The first 200 lines.
قسمت یک
در اولین سالِ وانلی از سلسله مینگ
امپراطور هنوز جوان بودن
به همین خاطر صدر اعظم ژانگ جو ژنگ امور دربار رو به دست گرفت
قانون جدیدی رو ترویج کرد
و باعث رفاه کشور و مردمش شد
گرچه
پشت همین روزهای به ظاهر آروم
بحرانهای زیادی
خوابیده بود
اسم من یه شیائو تیانه
افراد اینجا "رئیس" صدام میزنن
افراد اینجا کین؟
قبل اومدن به اینجا
و زندانی شدن، مقامات درباری بودن
رده همشون بالای پنج بود
شاید بپرسین من چه رده ای دارم
حدس بزنین
رئیس
یک زندانی دیگه داره میاد
فعلا صبر کن
میبینین؟
پول به سمتم میاد
من زندانبانِ ارشدِ این سیاهچالم اسمم یه شیائو تیانه
اسمتو بهم بگو
ارباب لیو یونگ
معاون وزارت جنگه
ارباب؟
اینجا ارباب مرباب نداریم
همتون زندانی هستین
بگو ببینم
چقدر شیتیل میتونی شل کنی؟
شیتیل؟
برای چی؟
یک سکه برای باز کردن زنجیرها
یکی برای گذاشتن یونجه رو زمینت
دوتا برای زیرخوابت
یک دهمِ سکه برای نون بخار پز
نیم سکه برای نون بخار پز با گوشت
دو سکه برای سور و ساتت
و اگه میخوای زن بیاری
بیست سکه
باید سرکیسه روشل کنی
من بخاطر گم کردن نقشه دفاعی اینجام
پولی ندارم
پول نداری؟
باشه
پس میتونی مثل اونها بهم خدمت کنی
وزیر دادگستری کمکم میکنه حمام کنم
وزیر دارایی برام آب میبره میاره
دبیر ارشد سپرده های مالی تو تعویض لباس کمکم میکنه
سرپرست بازرسا برام صابون نگه میداره
تو چه کاری از دستت برمیاد؟
سرورم
دستهای گنده اش رو ببینین
چطور میتونه بهتون خدمت کنه؟
اره
فکر کنم یک بازنده از وزارت جنگه
بدرد نمیخوره
فرمانده یه
جناب لیو دوست قدیمی منه
خواهشا یکم احترام بذار
و خجالت زده اش نکن
پیرمرد
ببین چی میگم
من ارباب لیو رو خوب میشناسم
اون صادق و درستکاره
و آه در بساط نداره
سر تا پاشو بگردی
دریغ از یک سکه پیدا کنی
اگه راست بگی
هیچوقت اوضاع رو براش سخت نمیکنم
ولی اگه جرات کنی بهم دروغ بگی
پیرمرد
خودت میدونی چی میشه
جرات ندارم بهت دروغ بگم
پیرمرد
کتاب تغییرات" رو میخونی؟"
خیلی وقته از دور خارج شده
یعنی چی از دور خارج شده؟
میدونی تو دنیا چندتا چیز از دور خارج شده؟
واقعا از دوره خارجن؟
حتی اگه از دور خارج شده باشن
شاید یکروز دوباره معروف شن
پسر هیچی حالیت نیست
علمِ پشت این
گسترده و ژرفه
با اینکه زیاد حالیم نمیشه
ولی خیلی چیزها ازش یاد گرفتم
من مثل تو نیستم
هر روز کلی ترگل ورگل میکنی تا فقط زندان رو بگردونی
از هر سوراخ سنبه لباست آویز میندازی
تکون میخوری رشوه میگیری
خوشبختانه یکم مال دارم
وگرنه نمیتونستم از پَسِت بربیام
پیرمرد
چند روز پیش با یک راهب غربی آشنا شدم
