Louder Than Bombs

Louder Than Bombs

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

louder than bombs 2015 720p bluray
A Commentary by DLBR
The Witcher

Tags

BluRay
720p
720
Published on: 2016-07-15
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خیلی خب- یاد میگیرم-

اینم از این

غذا رو کجا گذاشتی؟ضعف کردم- لعنت بهش-

کنار در جاگذاشتم شرمنده،یه چیزی برات میگیرم

لازم نیست- نه-

خسته ای باید یه چیزی بخوری

چیزی(غذایی) که قبلا برام اوردن چندش بود

اره میدونم بدردنمیخوره(غذاشون)ولی میشه جلو بچه بکار نبری از این حرفا ،یه هفته حداقل استفاده نکن

باشه،یه هفته- خوبه ،یه هفته،دراز بکش-

زودی برمیگردم- بابایی قراره برای مامانی غذای کوفتی بگیره

یه هفته- بهتره بجنبی-

ببخشید....کجا...میتونم

ارین؟

....جونا- فکر میکردم رفتی بروکلین-

رفته بودم- ولی مامانم هنوز اینجاست-

فکر کنم واسه یه مدتی اومدم پیشش باشم

شنیدم هنوز تو دانشگاهی

تدریس میکنی؟- اره،استاد شدم-

چقدر زود گذشت- اره-

احتمالا خیلی جدی نیست(بیماری مادرش رو میگه)؟- هست؟

سخته،میدونی هنوز شصت سالشم نشده

چه بد،خیلی متاسفم همیشه دوستش داشتم

اونم دوستت داره یجورایی پیشش اعتبار داری

یجورایی به همه دوست پسرام سخت میگیره از وقتیکه ازهم جدا شدیم

جدی میگم

تو خوبی؟ اینجا چیکار میکنی؟

...همسرم

...امی

!اوه چه بد،خیلی متاسفم

اوه...مرسی

مرسی

چرا اینقدر طولش کشید؟- همه جا بسته بود،ببخشید-

ایزابل،منو ببین

چیزی نیست

کار تو همچین شرایطی خیلی سخته هیچ زیربنایی نیست

وقتی وارد یه مکانی میشی فقط باید منتظر باشی

.ما معمولا باهم دیگه کار میکردیم .عکاس ها همه جا حضور داشتند

اگه یه اتفاقی میافتاد،مثل زنبورا همه جمع میشدیم به یه اتفاق مشترک خیره میشدیم و تمرکز می کردیم

.ولی اون صحنه رو شکار کرد

تصاویری از شرایط و موقیت های بشدت خطرناک خلق کرد !تبریک میگم

.اوایل که شروع بکار کردم،فکر میکردم وظیفه م اینکه باید نزدیک بشم به (اتفاقات)تا حد ممکن

.مهم ترین قسمت جذاب این شغل برام "واقعیت "بود

بعدش سردرگم بودم ،و فکر کردم باید بمونم بعد اینکه از اینکه ارتش رفت

برای اینکه خسارات و اسیب ها رو نشان بدم- که عواقب جنگ را نشان دهی ؟-

بله که طرف دیگه جنگ رو نشان بدم و اخرین عکسهام گواه این مطلب هستند

تا کی میخوای اینکار رو ادامه بدی؟ و چطور میخوای بفهمی که چه زمانی دیگه لازم نیست ادامه بدی؟

