The first 200 lines.
...آنچه در "کاليفرنيکيشن" گذشت
!خــداي من ، تو بـکا ـي
يـه...خبري برات دارم
آره ، منـم همين طور واسه همينِ که اومـدم
از ديدنت برادرت خوشحال شدي؟
برادرم؟ - سلام به همگي -
ببين ، نميخوام زندگي جنسيت رو محـدود کنم
ولـي بايد بي خيال جنده ها بشـي !چون اينکار غيرقانوني ـه
ديگه بايد با چهار تا زن واقعي سروکله بزني اونم مستقيما
سلام
سلام خانوم خوشگلـه
گمونم پيشنهادت هنوز سرجاشه؟
پايه اي؟
آره هستم
يه فکري دارم - تو که نميخواي بهش بدي؟ -
نه، اونو که بهش ميدم ولي فکر ميکنم تو هم بايد همينکارو بکني
دارم ازدواج مي کنم - !نه خـير، همچين خبرايي نيست -
خـب ، ولي کار خاصي از دستت برنمياد، مگه نه؟
اين کار خيلي احمقانه ـست - از اين وضع احمقانه تره؟ -
وجدانا نميتونم اين گوهکاري رو تأييد کنم بکا
قراره تو نيويورک ازدواج کنيم
...ميتوني باشـي ، مي توني هم نياي ديگه به خودت بسـتگي داره
ضمنا نميذارم يه کاري کني بابتش احساس بدبختي کنم
.:: ارائهاي مشترک از تـ ـيوـيسنتر و فرـي آفلايـن ::.
مي تونم بهـت پول بدم اگـه بهت پول بدم چـي؟
!خيلي آشغالـي
آره ، ولي آشغالي ـم که بدجوري
دوسِت دارم عزيزم - مي دونم -
من خوبـي تو رو مي خوام
اينو هم مي دونم
بخاطر همين ـه برام سخت ـه که از
...از
ازدواج کردنـت خوشحال بـشم
من قـرار نيست ازدواج کنـم
قـرار نيست؟ - نـه ، بخاطري که اصلا فکر خوبي نيست -
نيست؟ !درسته نيـست
خوشحالم که نظرت باهام يکي ـه
اين اتفاق کمتـر بين تـو و مادرت ميوفته
ازدواج کردن من اصلا فايده اي نداره
خـب ، ديگه...ديگه خيلي زدي به خاکـي
مي تونـي مثلا تا 30 يا 35 سالگي صبر کني
ميـدوني ، بيست سالگي و اوايل سي سالگي ـت
...زمان رفت و آمد آدماي بي سروپا تو زندگيت ـه
به نظرم بهتـره تا زمانش همين طوري بمونـي
اصلا امکان نـداره که بتونم
يه رابطه موفق تو زندگي ـم داشته باشم
چـرا همچين حرفي مي زني؟ - بخاطر تـو -
تا حالا تونسـتي يه رابطه رو حفظ کنـي؟
تو ميگي دوسـتم داري ، ميگي مامان رو دوست داري
ولـي وقتي هميشه نااميدمون مي کني ديگه اين حرفا چه معني داره؟
من دختر بابام ـم
!بکــا
خوبـي رفيق؟
خوبـم ، تو اينجا چه گوهـي مي خوري؟
من و مارسـي دعوامون شـد
فـردا قراره بره با اسـتو بخوابه
ميشـه امشب پيش تـو بخوابم؟
© T V C E N T E R ™ © F R E E O F F L I N E ™
« کاليــــفرنيــــکيشن » قسمــت دوازدهم و پايانـي از فصل هفتـــم
ترجمه و زيرنويس: محمد رضا S!CAR!O
سلام ، کجاست؟
رفـته
رفتـه؟ منظورت چيه که رفته؟
خـب امروز صبح رفت نيويورک
رفته تـا پدر و مادر پسر ـه رو ببينه
پدر و مادر پسر رو ببينه؟ - آره -
خـداي من کـارن
