Release info

Fated to Love You E11 140806 HDTV H264 LIMO
A Commentary by bshsbr
bYme Translation ترجمه و زیرنویس: صبوری

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2014-08-08
Downloads: 28
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 188 lines.

.هر چند درست الآن نمیتونم بهتون بگم

!رئیس

!!یکی کمک کنه

≡قسمت یازدهم≡

رئیس "لی گوُن" خیلی طولش نمیده؟

چقدر ما رو از پایین نگاه می کنه که نمیاد و حتی تماسی نمیگیره؟

درسته, وقتی که حتی به اون - .فرصتی واسه تبرئه شدن دادیم !بیاین جلسه رو بدون اون شروع کنیم -

!بله - !بله -

...پس, الآن

خوب جلسه رو .در خصوص اخراج "لی گون" شروع می کنیم

!اتفاق بدی افتاده

...(برادر بزرگترم (هیونگ نیم

..."نه..نه..منظورم رئیس "لی گُون

بیهوش شدن, بخاطر همین ایشون .رو به بیمارستان بردن

چی؟ - این چه معنی داره؟ - داره چی میگه؟ -

غیر قابل باوره, غش کردن درست زمانی .که قطعنامه اخراج ـشون به تصویب رسیده

اما اتفاقی واسه برادرم نمی افته, درسته؟

.گُون, منم

!اُه, سِرا

حواست رو بدست آوردی؟

خیلی نگران بودم! فکر کردم چیز وحشتناکی !برات اتفاق افتاده

چرا؟

...اینجا

ماکائو نیست؟

چی؟

خوب... یعنی ..من تو راه سوار شدن به هواپیمای ماکائو بودم

...گُون

چرا اینطوری داری حرف میزنی؟

حالت خوبه؟

.بله, معلومه که خوبم

منشی "تاک" این چیه؟

رئیس؟ - ...بله -

میدونی چقدر نگران بودم؟

!فکر کردم قلبم میخواد بایسته

.دردم گرفت... ولم کن

چی؟ من قبل از سوار شدن به هواپیما یه طوری تصادف کردم؟

یه تصادف...؟

واقعا من یه تصادف داشتم؟

!پاهام

رئیس چرا اینطوریه؟

گُون مشکلی داره؟

.این خیلی مبهمه

منشی تاک, شما میدونین که تو خانواده گون یه بیماری ژنتیکی وجود داره, درسته؟

...بله - ."بهش میگن "کره ی هانتینگتُن -

.یکی از تأثیراتش فراموشی ـه

...پس... منظورتون اینه که

الآن بیماریش شروع شده؟

.نباید اینطوری شگفت زده بشین ...اگه بیماری الآن شروع شده بود

باید علائمی مثل اختلالات حرکتی... .وجود میداشت

اما رئیس لی هنوز... .این علائم رو نداره

پس, الآن باید چیکار کنیم؟

اینکه مجبورش کنین خاطراتش رو ...بیاد بیاره

...میتونه براش بد باشه...

.پس بزارین چند روزی رو صبر کنیم...

...اگه بخاطر یه شوک زودگذر یا استرس باشه

.میتونه دوباره حافظه اش رو بدست بیاره...