.من فکر میکنم...این وظیفه منه

.فکر نمی کنم باید متوقف بشم چرا باید (متوقف)بشم؟

تصادف مرگبار

بلاخره بعداز ترک شغل خطرناکش بعنوان عکاس

ایزابل رید مرد- .در یک تصادف ماشین در نیویورک

و 57 سال سن داشت .هنگامیکه همسر و دو پسرش رو ترک کرد

خب تو ایده رو گرفتی .باید کوتاه و خلاصه باشه

مردم دوست ندارند فیلم طولانی ببینند .در یک نمایشگاه

.بنظر کاملا بی نقص میاد از نظر من

کار بعضی از عکس ها تموم شده دیدیشون وقتی داشتی میومدی داخل؟

نه،متاسفانه - عالی شدند-

ما ازتون تقاضا داریم...عکسی از کارهای ایشون تو خونه هست که ما بتونیم ببینیم؟

متاسفانه خیلی(وسایلش ) بهم ریخته س

شاید یه چیزی از اخرین سفرش به سوریه؟ هیچ عکسی از اونجا ندیدم

Jeg spørger Jonah. دلیلی نمیبینم که نتونید یه نگاهی بندازید

.عالیه.تشکر

بهت گفتن من به مقاله برای "نیویورک تایز"درباره "ایزابل" مینوسم؟

قبل لز نمایشگاه؟- اره گفتن-

همیشه فکر میکرد این عکسه که چاپ شده گوشه راستش خراب شده

...اره- اره،حالا میفهمم منظورش چی بوده-

.خیلی خب،وقتیکه این مقاله رو مینویسم نمیتونم اشاره نکنم به نحوه مرگش

.که یه تصادف نبوده

...اره

یعنی میگی،میخوای بنویسی که خودکشی کرده؟

.نمیخوام باهات خیالبافی کنم .ایزابلم اینو نمیخواد

(این خیلی سخته،خیلی زیاده (فشار روحی بخاطر عکسها و کار ایزابل رو میگه

.نیاز نیست که به تو بگم این چقدر سخت بوده

...نه

...چند سالی از این از این ماجرا گذشته

.میخواستم تو و پسرات بدونین قبل اینکه منتشر بشه مقاله

و اونا میدونن واقعا چه اتفاقی افتاده؟- ...جونا میدونه-

...ولی کانرد 12 سالش بود،خب نیازه که باهاش یه صحبتی بکنم

بیا یه عکس دیگه بهت نشون بدم

بله؟- .سلام،منم

میدونم بابا

چیکار میکنی؟- با "کنت" و چند تا بچه های دیگه م

...خیلی خب

فقط میخواستم بدونم کی میای خونه؟- نمی دونم-

تاکو درست میکنم- کار دارم الان بابا،بعدا باهات حرف می زنم-

اهای؟

میشه بیام تو؟

چی بازی میکنی؟

دختره تویی؟- اون جادوگره-

چی؟- نقش های دیگه هم بازی میکنم-

میدونستی یه ملاقات داشتم امروز؟ ریچاردم بود اونجا،میشناسیش،نه؟

...قراره یه مقاله بنویسه و

یجورایی بهم یادوری کرد که یسری مسایل هست که من و تو باید باهم حرف بزنیم

میشه خاموشش کنی؟ یا حداقل روی حالت توقف بزاریش؟

کانرد،میشه لطفا خاموشش کنی؟- برو بیرون-

!گمشو بیرون

با من اینطوری حرف نزن

فقط میخوام باهات حرف بزنم

!بس کن،بس کن

اصلا جالب نیست،بس کن

.بیدار شو

"ولی حالا که داره بیشتر و بیشتر غرق میشه تو موج ها"

"اتفاقات مهم تری رو بیاد میاره"

"افکارش به خاطرات گذشته میره"

"و اتفاقات کوچکی که خیلی قدیمیه رو بیاد میاره"

"بیاد میاره عبارتی که چند روز پیش در روزنامه خوانده بود"

"ولی متوجه نشده بود"

"و به چمدون قدیمی که زیر شیروانی عموش گذاشته فکر میکرد"

"نگاه کوتاهی از یک غریبه"

untranslated-

غیر قابل درک

غیرقابل درک

...تکه های شکسته غیر قابل درک "همه در لحظات اخرش حضور داشتند

"ثانیه ها،به درازای دقایق طول کشید"

"زمان متوقف میشه"

"ثانیه ها،به درازای دقایق طول کشید"

"زمان متوقف میشه"

"داشت به چی فکر میکرد وقتی متوجه شد تصادف حتمیه"

بیاد میاره" "روی ساحل دراز کشیده بود و چرت میزد

احساس کرد که باد" "شن ها رو به صورتش پرت میکنه

باخودش فکر کرد که اگه همینطور دراز بکشه" "بلاخره شن همه جاشو میگیره

"شاید مکان هایی رو به یاد اورده.خونه مون"

راهرو

"اتاق پذیرایی"

شاید به اون فکر کرده باشه" "که میتونست یکاری کرده باشه

یه چیز کوچیک" "یه چیزیکه اون فراموش کرده

"قابم شده بود و داشت و می شنید که داشت صداش میزد"

"اون میدونه که اون میدیدش تمام مدتی که اونجا بود"

"وانمود میکرد که نمیبینش"

".هیچوقت دور نرفت و همیشه حواسش بهش بود"

کانرد؟

کانرد؟

بنظر میرسه اون اعتقاد داشت که دانایی در بلوغ افسانه هست

موافقی؟

بله؟- سلام،منم

اره میدونم،بابا

چیکار میکنی؟- با کنت و چند تا از بچه های دیگه م-

فقط میخواستم بدونم کی میای خونه؟- نمیدونم-

دارم تاکو درست میکنم- کار دارم بابا،بعدا باهات حرف میزنم-

چه کمکی از دستم برمیاد؟

فوق العاده بود چونکه هیچی احساس نکردم

ولی شبیه ...بود

احساس کردم بیرون ازش وایستادم

تمام چیزی که فکر میکردم:این بود که این نابودم میکنه و زندگیم هیچ وقت مثله قبل نمیشه

خودت اینطوری تصور میکنی همونطور که میتونی تصور کنی این خوبه.

