The first 200 lines.
w
ww
www
www .
www . T
www . Tv
www . TvC
www .TvCe
www . TvCen
www . TvCent
www . TvCente
www . TvCenter
www . TvCenter .
www .TvCenter . i
www .TvCenter . ir
راجع به اين قضيه مطمئني ؟ اگه کسي ما رو ببينه چي ؟
خيالت راحت باشه عزيزم . همه چيز تحت کنترل منه
چي داريم ؟
اسم مقتول هري لاشري بوده . معاون مديرعامل بود
اون دامادِ رئيس شرکت اي.پي اسيده
منشي ، خانم دووين که اونجاست . موبايلش رو جا گذاشته
برميگرده که برش داره و اون رو اينطوري پيدا ميکنه
اون زنگ زد به بخش امنيت . خوشبختانه من تا دير وقت اينجا بودم
و به محض اينکه اينجا رسيدم زنگ زدم به 911
بعدش در اتاق آقاي کيد رو باز کردم که ببينم چيزي دزديده نشده
من با کارتم به همه اتاقها دسترسي دارم
از اين طرف
فقط يه چيزي جاش نبود ، و اون با ارزشترين ... تابلويي بود که صاحبشه
که شرکت چند ماه قبل توي يه حراج خريد
حدود 50 ميليون دلار ارزشش بود
حالا شما گفتين که اين درها بسته بود ، درسته ؟
اتاق هميشه وقتي خود معاون نيست ، درش بسته ميمونه
يه قانون خيلي مهميِ که معاون براي وقتي كه اينجا نيست ، گذاشته
و آقاي لشري ... اينجا چي کار ميکرده ؟
اصلاً نميدونم . دفترش دو طبقه پايينتره
هيچ دليلي نداشته که اينجا باشه
شايد توي قضيه دست داشته
اگه خوش شانس باشيم . سلاحي كه باهاش قتل انجام شده رو پيدا ميکنيم
اين مشخصاً يه سرقت از قبل برنامه ريزي شده بوده
چرا بايد همچين چيزي مشخص بشه ؟
خُب هيچکس خودش رو اتفاقي توي يه اتاق که پُره از ... تابلوي نقاشيهاي قديميِ نميذاره
تا نصفِ شب پيداش كنن . ميذاره ؟
خوب برنامه ريزي شده بود ، ولي انتظار برخورد با نيروي مخالف رو نداشت
وگرنه آقاي لشلي که اينجاست يا بهش شليک ميشد يا دست و پاش يا دهنش بسته ميشد
. ولي از اينکه اون اينجاست ، تعجب کرده بودن پس به سادگي کوبيدن روي سرش
که بايد با يه اسلحه باشه که همون وقت پيدا کرده ، درسته ؟
دارم گوش ميدم
... آره ، يه چيزي مثلِ
من پيش بيني ميکنم که سازمان بررسي ، مدارکي رو روي اين پيدا ميکنن
قصد توهين ندارم ، ولي من خودم قبلاً پليس بودم اين کار پليسي نيست . حدس زدنه
کارل ، اين رو برام علامت بزن
فرانک ، اين نزديکيها رستوران خوب هست ؟
آره ، اسمش گرتيه ، يه چند تا خيابون پايينتر ... مادسونه
تخممرغهاشون خوبه ؟
فکر کنم آره - بايد با همين رستورانها امتحان کني ... تخم مرغ-
بايد رابطه خيلي ستيز جويانهاي با پدرت داشته باشي
ببخشيد؟ نه
بهم بگو ... نميتونم از اينجا با مو که اومده توي صورتش ... و گريه تشخيص بدم
ولي تصور ميکنم که خانم دووين خيلي جذابه ، نه ؟
منظروم اينه که منشيها بخاطر قيافهشون استخدام ميشن
داري چي ميگي ؟ - با اين حرفها ميخواي به كجا برسي ؟ -
از اين طرف ... نخها رو ببين
نخهاي شونه رو ببين ... کِشيده شُدن از هم
و نحوهاي که دراز کشيده خيلي مستقيمِ و کفشهاش دراومده
نه ، همه متوجه شديم . يه نفر اون رو کِشيده اينجا
بله کِشيده ، ولي از کجا ؟ و چرا ؟
ميشه بهمون بگي فرانک ؟
نميدونم داري راجع به چي حرف ميزنين
خيلي خُب ، بذارين توضيح بدم
تو با خانم دووين اومدين اين بالا که با هم سکس کنين
