The first 200 lines.
بچه ها، دو روز
به عروسي بارني و رابين مونده بود
و همه چي بدون هيچ مشکلي پيش ميرفت
منتظر يه زمان مناسب واسه اين کار بودم
...و دوست من، زمان مناسب
من تو و رابين رو تو محوطه چرخ و فلک ديدم
خيله خب، يه مشکل هنوز وجود داشت
بهم زنگ زد که برم کمکش کنم يک هفته قبل
وقتي رسيدم تو اونجا بودي يک هفته قبل
زير بارون
دست هاي نامزد من رو گرفته بودي
داستان چيه؟
!داستاني نيست
همه چي آرومه
من هيچ کاري نکردم
ببين
...تو سرت شلوغ بود، واسه همين من-من
...رفتم پارک که کمکش بکنم تا
جعبهاي که يک سال پيش دفن کرده بود رو پيدا کنه...
نتونست پيداش کنه، ناراحت شد
دستش رو گرفتم. ختم داستان
ايول! فقط ميخواستم قضيه روشن شه
ميدوني ديگه، داداشيم مثلاً
تو بهترين دوست من و ساقدوش مني
البته که بهت اطمينان دارم
اوه، بيخيال
لازم نيست گريه کني
مسئله اون نيست
اين يه بطري اسکاچ 600دلاري بود
اوه خدايا
اميدوارم مارشال واسه شام مراسم خودش رو برسونه
"ممنون "لاينس
يه جايي تو "وينسکانسين" اونم سواره ماشين کرايهايه
سخته؟ - آره خب يکم سخته -
!اما من که گريه نمي کنم
کل عصر داشتيم اين کارو ميکرديم
اوه، اون واسه کيه؟
مارشبالش ترکيب اسم مارشال و بالش
بچه ها، همونطور که احتمالاً يادتونه هر موقع که مارشال شهر رو ترک مي کرد
واسه يه مدت کوتاه
ليلي فقدان مارشال رو با بالش جبران ميکرد
لباس ميپوشوندش و اسمش رو گذاشته بود مارشبالش
امر عادياي بود
وقتي مارشال درگير رانندگي و عبور از شهر هاي کشور بود
ليلي تصميم گرفت ارتقائي در نظر بگيره
مارشبالش نسخه 2
!هي
رو خَطَم؟
!سلام بچه ها
سلام مارش - سلام مارشال -
انگار واقعاً اينجايي
هي، تد
ميشه دور و اطراف اونجا رو بهم نشون بدي؟
...اونجا به نظر خيلي قشن
صبر کنين
بي حرکت مونده
همين اتفاق هم ديشب تو بدترين موقع ممکن رخ داد
...چهار دست و پا بودم داشتم لباسم رو در مياوردم
!حالا ليلي بي حرکت شده
علي و ميلاد تقديم مي کنند "فصل نهم سريال "چگونه با مادرتان آشنا شدم قسمت چهارم : قانون شکسته شده
AliXrX & MiLaD : مترجمين
گه...
اونجا به نظر خيلي قشنگه
...ليلي، به نظر خيلي خوب
وقت گذاشتي واسه اين، نه؟
...به هر حال واسم سوال شده بود که
...عوض اينکه اين عروسک غول پيکر
رو شبيه "ماليبو کن" درست کني... باربي از نوع مذکرش
...ميتونستي يکي دو دقيقه وقت بذاري روي
نمي دونم
يه برنامه ريزي درست واسه مهموني مجردي من بکني؟
احتمالش هست که يادم رفته باشه دعوت نامه ها رو ارسال کنم
!رابين
مهموني مجرديت مبارک
پاتريس" رو به مهموني مجردي من دعوت کردي؟"
نه
ميدوني، بامزه است
وقتي من داشتم مهموني مجردي بارني رو برنامه ريزي ميکردم
...بيلي زابکا" که قهرمان کودکي بارني، تو فيلم "بچه کاراته باز" بود رو" فصل 8 - قسمت 22
قانع کردم تا به مهمونيش بياد...
اما تو "پاتريس" رو آوردي
ببخشيد رابين
اما من بابت سفرمون به "رم" خيلي تحليل رفته بودم
فکر کنم يادم رفت که
دخترا رو دعوت کنم
باشه ليلي، بذار نشونت بدم درستش چطوريه
بيلي زابکا"، عجب آدم توپي"
...ببين تد چطوري "بازي پوکر ساقدوش" رو
واسه بارني برنامه ريزي کرده...
صبر کن، فکر ميکنم يکم تاخير دارم اينجا
"نقاب ساقدوش واسه "دست دهنده
اصلاحيات ورق بازي
بارني شاهه
...و
بي بي ها
لخت هستن
اولين حکم من بود
...به علاوه اينکه تد تمام دعوت نامه ها رو با خط خودش
اون هم با خط خوش نوشت...