توهم اونجا بودی ،داشتی نگاه میکردی

پس من فقط نگاه میکردم؟

من نمی دیدمت ولی می تونستم بوی سیگارت رو حس کنم

توی خوابم تو یه سیگاری هستی

چرا اینو به من میگی؟

فقط نمیدونم چه معنی میده

ولی این فقط یه خوابه- می خوای من بهت بگم چه معنی میده؟-

منظورت اینکه من خیلی بیحال و کسلم یا یه چیزی تو همین مایه ها

ولی راستش خودت کسلی و همش تو خونه میخوای بامن بحث کنی

جالبه،بهت برخورد؟- اره مشخصه که برخورد-

اون یارو... نشسته اونجا و فقط داره نگاه مینه؟

...ولی تو فقط ...تو داشتی

اینطوری بود؟

یا اینطوری؟

یا اینطوری؟

نمیدونم فقط خیلی ترسناک بود

دیر خوابیدی؟- سلام،خوشحالم می بینمت-

منم از دیدنت خوشحالم

امی و بچه کجان؟- نظرمون عوض شد-

...شیش ساعت رانندگی با بچه میفهمم-

بزار لباس بپوشم،چند دقه دیگه میام- باشه-

یه فنجون قهوه میخوای؟

بابا این چیزا رو برات خریده؟ جالبه

اوپس

میبنی شروع کردم یخورده مرتب کنم

می تونیم بدیم موسسه اینکارو بکنه- نمی تونیم اینا رو بدیم به نمایشگاه-

می خوام اول همه چیو بررسی کنم،یادته اون عکس اونا ساخته بودند

مامان خیلی محافظه کار بود نسبت به عکساش

ما حتی نمی دونیم چی رو میخوایم بهشون بدیم

نباید بزاریم این تو دست اشتباهی بیافته؟ به چی نگاه میکردی؟این بهترین عکسته؟

:مردم می بینن و میگن "اره ،ما همینو می خوایم"

این چجور قیافه ایه؟ .انگار میخواستی یکی رو بکشی

بچرخونش

نگه ش داشته چون فک میکرد این یه عکس خوبی از منه

وکیلم فکر کرد که این نگاه خوبم شغلم رو نابود میکنه

جذابیت زیاد؟ !مشکلت جذابیت بود؟اره خیلی جذاب بودم

هی بیاین صبحونه بخوریم- .نه،من نمیخوام

راستش برای اینجا یه ایده عالی به ذهنم اومده تو خیلی وقته نبودی.بیا هم یه صبحونه بخوریم

راسستش میخوام کارم رو شروع کنم الان- باشه-

مشکلی نیست؟ خوبه-

حوله رو دیدی؟- همونی که رو تخت بود؟-

من از قبل اتاق خودمو واسه شما اماده کرده بودم

خوبه که تو اینجایی- مرسی-

من داشتم فکر میکردم،دیگه وقتشه به کانرد بگیم که چی سر ایزابل تومده

چرا حالا؟- ...چونکه سنش بیشتر شده،و

میدونی،اون مقاله، که ریچارد مینویسه؟

مطمنم که با سلیقه مینویسه ولی قراره اشاره کنه به نحوه مرگش واسه همین

...خب،اون نمیتونه بهش گفتی که اون نمیتونه؟

.من خیلی بهش فکر کردم .کانرد حقشه که بدونه

.اره

رابطه من اون خیلی خوب پیش نرفته،واسه همین خوبه که تو اینجایی

.پس...شب بخیر

اون فکر میکنه نمی شنومش میدونم هرشب تا دیروقت بیداره

.و بازی میکنه با این بچه ها از نیوزلند و ژاپن

باخودم فکر کردم که منم بازی کنم ولی نمیتونی همینطوری شروع به بازی کنی

More Farsi Persian subtitles for Louder Than Bombs

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left