Space Force

Space Force

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Space Force 2020 S01E06-10 1080p NF WEB x264-maximersk [mrsktv]
A Commentary by maximersk
Only Working with MRSK Releases 1080p.NF.WEB.x264-MRSK ONLY !!!

Tags

web
x264
1080
Published on: 2020-06-01
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مثلاً بهشون چی بگم؟

‫خب، به‌نظرم به مخاطب‌های روزنامه‌ی ‫استارز اند استرایپس بگم که

‫که شکست نیروی هوایی در

‫اولین رزمایش سالانه‌ی فضایی ‫خیلی کیِف داد

‫حریف شایسته‌ای داشتیم، اما ‫تونستیم بر اونها غلبه کنیم

‫آره

‫خیلی بدم میاد قمپز در کنم، ولی

‫زودتر از اینکه یه خط بِیس مارک رانسون ‫تموم بشه، مچشون رو خوابوندیم

‫«قمپز»؟

‫اوهوم

‫آره

‫خودمم نمی‌دونم یعنی چی

‫لازم نیست بنویسیش

‫مخلص کلام، ترکوندیم

‫و افتخارشم تا حد زیادی نصیب ‫دکتر آدرین ملوری، که سمت راستته میشه

‫بگید ببینم، چی چرخ رابطه‌تون رو می‌چرخونه؟

‫اعتماد

‫و احترام متقابل

‫قطعاً اعتماد

‫خب، دیگه وقت مصاحبه تمومه. ‫چقدر حال داد؟

‫دمت گرم. عکس هم می‌خوای؟

‫چون می‌تونم با قوتوشاپ ردیفش کنم. ‫غمت نباشه

‫می‌خوای برن رو جلد اینترپرایز؟ ‫با من. حله

‫می‌خوای گوش‌هاشو اُلاغی کنم؟

‫به عقلتم نمی‌رسه چقدر بامزه میشه

‫قمپز رو وقتی به کار می‌برن ‫که می‌خوان قدرتشون رو به رُخ بکِشن

‫ولی جوری که به‌طرف مقابل برنخوره

‫خدایا، ازش متنفرم. ‫حالم ازش بهم می‌خوره

‫متوجهم

‫امروز عجیب سرحال و قبراقی

‫یکی از تیم‌های ورزشی محبوبت برنده شده؟

‫دهنت قرصه؟

‫امروز یه ملاقات زناشویی با زنم دارم

‫خدای من. آخرین بار کِی همو دیدین؟

‫خب، از ۶ ماه قبل که واسه‌ش ‫حبس بُریدن دیگه ندیدمش

‫رئیس‌جمهور به‌خاطر پیروزی بزرگمون ‫توی رزمایش فضایی موافقت کرد

‫پس، در اصل، سکست رو ردیف کردم. ‫قابلت رو نداره

‫حرف‌های چندش‌آور نزن

‫ممنون که توی مصاحبه‌ت ‫ازم قدردانی کردی

‫مادرم خوشحال میشه اسمم رو ‫توی روزنامه ببینه

‫مادر هنوز زنده‌ست؟

‫آره

‫تحت تأثیر قرار گرفتم

‫می‌دونی، خیلی از آدم‌های صد ساله دارن ‫سُر و مُر و گنده زندگی‌شون رو می‌کنن

‫احتمالاً به‌خاطر اینه که غذاشون سالم‌تره

‫به‌خیالت من چند سالمه؟

‫چی شده؟

‫نمی‌دونم

‫« اخبار فوری: پرتاب موشک توسط هند »

‫چی شده؟

‫هند؟

‫میشه روی اگزوزشون زوم کنی؟

‫واضحش کن!

‫واضحش کن!

‫اون تو فیلم‌هاست

‫از صفر که نمیشه اطلاعات ساخت

‫- می‌تونم کنتراستش رو بیشتر کنم ‫- آره

‫اینکه سیستمش عین بالک‌های پگاسوسه

‫ولی پگاسوس فقط در اختیار ماست

‫من طراحیش کردم

‫اینجوری نگو، رناتونگا

‫توی تیم «من» نداریم

‫این یعنی چی؟

‫هر معنایی می‌تونه داشته باشه

‫توی گزارش بنویسش

‫من باید به قرار ملاقاتم برسم

‫آره، درسته. قرار ملاقاتت. ‫برو تو کارش. حقته

‫چجور قرار ملاقاتیه؟

‫- با دندون‌پزشک ‫- با دندون‌پزشک

‫کمکی ازم بر میاد، سرگرد؟

‫باشه، خب، درمورد محموله‌ت برام...

