The first 200 lines.
مثلاً بهشون چی بگم؟
خب، بهنظرم به مخاطبهای روزنامهی استارز اند استرایپس بگم که
که شکست نیروی هوایی در
اولین رزمایش سالانهی فضایی خیلی کیِف داد
حریف شایستهای داشتیم، اما تونستیم بر اونها غلبه کنیم
آره
خیلی بدم میاد قمپز در کنم، ولی
زودتر از اینکه یه خط بِیس مارک رانسون تموم بشه، مچشون رو خوابوندیم
«قمپز»؟
اوهوم
آره
خودمم نمیدونم یعنی چی
لازم نیست بنویسیش
مخلص کلام، ترکوندیم
و افتخارشم تا حد زیادی نصیب دکتر آدرین ملوری، که سمت راستته میشه
بگید ببینم، چی چرخ رابطهتون رو میچرخونه؟
اعتماد
و احترام متقابل
قطعاً اعتماد
خب، دیگه وقت مصاحبه تمومه. چقدر حال داد؟
دمت گرم. عکس هم میخوای؟
چون میتونم با قوتوشاپ ردیفش کنم. غمت نباشه
میخوای برن رو جلد اینترپرایز؟ با من. حله
میخوای گوشهاشو اُلاغی کنم؟
به عقلتم نمیرسه چقدر بامزه میشه
قمپز رو وقتی به کار میبرن که میخوان قدرتشون رو به رُخ بکِشن
ولی جوری که بهطرف مقابل برنخوره
خدایا، ازش متنفرم. حالم ازش بهم میخوره
متوجهم
امروز عجیب سرحال و قبراقی
یکی از تیمهای ورزشی محبوبت برنده شده؟
دهنت قرصه؟
امروز یه ملاقات زناشویی با زنم دارم
خدای من. آخرین بار کِی همو دیدین؟
خب، از ۶ ماه قبل که واسهش حبس بُریدن دیگه ندیدمش
رئیسجمهور بهخاطر پیروزی بزرگمون توی رزمایش فضایی موافقت کرد
پس، در اصل، سکست رو ردیف کردم. قابلت رو نداره
حرفهای چندشآور نزن
ممنون که توی مصاحبهت ازم قدردانی کردی
مادرم خوشحال میشه اسمم رو توی روزنامه ببینه
مادر هنوز زندهست؟
آره
تحت تأثیر قرار گرفتم
میدونی، خیلی از آدمهای صد ساله دارن سُر و مُر و گنده زندگیشون رو میکنن
احتمالاً بهخاطر اینه که غذاشون سالمتره
بهخیالت من چند سالمه؟
چی شده؟
نمیدونم
« اخبار فوری: پرتاب موشک توسط هند »
چی شده؟
هند؟
میشه روی اگزوزشون زوم کنی؟
واضحش کن!
واضحش کن!
اون تو فیلمهاست
از صفر که نمیشه اطلاعات ساخت
- میتونم کنتراستش رو بیشتر کنم - آره
اینکه سیستمش عین بالکهای پگاسوسه
ولی پگاسوس فقط در اختیار ماست
من طراحیش کردم
اینجوری نگو، رناتونگا
توی تیم «من» نداریم
این یعنی چی؟
هر معنایی میتونه داشته باشه
توی گزارش بنویسش
من باید به قرار ملاقاتم برسم
آره، درسته. قرار ملاقاتت. برو تو کارش. حقته
چجور قرار ملاقاتیه؟
- با دندونپزشک - با دندونپزشک
کمکی ازم بر میاد، سرگرد؟
باشه، خب، درمورد محمولهت برام...
خوشتیپ شدین، قربان
نرمکننده زدم به موهام
یه چیزی تو مایههای حالتدهندهست؟
آره. توی... یه مایهان
آوردنِ گل حرکت باحالی بود. گل خیلی خوبیه
رز بهترین گُلیـه که تو عمرم دیدم
موهاتون باحال شده، گل خوبی آوردین، قضیه چیه؟
سالگرد ازدواجه؟
نه. نچ
تا حالا اسم «ملاقات زناشویی» به گوشت خورده؟
آره
عملاً از هفت خوان گذشتم تا بهم اجازه دادن
برگهها رو میگم
کل حرفشون هم این بود که: «حالا هر دو طرف راضین؟»
معلومه که راضین. ناسلامتی زنمه ها
« چند دقیقه؟ چند دقیقه میخوای ببینیش؟»
۱۵ دقیقه. همهی همهش ربع ساعت
دستم انداختین؟ یه ربع؟
تو ربع ساعت هیچ کاری نمیشه کرد
سر ۴۵ دقیقه به توافق رسیدیم. واسه کارمون کافیه
ولی...
شاید نباید چیزی میگفتم. من...
نه، قربان. اینها از ویژگیهای آدمیـه
آره
ممنون میشم هر تصوری که تو ذهنت شکل گرفته رو پاک کنی
باشه
خیلیخب
ممنون
اُه
نمیتونی ببینیش
- چی؟ - دستورش از کاخ سفید اومده
گوشیت رو نگاه کن
«هند؟!؟ سکس فقط گیر برندهها میاد از طرفِ رئیسجمهور آمریکا»
چه زود
- منتفی شد - وای، نه
بفرما
رئیسجمهور عصبیه. بریم
من؟ خب...