انگـار قضيه جـدي تر از اوني ـه که فکر مي کردم
خـب کجـاي اين که "بابايي ، من دارم ازدواج مي کنم"
رو شوخـي گرفتي؟ - کل ـش رو -
انگـار باهات يه شوخـي دسـتي بد کرده باشن
مي دوني ، منـ...من همه ـش انتظار داشتم
سروکله اشـتون کوچر پيدا بشـه...تو حموم ـت که نيست ، مگه نه؟
تـو همون اشـتون کوچر خودموني ، کارن؟
احتمالا اينـا به کارت مياد
آمراسم رو قراره آخر هفته تو خونه پدر و مادرش بگيرن
اوه ، نــه....خيلي مسخره ـست
اوهـوم شايـد اينطور باشه ، شايد هم نه
نـه ، اصلا قضيه طبيعي نيست
قـرار نبود اينطوري باشـه
...خيله خب ، حالا مي خواي چيکار کني
مثلا مي خواي وانمود کنـي همچين اتفاقي نيوفتاده؟
آره ، مشکل ـش چيه؟
خـب ، به تصميمات خودمون يه نگاه بنداز
اوهوم - ما تصميم گرفتيم که ازدواج نکنيم -
خيلي بي خيال بوديم و مي دوني تـو هم اصلا علاقه اي به اون کار نداشتي
و حالا ببين چـي نصيب ـمون شد؟
الان رابطه ـمون چطوريه؟
...مي خواي واسه اونم همين طوري بشـه
زندگي و داستان مزخرف ما رو تجربه کنـه؟
نـه کارن ، دليلي نمي بينم که بخوام داستان قشنگ ـمون رو لکه دار کنم
و از اونور کلـي دليل دارم که
از اتفاقات اخيـري که اينجا افتاده عصبـي باشم
تـا کجا مي خواي اينطوري پيش بري؟ - !نمي دونم -
مهم الان ـه که احساس خوبي دارم...همين
خيله خب ، عصباني بمون چـون مي دوني چيه؟
ديگه اينقدري بزرگ شدي که نميشه
با کتک و جيغ کار درست رو بهت نشون داد
از کجا مي دوني کار درست همين ـه؟
، چون که اون بچه ـمونه
...و بهمون نياز داره - آره ، آره -
و منـم همين رو مي خوام بدونم - ...درسته ، مسئله همين جاست -
اون بچه ـست و داره مثلِ بچه ها رفتار مي کنه
چــيه؟
مي خواي بذاري همين طوري زنگ بخوره؟
کـيه...جوليا ـه؟
اشـتون - جوليـا ـه؟ -
کوچـر - عاليه ، خيله خب -
انتون کرشـنر ـه - باهاش کنار بيا ، باهاش کنار بيا هـنک -
براي يه بار هم که شـده با يه چـيزي تو زندگيت کنار بيا
من امشب ميرم و باهات در تماس هسـتم
فکر نمي کني بايد بيشتـر در مورد اين قضيه حرف بزنيم؟
ديگه حرفـي نمي مونه من ديگه دارم ميرم ، ميفهمي؟
الــو؟
جولـيا آروم تر يه خورده
خـداي من - نمي خوام چـيزي بشنوم -
لعنـتي ، شوخيت گرفته؟ دوبـاره؟
خيـلي جيگـر شدي مارسي ، جيــگر
مرسـي - آره ديگه -
گـمونم مي خواي وقتي که يکي داره واسه کردنت
يه ميليون دلار ميده ، بدجوري خوشگل شـده باشي ، نـه؟
با عقل جور درمياد !همين ـه
اگـه مي خواي يه کار رو بکني همه چي تکميل انجامش بـده
!کيـري انجامش بـده
!هــورا
بخاطر همين چيزاست
کـه گفتم بهتره امروز رو خونه نباشي
راست ميگي
کـه چشـم بهت نيوفته ، مگه نه؟
...چـه قشنگ
مثلِ يه عروس تو روز عروسي ـش ، درسته؟