‫خوش‌تیپ شدین، قربان

‫نرم‌کننده زدم به موهام

‫یه‌ چیزی تو مایه‌های حالت‌دهنده‌ست؟

‫آره. توی... یه مایه‌ان

‫آوردنِ گل حرکت باحالی بود. ‫گل خیلی خوبیه

‫رز بهترین گُلیـه که ‫تو عمرم دیدم

‫موهاتون باحال شده، گل خوبی آوردین، ‫قضیه چیه؟

‫سالگرد ازدواجه؟

‫نه. نچ

‫تا حالا اسم «ملاقات زناشویی» به گوشت خورده؟

‫آره

‫عملاً از هفت خوان گذشتم ‫تا بهم اجازه دادن

‫برگه‌ها رو میگم

‫کل حرفشون هم این بود که: ‫«حالا هر دو طرف راضین؟»

‫معلومه که راضین. ناسلامتی زنمه ها

‫« چند دقیقه؟ چند دقیقه می‌خوای ببینیش؟»

‫۱۵ دقیقه. همه‌ی همه‌ش ربع ساعت

‫دستم انداختین؟ یه ربع؟

‫تو ربع ساعت هیچ کاری نمیشه کرد

‫سر ۴۵ دقیقه به توافق رسیدیم. ‫واسه کارمون کافیه

‫ولی...

‫شاید نباید چیزی می‌گفتم. من...

‫نه، قربان. اینها از ویژگی‌های آدمیـه

‫آره

‫ممنون میشم هر تصوری که ‫تو ذهنت شکل گرفته رو پاک کنی

‫باشه

‫خیلی‌خب

‫ممنون

‫اُه

‫نمی‌تونی ببینیش

‫- چی؟ ‫- دستورش از کاخ سفید اومده

‫گوشیت رو نگاه کن

‫«هند؟!؟ سکس فقط گیر برنده‌ها میاد ‫از طرفِ رئیس‌جمهور آمریکا»

‫چه زود

‫- منتفی شد ‫- وای، نه

‫بفرما

‫رئیس‌جمهور عصبیه. بریم

‫من؟ خب...

‫- من هیچ کاری نکردم ‫- وقتی من تو هچل باشم، تو هم هستی

‫ هند چطور به پگاسوس دسترسی پیدا کرد؟

‫- سؤال ما هم همینه ‫ - آره، من جوابشو بهت میدم

‫ چون یه جاسوس بین‌تونه، ‫ به نفعته هر چه زودتر پیداش کنین!

‫ رئیس‌جمهور یه اسم روی ‫ کشورهایی مثل هند گذاشته

‫ اسمی که نمی‌تونم تکرارش کنم

‫ خدای من. چه بد موقع

‫بدموقع؟ منظورت چیه؟

‫ این اتفاق توی روز بديمنی افتاده

‫متوجه نمیشم

‫امروز تولد رئیس‌جمهوره

‫ من همچین چیزی نگفتم

‫ منتها اگه جای تو بودم، ‫ حواسم می‌بود که

‫ رئیس‌جمهور دوست داره ‫ امروز روز خاصی باشه

‫کاملاً متوجهم

‫شاید برای بزرگداشت امروز بتونیم ‫یه موشکی چیزی پرتاب کنیم

‫مأموریتِ آماده‌ی شروعی داریم؟

‫مدارپیمای جوی

‫ - اون نه ‫- چرا؟ آماده‌ی پرتابه

‫ خودتون می‌دونین چرا

‫ قبل از اینکه این قضیه سر از اخبار ‫ در بیاره، جاسوس لعنتی‌تون رو پیدا کنین

‫سر این ماجرا باید یه نفر رو سپر بلا کنیم

‫پیداش نکنی، خودت ‫سپر بلا میشی، شیرفهم شد؟

‫با توجه به تاریخ، واقعاً قراره یه نفر ‫رو عین سپر بگیریم جلوی بلا؟

‫معلومه که نه

‫ نه، خب، فعلاً صبر کنین. ‫ هنوز مطمئن نیستیم

‫ بیاین اول جاسوسه رو پیدا کنیم، ‫ بعد راجع به آینده صحبت کنیم

‫از کِی تا حالا مأموریت ما ‫شده خوشحال کردن رئیس‌جمهور

‫تو روز تولدش؟

‫والا

‫حس می‌کنم شدم اون دلقکی که واسه ‫جشن تولد ۵ سالگی ارین آوردمش

‫حداقلش ته مونده‌های کیک رو ‫بهش دادم ببره خونه‌شون

‫بهش می‌خوره گرسنه و خسته...

