The first 200 lines.
ويرايش ، هماهنگي و تصحيح سانسور از ميثم
آن شهر که در محل اتصال دو دريا و دو قاره قرار داشت به نظر مي رسيد مانند يک الماس بين دو ياقوت کبود و
دو زمرد باشد تا گرانترين سنگ را در حلقه امپراتوري جهاني تشکيل دهد.
رؤياي عثمان قسطنطنيه ، 1280
شهر شما متعلق به ماست
قسطنطنيه
من تو رو فتح ميکنم
يا تو من رو فتح ميکني
پسرم...بيا
پدر؟
قسطنطنيه
چرا به من باور نداشتي؟
اونا بهت خيانت کردن - پسرم
اين ديوانگيه
- قسطنطنيه ... - محمود
من بايد قسطنطنيه رو فتح کنم؟
نه!
قسطنطنيه
هر امپراتوري يه آغازي داره که..
که با خون ريختن غارت و ثروت و کشورگشايي شکل ميگيره
در سال ???? اپراتور روم کنستانتين يازدهم..
و امپراتور عثماني سلطان محمد دوم.
براي فتح قسطنطنيه اعلام جنگ کردند
?? لشکر تلاش کردند تا اين شهر نامور رو فتح کنند
و موفق نشدند
بعد از کشت و کشتار بسيار حاکمي به قدرت ميرسد که..
سير تاريخ را تا ??? سال آينده تغيير ميدهد
براي اينکه يک امپراتوري به قدرت برسد بقيه بايد شکست بخورند
قسطنطنيه يه شهري هست که..
مقدر شده که مرکز جهان باشه
اروپا رو به آسيا وصل ميکنه
درياي سياه رو به مديترانه
بالکان و شهرهاي ايالتي ايتاليا
يه پروانه رو فرض کنين
قسطنطنيه بدن اين پروانهست
قسطنطنيه يه مفهومه
يه چيزي فراتر از يک شهر استراتژيکه
اين شهر لايههاي امپراتوري رو به نمايش ميذاره
لايههاي شهرنشيني رو به نمايش ميذاره
اين ويژگيها که درونش پنهان شدن رو نشون ميده
در بين مديترانهايها...
بزرگترين شهر هميشه شهر قسطنطنيه بوده
از اين شهر هميشه به عنوان سررمين موعود نام ميبردن
هر کس بر قسطنطنيه فرمانروايي بکنه فرمانرواي کل جهان ميشه
در سال ????
حافظ و فرمانرواي قسطنطنيه، امپراتور کنستانتين يازدهمه
فقط يه تعداد کمي از کشورها بودن که از امپراتوري روم شرقي ..
مستبدتر و خودکامهتر باشن
يه گوشه وايستاده بودن و کاري نداشتن
ولي هميشه آمادهي حمله بودن
کنستانتين يازدهم خيلي شجاع بود
و همين خصوصيتش باعث ميشد هرچيزي رو ..
براي حفاظت از قسطنطنيه فدا کنه
بيست و سه تا از لشکريان دشمن..
تلاش کردند شهر قسطنطنيه رو فتح کنند و شکست خوردند
بزرگترين تهديد براي سلطنت ???? سالهي روميها ..
ديرينهترين دشمنشون، عثماني ها، بودند
فرماندهي سابق آناتولي و عشاير..
که يک امپراتوري پر رونقي ساخته بود..
داشت به اروپاي شرقي نزديک و نزديک تر ميشد
مرگ سلطان مراد دوم عثماني در سال ????..
باعث به وجود آمدن يه سري اتفاقات شد که..
که اين اتفاقات عثمانيها و روميها رو ..
به آستانهي جنگ نزديک کرد
دويست مايل آن ورتر پسر سلطان مراد، محمد دوم، ...
فرماندهي شهر منيسا در ..
ناحيهي اژه رو بر عهده داشت
وليعهد بعد از اينکه با دربار پدرش مشاجره کرد..
چندين سال رو در تبعيد ميگذراند
شاهزاده
ديگه دارم توي اين شهر ميپوسم
شاهزاده..
اسکندر مقدوني وقتي تو سن الان من بود همهي سرزمينا رو فتح کرده بود
شاهزاده
بله، زانوس پاشا. چي شده؟
پدرتون.
يه شايعاتي شده که..
صدراعظم و بقيهي اعضاي دربار دارن..
جانشين پدرتون رو انتخاب ميکنن
معلومه که دارن اينکار رو ميکنن
دغل بازاي پست
خيلي دلشون ميخواد من ناپديد بشم
اسب ها رو آماده کنين
بايد بريم سمت پايتخت
محمد عازم آدريانوپل شد تا ..
مدعي تاج و تخت پادشاهي بشه
و نميدونست که ميتونه سلطان امپراتوري عثماني بشه يا ..
يا بايد براي تاج و تخت بجنگه
در حکومت عثمانيها هر يک از اعضاي خاندان سلطنتي..
حقوق برابر براي گرفتن تاج و تخت داشتند
و هيچ سلسلهي مشخصي براي جانشيني وجود نداشت
بايد براي تاج و تخت پادشاهي ميجنگيدن و ..
و فرماندهي حکومت رو به دست ميگرفتن
هر کس اصلح تر بود برنده ميشد
محمد صدراعظم پدرش رو
،خليل پاشا چندرلي،
دست راست سلطان رو ملاقات کرد
صدراعظم نخست وزير يه امپراتوريه
وقتي يه سلطان جديد به فرماندهي ميرسه و هميشه با صدراعظم پدرش يه سري ..
مخالفت ها وجود داره
و بايد بتونه اون صدر اعظم رو کنترل کنه
و اگر نتونه اين کار رو انجام بده مثل يه.. عروسک خيمه شب بازي ميشه
خليل پاشا..