- من هیچ کاری نکردم - وقتی من تو هچل باشم، تو هم هستی
هند چطور به پگاسوس دسترسی پیدا کرد؟
- سؤال ما هم همینه - آره، من جوابشو بهت میدم
چون یه جاسوس بینتونه، به نفعته هر چه زودتر پیداش کنین!
رئیسجمهور یه اسم روی کشورهایی مثل هند گذاشته
اسمی که نمیتونم تکرارش کنم
خدای من. چه بد موقع
بدموقع؟ منظورت چیه؟
این اتفاق توی روز بديمنی افتاده
متوجه نمیشم
امروز تولد رئیسجمهوره
من همچین چیزی نگفتم
منتها اگه جای تو بودم، حواسم میبود که
رئیسجمهور دوست داره امروز روز خاصی باشه
کاملاً متوجهم
شاید برای بزرگداشت امروز بتونیم یه موشکی چیزی پرتاب کنیم
مأموریتِ آمادهی شروعی داریم؟
مدارپیمای جوی
- اون نه - چرا؟ آمادهی پرتابه
خودتون میدونین چرا
قبل از اینکه این قضیه سر از اخبار در بیاره، جاسوس لعنتیتون رو پیدا کنین
سر این ماجرا باید یه نفر رو سپر بلا کنیم
پیداش نکنی، خودت سپر بلا میشی، شیرفهم شد؟
با توجه به تاریخ، واقعاً قراره یه نفر رو عین سپر بگیریم جلوی بلا؟
معلومه که نه
نه، خب، فعلاً صبر کنین. هنوز مطمئن نیستیم
بیاین اول جاسوسه رو پیدا کنیم، بعد راجع به آینده صحبت کنیم
از کِی تا حالا مأموریت ما شده خوشحال کردن رئیسجمهور
تو روز تولدش؟
والا
حس میکنم شدم اون دلقکی که واسه جشن تولد ۵ سالگی ارین آوردمش
حداقلش ته موندههای کیک رو بهش دادم ببره خونهشون
بهش میخوره گرسنه و خسته...
آهای!
داری یواشکی به یه گفتگوی محرمانه گوش میدی؟
ببخشید. ایرپاد تو گوشمه. نـ... ایرپاد تو گوشمه. خب...
همهتون برید. قراره اینجا یه ملاقات خصوصی داشته باشیم
ساندویچت رو هم ببر. بقیهش رو با خودت ببر
هیلدی، تو هم برو
سر راهت یه دونه ساندویچِ سالاد تخممرغ برای من بزن
چیزی میخوای؟
نظرت راجع به پنیر کبابی چیه؟
خدای من. اون گرسنهش نیست. بیخیال
یه کیک بخور
خیلیخب، بیا یه فهرست درست کنیم
کی جاسوسه؟
یوری، تابلوئه اصلاً. از حقوقبگیرهای پوتینه
آره
بکستر هم همینطور. حس بدی بهم میده
هر بار نزدیکش میشم، گوشیش رو قایم میکنه
چن. بی برو برگرد
وایسا. چن دستیارمه
یک درصدم بهش مشکوک نیستم
خیلیخب، پس شد یوری، بکستر، چن
- بِرَد - چی؟ عمراً؟
خب، اگه به دستیارم مشکوک بشی، منم به دستیارت شک میکنم
«اگه یکی از ماها رو روونهی بیمارستان کنی،
منم یکی از شماها رو میفرستم مردهشورخونه» (مشابه دیالوگ فیلم تسخیرناپذیران ۱۹۸۷)
چه غلطی میکنی؟
ادای نیکسون در میاوردی؟
چی؟ نه
پس کی اینو گفته؟
شان کانری
آها
خانوادهی من هنگکنگن. چرا باید به هند کمک کنم؟
چین و هند جفتشون تو آسیا هستند، مگه نه؟
مردم ممکنه به قارهشون خیلی وفادار باشن
چیزی برای مخفی کردن ندارم. برو تاریخچهی مرورگرم رو ببین
شاید یه چیزهایی راجع به ز.س.م.آ یاد گرفتی
مخفف زنهای سیاهپوست، مردان آسیاییه
بین زوجهای آمریکایی، آمارِ ما از همه پایینتره
ولی بیشترین میزان ازدواج رو داریم
پس وقتی همدیگه رو پیدا میکنیم، درواقع احساس محشر...
بسه. بسه
واحد فناوری اطلاعات گذشتهی الکترونیکیت رو زیر و رو میکنه
سعی نکن از کشور خارج بشی
و بذار یه چیزیو بهت بگم، آقا
اگه فیلم پورنش رو پیدا نکنیم، گاوت زاییده
پورن نیست
بهش میگن عشق
بعداً قضاوت میکنیم
میشه بریم سراغ دستیارت؟
آره
آره، آره، آره. باشه
برَد، میشه بیای دفترم؟
حتماً
اجازه هست، قربان؟
خودم ازت خواستم بیای
چه کمکی از دستم برمیاد؟
برنامهتون پُرِ پُره؟
امشب واسهتون یه صندلی توی رستوران اوتبک رزرو کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.