‫آهای!

‫داری یواشکی به یه گفتگوی محرمانه گوش میدی؟

‫ببخشید. ایرپاد تو گوشمه. نـ... ‫ایرپاد تو گوشمه. خب...

‫همه‌تون برید. قراره اینجا ‫یه ملاقات خصوصی داشته باشیم

‫ساندویچت رو هم ببر. ‫بقیه‌ش رو با خودت ببر

‫هیلدی، تو هم برو

‫سر راهت یه دونه ساندویچِ ‫سالاد تخم‌مرغ برای من بزن

‫چیزی می‌خوای؟

‫نظرت راجع به پنیر کبابی چیه؟

‫خدای من. اون گرسنه‌ش نیست. بیخیال

‫یه کیک بخور

‫خیلی‌خب، بیا یه فهرست درست کنیم

‫کی جاسوسه؟

‫یوری، تابلوئه اصلاً. ‫از حقوق‌بگیرهای پوتینه

‫آره

‫بکستر هم همینطور. ‫حس بدی بهم میده

‫هر بار نزدیکش میشم، ‫گوشیش رو قایم می‌کنه

‫چن. بی برو برگرد

‫وایسا. چن دستیارمه

‫یک درصدم بهش مشکوک نیستم

‫خیلی‌خب، پس شد یوری، بکستر، چن

‫- بِرَد ‫- چی؟ عمراً؟

‫خب، اگه به دستیارم مشکوک بشی، ‫منم به دستیارت شک می‌کنم

‫«اگه یکی از ماها رو روونه‌ی بیمارستان کنی،

‫منم یکی از شماها رو می‌فرستم مرده‌شورخونه» ‫(مشابه دیالوگ فیلم تسخیرناپذیران ۱۹۸۷)

‫چه غلطی می‌کنی؟

‫ادای نیکسون در میاوردی؟

‫چی؟ نه

‫پس کی اینو گفته؟

‫شان کانری

‫آها

‫خانواده‌ی من هنگ‌کنگن. ‫چرا باید به هند کمک کنم؟

‫چین و هند جفتشون ‫تو آسیا هستند، مگه نه؟

‫مردم ممکنه به قاره‌شون ‫خیلی وفادار باشن

‫چیزی برای مخفی کردن ندارم. ‫برو تاریخچه‌ی مرورگرم رو ببین

‫شاید یه چیزهایی راجع به ز.س.م.آ یاد گرفتی

‫مخفف زن‌های سیاه‌پوست، مردان آسیاییه

‫بین زوج‌های آمریکایی، ‫آمارِ ما از همه پایین‌تره

‫ولی بیشترین میزان ازدواج رو داریم

‫پس وقتی همدیگه رو پیدا می‌کنیم، ‫درواقع احساس محشر...

‫بسه. بسه

‫واحد فناوری اطلاعات ‫گذشته‌ی الکترونیکیت رو زیر و رو می‌کنه

‫سعی نکن از کشور خارج بشی

‫و بذار یه چیزیو بهت بگم، آقا

‫اگه فیلم پورنش رو پیدا نکنیم، گاوت زاییده

‫پورن نیست

‫بهش میگن عشق

‫بعداً قضاوت می‌کنیم

‫میشه بریم سراغ دستیارت؟

‫آره

‫آره، آره، آره. باشه

‫برَد، میشه بیای دفترم؟

‫حتماً

‫اجازه هست، قربان؟

‫خودم ازت خواستم بیای

‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

‫برنامه‌تون پُرِ پُره؟

‫امشب واسه‌تون یه صندلی ‫توی رستوران اوت‌بک رزرو کنم؟

More Farsi Persian subtitles for Space Force

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left