The first 200 lines.
موهاي كوتاه شده ، كت جديد
سورپرايزت چيه؟
توي يه همچين روزي
رفتم به گالري هنر مركز شهر
و براي اولين بار چشمم به همسر آينده م افتاد
آه ، بازجويي معمولي از جرائم هنري
تبديل شدن به بهترين روز زندگيت
موافقم
و يه جشن
قراره به همون رستوراني كه براي اولين
قرارمون رفتيم ، بريم
پاپايا كينگ؟
سس قرمز شراب توي بطريهايي حصيري
دستمالهايي كه به يقه ت آويزون ميكني؟
ميخوام كاري كنم كه يادآور همه سالگردهامون باشه
تولدها ، ازدواجها
روزي كه استچمو رو به خونه آورديم
فكر ميكردم يكي اونو توي سبد گذاشته در خونمون
هفتم دسامبر روز پرل هاربور؟
يه روز بد ديگه توي تاريخمون
اولين باري كه تو رو بازداشت كردم
هم م ، و 4 سال بعد دوباره همينكارو كرديم
بله اما ايندفعه
تو يه جواهر رو به من دادي اوه
كه به همين دليل ازت خواستم كه اينجا به ديدنم بياي
رديابت رو در آوردم
براي يه عمليات مخفيانه توي بار ودكا
بعدش ، اينو پيدا كردم
مگه ما صدتا از اينا توي دفتر نداريم؟
يه حدسياتي دارم كه اينو از اوناي ديگه جدا ميكنه
اونم اينكه اينو توي دفتر اداري ، خيابون 56 پيدا كردم
فيزيوتراپي گراويچ
پرونده بعديمون
ميتونه مال من باشه
من براي كمك به تو اينجام
حالا ديگه ميتوني بري خونه
امسال بيخيال شراب توي بطريهاي حصيري شو
بجاش مقداري سنجويي سفارش بده
من چيزي رو سفارش ميدم كه هميشه سفارش ميدادم
گذاشتمش توي گوشيم كه هميشه همراهم باشه
هنوزم عاشق ايتاليا هستم
منم هنوز عاشق توام
خب من اولين پسري بودم كه تو بهش علاقمند شدي؟
اولين آشنايي بود كه "بهش نگفتم " برو پي كارت
اوه ، حتي با اون جمله هم من دست بردار نبودم
هيچوقت فكر كردي اگر اونروز به گالري من
نيومده بودي الان كجا بودي؟
نه هرگز
فكر كردن بهش هم خيلي ترسناكه
كار چطوره؟ بهتر نشده؟
آره ، ما عكس سيگل رو به ديوار افتخارات زديم
حداقل ، اين يه چيزي هست
هي ، اين ديگه چجور جشنيه؟
ليوانها تقريباً خاليه ممنونم
سوكي اوه
ما همچين چيزي سفارش نداديم
جريان چيه؟ ميشناسيش؟
فكر كنم آره
اون جيله
جيل
از كوانتيكو
اوه ، اون جيل؟
درسته دوست دختر سابقم
پيتر بله
زمان زيادي گذشته
بيست سال
هيچوقت فكر نميكردم تو رو اينجا ببينم ، اونم امشب
من پيدات كردم
اوه
اين همسرمه ، اليزابت
از آشناييت خوشوقتم
آه ، صبر كن ببينم من مزاحم مراسمي شدم
اوه ، نه
اين فقط يه سه شنبه معمولي براي ماست ، درسته؟
يالا ، بشين پيشمون بمون
باشه باشه
باشه
خب ، آم ، تو توي نيويورك چيكار ميكني؟
روي يه پرونده كار ميكنم فكر كردم بيام سراغ تو
منو چطوري پيدا كردي؟
اين كاره منه ، پيتر
هنوزم توي اس اس جي هستي؟
بله هنوز همونجام
اس اس جي چيه؟
اس اس جي : گروه ويژه نظارتيه
ما رد آدم بد ها رو ميزنيم و تعقيبشون ميكنيم
و اگر بتونيم براشون پرونده سازي ميكنيم
به نظر كه جالب مياد
هنوزم بوربون ميخوري؟ توي مراسمهاي خاص
خب ، اينم يكي از همون مراسمهاست
شما چي؟
حتماً ، چرا كه نه؟
يادته چي ميگفتيم؟
...حقيقت ، عدالت
و از سر راهمون برو كنار
ايناهاش
هر زماني كه از جلوي اين خونه ميگذشتم
وسوسه ميشدم كه در بزنم و درخواست كنم كه يه نگاهي داخلل خونه بندازم
اوه ، بايد اينكارو ميكردي
مطمئناً صاحبخونه م براي يه قهوه دعوتت ميكرد داخل
خدايا ، اين مثل يه كتاب خوب ميمونه كه بالاخره خوندمش
نميتونم باور كنم كه تو اينجا زندگي ميكني
خب ، من فقط طبقه زير شيروانيش رو اجاره كردم
ميتونم برات يه ليوان شراب بيارم؟
مامورين اف بي آي اجازه دارن در زمان كار نشروب بخورن؟
خب ، ما هميشه سر كاريم
ديگه چه چاره اي داريم؟
و حالا كه به ما ملحق شدي
ميخوام تو رو هم خرابت كنم
ممنونم
خب حالا اين فصل 13 روح مانند شما كجاست؟
همينجا
نميتونه باشه
چرا؟ چي شده؟
چيزي كه شده اينه كه خودشه
اين -- اين -- اين موسوكونيه اما اين امكان نداره
اين تنها فصل 13 - دهي هستش كه اون تا حالا درست كرده
خب ، اين مستقيماً از همون كودكسي كه توي موزه گرشون بوده
كپي گرفته شده
دستخط خودشه
ديوونه كننده ست
و اين
بيا
اين يه درس براي نقاشيه
که اون تا يکسال قبل از
انتشارش روي کرباس نياورده بودش
پس اين اوراق ، نميتونسته توسط کسي ديگه اي انجام شده باشه
و اين بايد توي اون زماني که توي نيويورک بوده انجام شده باشه
1886.