ستاره شناسی یادم داد
که از چیز
گرفته شده بود
تقویم غربی
خیلی خفنتر از چیزیه که تو الان یاد میگیری
چی؟
ستاره شناسی؟ از غرب؟
اصلا قابل قیاس با "کتاب تغییرات" نیست
خیلی فرق دارن
خب
خوشت میاد طالع مردم رو بگی، نه؟
چطوره با تقویم غربی طالعتو بگم؟
باشه
ببینم چطوری به ماهی شنا کردن یاد میدی
من اول زمان تولدتو به
تقویم غربی برمیگردونم
تو برج سنبلی
چی؟
من چی ام؟
چی هست؟
سنبله
من سنبلم؟
دیوونه شدی
چرت و پرتِ خالصه
از پله اولش اشتباه میری
از قصد اینو گفتی
من... من واقعا مَردم
تو گفتی من زنم
اون هیچی
ولی حتی گفتی سنبلم
بلا... بلا به... بلا به دور
ازم تعریف میکنی یا منو مچل کردی؟
سن... بل! سنبل و کوفت
اصلا هم خنده دار نیست، ببین چی میگم
تو گفتی من سنبلم
اونوقت خودت چیی؟
خودت خواجه ای
پس بگو چرا
گرم گرفتن باهات سخته
خیلیم سخته
اون زبونِ نیش مار و پر کنایت
دو مشخصه اصلیِ سنبله است
درست گفتم؟
زندانبانِ ارشد یه
بعدا برمیگردم
اگه هنوز ازسایت های نماشا؛آپارات؛اینما و کانال های تلگرام گرفتین و دارین ادامه میدین خیلی بی وجدان و بی شرافتین..
یانگ لین، وزیر سابق کارکنان
رشوه قبول کرد و
و به ازای 70,000 سکه نقره مقام دولتی اعطا کرد
درنتیجه محکوم به اعدام میشه
علاوه بر این دو سکه نقره
برای جامِ آخرِ مشروبشه
وقتشه
این پولِ
جامِ آخرِ شرابته
حتی اینم گرفتی
بهم گفته بودن اگه دلِ مردن ندارم
رشوه قبول نکنم
وگرنه آخر سر از حلقومم بیرون میکشن
خب
تنهات میذارم
فرمانده یه
میخوام ازت یک خواهش کنم
اگه میخوای منم بیکار کنی نگو
نه نه نه
هیچوقت اینکارو نمیکنم
فقط میخوام
کمکم کنی یک نامه رو برای خانواده ام ببری
اگه همچین لطفی درحقم کنی
بهت پاداش میدم و
صداقتمو بهت ثابت میکنم
میخوای با درباریها رو هم بریزی و تبانی کنی
اگه کسی بو ببره، کارت تمومه
دیگه با کسی رو هم نمیریزم
از وقتی اینجا زندانی شدم
همه درباریان باهام قطع رابطه کردن
فقط میخوام یک نامه برای خانواده ام بنویسم
و تو فقط کافیه براشون ببری
همین؟
همین
خب، پاداش چیه؟
چقدر؟
پنجاه سکه
خونه ات کجاست؟
ج.ی.ن.گ و ژ.و از اینجا دور نیست
جینگ ژو
...جینگ
همون جینگ ژوی کنار جاده هوگوانگ؟
دور نیست
زیاد وقتتو نمیگیره
پیرمرد منو سرکار گذاشتی؟
فاصله اش از اینجا بیشتر از 2000 کیلومتره
من اونجا نمیرم
خب
پنجاه سکه بهت میدم
برو و زود برگرد
پونصد تا
بذار فکر کنم
فرمانده یه، فرمانده یه، فرمانده یه
ارباب یه، ارباب یه، ارباب یه
پونصد سکه فقط برای یک نامه بردن پونصد تا بهت میدم
خیلی ساده است
دیگه فکر نمیخواد که
No comments yet. Be the first to leave one.