The Marlow Murder Club

The Marlow Murder Club

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Marlow Murder Club S02E04 720p PBS WEB-DL AAC 2 0 H 264-4f8c4100292
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 The Marlow Murder Club 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-27
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 183 lines.

شما سه تا مگه تله‌پاتین یا همچین چیزی؟

جودیت: فکر کنم کار یکی از آدمای توی اون بن‌بسته.

ما تا ساعت ۸ تو رختخواب بودیم و حرف دیگه‌ای نداریم.

جودیت: چشمم خورد که... (شاتر)

...دارین جمع می‌کنین.

سوزی: اذیتت نمی‌کنه،

مردم رو از خونه‌هاشون بیرون می‌کنی؟

من دارم یه چشم‌انداز می‌سازم!

(وز وز مگس)

آلیس: اونا یه نفر رو دیدن که مشخصاتش به فیل وین‌گروو می‌خورد

امروز یه چیزی رو می‌انداخت تو رودخونه.

موسیقی

موسیقی

جودیت: یه چیزی راجع به این دوتا زوج داره اذیتم می‌کنه.

فیل و کارولین خونه‌شون رو فروختن،

ولی به همسایه‌هاشون نگفتن.

سوزی: و حالا کری احساس می‌کنه بهش خیانت شده.

ما می‌دونیم دین یه سری وام گرفته

با بهره‌های سنگین.

داره سعی می‌کنه کری رو متقاعد کنه که خونه رو بفروشه.

شاید اون از این وام‌ها خبر نداره.

اقساطش عقب افتاده؟

تانیکا میگه نه،

ولی این نشون میده کسب و کارش روبه‌راه نیست.

و حاضر نیست با ما حرف بزنه. ممنون.

خب، این میتونه دلیل این باشه که لویی اون روز اونجا بود.

شاید داشت یه وام دیگه برای دین جور می‌کرد.

یادته، تانیکا به ما گفت هیچ ارتباطی نبوده...

ممنون. ...بین دین و شرکت لویی.

یه چیز دیگه هم هست که من نمیفهمم.

یکی از ساکنای اونجا لویی اولدهام رو کشته،

جسدشو وسط محوطه می‌ندازه،

و هیچ‌کدوم از بقیه هیچی نمی‌بینن؟

خب، دقیقاً حرفم همینه... یه خبراییه

بین اون دو تا خونه.

اوه، بکس، بهت نگفتیم چقدر

از کلاس نقاشی دیشب لذت بردیم.

و دنیل!

دنیل خیلی، امم...

حواس‌جمع؟ آره، همین کلمه ست: حواس‌جمع.

مجرد؟

برای خودت می‌پرسی یا دوستت؟

اه! بکس: بس کنین،

شمای دو نفر، اصلاً هم تابلو نیستین.

اصلاً هم تابلو نیست.

اینا چین؟

دیشب رفتم گشتم،

و یه عالمه نامه پیدا کردم که به عمه‌بزرگم نوشته شده بود.

از یه آقایی به اسم ناتان ادواردز.

همون مرد توی عکس؟ جودیت: فکر کنم باید باشه.

بکس: خب، اینا چین؟

نامه‌های عاشقانه؟ آره، همیناست.

می‌دونستم!

حسابدار بود.

همین بغل جاده هنلی زندگی می‌کرد.

خب، پس چرا خاله‌ات عکسشو قایم کرد؟

واقعاً خیلی غم‌انگیزه.

وقتی همدیگه رو دیدن، اون قبلاً ازدواج کرده بود.

خیانت کرد؟ امم، آره...

و نه.

اونا هیچ‌وقت رابطه فیزیکی نداشتن، ولی اونا...

تمام افکار و احساساتشون رو توی اون نامه‌ها ریختن.

یه رابطه عاطفی.

این یکی باز نشده.

دستخطش فرق می‌کنه.

یکی دیگه اینو فرستاده.

چرا بازش نکرد؟

نمی‌دونم.

تانیکا، چی داری؟

ده دقیقه دیگه اونجا میبینیمتون.

سوزی: نه! جدی میگی؟ یه جسد دیگه پیدا کردین؟

تانیکا: متاسفانه همینطوره.

جودیث: ربطی به مرگ لوئیس اولدهام داره؟

هنوز زوده برای گفتن.

جسد مدت زیادی تو خاک بوده.

چقدر؟ انسان‌شناس پزشکیمون فکر می‌کنه...

ممکنه بیشتر از ده سال باشه.

اِم... میتونم یه لحظه حرف بزنم؟ حتماً.

نگران نباشین، اونا با منن.

خب، پس مذکره...

و احتمالاً یه نوجوون بوده،

شاید کمی بزرگتر،

اما یه شکستگی در پایه مرکزی جمجمه ایجاد شده که ناشی از...

ضربه جسم سخت بوده.