اون کمتر از يکسال اينجا بوده
برا ساس اطلاعات پايگاه داده هاي اف بي آي
شايد اون تنها فصل 13 آثارش رو توي همين نيويورک نوشته باشه
خب ، موسکوني به سرعت به ايتاليا بازگشت داده شد
دليلي فرار اون يه رازه
و کتابي که برامون گذاشته چي بودنش بيشتر از چرايي - ش هستش
اون يه مرد معماگونه ست که عاشق معما بوده
ميبيني ، موسکوني اعتقاد داره هر کسي که حقيقت رو ميخواد
بايد دنبالش بگرده
چيکار داري ميکني؟
اگر اين کتاب يه پازله شايد اينا تکه هاش باشن
نگاش کن
بيا اينجا
اوه ، خداي من
اينم يکيش
وسطش کجاست؟
بايد يه جايي اينجاها باشه
باورنکردنيه
شبيه پنجره اي با شيشه هاي کوچک رنگي ميمونه
اما اگر فصل 13 رو وقتيکه توي نيويورک بوده نوشته
اين پنجره با شيشه هاي کوچک رنگي
ميتونه همينجا توي منهتن باشه
ميدوني - ميدوني الان چيکار کردي؟
به مجموعه قوانين گند زدم؟
نه ، فکر ميکنم ممکنه تو يکي از
مهمترين کشفيات رو توي
يه دهه درباره موسکوني انجام دادي
آه ، تا شب کار ميکنيد؟
تاثير گذاره
بايد بدونيد که اف بي آي با اضافه کاري ميونه اي نداره
آه ، ما - ما يه پيشرفت باورنکردني داشتيم ، آقا
بله
من ميرم که مامور کفري براتون توضيح بده
حتماً ...ميدوني ، من بايد
درباره اين پنجره تحقيق کنم
ببينم ميتونم بفهمم کجاست
آره ، منم منابع اف بي آي - م رو ميذارم روي همين قضيه
ببينيم که ميتونه اول پيداش کنه
باشه
چيه؟
--تو ، کار ، و زنان يه سه گانه نامقدس هستين
ربکا براي من فقط يه دستيار براي مجموعه قوانينه
اوه ، انگار قبلً اصلاً همچين چيزي رو نديدم
کيت ، الکس ، سارا
حالا هم ربکا
خيلي بيشتر از مسئله مجموعه قوانين پشت اين ماجراست
خب حالا ديگه کارشناس مسائل عشقي شدي؟
کسي که خيلي عاشق شده اما مارش عاقلانه نيست
اوتلو
آره هممون ميدونيم چجوري ميشه
تو خوبي؟
تو راه خونه خيلي ساکت بودي
خب ، نميخواستم طلسم رو بشکنم
اوه ، ببين عزيزم
جيل منو به مبارزه طلبيد
ميدوني که من به خاطر اعتماد به نفسي که داشتم
به کوآنتيکو نرفتم
اما اون به سختي تلاش کرد تا به من ضربه بزنه
که منم مجبور شدم برا ضربه زدن به اون تلاش کردم
--و حالا به خودت نگاه کن
نه ، منظورم اين نبود
فقط - فقط اينکه هيچوقت فکرشم نميکردم
درسام رو با اوننمرات بالا قبول بشم
ميدوني که
تو دليلي هستي که من امروز اين مردي هستم که اينجا وايستاده
ادامه بده
بدون تو نميتونستم از عهده اين چند سال اخير بر بيام
يا ... هر سال ديگه اي رو
ميدوني هنوزم جشن سالگردمون ادامه داره
اميدوار بودم تو اينو بگي
ممنونم ، کارآگاه
No comments yet. Be the first to leave one.