The first 200 lines.
فصل اول
قسمت دوم
مامان ؟
دلم برات تنگ شده بود
من اصلا تو رو نميشناسم
فره ي تو خيلي پر قدرته
بهش اجازه بده خاطراتت رو مرور کنه
من يه خدمتکار نيمه وقتم درس هم ميخونم
فکر نميکنم بتونم از همچين کاري بکنم
داري منو ميترسوني
وقتي هنوز يه دختر بچه بودي
من بعضي وقتا ميومدم بهت سر ميزدم
سعي کن به ياد بياري
دي جي ، صبحانه
باد ديشب همه چيزو داغون کرده
حصار بيرون هم خراب شده
پس بهتره قبل از اينکه برامون مشکل ساز بشه درستش کني
بس کن زن . من که با شکم خالي نميتونم کار کنم
بعلاوه خانوم خانوما بايد باشن نظر بدن الته اگه بيدار بشه
صبح بخير خابالو
من خواب بودم ؟
چهارده ساعته مثل جنازه افتادي رو تخت
فکر کردم ميخواي چيزي بگي
خدا ميدونه چي ميخوام بگم
من اشتباه ميکردم دي جي
اختيار زندگي تو دست خودته
من اشتباه کردم که ديشب رفتم سراغ وسايلت
ديشب بود ؟
باز دوباره کابوس ديدي ؟
امگار واقعي بود
خوب حالا ديگه بيدار شدي
بهتره بري کمک بابات قبل از اينکه همه رو داغون کنه
ولي مزرعه که خراب شده بود
چي ميگي ؟
باز قبل از خواب هله هوله خوردي ؟
فکر کنم داستانهايي که برام تعريف ميکردي با ناخودآگاهم درگير شدن
چون ديدم اونجا يه درياچه ي يخ زده و يه قصر بود
و مادرم ملکه بود
و ميخواست يه چيزايي در مورد يه چيز زمردي بهم ياد آوري کنه
که بتونم جلوي خواهر شيطان صفتم رو بگيرم
تونستي ؟
يادت اومد ؟
نه ، و وقتي نتونستم يه سري ميمون خفاشي فرستاد سراغم
احتمالا بخاطر طوفان بوده عزيزم
الآن بايد بريم هرچي طوفان خراب کرده دوباره درست کنيم
اينه که آدمو ميسوزونه
بالاخره يکي يه حرف حساب زد
اونو ول کن
خودت که ميدوني من دوست دارم هر روز سر کار يکي برام قصه بگه
چي بهتر از اينکه ببينم ملکه ي زمردي در گوشي چي بهت گفته
خداي من هيچي يادم نمياد
... يه چيزي بود مثل
مثل چي عزيزم ؟
من اصلا نگفتم در گوشي باهام حرف زد
معذرت ميخوام عزيزم فکر کنم گند زدم
اشکالي نداره پاپسيکل
ميدونم که تمام تلاشتو کردي
همه ي اونا خيالي بودن ؟
رو دست خورديد
چرا ؟
چون با يه بازسازي کوچولو
چيزايي رو که خيلي وقته از دست دادم دوباره بدست اوردم ؟
عشق پدر محبت مادر
پدر و مادر من کجان
منظورت پدر و مادرمونه ؟
خوب , بامون که دزد بود و وقتي تو مردي
ترکمون کرد
مادرم هيچوقت بخاطر اين کارش نبخشيدش
بخاطر همينم مالکيت بابا رو رسما از همه ي زمينها سلب کرد
شد ملکه ي رويا
الآن کجاست ؟
... ديگه وقتش رسيده بود که
تبعيدش کنيم
مادر ؟
دي جي کجايي ؟
آزادش کن
ميتونم ترتيب اونم بدم
ولي قبلش بايد يه کاري براي من بکني
نترس دخترم
يه راهي براي متوقف کردنش هست
زمرد خسوف
راز پيدا کردنش در درونته
وقتي زمانش برسه برميگردي
... فقط بايد
بگي زمرد کجاست
بگو تو گوشت چي زمزمه کرد
منم ولت ميکنم بري
قول ميدم
يادم نمياد اين قضايا مال خيلي وقت پيشه
ميتونيم خاطراتو به زور ازش بکشيم بيرون
زيرو اين خواهرمه
ولي فکر نميکنم اين ملاقات خيلي شبيه جشن دوباره جمع شدن خانواده باشه