چندسالي ميشه که نديدمت
کاش..
تو يه موقعيت بهتري همديگه رو ملاقات ميکرديم
صدراعظم
سلطان
بعد از اين که محمد چندين سال در زير سايهي پدرش زندگي ميکرد..
وقتي در نوزده سالگي به پادشاهي رسيد انتظارات همه رو نابود کرد
خيلي بزرگ شدي
پدر؟
ازت انتظار بيجا داشتم
پسرم هرموقع که آماده باشي تاج و تخت پادشاهي براي توئه
منو عصباني نکن پسرجان
وقتي به پادشاهي رسيد خيلي جوان بود
و مردم نميدونستن که براي فرماندهي آمادهاست يا نه
شايد نميتونست جانشين پدرش که...
مرد سلحشوري بود ،بشه
بهت گفته بودم که يه روزي بالاخره نوبتت فرا ميرسه
مادر مارا
مادر ناتني محمد، مارا برانکويچ..
يکي از متحدان نزديک محمد در پايتخت بود و ..
و نگران بود که سلطان جوان چگونه ميخواهد بر امپراتوري حکمفرمايي بکند
ميدوني اسکندر مقدوني وقتي به پادشاهي رسيد چي گفت؟
"در پايان، وقتي..
همه چيز تموم بشه، مهم اينه که تو از خودت چي به يادگار گذاشتي"
متعلق به توئه
وقتي به تاج و تخت پادشاهي رسيد..
متوجه شد که..
تبديل به همون مردي شده که پدرش هميشه آرزوش رو ميکرد
خب اين بچه چيکار کرد؟
گفتش که: من يه پيروزي خيلي بزرگ ميخوام
و اون چي بود؟
فتح قسطنطنيه
آرزوي هر کسي!
سلطان، اونا دارن تلاش ميکنن شما رو مثل دوران کودکيتون خوار کنن
آره خيلي تلاش ميکنن اينکارو بکنن
دربار محمد به دو دسته تقسيم شده بود.
يکي مشاوران جواني که محمد از منيسا با خودش آورده بود
که رييسشون زانوس پاشا بود
و دستهي ديگه وزيران قديمي پدرش که نسبت به رهبري محمد شک و ترديد داشتتد
اين شک و ترديدها باعث شد دشمنان عثمانيها شورش کنند
يکي از فرماندهان ارتش ترکي که رقيب عثمانيها بود ميخواست سلطان ?? ساله رو امتحان کنه
و به زمينهاي عثمانيها در آناتولي حمله کرد
محمد و سپاهش شورشگران رو سرکوب کردند
بزرگترين تهديد براي فرماندهي محمد در اواخر سال ???? ،..
از سوي دشمن ديرينهي عثماني ها ، روم بود
حسن پاشا
چه خبر از قسطنطنيه؟
جاسوس هامون چي ميگن؟
روميها يه..
درخواست فرستادند
چه درخواستي؟
تهديد کردند که اگر امنيت و حفاظت ايشون رو..
تضمين نکنين..
عموتون ارهان رو آزاد ميکنن
شاهزاده ارهان روش سياستمداري امپراتوري بيزانس رو به خوبي نشون ميده
شاهزاده ارهان مدعي تاج و تخت محمد هست
اما رومي ها او را سالم و در امنيت در قسطنطنيه نگه مي دارن
به ازاي دريافت قسط سالانه از عثماني
شاهزاده ارهان يک مورد قابل توجه هست
او زنداني بود
روميها
مي خواستند از او عليه عثماني ها استفاده كنند
وقتي که محمد به عرش رسيد
فقط 19 سال داشت
هيچکي واقعا نميدونست اون چجور حاکمي ميشه
پس کنستانتين سعي کرد که
سعي کرد که تهديدش کنه
هميشه يه تهديد بود که يه کار تهاجمي انجام بدي
ميتونيم ارهان رو با اندکي پول و پشتيباني بفرستيم
و شايد تاجو تختتون رو سرنگون کنيم
روميان ضعف خود را از نظر قدرت نظامي جبران کردند
با قدرتشون در...
زمينهي راه اندازي يک جنگ داخلي در..
امپراتوري عثمانيان پوشوندند
اين سوال مطرح ميشه که:
توي يه همچين موقعيتي بايد چيکار کرد
اين يکي از لحظاتي بود که..
کنستانتين برآورد غلطي انجام داد
و به يه اشتباه خيلي بد منجر شد
من دژم رو اينجا مي سازم
سلطان، اين اصلا ديپلماسي درستي نيست
به اين ميگن اعلام جنگ
و اينجوري ميتونيم تنگهي بسفر و هر کشتياي که داخلش ميشه رو کنترل کنيم (تنگه? بُسفُر يا تنگه? بوسفور باريکه آبي در کشور ترکيه است که درياي سياه را به درياي مرمره ميپيوندد.)
در جواب تهديد روميها ..
محمد قلعهي روملي حصار را ساخت و نقشهاش را برملا کرد
که اينگونه ترجمه ميشود:
قلعهاي در سرزمين روميها
اين قلعه در بخش اروپايي تنگهي بسفر ساخته شد و..
و باعث جلوگيري از ورود کمک هاي نظامي و آذوقه..
از طرف هم پيمانان روميها به درياي سياه ميشد
اين قلعه به طور وحشتناکي برندهي گلو ناميده شد
سلطان خواهش ميکنم تجديد نظر بکنين
ساختن يه قلعه در نزديکي روميها خشمگينشون ميکنه
هرچيزي که داخل ديوارهاي قسطنطنيه ست..
متعلق به روميهاست
و هرچيزي خارجشه ..
متعلق به منه
No comments yet. Be the first to leave one.