مردي که با قلمش جادو مي کنه
اوه بابا اين خبرا هم نيست
البته واسه مراسم مجلس رقص
...توسط کميته انتخاب شده بودم که
دعوت نامه ها رو بنويسم...
بهم گفته شد که خيلي خوب بوده
هي، رفيق، گوش کن
مي دونم منو مي کُشي، ولي يادم رفت که دعوت نامه ها رو بيارم
...از خودم بدم مياد که ازت درخواست کنم دوباره انجامشون بدي
ادامه نده !انجام شده فرضش کن
ممنونم تد
حالا ساقدوش داماد
مي خواد 200تا کارت دعوت رو دوباره بنويسه
...اما ساقدوش من يادش رفت که
دکمه ارسال دعوت نامه ها رو بزنه...
...يادم نرفت دخترا رو
به مهموني مجرديت دعوت کنم...
تو هيچ دوست دختري نداري
چي؟
چي؟
چي؟
...چي؟ من اون همه دوست
يه ليست بهت دادم
اين ليست؟
آره
دختر قد بلنده از محل کار
اوني که از دَهان نفس ميکشه تو کافي شاپ
دختر متوسطه از اون محل
اووه ببخشيد، نتونستم ردّش رو بگيرم
به نظر خوب ميومد
نه بابا زنيکه هرزه
قبول کن رابين
...تو از زن ها بدت مياد و
زن ها هم از تو بدشون مياد
تد به مراسم مجلس رقص نرفت؟
مثل هميشه
در همين حين که ليلي داشت اشتباه بزرگي رو در مورد ساقدوش بودنش انجام ميداد
ساقدوش داماد داشت همه کاري ميکرد
هي، رفيق، ببين
عمه بزرگم "ايدا" پاش درد ميکنه
يه اتاق تو طبقه اول نياز داره
ميشه اتاقت رو باهاش عوض کني؟
ادامه نده !انجام شده فرضش کن
ممنون تد
هي، رفيق، ببين
فاخته هاي عروسي زود تر از موعود رسيدن
و نمي دونم کجا بذارمشون
ادامه نده !انجام شده فرضش کن
ممنون تد
فاخته هاي بيچاره
اسير شدن
فکر کنم ضرري نداره اگه بذارم يکم بياين بيرون
کل اتاق گُه کاري کردن
کاشکي در چمدونم رو ميبستم
و دَهانم رو هم مي بستم
هي، رفيق، گوش کن
# ميبينم که روي کارت ها به جاي از علامت استفاده کردي
ميترسم يه وقت مهمونا گيج بشن
!ادامه نده
انجام شده فرضش کن
ممنون
بفرما
دعوت نامه هاي تازه با دست خط خوش
تازه فقط قلم مسافرتيم همراهم بود
صبر کن، چرا بازي پوکر شروع شده؟
امم ,ساقدوش زمان بازي رو عوض کرده
نه، نکرده
چرا کرده
سلام تد
مرسي واسه نقاب رفيق
بيلي زابکا" ساقدوش جديدته؟"
تو اين اطراف...اون بهترينه
متاسفم تد شايد عروسي بعدي
چي؟
دارين بازي پوکر ساقدوش رو بدون من انجام ميدين؟
تيم گان" اينجا باشه اونوقت من نه؟"
من خياط شخصي بارنيم معلومه که بايد اينجا باشم
به علاوه اينکه تا حالا پوکر بازي نکردم
عين آب خوردن ميمونه
من رفتم تو سياهچال
چند صد تا کارت نوشتم
حتي به اون عمه بزرگ خُلت، "ايدا" هم ماساژ پا دادم
انقدر ماساژ قوي بود که همونجا تو لابي خوابش برد
آره، راستش اصلاً من عمه "ايدا" ندارم
پس از اون قضيه که من و رابين دست هاي همديگه رو گرفته بوديم ناراحتي
معلومه که ناراحتم تد
دست هاي همديگه رو گرفتن مثل
کردن کلاس چهارمي ها ميمونه
خب، تو مورد تو، کلاس 12ام
!بزنم قد خودم
تو "قانون برادري" رو شکستي
نه نشکوندم. من فقط رفتم بعنوان يک دوست به رابين کمک کنم
براي اينکه تو واسه کمکش نرفتي
من قوانين برادري رو نشکوندم
تو کتاب نوشته
که يه رفيق نبايد لحظه عجيب
با نامزد برادرش داشته باشه
خيلي بد شد که توي "فارهمپتون" هستيم و نميتونم چک کنم ببينم حرفت درسته يا نه
"مفتخرم که اعلام کنم کتاب "قانون برادري
جاي انجيل توي هتل هاي منتخب کشور رو گرفته
ببخشيد که گفتم از زن ها بدت مياد
No comments yet. Be the first to leave one.