar Apple Fairy Tale Part 2

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sugar Apple Fairy Tale - 23 [AioFilm click]
Sugar Apple Fairy Tale P2 E11
Sugar Apple Fairy Tale P2 E11
Sugar-Apple-Fairy-Tale-P2-E11
A Commentary by AioFilm
🔷 Marie آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-09-16
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 155 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

همه شکر نقره ای که داری همینه؟

.خیلی خب

.بکشش

.اینکارو نمی کنم

.خیلی خب

!وایسا! نه

.بر می گردیم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

بهت گفتم مهره های فیف بسازی .مثل اونایی که ویکنت سیلورشوگر ساخت

.نه یه چیز کج و کوله مثل این

شاید باید یه استاد سیلورشوگر دیگه بیارم؟

...دوباره درست می کنم! لطفا

.اینا رو جمع کن

آن؟

!من دوباره اومدم

.لوسول

پری های دیگه چرا اومدن همچین جایی؟

خیلی درموردش حرف نمی زنن، ولی وقتی بحثش میشه

.میگن بهتر از اینه که تحت سلطه آدما باشن

.که اینطور

!الان بیشتر از 50 نفریم .غذا پیدا کردن سخت شده

میگم آن، شال چیزی بهت گفته؟

ارباب لافال میخواد حرکتی بزنه؟

.نمی دونم

.اوه، باشه

!اوه

این شکر نقره ایه؟ چرا اینجاست؟

.لافال گفته باهاش یه چیزی درست کنم

بهت نگفته بودم، نه؟ .من یه پیشه ور شیرینیم

.برای همین لافال ازم خواسته شیرینی شکری درست کنم

شیرینی شکری؟

مزه شون شیرینه، نه؟

تا حالا نخوردی؟

پس چطوره الان یکم درست کنم؟

میشه؟

.آره

فوق العاده اس! اینا همون توت هایین که ازشون به دنیا اومدم، نه؟

چه جادویی کردی؟

.این جادو نیست

.امتحانش کن

مطمئنی؟

.خیلی شیرینه. حس می کنم انرژی گرفتم

.خوشحالم

آن، طوری نیست اینو ببرم برای بقیه؟

.میخوام بدمش به زخمی ها

زخمی ها؟

.همیشه وقتی برمیگردن همه جاشون زخمیه

.حتی دیدنشون هم درد داره

.آره، لطفا ببرشون .اگه کافی نبودن بیشتر درست می کنم

!ممنون

دوباره اومده بود اینجا؟

...هی، شال

هووم؟

.نه هیچی

.نمی تونم ازش بپرسم

.نمی تونم بپرسم مجبوره چه کاری بکنه

.حتی اگه ازش بپرسم هم هیچ کاری از دستم برنمیاد

.آدما باید با آدما زندگی کنن، پریا هم با پریا .راز خوشبختی همینه

...اگه واقعا شال رو دوست داری، پس

...شال تا حالا یه پری خانم که از سنگ قیمتی متولد شده باشه دیدی؟

چرا یه دفعه همچین چیزی می پرسی؟

.همینجوری

فقط میخواستم بدونم ممکنه .کسی باشه که تو عاشقش بشی

چی میخوای بگی؟

وقتی بهم گفتی همیشه پیشم میمونی .خیلی خوشحال شدم

ولی نمیدونم درسته که به اون کلمات .متکی باشم و خوشحال بشم یا نه

شال، من نمیخوام زیاد به خودت فشار بیاری .میخوام خوشحال باشی

...پس شال، اگه یه موقعی

.آن

.میتونی بهم تکیه کنی

.آن

.تو فقط براش غم و ناراحتی به بار میاری

حالت خوبه؟

.آره

لوسول؟

!آن

...اینا

.آره، یکم بیشتر درست کردم

...اگه کسی بهشون احتیاج داره

.عالیه! امروز چند نفر بدجور زخمی شدن

!اینا شیرینی شکرین

میشه ببری بدیشون به اونایی که اون عقب نشستن؟

.بفرمایید

.کمک بزرگیه

.از قیافه اش معلوم نیست ولی ازت ممنونه

.ولی گمونم از تشکر کردن از یه آدم متنفره

من تا حالا تحت سلطه کسی نبودم ...ولی اونا همه میگن از آدما متنفرن، پس

.فهمیدم

بذار بهت بگم، من لطفتو جبران میکنم .ولی حتی اگه بمیرم هم ازت تشکر نمی کنم

چیزی شده؟

...نه چیزی نیست. فقط

.میخوام زودتر برم خونه

.میخوام به کارایی که باید بکنم برسم

هیچ کدومتون مشکلی باهاش ندارید؟

حالا که بالتون دست یه نفر دیگه اس .نمیتونید کاری که میخواید رو بکنید

.حتی نمی تونید برید جایی که دوست دارید

کاری که میخوایم بکنیم؟

درسته. لوسول کاری نیست که دلت بخواد بکنی؟

.چیزی به ذهنم نمیرسه

کسی اینجا دلش نمیخواد یه کار خاصی رو انجام بده؟

.من میخوام اقیانوس رو ببینم .تا حالا ندیدمش

اقیانوس؟ اقیانوس دیگه چیه؟

نمی دونی اقیانوس چیه؟

یه چاله بزرگ پر از آب شوره .و از همه پادشاهی ها بزرگتره

!وای نه! همه غرق میشن

.کاش میتونستم بال هاتون رو براتون پس بگیرم

.اگه میتونستم اون وقت همه آزاد بودید

.آزاد؟ ما هیچ کدوم تحت سلطه آدما نیستیم

مگه این آزادی نیست؟

...شما فقط اربابتون رو عوض کردید

.از آدما به پادشاهتون، لافال

.پس اینجا بودی

.هینگلی سان میخواد قطعه ها رو به هم وصل کنه

.فهمیدم. الان میام

.باشه

...جوناس

فکر می کنی آن بر می گرده؟

.اون بر می گرده

،ولی حتی الان، بعد از بیست روز .هنوز هیچ سرنخی نداریم

.هوا هم خیلی سرده

.آن خیلی...سرسخته

.اون سرسخت و لجباز و احمقه

پس مهم نیست چی بشه .اون به احتمال زیاد حالش خوبه

.جوناس

.حق با توعه

بعد از این به کار توی کارگاه پیج ادامه میدی؟

بعد از جشنواره آغاز مقدس هم اینجا میمونی؟

...من

.من بر می گردم کارگاه رادکلیف

.انتظارشو نداشتم

.من بر می گردم ولی تو هم اونجایی، کیث

.میدونم در سطح تو نیستم

.ولی فکر کردم طوری نیست اگه یکم سخت تر کار کنم

...منم میخوامش. برای یه بارم که شده میخوام

میخوای به سرسختی آن باشی؟

!ن-نه! اصلا اینطور نیست

.فقط ذهنم درگیرش شده بود

.فهمیدم

.زود باش بیا تو. به خاطر تو منم دعوا میکنن

.اوهوم

.اینجا هم از همون روش استفاده کردن

خیلی خوبه تعداد افرادمون رو بیشتر کردیم

.ولی بدون سرنخ کاری از پیش نمی بریم

.فکر نمی کردم انقدر محتاط باشن

.باید قبل از اینکه کس دیگه ای قربانی بشه کارو تموم کنیم

.آره، باید عجله کنیم

...نکنه این

چی شده؟

قربان

.یکی داریم. یه سرنخ داریم

پس بالاخره آزاد شدم؟

هی، میشه به اون دختره یه چیزی بگی؟

دختره؟

.اون دختر آدمیزاد که همش پیشته

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left