The first 200 lines.
تقديم به طرفداران آميتاب اسطوره قرن
قـــدرت
زنده باشي پسرم
پدربزرگ
خوبه، خوبه
کاري که ميخواي بکني خوبه پسرم
اما آسون نيست
اونهايي که سوگند صداقت ميخورن
هميشه توسط زندگي امتحان ميشن
اما شما هم همين کار رو کردين پدربزرگ
شما افسر پليس به اين بزرگي شدين من هم ميخوام همين کار رو بکنم
امتحان زندگي رو پس ميدم
نگفته بودم پدربزرگ رو تا ديروقت بيدار نگه ندار؟
تو برو بخواب بذار ايشون هم بخوابن
ميخوابيم عزيزم، ميخوابيم
پسرت تازه امروز بعد از فارغ التحصيلي از شهر برگشته
فردا قدم ميذاره توي ميدان زندگي
خوبه که امروز راجع به يک سري از مسائل مهم صحبت کنيم
فردا هم ميتونيد صحبت کنيد ديگه
پسرم راوي، با مادرت دربارهي اين موضوع صحبت کردي يا نه؟
بله پدربزرگ، اون هم دقيقا حرفهاي شما رو ميزد
پدربزرگ، شما واقعا امتحان سختي رو پس دادين؟
امتحان خيلي سختي بود
بايد آزمايش سختي رو پشت سر ميذاشتم
هيچ وقت اين رو برام تعريف نکردين
فکر ميکردم هنوز بچهاي
و نميتوني همه چيز رو درست و کامل متوجه بشي
به خاطر همين بهت نگفتم
نه دربارهي خودم و نه دربارهي پسرم
پسر شما، پدره منه ديگه پدربزرگ؟
البته
پسرم ويجي پدر تو بود
و امروز همه چيز رو دربارهي اون و خودم بهت ميگم
بايد همه چيز رو بدوني
بله؟ چي ميخوايد؟
...من اون- اين کيه پرستار؟-
پليس
چيزي لازم دارين؟- ...من پليس نيستم، راستش-
من...اون ...شيتال بهش بگو که من، اونجا
پرستار، بذار بياد داخل
اوه متاسفم،بفرماييد متشکرم-
عه، چه لزومي داشت اين همه گل بياري؟
ميدونستم اين رو ميگي "چه لزومي داشت گل بياري"
ولش کن، اول بگو ببينم حالت چطوره؟
خوبم، خيلي خوشحالم
افتخار ميکنم که مادر بچهي تو هستم
عجيب نيست؟
تو به من يه پسر دادي و من هنوز ازت تشکر نکردم
ممنونم عزيزم
نميخواي پسرت رو ببيني؟
بذار اول يه دل سير تو رو ببينم
عه، چرا روش توري کشيدين؟
خوابه
بيدارش نکن- بذار بخوابه-
خيلي کوچيکه
يه روزه به دنيا اومده خب
اصلا نميتونم خوب ببينمش
همينطور ميشه
چند روز ديگه، ميتوني خيلي خوب صورتش رو ببيني
خيلي خب
خب، تو کي قراره بياي خونه؟ اينها چي ميگن؟
بايد خونه رو تميز کنم و همه چي رو آماده کنم
بعدا ميتونيم تميزش کنيم
اول بايد يه سري وسيله براش بخريم
يه ليست بهت ميدم- همهش رو ميدونم بابا-
عه، چي ميدوني؟
بايد شيشه شير بيارم
دستمال کوچيک و بزرگ بيارم
يدونه از اينهايي که... اسمش چيه بچه رو ميذارن توش و هل ميدن؟
کالسکه کالسکه-
کالسکه،کالسکه
"دعايي کرده بودم که قبول شد"
"دعايي کرده بودم که قبول شد"
"غنچهي اميد شکوفا شد و تبديل به گل شد"
"دعايي کرده بودم که قبول شد"
"فکر ميکردن قلبم رو بيهوده به کسي دادم"
"فکر ميکردن قلبم رو بيهوده به کسي دادم"
"اما يه هديهي خيلي زيبا گيرم اومد"
"هزينهي عشقم رو دريافت کردم"
"دعايي کرده بودم که قبول شد"
"دعايي کرده بودم که قبول شد"
"قلبم من در بهار تو شکوفا شد"
"قلبم من در بهار تو شکوفا شد"
"آرزوي من برآورده شده"
"حالا ديگه بهشت به درد من نميخوره"
"دعايي کرده بودم که قبول شد"
"غنچهي اميد شکوفا شد و تبديل به گل شد"
"دعايي کرده بودم که قبول شد"
...ما انقدر اطلاعات داريم که
اين روزها بيشتر قايقهاي قاچاق توي ساحل ورسوا متوقف ميشن
ما خوب نميدونيم چه کساني توي کار قاچاق دست دارن
اما انقدر ميدونيم که نمايندهي اونها توي اين منطقه کيه
