Friends

Friends

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

friends s06e09 UNCUT DVDRip XviD
A Commentary by ksjvk
کاملا هماهنگه. ترجمه من نیست تنظیمش کردم

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2010-11-11
Downloads: 31
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 191 lines.

تا حالا فکر کردين چرا به اين روز ميگن شکر گزاري؟

باشه. خوب مونيکا تو قراره هفته ديگه واسه شکر گزاري مراسم بگيري

خوب باشه من مهموني ميدم التماس نکن

من التماس نکردم فقط يه بار گفتم

ميتونستي التماس کني

مونيکا گفته امسال من ميتونم دسر درست کنم

تو ميخواي غذا بپزي؟

تا حالا نديدي من غذا بپزم؟- پيشنهاد دادن اسمش آشپزي نيست

مطمئني مونيکا گفت امسال غذا بپزي ؟ چون من يادمه گفت دو سال ديگه. نگفتي دو سال ديگه؟

نه من بهش قول دادم ولي ريچل فکر نميکني شروع کردن با شام شکرگزاري سنگينه برات؟

مثلا شايد بخواي با صبحونه ي شکر گزاري يا عصرونه ي شکر گزاري شروع کني

بچه ها شما چتونه؟ من ميتونم از پسش بر بيام

اون شيريني هاي بادومي که پختم يادتون رفته؟

نميدونم شماها نگران چي هستيد آشپزي اصلا سخت نيست فقط بايد طبق دستور بپزي

وقتي ميگه ديگو بزار بجوشه خوب ميزاري ميجوشه

ksjvk تنظيم از

. باشه ، عاليه ، خداحافظ

حدس بزن کي ميخواد براي شامِ عيدشکرگزاري بياد ؟

سيدني پوآتير ؟

. دلم براي ريچل تنگ شده

! پدر و مادرم ميخوان بيان

عاليه ، از وقتي که من اساس کشي کردم . اينجا نيومده بودن

اگه بهشون نگي که اينجا باهمديگه زندگي ميکنيم . خيلي عالي ميشه

داشتم فکر ميکردم غذا رو . حول و حوش ساعت 4 سرور کنيم

چرا نميتونم بهشون بگم که باهمديگه زندگي ميکنيم ؟

. آخه نميدونن که ما باهمديگه قرار ميذاريم غذا رو توي آشپزخونه سِرو کنيم ؟

چرا درمورد خودمون بهشون نگفتي ؟

. واقعا ميخواستم بهشون بگم . واقعا ميخواستم

ولي بعدش نميدونم که يه دفعه اي چي شد . که بهشون نگفتم

چرا بهشون نگفتي ؟ مگه ناراحت ميشدن ؟

. حدودا ساعت 4 ، شامو توي آشپزخونه سرو ميکنيم . ميبينمت

چرا نبايد از بودنِ ما باهمديگه خوشحال بشن ؟

. . خوب ، چونکه . .

. . اساسا . .

. از تو بدشون مياد . . .

. ببخشين - چي ؟ آخه چرا ؟ چرا ازم بدشون مياد ؟ -

. . شايد به خاطر اينکه قبلا آدم کناره گيري بودي

يا آدم مسخره اي هستي . . . . يا اينکه از همه چيز و همه کس جک ميسازي

. يا اينکه لباساتو روي مبل ميندازي . .

اين آخري دليليه که اونا ازم خوششون نمياد يا خودت از اين کارم بدت مياد ؟

. ميدونم که بايد موضوعو بهشون ميگفتم . نبايد به نظرشون اهميت ميدادم

. متاسفم

ايرادي نداره ، وقتي بيان . اساسي مجذوب خودم ميکنمشون

کاري ميکنم که عاشقم بشن . بعدش موضوعو بهشون ميگيم

يعني اين فکر نتيجه ميده ؟

. ميتونم تبديل به آدم خيلي جذابي بشم ، عزيزم قابِ تو يکي رو که دزديدم ، مگه نه ؟

فکر نکنم بتوني پدر و مادرمو ! اونقدرا مست کني که منو مست کردي

. خوبه که تو اينجايي ، راس پدر و مادرت از من خوششون مياد ، درسته ؟

. آره ، البته که ازت خوششون مياد

. ولي مونيکا بهم گفت که از من بدشون مياد

. آره ، ازت خوششون نمياد

دليلشو ميدوني ؟

شايد به خاطر اينه که آدم کلا مسخره اي هستي . . يا شايد به اين خاطره که تو

اگه مردم چيزي رو به قطع و يقين ندونن ! نبايد درمورد حدس بزنن و پيش داوري کنن

عاليه ، يه عيد شکرگزاري ديگه اي که دوباره . چيزاي براي شکرکردن ندارم

شايد من بابت اينکه تو دهنتو ببندي و ساکت بشي شکرگزاري بکنم ، چطوره ؟

شايدم بد نباشه با پس گرفتن پلي استيشنم از شماها . و بردنش به اتاق خودم شکرگزاري کنم

