The first 200 lines.
مخملی که هر انسانی درونش به لذت و گناه خفته باشد همانند شبی تیره ظلمانی ـست " از کتاب مقدس عهد بابل "
" لورا جمزر "
" آنی بل " در
" مَخمَل سیاه "
کارگردان " برونلو روندی "
! به دختره حق میدم
خاطرات عشق هرگز از ذهن ادم پاک نمیشه
اگر هر روز سر قبر ...شوهرش گل رُز نذاره
این حس بهش دست میده که با گذشت زمان همسرش رو به فراموشی سپرده
!بیا اینجا ، علی
!سیگار
! مامان
!مامان
... هی ! مامان
لورا بالاخره میادش یا نه؟ تونستی شوهر سوم خودتون رو راضی کنی که اون بفرسته ؟
بالاخره به ما اعتماد دارن ؟
معلومه که به ما اعتماد داره - داره اشتباه بزرگی میکنه -
اون پس فردا میادش ...خودت باید بری دنبالش
یکی از اتاق های بزرگ طبقه دوم رو بهش بده
به امانوئل و کارلو هم یکی از اتاق های طبقه اول رو بده
!پس قراره کل گروه اینجا جمع بشن
فردا با "هال پیر " صحبت میکنم ، خودت که !میدونی ممکنه مهمونی همه رو به گند بکشه
...قراره برم دیدن این زوج باحال امانوئل و کارلو هم دلشون به دست میاد
علی رو چیکار میکنی ؟ نمیخوای که اون بیرون یه جا قایمش کنی ، میخوای ؟
هر وقت خواستی علی در اختیارت ـه
!یه عالمه کار ریخته سرم
!امانوئل ، باز دوباره شروع نکن
آخرش دقیقا مثل اون دفعه میشه !دختره عقده پول دادن داره
لباسای خودش رو تیکه پاره میکرد و !هر کدوم به یکی از گداها هدیه میداد
خوب ، بذار لباسای خودش رو پاره کنه شرط می بندم هیکل لختش خیلی باحال باشه
وایسا ، همینجا وایسا !یالا بجنب اماده شو
گرما زده نمی شید ؟ - !تو دخالت نکن -
یعنی اون لاشه گندیده نظرت رو جلب کرده ؟ - معلومه -
اااه ، حال بهم زنه کجای این جذابه ؟
! حرف نباشه
منتظر چی هستی ؟ برو بیرون
یالا دیگه خودت رو تکون بده
!بجنب
یالا دیگه ، واینستا ! راه برو
راه برو ، تکون بخور !احمق بازی در نیار
نزدیک تر تا جای که میشه نزدیکتر
همینجا ، بشین !گفتم بشین مسخره
یالا بشین ، خوبه اره
اهان ، خودشه
! به من نگاه کن ! من رو نگاه کن
همونجوری بمون !اره، خودشه
بوی گند میده - اره ، میدونم -
ولی مهم نیست
حالا ، بذار ببینم ، کلاهت رو بردار !بذار موهات بریزه رو شونه هات
اهان ، خودشه
!حالا ، زانوهات رو خم کن !باز کن
داری چه غلطی میکنی ؟ طاقت بیار ، اره ، همونجوری
!حالا سرت رو خم کن !گفتم سرت رو خم کن
اینجوری خمش کن !خم کن دیگه
برو پائین ، درست کنار سگ !همینجوری بمون ! اهان
پائین تر ، پائین تر !برو پائین تر کثافت
!حالا لباست رو در بیار !لباست رو در بیار
معطل چی هستی ؟
یالا بابا ، لباس وامونده رو در بیار تا کی میخوای فِس ،فِس کنی ؟
پاشو ، بیا اینجا !یالا ، یالا پاشو دیگه
...بدو برو اونجا
خوب حالا پل بزن !پُل بزن ، زود باش دیگه
منتظر چی هستی کوون گشاد ؟
!یالا ، سعی کن بیشتر قوس بزنی
باید قشنگ مثل یه !کمان خودت رو قوس بدی
طاقت بیار - !نه -
! طاقت بیار
!باریکلا همینه !باریکلا همینه
بلند نشو ، نباید بلند شی !چطوریش مهم نیست
!تحمل کن
داری چه غلطی میکنی ، احمق ؟ چرا تکون خوردی ؟