منم توقع پيک نيک نداشتم
ميخوام يه چيزي بهت نشون بدم
باهات قسمتش کنم
ملکه ي شهر اوز دو تا دختر داشت
دو خسوف پيش بيني شده بودند زماني که فره هاي دو گانه در تاريکي با هم رو در رو ميشوند
اما فقط يکي از آنها ميتواند زمرد را نگه دارد و بر تخت نشيند"
اين چيه ؟
پيشگويي عظيم و مخوف اوز
اين آواز شيرخوارگاهه
از معدود دو بيتي هاييه که هنوزم برام جذابه
اين ما نيستيم دي جي
تو ميخواستي منو بکشي
من بچه بودم
... ميدوني من
خيلي احمق بودم و باور کردم که فقط يه کي از ما بايد زنده بمونه
الآن باور نداري ؟
نه
الآن فکر ميکنم ما ميتونيم پيشگويي رو عوض کنيم
دي جي ما با هم خيلي دوست بوديم
ساعتها مينشستيم و به اين فکر ميکرديم که وقتي بزرگ بشيم اوز چه شکلي ميشه
خواهش ميکنم . بايد به ياد بياري
ما با هم دوست بوديم ؟
توي جنگل ميگشتيم سيب جمع ميکرديم از روي سنگاي کنار درياچه ميپريديم
مامانو حرص ميداديم
سيب ؟
نه
من مزخرفات تو رو درباره ي اين کليد فرمانروايي باور نميکنم
من نميخوام کاري بکنم
فقط ميخوام
فقط ميخوام طبق پيشگويي عمل کنم
اين حق ماست
شانس ساختن يه اوز جديد
فقط بگو کجاست
يادم نمياد
... دي جي
آبجي کوچيکه ي دوست داشتني
جوابت
اشتباه بود
حالا ديگه به روش خودمون کار ميکنيم
ميندازمش پيش لايلو
اگه چيزي يادت نيومد اينو يادت باشه
دفعه ي بعد وقتي به زندگي ناچيزت پايان بدم
ديگه هيچکس نميتونه نجاتت بده
راو ؟
... کين
نهار براي سه نفر
لايلو
نه
اون ديگه از ما نيست
ايندفعه ديگه لباس آهني درکار نيست
ديگه زن و بچه اي نداري که زار بزنن تا آزاد بشي
خانواده ي من زنده ن ؟
خانواده ي من زنده ن ؟
خانواده ي من زنده ن ؟
... چند ساعته مثل يه
بچه با پستونکش خوابيدي
فکر کردم مردي
ديتو
ميدوني ، شايد من از سرکا نجاتت داده باشم ولي
اين چيزيه که زندگيتو نجات داد
گلوله رو متوقف کرده
دي جي
آزکادليا
راو ؟
نميدونم کجاست . نميتونم پيداش کنم
يا گرفتنش يا
مرده يا - شايد فرار کرده -
ميدوني چيه ، بايد يه فکري به حال اين بدبينيت بکني
چرا ؟
دوست داري هميشه يکي خوشبينياتو تاييد کنه ؟
هي ، گليچ
چيه ؟
يکي طلبت
ميدوني کين ، اين روزا روانشناسي ديگه به درد نميخوره
... فکر ميکنم آدماي ورزيده اي مثل تو و
ما بهش ميگيم سندروم پيش آهنگي
نه
ولش کن
بس کن
بس کن
يه زمزمه لايلو
من فقط دنبال يه زمزمه ام تو گوش يه دختر بچه
لايلو نميتونه پيداش کنه
تمرکز کن - يه چيزي از خاطراتش حفاظت ميکنه -
ازش رد شو
حالا
لايلو تلاششو ميکنه
تلاش نکن
انجامش بده
اگه من يادم نياد اون چطوري ميخواد بفهمه ؟
مادر تو گوش دي جي چي در مورد زمرد گفت ؟
زمرد
تنها چيزي که ميتونه آزکادليا رو متوقف کنه
تمرکز کن لايلو
کجاست ؟
خاکستريه
زمرد بين طوفان خاکستريه
طوفان خاکستري ؟
طوفان خاکستري چيه ؟
نميدونم
نميتونم ببينمش
کجاست ؟
نميتونم وارد خاطراتش بشم
... خاطراتش توسط يه
جادو محصره شدن
لايلو
جادو ؟
زياد سخت نيست که بفهمم کار کيه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.