The first 200 lines.
،قبل از اینکه به دنیای دیگه احضار بشم
.یه اوتاکوی عادی بودم که توی هرچیز مهارت کمی داشتم
.دنیای واقعی مزخرفه .من به اینجا تعلق ندارم
.و بازیهام چیزهایی بودن کمکم میکردم این رو فراموش کنم
،بیشتر وقتم رو مشغول فروختن آیتمها بودم
.ولی گاهی اوقات قبیلهها رو برای انجام معموریتهای سخت رهبری میکردم
!من یه نابغه بودم
!از پس هرکاری برمیاومدم
!آزمایشها و اختراعاتم من رو توی کل کشور معروف کرد
.به عنوان یک اوتاکو، بازیهای آنلاین یکی از چیزهایی بود که ازش لذت میبردم
.بازی تنها چیزی بود که داشتم
!زندگیم توی اون بازیها واقعیت من بود
من آیپیت رو هک کردم
من یه زندگی عادی داشتم .و فکر میکردم تاابد همینطور بمونه
.میخواستم از این کابوس بیدار بشم
پس من اینجا چیکار میکنم؟
...من اینجا توی یه دنیای کاملاً جدیدم و من
!فقط دارم کاری که بهم گفتن رو انجام میدم
!وقتم رو برای اون مزخرفات تلف نمی کنم
!این همون زندگی دومیه که دلم میخواست
!پس با تمام وجود به چنگش میارم
.دنیاهای متفاوت، قوانین متفاوتی دارن
!مرز تفاوتشون رو بشکن و قدرتشون رو بهبود ببخش
!امواج مصیبت، امواج میانبعدی
فصل ۲
قیام
قهرمان
سپر
...نائوفومی سان، این
قسمت دوازدهم دلیلی برای جنگیدن
!آره! این یه موجه
...پس بقیه
به سمت امواج فرستاده شدن چون .قهرمانهای این دنیا و پیروانشون هستن
...نه
!هنوز زمان باقی مونده بود
چرا؟
!ببین ارباب
!همه سوار بشن
بقیه کجان؟
.موندن تا توی موج کمک کنن
...همهش کار کیوئه
از قدرتی که از روح لاکپشت دزدید !استفاده کرد تا یه موج درست کنه
میدونستی و با این حال کمکش کردی؟
!نائوفومی ساما
!ولی فکر نمیکردم این کار رو بکنه
فکر میکردم از قدرت روح لاکپشت برای !محافظت از این دنیا استفاده کنه
پس اصلاً اینجا چیکار میکنی؟
...کیزونا بهم گفت
.اونها به موج رسیدگی میکنن
.و بهجاش من باید به تو کمک کنم
.با اینکه ادم احمقی هستم ولی کیزونا بهم اعتماد کرد
بهخاطر اون من غرورم رو دور میندازم !و قهرمان سپر رو پیش کیو میبرم
،به عنوان قهرمان دارندهی سلاح مقدس قایق .من تو رو پیش کیو میبرم
.باشه
!من رو ببر جایی که اون حرومزاده منتظره
!طعمهی شکار
!روندوی حالت خالی: شکست ماه
!ممنون، گلس
...کاری نکردم
!همینطور دارن میان
چطور جلوشون رو بگیریم؟
،شاید لازم باشه کیو رو شکست بدیم !همونی که احضارشون کرده
...نائوفومی
اینجاست؟
.آزمایشگاه کیو
!ممنون، اثنوبالت
!بقیهش با ما
.بقیه قبلاً امواج رو دیدن ولی کیزونا ندیده
.اگه اونجا باشی حس بهتری پیدا میکنه
.باشه
!همگی مراقب خودتون باشین
!تو هم همینطور، اثنوبالت
!بریم
همهی اینها توی آزمایش کیو استفاده شدن؟
.بله، درسته
!انتقام... انتقام برای کازوکی ساما
...اونها
کایمرا؟
ترکیبی از انسان و کپی بیاککو؟
!کیو
...اون
همون شمشیری که یوموگی سان استفاده میکرد؟
...ما شکستتون میدیم
!اگه شکستتون بدیم کازوکی ساما برمیگرده
!کیو بهمون قول داده
پس راضیشون کرده مهرههای دور انداختنی بشن؟
همونطوری که با تو کرد؟
...بس کنین
!این کار اربابتون رو برنمیگردونه
...متاسفم ولی
!ما وقتی برای تلف کردن نداریم
فقط یه لحظه وقت برد؟
!فکر کنم بهخاطر جواهریه که تریس سان بهم داده
همون قدرتی که به سرعت فیلو میده بهت میده؟