!یالا ، وانمود کن داری می رقصی !مثل گاو همینجوری واینستا
یالا دیگه !اینقدر جنده بازی در نیار
یالا ، حالت بگیر !زود باش یالا دیگه
واقعا کیر هر مردی رو !شق میکنی ، اهوووم
همینجوری عالیه باریکلا
حالا به کرم ها نگاه کن !کرم هارو نگاه کن
!بوی تعفن میده ، دیگه تحمل ندارن - گه زیادی نخور ، پولش میگیری -
!معلومه که بو میده چیه فکر کردی دِسر ـه ...!؟
!یالا بهش نزدیک شو !زود باش نزدیکش شو
خوبه ، نردیکتر ، نزدیکتر ! برو پائین ، پائین تر
!گوش کن چی میگم ! خوب حواست رو جمع کن
کاری کن به نظر بیاد انگار باهاش خوابیدی گرفتی ؟ باهاش خوابیدی
حالا همونجا بمون ! تکون نخور
نباید جُم بخوری ! نباید جُم بخوری
حالا لبخند بزن !لبخند
نمیتونم این بو رو تحمل کنم - !به درک که نمیتونی -
تمرکز کن !باید تمرکز کنی
...خیلی خوب
!راه بیوفت بریم
فکر میکردم شوهر سوم ـی که کردم !حتما دیگه اخریش ـه
ولی اینجور از آب در نیومد !اونم ولم کرد و رفت
اون درست وقتی که زندگیم رو وقف ـش کردم ولم کردو رفت
مثل روز روشن بود که فقط به فکر خودش بود
و من رو از دخترم لائور دور کرد
لائور کوچولوی خودم همون دختری که بزودی در کنارمون خواهد بود
الان یک سال ـه از تعطیلاتی که با هم بودیم میگذره
در کنار مردی مثل ادوارد واقعا خوشبخت بودم
!مادرجنده لاشی
چرا ترکم کرد ؟
خون خودتون رو کثیف نکنید خانم ، این تعطیلات برای همگی ما دوست داشتی میشه
اقای آنتونی بیدار شده ، کجاست ؟
باغبان گفت ایشون برای موعظه کردن تشریف بردن صحرا
سرورم ، چه وقت مارا به درگاه مبارک خود هدایت می فرمائی
به همان جائی که وعده دادی تا ماهیت زندگی رو بر ما نمایان فرمائی ؟
سفر خودمون رو به تعویق انداختیم تا بتونیم نزد خانم بریم
ولی الان مجبوریم تو رو به دوش بکشیم
مارو به وادی که وعده دادی رهنمون کن تا ارواحمان را خشنود سازیم
رُستنی که ازاد باشد در هر جائی رشد میکند
گر بدین امر آگاه نباشید از قصور خودتان هست
شاید به اندازه کافی تقوی پیشه نکرده اید
به همانجائی برید که مشتی ماسه بر باد کردم
بروید ، و هرگز باز نگردید
تا به مکانی برسید که باد و خورشید از هم جدا گشته اند
چرا تمام شب رو پیشم نموندی ؟
چرا دیشب مثل یه دزد تخت خوابم رو ترک کردی ؟
میدونستی که وقتی تنها از خواب بیدار میشم وحشت زده هستم
خوب چرا به خودت زحمت این ندادی که بهم بگی که میای اینجا ؟
چرا دائم باید تو رو درجمع مردم غریبه پیدا کنم ؟
لازم بود موعظه کنم
من بهت یه خونه دادم و تو رو اونجا بر همه چیز حاکم کردم
و جنابعالی در عوض بهم چی دادی ؟
دائم باید دوره بیوفتم و دنبال جنابعالی بگردم
چرا در پی من هستی ؟ چرا دلت میخواد دنبالم بگردی ؟
خودم خیلی خوب میدونم که کجا باید باشم
میدونم که کجا آرامش دارم
اکنون که خورشید در افق بالا امده نیروی حیاتی مرا در بر گرفته
بیا خود با آنچه که این ستاره فروزان به ما ارزانی
میدارد ارضاء کنیم چرا که !من خاشع ترین عنصرش هستم
عشق هدیه ای از جانب خورشید هست
این رو همیشه به یاد داشته باش
و همین تنها راه سعادت با نیروی عظیم اوست