مثلِ اون؟ منظورت همين ـه نه؟ - چارلـي -
شايد امروز منم يه کارايي بکنم
آره ، شـايد امروز يکي رو بيارم بکنم
!هــورا - ميشه اينقدر هــورا نکشي؟ -
به علاوه من که بهت گفـتم اگه اينکارو کردي لازم نيست بدونم
و بهتـره تو خونه من اينکارو نکـني
اينجا اول ـش خونه من بود مي دوني که
و اينجا کلي خانوم کـردم
کلـي...102 نفـر اگه بخوام دقيق بگم
آره ، اينجا کردمشون درست رو اين صندلـي
اونجا کردمشـون اونجا کردمشـون
رو اوپـن کردمشـون
...حتـي رو صندلي خوابيده کردمشون
جايي که دوست داري
فـرتـي...کردم تـوش
اصلا هم مشکلي نداشت
خوش به حالت عزيزم
خوش به حالت
يه روزي به اتفاق امروز مي خنديم ، مي دوني که؟
مطمئني؟
من دوست دارم
چيزي که ازش مطمئنم ، اينه
بهـتره تو هم بگـي کصافط
منـم دوست دارم
اميدوارم ارگاسم نداشته باشي
تلاش ـمُ مي کنم
به کلــي ازت نااميد شدم لـيوان
اين حرفات به احساسات ـم آسيب ميزنه ماماني
با اين چرنديات ـت غرورمُ لکه دار مي کني
از نظرت عيبي نـداره چـک و لگدي ـش کنم؟
هـنک ما تو خونواده ـمون کتک تعطيل ـه
آره ، ولي گمونم بهـتره باشه - امتحان کـن -
!تـا منم بکشونمت دادگـاه مادرجنـده
گمونم پس تو دادگاه بايد ببينمت مــادرجنــده
الان ديگه سابقـه جنايي برات ثبت شـده
و به منــم کلي پول بدهکـاري
مي تونم صاف ـش کنم - نـه نمي توني -
تو بيکـاري - بخاطر همين ـه که -
تو آغوش يه فاحشه خيابوني به دنبال آرامش بودم ، ميفهمي؟
نمي دونستم اون کـار غيرقانوني ـه
جــدا؟ - منظورم اينه ، گمونم مي دونستم -
ولي فکر مي کردم پليس ها هميشه خودشون مي زنن به اون راه
الان ديگه عـبرت گرفتم - قضيه واقـعا غير طبيعي ـه -
بايد دوباره بفرستمت پيش دکـتر لاوسن
دکتر لاوسن ديگه کيه؟ - روان پزشک ـشه -
خوب چـرا درمانش رو متوقف کرده؟
چون که خودم ، خودمُ درمان کردم
اوه ، جــدا؟ دمـت گرم - آره -
!اصلا دوست ندارم باهات حرف بزنم - کارت عاليه -
خـب چطوره تو بري خونه تا منم ترتيب اين قضيه رو بـدم
از اولش هم تقصـير تو بود
مي دونم ، بـذار ببينم مي تونم جمع و جورش کنم يا نه ، خب؟
خدافـظ مامان
بـيا اينجا - آخ -
سـلام - سلام ، سلام ، سلام -
ويـنستون بــا هـوپ و لاو آشنا شو
هــوپ و لاو
بياين تــو لطفا بياين تو
آره ، لـذت ببرين
راحــت باشين ...اونجا رو ميـز ميـگو
و خرچنـگ هست واسه خوردن
خونــه خوشگلي داري
خـب ممنونم نظـر لطفت ـه
هــوپ ماله توئه
من لاو رو مي خوام - باشـه -
...اينطوري راحـت اسمش يادم ميمونه
مثلا "قمـبل کن لاو "يـا تخــم هام بمال لاو
راحت تر به زبون مياد مي دوني که چـي ميگم؟
هرچي که تو بگي کرول هر چي که تو بگـي
No comments yet. Be the first to leave one.