. شايد ، دوستت داشته باشم

. سلام - . سلام -

. سلام ، بچه ها

! نه ، نميخوام باهات پلي استيشن بازي کنم جويي

شماها ميخواين براي عيد شکرگزاري برين خونه چندلر ؟

آره ، چطوره مگه ؟

من و دوستام ميخوايم توي يه جاي درجه يک . براي خودمون مهموني عيد شکرگزاري بگيريم

. فکر کردم شماها هم دوست داشته باشين بياين

واقعا ؟

. شماها بايد مهموني چندلر برين . آخه هيچ کدوم ما پخت و پز بلد نيستيم

. تمام روز ميشينيم و مشروب ميخوريم

! ما دوست داريم مهموني شماها رو بياييم - ! آره -

البته قبلش بايد يه سر تا اونطرف تالار بريم . چونکه بالاخره مهموني خواهرمه ديگه

ولي ميدوني ، راستشو بخواي . . خوبه که با يه خواهر بزرگ شدم چونکه

بزرگ شدن با اون بهم کمک ميکنه که . . . زنها رو بهتر از هرکس ديگه اي بشناسم

يادت باشه اينو به دوستات بگي

. باشه

هيچ وقت نميفهمم که چطوري ! با سه تا زن ازدواج کردي

. سلام - . سلام -

! فيبز ، اينجا رو ببين . . براي دسر

. دارم يه ترافل سنتي انگليسي درست ميکنم . .

! عاليه و تو چي درست ميکني مونيکا ؟

البته براي وقتي که دسر ريچل اينقدر خوب باشه . . که من همشو بخورم و

! براي اوناي ديگه چيزي نمونده باشه . . .

! هيچي

هيچي ؟

. نه ، عزيزم ، بهت اطمينان کامل دارم

يعني اگه من اين دسر رو خراب کنم ديگه چيزي براي دسر نيست که بخوريم ؟

. خرابش نميکني

مونيکا ، از اين رفتارت خيلي خوشم اومد ؛ واقعا . بهم اطمينان داري ، ازت متشکرم

يه سئوال : چطور ميفهمي که کره آماده شده ؟

خوب ، حدود دو دقيقه قبل از اينکه ! به اين شکلي که الان هست دربياد آماده است

. سلام - . سلام -

. مون ، غذا بوي فوق العاده اي داره - . و اينجا واقعا قشنگه -

! عيد شکرگزاري همگي مبارک - ! عيد شکرگزاري مبارک -

! عيد شکرگزاري مبارک

. عالي بود - . بعدا ميبينيمتون -

شما دوتا دارين کجا ميرين ؟

گفتيم که يه سر ميريم تا مهموني . هم اتاقي جويي و برميگرديم

جينين ، همون دختر رقصنده جذاب رو ميگين ؟

. بعضي ميگن دختر جذابيه ، آره

ديگه کيا قراره به اين مهموني کوچولو سر بزنن ؟

. دوستاش

منظور ، دوستاي رقصنده اشه ؟

! آره ! باشه

. . همه دوستاي خفنِ رقاصش ميان اونجا

و ميان اونجا و فقط مشروب ميخورن و ميرقصن و . . ! ماهم بدجوري ميخوايم اونجا باشيم

. پسر ، داشتيم خوب جلو ميرفتيم

شماها از اين جا ، هيچ جا نميرين ، قول دادين که . مياين اينجا غذا ميخورين ، پس بايد بياين اينجا

درسته ؛ و اينکه ماها رو اينجا تنها بذارين . . تا برين پيش يه مشت دختر جذاب رقصنده

. چندان با روحِ عيد شکرگزاري مناسبتي نداره . .

. . اتفاقا برعکسه ، شبيه

مثل اولين عيد شکرگزاري که سرخپوستا و . . مهاجرين سر يه سفره نشستن

. . و بعدش سرخپوستا به مهاجرين ياددادن که . .