این هدیه ای از جانب خورشید هست
پرتوئی که از جانب خورشید ...می آید با برکت ترین
نوری ـست که از اجرام !دیگر به زمین می رسد
!خونه همینه
موندم اتاقم چه شکلی ـه دوست دارم کوچیک ترین به من داده باشن
کریستال
کریستال با گذشت زمان تو !بیشتر از قبل زیبا و جذاب می شی
امانوئل - چقدر خوشکله -
داخل چمدون ها وسایل ظریف و شکستنی هست
آینه ها و شیشه های عطر لطفا مراقب اونا باشید
امانوئل این آنتونیو هستش یکی از دوستای فابریک ـم
آنتونیو ، ایشون امانوئل هستن یکی از معروف ترین مدل ها در دنیا
میدونم
چقدر جالبه ، یک درخت صنوبر !کوچیک اونم توی یه باغ گرمسیری
اون رو از انگلیس با خودم اوردم امانوئل
این درخت من رو یاد زمستان های سرد کشورم می ندازه
علی ، همیشه این یادت باشه که تو برده خودم هستی
یک لحظه همینجور بی حرکت بمون
بفرمائید
یاد باشه تو برده خودم هستی
علی ، برو اون پائین تا خودم یه چیز باحال نشونت بدم
برو بالا ی اون سنگ ـه که اونجاست
آفرین ، حالا بشین !روش و به من نگاه کن
حالا بعد از من تکرار کن " این برای خودم نیست "
این برای خودم نیست این برای خودم نیست
تکرارش کن - این برای خودم نیست -
تکرار کن "این برای خودم نیست "
" برای خودم نیست "
یالا دیگه ، تکرار کن " این برای خودم نیست "
" برای خودم نیست " - این برای خودم نیست -
" یالا دیگه " این برای خودم نیست این هرگز برای من نیست ، تکرار کن
این هرگز برای خودم نیست این هرگز برای خودم نیست
" واسه خودم نیست " ادامه بده
واسه خودم نیست واسه خودم نیست
" این واسه خودم نیست " واسه خودم نیست
متوجه شدی ؟ واسه خودم نیست
واسه خودم نیست واسه خودم نیست
یالا دیگه ، به گفتن ادامه بده " بخاطر خودم نیست "
بخاطر خودم نیست بخاطر خودم نیست
الان دیگه کافیه !دلم میخواد یکم ریتم داشته باشه
" بخار خودم نیست " - بخاطر خودم نیست -
یالا تکرار کن
" بخاطر خودم نیست " - بخاطر خودم نیست -
پاشو بیا ، احمق جوون منتظر چی هستی ؟
بخاطر خودم نیست بخاطر خودم نیست
یالا بجنب
بخاطر خودم نیست بخاطر خودم نیست
بیاجلو زود باش
... بخاطر خودم نیست بخاطر خودم نیست
فایده نداره بخاطر خودم نیست
!نه
نگاه کریستال قشنگ نیست ؟ هال امشب واقعا رفته تو شهرک خودش
شاید بخاطر این ـه که متوجه شده که !قراره به انتونیو عابد معرفی ـش کنی
سرو صدا نکنید هال پیر رو غافلگیر میکنیم
هال ، کارت حرف نداره
حس میکنم که بعد از سیل در کشتی نوح هستم
ولی کریستال دلبندم خودتم خوب !میدونی که کارم از نوح خیلی بهتره
ولی در شروع این شبانگاه ...کشتی معجزه اسای خودم
رو در اختیار شما دوستان !بی مانند می گذارم
چقدر باعث سعادته که شماهارو اینجا در کنارم دارم
دنیا خیلی کوچیکه
گرفتن نشان های هال بزرگ در سرزمین مسلمان نشین افریقا
اینم مال تو دلبندم
و اینم برای تو ست
اسم این دوست عزیز چیه ؟ - کارلو -
اینم برای تو دست عزیز
حتی فکرشم نمیتونید بکنید ...که در اینجا چقدر بهتر
از هالیوود فرتوت میشه !غبار راه را از تن بزدائید
No comments yet. Be the first to leave one.