چی میشه اگه... بخاطر بیماری باشه؟

.بهتره پیش بینی نکنیم. بزارین ببینیم چی میشه

.میونگ, آروم تر برو. آسیب میبینی

.آروم باشین

اونا چرا همه رفتن, یه نفر رو که حتی مریض نیست تو بیمارستان .تنها گذاشتن

چرا اينقدر گرمه؟

.اُه.. گرمه

سِرا! کجا بودي؟

چرا بهم گوش نميدي؟ مگه بهت نگفته بودم تو اتاق بيمارستان بمون؟

وقتي که حتي مريض نيستم تو تخت بمونم, احساس مي کنم .واقعا مريض شدم

.يه لحظه صبر کن

...اما سرا

من بجاي ماکائو, چرا اينجام؟

...اون... اوم.. گون

...يکم پيچيده است

کي سرا ـي ما رو پيچيده کرده؟

.من بايد... فقط اون شخص رو سرزنش کنم

الآن فقط گفتي "سرا ـي ما"؟

البته, " سرا ـي ما". چي؟ مگه کس ديگه اي هستي؟

هي, سرا, چي شده؟

...چون دوسِت دارم

.فقط تو من, درست مثل گذشته

مگه ما تغيير کرديم؟

.آه... خوبه

سِرا, بايد کمي آمريکانو شيرين بخوريم؟

هان؟ - .بريم -

.باشه

.يه لحظه

...تو

منو ميشناسي, درسته؟

!بله

.مي شناسمت

.حادثه حلقه و سگ

همون خانم عجيب و غريب مرکز خريد, که حلقه رو تو .محوطه بازي سگ انداخت

.پس, همديگه رو دوباره دیدیم

.حادثه عجيب غريبي بود

دوست پسرته؟

.پس

.گون, الآن... حافظ ـش رو از دست داده

.اون الان مثل اينه که تازه از خواب بيدار شده

دکتر مون چي گفت؟

.بايد اون رو کنار خودم نگه دارم

.اون هنوز دقيقا نميدونه چي باعثش شده

...چطور

چطوري چيزي مثل اين اتفاق افتاد؟

.بايد يه درخواستي ازت بکنم

,همونطور که قبلاً ديدي .گون هنوز ازدواجش رو بياد نداره

همينطور, دکتر گفت که اگه مجبور به بياد آوردن يا ...تجربه هر شکي بشه

.ميتونه براش بد بشه

...پس

.براي شروع, بايد تنهاش بذاري

جاييتون راحت نيست, درسته؟ - .بله -

اما... چرا هوا باید اينقدر گرم باشه؟

.بخاطر اينکه تابستانه

درباره چي حرف ميزنين؟ تابستان تو ماه مي؟

اما, الآن جولاي ـه

.درباره چي حرف ميزنين, جولاي؟ الان مي ـه

.شما چقدر عجيب غريبين

.بفرمايين

اين چيه؟

اينا چيز هايي هستند که موقع اومدنتون .به بيمارستان همراه داشتين

اين چيه؟

.ساعتم

اين حلقه چيه؟

.اين حلقه من که نيست

.واسه امروز ممنون

ميونگ, حالتون خوبه؟

.بله... خوبم

اين شوکه کننده است که لي گون حافظه ـش رو از دست داده, اينطور نيست؟

اون مرد چرا هميشه, اوضاع رو براتون سخت مي کنه؟

...نه, مشکلات

.گون از مشکلات من بدتر ـه...

.اون حتما من و پاپي رو بياد مياره

.من بهش اعتماد دارم

.من ميرم. ممنون

.امروز يه روز کاملا ساکت براي من بود

...پدرت هيچ وقت صدمه نميبينه

...امروز پدرت رو تو بيمارستان ديدم

.پدرت امروز ضعيف به نظر ميرسيد

.پدرت هميشه از من محافظت مي کرد

...هاپو کوچولو ما هم واسه برگشتن حافظه پدرش

دعا ميخونه, درسته؟

.دختر بيچاره, چقدر ضعيف شدي .به رنگ پوستت نگا کن

مامان! من چي؟

.من کاملاً خوبم

...فکر نمي کنم اون پسر اونطوري باشه, اما

.اون من ـو آخرش نااميد کرد

حالا ديگه چيه؟

.اون نبايد با من, يا تو اين کار رو مي کرد

اگه اون بياد و تو رو به گريه و زاري بندازه .نميتونم تحمل کنم

.اما حتي اين طرفا حتي خودش رو نشون نميده

مگه ميشه يه شخص احساساتش رو اينقدر .سريع فراموش کنه. آيگو

.بي عاطفه بي ارزش

.گون يه دليلي داره

چه دليلي ميتونه داشته باشه؟

مگه دست و پا يا يه چيز ديگه اش شکسته؟

اون صدمه ديده

صدمه؟ کجا؟

.قلبش

!مگه مشکل مريضي قلبشه؟

!از قلب خودت مراقب کن

.خيلي دلشکسته ام

...مامان

.اون حتما حافظه ـش رو بدست مياره

درسته؟

.ميونگ, هنوز 10 دقيقه تا پايان روز تولد ـت وقت هست

هر چند نميتونم اولين نفر باشم ,که بهت تبريک تولد بگم اما ميتونم آخرين نفر باشم, درسته؟

تولدت مبارک, از اين لحظه, فقط روز هاي .خوب داشته باشي

.بخاطر گفتن تبريک تولد ازت ممنونم

.گون, تولد ـت مبارک

...يعني, بعد از اينکه از هوش رفتم

,فراموشي ,چيزي که بيشتر تو فيلم ها و سريال ها اتفاق می افته من اونطوري ام؟

احتمالاً, فکر کنم چند ماه از حافظه ـت رو .از دست دادي

...الآن جولاي ـه, پس

.فقط سه ماه ـه

ميتونم تمام اطلاعت مربوط به کار رو از .منشي تاک بگيرم

تو ميتوني تموم اطلاعات مهم شخصي رو بهم .بگي

!پس, تو به ماکائو اومدي؟

!من تو پيشنهاد موفق بودم

درسته؟

واقعا بخاطر انتظار زيادي که کشيدي .از ـت متأسفم

بالت رو کاملاً کنار ميزارم .و فقط تو رو ميبينم

واقعا, جدي هستي؟ درسته؟

راست ميگي؟

...سِرا, پس

اين رو, تو به من دادي؟

.يه لحظه - .بله -

مامان 🎧

يه لحظه, اجازه بده اين تلفن رو جواب - .بدم .باشه -

کدوم جهنمي هستي؟

کجايي؟

چرا جواب نميدي؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left