The first 198 lines.
« خودتو دوست داشته باش »
قسمت سوم
آقای چن
میشه حرف بزنیم؟
ببخشید من عجله دارم
ـ فقط چند دقیقه طول میکشه ـ ممنون
میتونیم تو راه حرف بزنیم
آقای چین لطفا بذارین بیام داخل
ـ بریم ـ ما
میشه بس کنی؟
یا تو بیا پایین یا بذار من بیام تو
من هیچ جا نمی رم
من چاره ای ندارم
رئیسم کچلم کرده
به نظرم تو هم باید یکم با مسئولیت پذیر باشی
من بهت گفتم برو پایین ولی خودت نرفتی
خانم سون
نمیخواد اینجوری صدام کنی
یهم بگو سون یی هه
گوش کن
نمیخوام از خودمون تعریف کنم ولی
تو برای برنامه مون عالی هستی
این یه فرصت خوب برای تو هم میشه
اولین حضورت تو تلوزیون
بهترین کار اینه که قبول کنی
حواست به جلوتم باشه
شرکت ما خیلی معتبره
من تضمین میکنم این برنامه برات بهترینه
ولی البته که ما هم به شهرتت برای برنامه مون نیاز داریم
یه سود دو طرفه است
مگه نه؟
از اونجا که دارین میرین بازرسی
دو دقیقه یه توضیح مختصر
درباره ی برنامه مون میدم باشه؟
امور مالی
یه ژانر جدیه
برای همین مقالات شما برای مردم جالبه
حتی مادر منم مقاله های شما رو میخونه
نه تنها این مقالاتو میفهمن بلکه مشتاقشم هستن
در واقع دنیای سرگرمی
همچین برنامه ای رو که
به یه روش آسون امور مالی رو توضیح بده کم داره
همه چیز این دنیا به اقتصاد مربوطه
که به متخصص هایی مثل تو نیاز داریم
تا راه های رسیدن به موفقیو
یه ببینده آموزش بدن
مثل یه جور مصاحبه
تو میشی مهمون ما
یکی هم تو همین صنعت باهات مصاحبه میکنه
و نظراتشو بیان میکنه
همین طور روش ها و پیشنهادات شون
وقتی دوتا آدم کاربلد باهم کار میکنن
انفجاری از ایده های جدید به وجود میاد
چی فکر میکنی؟
من نمیفهمم چی به من میرسه
کلی چیز بهت میرسه
وقت تمومه
فرصتت رفت
راستی هزینه ی ماشین
مشکلی نیست. رایگان بود
من رفتم
لطفا بهش فکر کن
چیکار میکنی؟
چرا هنوز نیومدی دفتر؟
من فرودگاهم الان میام
رئیس
این اسناد بر اساس اظهارات خودتونه
قهوه میوه و چای آماده باشه
آقای لو اکسپرسو میخوره
از بقیه هم بپرس چی میخوان
سریع آماده کن
باشه
زودتر
کی میخواستی به من بگی؟
چیو؟
تو منو از پروژه ی شین تیان دی کنار زدی
من مدیر ارشدم
ولی باید از یکی دیگه اینو بشنوم
احساس احمق بودن میکنم
یه جوری رفتار میکنی انگار من کار اشتباهی کردم
که رو کارمون تاثیر گذاشته
من نمیخوام گوسفند قربانی باشم
من خوب خودم کنترل نکردم
تقصر منه
ولی قصد بدی نداشتم
عذرخواهی رو بذار کنار
نیازی بهش ندارم
اره
این یه تصمیم بدون فکر و
خودخواهانه بود
ولی جدای از این
امیدوارم بدونی
تو یه دستیار عالی هستی
کار کردن با تو
باعث افتخاره
آقای لو
شنیدم شما اکسپرشو دوست دارین
براتون اماده اش کردم
دی ام ای اصلا عوض نشده
خوب به مشتری ها رسیدگی میشه
وظیفه امونه
بیاین جلسه رو شروع کنیم
مایکل
همه رو در جدول زمانی خلاصه کنین
باشه
ما مجوز توسعه ی زمینا رو
تا سه ماه دیگه به دست میاریم
ساخت و سازم تا چهار ماه دیگه شروع میشه
دوسال طول میکشه
و نیمه ی دوم دو هزار و بیست و یک آماده میشه
پیش فروشم
دو و هزار بیست شروع میشه
فوقش تا نیمه ی دوم دو هزار و بیست ویک
طول بکشه
بیا عزیزم
پسرم
گوشت بیشتر بخور
انرژیت زیاد میشه
پیشخدمت
یه استیک گوسفند بیار
یادمه خیلی دوست داشتی نه؟
من که قبلا بهت گفتم
من گوشت گوسفند دوست ندارم
حتما غذای مورد علاقه ی یکی از دوست دختراته
اره؟
لانگ لانگ
اینجوری با پدرت حرف نزن
نگاش کن
همیشه میذاره هر چی خواستم گوشت سفارش بدم
نه مثل تو
من چمه؟
همش میگی اینو نخور
این سالم نیست
باشه
امروز حق با تو
آخرشم اون فقط سالی دوبار میاد دیگه
ما که
باز کی میای؟
هر وقت بخوای
هر وقت دلت تنگ شد بهم زنگ بزن
سریع میام میبینمت
اگه با قطار بیام فقط پنج ساعت طول میکشه
خیلی راحت
باشه
آدم بزرگا کار دارن
تو هم باید درساتو بخونی
نمیخواد شکنجه اش کنی
خیلی خب
بغلم کن
از این به بعد بیشتر میام دیدنت باشه؟
باشه
بیاین غذامونو بخوریم
به سلامتی
تو هم بیا
به سلامتی
حرفی داری به من بزنی؟
امکان نداره ما رو یه پروژه کار کنیم
هیچی عوض نشده
من حاضرم یکی دیگه رو بیارم
من با کس دیگه ای کار نمی کنم
این پروژه چندین بیلیون می ارزه
به خاطر شرکتت یکم حرفه ای باش
این به نفع خودته
این پروژه مهترین پروژه ی شرکتته
همه مشتاقن
تو تازه ترفیع گرفتی
باید بقیه رو هم متقاعد کنی
اینقدر ادای معلم زندگی رو برام در نیار
اون روزا دیگه رفته
اره
قبلنا همش به حرف تو گوش میدادم
ولی دیگه گذشته
دوست پسر جدید؟
مسائل شخصیم به تو مربوط نیست
در مورد کارم
اگه باهام حال نمی کنی جایگزینم کن
امیدوارم بتونی منافع شخصی و عمومی رو از هم جدا کنی
چیکار میکنی؟
من حالم خوش نیست
نمی تونم ببینم بقیه از من خوشحال ترن
واقعا؟
چیزی لازم داری؟
نه
پس اینهمه پیام و تماس برای چی بود؟
ببینم هنوز زنده ای یا نه
من دارم میرم باشگاه
باشگاه؟
کجا میری؟ من میرسونمت
اصلا میدونی کجاست؟
سر راهت نیست
وقتی رسوندمت میفهمم
لازم نیست
خودم رانندگی میکنم
صبرکن
رانندگی نکن
صبر کن
چیه؟ ترسوندیم
بازوهات قبلا لاغر بود
No comments yet. Be the first to leave one.