در دنياي جديد ، جذاب بودن ؛ . . ! چه معني داره

! سلام به همگي - . سلام -

. سلام ، بابا ، مامان

! ببينين کي اينجاست ! چندلر

. البته ، سلام چندلر

آقا و خانم گلر ، شما . فوق العاده به نظر ميرسين

. عاليه که شما رو در بين خودمون داريم . اجازه بدين کُتهاتون رو بگيريم

مگه بيرون برف مياد ؟

. نه

. مونيکا ، همه غذاهات عالي و خوشمزه به نظر ميرسن

. بايد بري آشپز بشي

. خيلي خوب ،بسه ديگه ، من شوره سر دارم . نيازي نيست که با انگشت نشونم بدي و بخندي

. چندلر داشت به جوکي که تعريف کردين ميخنديد

. جوکِ من که خنده دار نبود

. ريچ ، يادم اومد

. ديشب خوابِ آقاي گلر رو ديدم

واقعا ؟

خواب ديدم که منو از يه . . ساختمان که آتش گرفته بود نجات داد

. و خيلي شجاع و قوي بود . . .

و اين خواب ،باعث شد که . کاملا به ديدِ متفاوتي بهش نگاه کنم

قبلا برام فقط ، جک گلر ؛ . پدر راس و مونيکا بود

حالا ديگه برام شده ؛ . جک گلر ، مرد زيباروي روياها

نميدونم چي بگم ، مالِ من . . هميشه جک گلري هست که

. وقتي داري لباساتو عوض ميکني مياد تو . .

ميدونين پدر ، چندلر ؛ . يکي از دوستاي خيلي خيلي نزديک راسِه

. راس ، مَردِ فوق العاده ايه

هميشه اين حسو داشتم که . . هر شخصيتي که يه مَرد جوون پيدا ميکنه

. انعکاسي از رفتار و کردار پدرشه . . .

. منم هميشه همينطوري فکر ميکردم بگو ببينم ، پدرت چيکاره است ؟

. . پدرم ، ستاره يه

! نمايش خنده دار همجنس بازيه . .

. ديگه داري زجرکُشمون ميکني ميشه اين دسر رو سرو کني بره ؟

! رقاصهاي مست منتظرمونن

. نيگاش کنين خوشگل نيست ؟

. آره چي هست حالا ؟

. ترايفل . از يه عالمه لايه هاي مختلف تشکيل شده

. . اول يه لايه کيک اسنفجي ، بعد يه لايه مربا

بعدش يه لايه شيريني کاستراد . . که البته با پول خودم خريدمش

. . بعدش تمشک ، دوباره کيک اسفنجي . .

. . بعدشم ، گوشتِ نيم پز با نخودفرنگي و پياز . .

. . بعدش ، يه کم ديگه کاستارد . .

. . بعدش موز و درنهايت . . . هم روي همه يه لايه خامه زده شده ميريزم

درست قبل از موز ، چي بود ؟

. گوشت . آره ، براي خودم هم عجيب و غريب بود

ولي بعدش ، پيش خودم گفتم . حتما منظورشون پايِ گوشتِ قيمه شده است

. آخه اون خودش يه جور دسر انگليسيه

اين انگليسي ها عادت دارن که . چيزاي عجيب و غريب توي غذاهاشون ميريزن

ميشه برم از خونه ات يه مقدار شرابِ رام بيارم ؟

. آره ، حتما

! تا من نيستم ، ناخنک نزنين ها

. باشه - . باشه -

گوشت ريخته توي دسر ؟

. نه ، نه ، نه . محاله که دستورش اينطوري باشه

. قبول دارم تازه فقط يه لايه مربا ريخته ؟

چرا همچين کاري کرده ؟

. خداي من

. دوتا صفحه به همديگه چسبيده

! چندلر

خداي من ، برداشته يه دسر درست کرده . . که نصفش ترايفل انگليسه و نصف ديگه اش

! پايِ گوشتِ شپرده . . .

. حالا بايد همه چيزو از اول شروع کنه

اونوقت ديگه نميتونيم اون دختراي جيگرو ! به دنياي جديد معرفيشون کنيم

. نه ، نه ، اينکارو ميکنيم . بهمش نميگيم که خراب کرده

يعني بذاريم اين گوشت - کاستارد رو سِرو کنه ؟

آره ، اونوقت اين خودش بعدا به داستان بامزه اي . ميشه که عيدهاي شکرگزاري تعريف ميکنيم

. جويي ؛ آپارتمانت خيلي گرمه

اينقدر گرم هست که مجبور بشي با لباس زير اين ور و اون ور بري ؟

. نه

! پس هنوز به اندازه کافي گرم نشده

ريچل ؛ نيگاش کن

! اون دستاي قوي رو ببين

! چي بايد بدم که جاي اون قوطي شير باشم

. چندلر داشت از پلوورتون تعريف ميکرد

. متشکرم . تازه خريدمش

بله ، خيلي زيبا و کرم رنگ . . و تنگه

. منظورم تنگ نيست ، لباستون تنگ نيست . . نه اينکه داشتم نگاه ميکردم به

اين چشه ؟

! فکر کنم دوباره نشئه باشه

چي ؟ - چي ؟ -

. بايد باهات حرف بزنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left