اين ابلهانهست. چرا بايد همچين کار احمقانهاي بکنم ؟
خُب ، چون که ممنوعه . به علاوه اينکه خيلي سکسيِ
مخصوصاً اگه با پدرت مشکل داشته باشي
و کي نميخواد
يه اعلام مبارزه زيرکانه ولي قويه ، براي قدرتِ والدين
... پس دفتر رييس رو باز ميکني و بعدش
" لعنتي ، يه جسد اينجاست ! چي کار کنيم ؟ "
بايد گزارش بدي ، ولي چطور حضور خودت توي اتاق رو توضيح ميدي ؟
يه سؤال سريع ، ولي کثيف
جسد رو از اتاق ميکِشي بيرون و در رو قبل از زنگ زدن به پليس ميبندي
اين يارو کيه ؟
اون معمولاً درد ميندازه توي کونت ولي چيزي که ميگه با عقل جور در مياد
مطمئني نميخواي اظهاريهات رو عوض کني ؟ - نه -
اوه ، خواهش ميکنم فرانک ، احمقانهست که انکارش کرد
... كافيه پنج دقيقه با مأمور چو توي اتاقِ بازجويي باشي
و دوشيزه دوون همه چيز رو ميگه
برو عقب ، مَرد
من ميخوام باور کنم . من کوچکترين علاقهاي به سکسي که روزانه داري ندارم
ولي يه چيزي هِي به ذهنم خطور ميکنه
همچين اتاقي صد در صد دوربين امنيتي داره ، درسته ؟
بله
ولي مشخصاً از خودت در حال عشق بازي روي فرش رئيست فيلم نميگيري
بايد ميدونستي که دوربينهاي اتاق خاموشن
به احتمال زياد با توجه به اينکه خودت رئيس بخش امنيتي هستي خاموشش کردي
دوربينها خاموش نيستن ، هستن فرانک ؟
پس حالا سوال مطرح ميشه فرانک ، براي چه مدت دوربينها خاموش بود ؟
چه کس ديگهاي هم ممکنه دونسته باشه که دوربينها امشب خاموشه ؟
خُب ، ديگه شماها مي تونيد از اينجا به بعد ادامه بدين من دارم ميميرم از گرسنگي
بايد يه کم تخممرغ بخورم . گري درسته ؟ مرسي
آماده هستين که حقيقت رو بهمون بگين ؟
هي ، اين رو نگاه کُن
به اسم مورو هم شناخته شده ، از قرن چهاردهم ايتاليا
يه پروترهست ، از يه نفر به اسم کارلووتا مورو
"تنها کار شناخته شده توسط يه هنرمند به اسم "استاد سينيسيه
قبلاً هم مال دو تا پاپ بوده پادشاه فرانسه و جان جيکوب
ولي اي.پي کيد به قيمت 50 ميليون دلار سه ماه قبل خريدش
راجع به کيد چي ميدونيم ؟
به جز اينکه يه احمقه بدون پولِ ؟
به عنوان يه گردن کلفت توي خط نفت شروع کرد
بعدش افتاده دنبال نفت و تا وقتي که 30 سالگي ، وحشتناک ثروتمند ميشه
اون آدم سرسختيه
حقهاش اين بوده که از جاهايي که هيچکس نميتونه ، نفت گير آورده
الان کجاست ؟
يه جايي توي يه کِشتي ، بهش گفتن که چه اتفاقي افتاده
داره با بيشترين سرعتي که ميتونه برميگرده
داشتم فکر ميکردم که براش آسون بوده که توي راه يه جايي توقف کنه
توي يه ساحل کوچيک توقف کنه برگرده جنايت رو مرتکب بشه بدون اينکه کسي بدونه و برگرده
چرا بايد بخواد همچين کاري بکنه ؟
فقط خواستم بگم ميتونسته
شايد پول بيمه رو ميخواسته يا خواسته از شرِّ هري خلاص بشه
از اينکه با دخترش ازدواج کرده ، خوشش نمياد
با تيم امنيتِ کيد هماهنگي کردي ؟
همه کسايي که توي شرکت کت و شلوار تنشون نبود همه چيز رو راجع به فرانک شياپا ميدونستن
همينطوري استفادهاي که از دفتر رئيس ميکنه
هر کسي ممکنه ميدونسته ، ديشب دوربينها خاموش بوده
مثل اينکه تمامي "هر کسي" رو بايد چک کنيم
جين کجاست ؟ - نميدونم -
خُب پيداش کنين
من ميرم با زن لشلي حرف ميزنم
شماها توي فايلهاي شخصي کيد قشنگ بگرديد
ببين ارتباط مجرمانهاي بينشون هست ، مخصوصاً براي هري لشلي