!منم سریعم
...کازوکی ساما
...بهخاطر کازوکی ساما
!نه
!ضربهی سپر هوایی
!سپر دوم
!سپر سوم
!زندان سپر
!سپر شهابی
حالتون خوبه؟
!بله
...فکر کنم
!گرد و خاک زیاده
!خب خب، برای این آزمایشگاه زیادیه
.ولی مثل بقیه به گند کشیدیش
.همه تون بهدرد نخورین
!کیو
!خیلی وقته ندیدمت، احمق سپر
.اصلاً هم از دیدنت خوشحال نیستم
.موافقم
.ولی اومدن به اینجا تنها راه سرویس کردن دهنت بود
!کازوکی ساما! کازوکی ساما
!دیدین! برش گردوندم
...غیرممکنه
آینه؟
!اون به زندگی برنگشته
!اون یه هومونکلوسه که کیو ساخته
!روحی که زمان حیات توی بدنش بوده ناپدید شده
!اون بدن خالیه
!روح دارندهی سلاح مقدس آینه رو بهزور واردش کرده
چی؟
دارندهی سلاح مقدس آینه؟ همونی که گم شده؟
.اسپویل نکن دیگه، هرزه
.هیچ خونی توی رگهاش جریان نداره .روحش مال یکی دیگه است
!اون همون همرزمی که دوستش داشتن نیست
!نه... نه
.خب، اینم از این
!از مردن به دست یه مرده لذت ببرین، خنگولها
!نمیذارم قسر در بری
!رافتالیا
.نائوفومی ساما، من از پسش برمیام
.میتونم صدای دارندهی سلاح مقدس آینه رو بشنوم
.داره التماس میکنه آزادش کنیم
...که اینطور
!دارندههای سلاحهای مقدس با هم ارتباط برقرار میکنن
!برو، قهرمان سپر
!و جلوی کیو رو بگیر
!منم کمک میکنم
!باشه
!بریم، ریشیا
!امم... باشه
!ایول
!میتونم مثل قبل بجنگم
اون چیه؟
،به عنوان کسی که به کیو کمک میکرد
وظیفهی منه که به رنجشون پایان بدم؟
.حالا آزادت میکنم
!کیو
!بالاخره
!بالاخره فقط خودمون دوتاییم
!احمق سبزمو و احمق سپر
!شما دو تا رو باید با دستهای خودم بکشم
پس با قدرت اوست اون موج رو درست کردی؟
!معلومه که کردم
نمیتونی بگی؟
!همهش قدرت لاکپشته
،خیلی ازش استفاده کردم
!ولی میتونم برگردم به دنیای شما و بیشتر ازش بگیرم
.اوه، گمونم اون لاکپشت احمق دیگه مرده
اون یکی چی بود؟ یه جور پرندهی گنده؟
.خفه شو
...صدات رو نمیشنو
!خفه شو
.از دستت خسته شدم
،از شنیدن صدات خسته شدم ...از دیدن اون لبخند مسخرهت خسته شدم
نائوفومی سان؟
فکر کردی کدوم خری هستی؟
!اومدی به دنیای ما و جوری رفتار میکنی انگار اسباب بازیته
.الان این تویی که توی دنیای منی
پس الان دنیای ماست؟
!گمونم الان واقعاً قهرمان سپر هستی
!آره! خودشه
!میخواستم اون قیافه رو ببینم
!چیزی که وقتی دخترهی نیمهاسنان رو ازت گرفتم دیدم رو دوست داشتم
!حیف که قضیهی دختر پرندهایه خوب پیش نرفت
!قرار بود وقتی پیداش میکنی مرغ سخاری شده باشه
و وقتی قهرمانبازی در میاری و نقشهی من !رو خراب میکنی همین میشه دیگه
نائوفومی ساما؟
الان چه حسی داری؟
عصبانی؟ ناراحت؟
آمادهای که جرم بدی؟
مطمئنم که هستی، نیستی؟
نیستی؟ نیستی؟
!آره خودشه
!تو رفتی سراغ دوستهام
!الان خفه شو تا بتونم بکشمت
!سعیت رو بکن
!نائوفومی سان! نباید از اون استفاده کنی
!گناهکار نادان، من تو را محکوم میکنم تا فریادت به آسمان برسد
،درون آروارهی اژدهایی که از گوشت من ساخته شده
!پیشکشی برای خدایی شو که پیشش فریاد میزنی
!نائوفومی سان
!پس انتخاب کردی ازش استفاده کنی
!انتخاب کردی من رو صدا بزنی، ایواتانی نائوفومی
!حالا من با تو یکی میشم
!هاها! این بازنده رو ببین
No comments yet. Be the first to leave one.