این علت مرگ بوده؟

شاید نیاز باشه بیشتر آزمایش کنیم، اما فکر میکنم همینطوره.

اوه، و همچنین به یه باستان‌شناس قانونی نیاز دارین...

که بیاد محل رو ببینه.

آه، البته!

قطعاً فرسایش آبی قابل توجهی رخ داده

و نشست خاک توی دهه اخیر.

درسته.

ممکنه...

جسد اولش دفن شده بوده

تو باغ، اونور اون نرده،

و بعدش تو این مدت آوردنش اینجا.

بِکس: اون طرف این نرده باغ کیه؟

تانیکا: مال کری و دین باتلر.

نه، هیچ اثری...

سلام. شماها هیچ‌وقت به ما امون نمی‌دین!

ما هرچی داشتیم گفتیم!

شنیدی چی پیدا کردن؟

اصلا ممکن نیست.

نمی‌دونم چطور رسید اونجا.

«اون»؟ از کجا می‌دونی جسد مرده؟

پلیس اینو گفت.

بکس: شوهرت خونه‌ست؟

دین خیلی وقته رفته سر کار... فقط، فقط ولمون کن.

(آهی می‌کشد)

خب، این که خیلی خوب پیش رفت!

بهتره گریس رو امتحان کنیم.

آلیس (از دور): نمی‌دونم، شاید غذای اردک‌هاست یا همچین چیزی؟

برندن: یا یه سلاح قتل.

جودیت (درگوشی): سریع.

اینجا.

سوزی: برو کنار – نمی‌تونم ببینم!

اوه، اوه، اوه.

فیل: افسرها.

برندن: میشه بیایم تو؟

چند سؤال درباره لوئیس اولدهام ازتون بپرسم.

نه، فکر نکنم.

بدون دلیل موجه و حکم جلب، نه.

سوزی (آرام): تویی، بکس؟

جودیت: بکس! اون ما رو دیده!

اوه، ببخشید، اِم...

یک شاهد گزارش داده که

مردی با مشخصات شما

دیروز بعدازظهر یک شیء رو توی رودخانه انداخته؟

بین ساعت یک و نیم تا دو و نیم؟

ربطی به من نداره - من داشتم کریکت بازی می‌کردم.

آقای وینگروو،

غواص‌های پلیس الان دارن منطقه رو جستجو می‌کنن.

آلیس: مطمئنی

چیزی نیست که بخوای بهمون بگی؟

من از خونه رفتم بیرون، یکراست رفتم کریکت،

تمام بعدازظهر بازی کردم، البته نه خیلی خوب،

بعد یکراست اومدم خونه و خوردم به اون زنا.

اون فضول‌ها.

جودیت: چطور جرأت کرد! چه آدمِ...

مدتی گپ زدیم.

ازشون بپرس اگه شبیه

کسی بودم که تازه یه مدرک خیلی مهم رو از بین برده.

فقط خواستم بدونم، شاهد کی بود؟

دین باتلر؟

ممنون از وقتتون، آقای وینگروو.

سوزی: اوه اوه.

فضول‌ها هیچ‌وقت حرف خوبی

درباره‌ی خودشون نمی‌شنوند.

جودیت (با شوک): ما فقط...

اوم.

(آه می‌کشد)

نمی‌دونم

فیل چی رو توی رودخونه می‌انداخته.

اگه فرض کنیم خودش بوده.

اسلحه قتل؟ خب، می‌تونسته هر چیزی باشه.

اما چیزی که جالبه اینه که یکی خبرش رو داده

به پلیس.

اِم. کِری خیلی تحت فشاره.

و آیا به خاطر اینه که این جسد دوم براش غافلگیرکننده است؟

یا چون نیست؟

اگه یه جسد ته باغچه‌ام پیدا می‌شد،

احتمالاً همین‌طوری واکنش نشون می‌دادم.

چی داری میگی؟

تو که صدها جسد داری

ته باغچه‌ات. (خنده ریز)

جودیت (آرام): یه جسد اینجا.

و یکی هم اینجا. با فاصله یک روز پیدا شدن.

حتماً یه ارتباطی بینشون هست... تصادفی نیست.

: صبح بخیر!

هوم!

حالتون چطوره؟

نبش قبر کردن حتماً خیلی وحشتناک بوده.

اصلاً نمی‌تونم تصور کنم چه حسی دارین.

جودیت: پلیس گفت حداقل ده ساله که توی زمین دفن شده.

فکر نمی‌کنم ده سال پیش اینجا بوده باشین.

من تازه پنج سال پیش اومدم مارلو،

همون موقع که اینجارو خریدم.

خب، می‌تونم بپرسم چی شد که اینجا رو کندین؟

چی؟

خب، دیروز، کارگراتون اونجا بودن،

و امروز صبح، اینجا هستن -- چرا؟

مجبور نیستم باهاتون حرف بزنم.

چرا که مجبورین.

The Marlow Murder Club subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left