فکر ميکني توي قضيه دست داشته ؟
خُب صد در صد دخالتي داشته
اگه اينطور نبود چرا بايد وسط شب بره اونجا ؟
به نظر واقعي نمياد
اگه شماها نميگفتين ، باور نميکردم
هري از يه در عبور ميکنه و اينا همهاش يه رؤياي عجيبه
ولي شما اينجا هستين و هري هم مُرده
آخرين باري که باهاش حرف زدين ، کِي بود ؟
ديروز بعدازظهر
خيلي کوتاه ، براي اينکه شام کجا بريم
! بعدش برام يه پيغام گذاشت که نمياد ، نگفت چرا
اين غيرعادي نبود ؟ که بدون دليل شام کَنسل کنه ؟
نه هري خيلي سختکوش بود و شديد کار ميکرد
از اين چيزا هميشه پيش مياومد
شغلش اينجا دقيقاً چي بود ؟
سؤال خوبيه
يه جورايي همهکارکُنِ پدرم بود
هر کاري که ميخواست هفته به هفته انجام ميداد
. پدرم دوست داشت يكي رو واسه اين كار داشته باشه توي شرکت ، هيچ ارتباطِ شغل و يا دوستي نداشت
اين کارِ خيلي سختيه
بله
ولي وقتي به شرکت ملحق شد که ما با هم ازدواج کرده بوديم
اون ... راهها رو ياد داشت
پدرتون نميخواست هري اينجا بهش خوش بگذره چون شوهر شما بود
بله ميتونين اينطوري بگين
شغل قبليش چي بود ؟
موسيقي دان بود ... گيتاريستِ جاز
بله . از کجا اين رو فهميديد ؟
به انگشتاش نگاه کردم . انگشتهاي گيتاريستيش
جاز با ريتم فلامينگو . از روي ضخامتِ پشت انگشت سبابهاش
بله
اون توي يکي از اون مهمونيهاي پر زرق و برق وحشتناک بود که شما هم بايد ميرفتين
بعدش شما شروع کردين به صحبت کردن
... شما عاشق جاز هستيد . پس به راحتي ميتونستيد باهاش حرف بزنين
که معمولاً خيلي براتون ، خارج از محيطِ کاري سخته
... م ...م ... بله ... اين ... ولي
متأسفم خانم کيد ، داره خودنمايي ميکنه
دليلي به ذهنتون مياد که هري اون شب بخاطرش اون وقت شب ، رفته باشه اون طبقه
نه
اون ميدونست که نه من و نه پدرم ، اونجا نبوديم
خُب ؟
... از طريق دستيارم مطلع شدم که
رفتار نابهجاي فرانک شپيزا توي تماميِ کارکنان لو رفته
اون ديگه کارمندِ اينجا نيست
شايد هري فهميده و ميخواسته بگيرش
شايد
يا ممکنه که از قبل ميدونسته سرقت قراره صورت بگيره
دارين ميپرسين که احتمالش هست توي اين دزدي همدست بوده باشه ؟
بله
نه ، اون مرد راستگو و مهرباني بود
پس هيچوقت راجع به تابلو باهاتون حرف نزد ؟
نه ، من هم از خريدش استقبال نکردم
پنجاه ميليون دلار براي خريد يه شيء خيلي زياده
وقتي که صحبت هنر ميشه جر و بحث منطقي سرش نميشد
اين ميشه ناحيه تخصص کاترين هاوکز
...کترين هاوكز ؟ اون
اون براي کلکسيون پدرم تابلو ميخره
واقعاً تراژديِ غمانگيزيه
آقاي لشلي رو ميشناختين ؟
. زياد خوب نه ، منظورم اينه که ميشناختمش ولي مرد بيچاره خيلي غم انگيزه
ولي فکر ميکنين از دست رفتن تابلوي اينجا تراژدي اصليه
خُب نه ، زندگي هر انساني مقدسه
ولي رومو گنجينهايه که به طرز منحصر به فردي زيباست ماوراي زيبا
بازار هنر که اينو ميدونين
کي حاضره همچين تابلويِ با ارزشي رو بدزده
... در سطح جهاني به احتمال زياد صدها کلکسيون دار با منابع
و انگيزه کافي هستن که همچين کاري بکنن
ولي همه ميدونن که آقاي کيد براي خريد تابلو رويِ دست شيرالي آورلوو زده بوده
و آقاي آورلاوو هم اصلاً خوشش نيومده
No comments yet. Be the first to leave one.