اسمش ياشوانتـه و اين هم عکسشـه
اين ياشوانت محمولهي قايقها رو آماده ميکنه
و آدمهاش توي ساحل توي خالي کردن محمولهها کمک ميکنند
پس مشکل چيه قربان؟
اگر اين ياشوانت رو دستگير کنيم ...آروم آروم رابطههاش رو هم پيدا ميکنيم و
به اين راحتي نيست
سه ماهه که حکم بازداشت ياشوانت رو دريافت کرديم
اما تا امروز دستمون بهش نرسيده
با وجود اينکه ميدونيم اين شخص توي منطقهي ورسوا زندگي ميکنه
پليس هنوز نتونسته دستگيرش کنه؟
مشکل اينه که بعضي از مردم همراه اون هستن
و بقيه انقدر ازش ميترسن
که پليس نميتونه هيچ اطلاعاتي راجع به اون پيدا کنه
وضعيت ما اينطوره
متوجه هستم قربان
بگذريم، امروز اين پرونده رو به من سپردين
بهتون قول ميدم اين شخص تا 24 ساعت ديگه پشت ميلههاي زندان خواهد بود
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: فاطمه
من به خاطر تو اومدم اينجا ياشوانت
تا به امروز هيچ پليسي به اين منطقه نيومده
حالا که اومدي ديگه برنميگردي
برميگردم ياشوانت
و تو هم با من مياي
اداره پليس
تو ميخواي من رو اداره پليس ببري؟
بازرس، الان زندگي تو توي دستهاي منه
و الان، حکم بازداشت تو توي جيب منه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
براي نجات ياشوانت از چنگ پليس، يه نقشه دارم
...و نقشه اينه
آشويني کومار که اون رو دستگير کرده
خودش به ياشوانت کمک ميکنه تا از زندان فرار کنه
اما آقاي جيکي، شما ميدونيد که آشويني کومار رشوه قبول نميکنه
و اين رو هم ميدونم که آشويني کومار يه پسر داره
فقط يک پسر
و يک پدر براي نجات جون پسرش
هر کاري که بگيم انجام ميده
ويجي، کجايي؟- اينجام مامان-
اينجا چيکار ميکني؟
دنبال جورابم ميگشتم نميتونم پيداش کنم
جوراب سفيدت؟- آره-
اونها رو بردم بشورم خيلي کثيف بودن
اين رو بگير تميزه تميز
و ديروز که داشتي توي اتاق من ...تکاليفت رو انجام ميدادي
کتابت رو فراموش کرده بودي گذاشتمش داخل کيفت
ممنون مامان عزيزم
...بچه ماماني من
بابا منتظر صبحانهست عجله کن
چشم
خداحافظ بابا خداحافظ-
شيتال
ويجي
کجاييد شما؟- اينجا، توي آشپزخونه، دارم ميام-
توي آشپزخونه داري چيکار ميکني؟
دارم غذا ميپزم ميخواي چيکار کنم؟
بعدا هم ميتوني غذا بپزي خانم
شوهرت اومده، نميخواي يه ليوان چايي بدي دستش؟- الان ميارم-
بهبه، رولت سيب زميني
اين براي تو نيست، ويجي گفت درست کنم دارم براي اون درست ميکنم
اما خيلي خوشمزهست
ويجي کجاست؟- هنوز نيومده -چرا؟-
از مدرسه زنگ زده بودن مثل اينکه ورزشي چيزي دارن
گفتن لازم نيست بريم دنبالش با اتوبوس مدرسه ميفرستنش خونه
از مدرسه زنگ زده بودن؟
عه
حالا يه ذره من بخورم چي ميشه؟
عجبا
هيچکس نميتونه توي اين خونه غذا بخوره
غذا ميتوني بخوري اما سيب زميني نه
چرا نميتونم سيب زميني بخورم؟
يه نگاه به خودت بنداز، توي آئينه ديدي چقدر چاق شدي؟
چون دارم چاق ميشم بايد از گرسنگي بميرم؟
بهبه، اين پراتاي سيب زمينيـه
داغه، انگشتت ميسوزه- داغه؟-
چيکار ميکني بابا؟ اين رو بگير
تلفن زنگ ميخوره
مراقب باش
اومدم، اومدم- الان چايي ميارم-
الو
بله؟ آشويني هستم شما؟
مهم نيست من کي هستم آقاي آشويني کومار
فقط گوش کنيد که
تَک پسرتون الان پيش منه
چي؟- بله-
و بگيد ببينم چقدر مشتاقيد تا پسرتون رو زنده ببينيد؟
کثافت، چه مزخرفي داري ميگي؟
ميگم که پسرتون ويجي پيش منه
اما زندگيش تو دستهاي شماست
...اگه بخوايد ميتونيد امشب
به ياشوانت فرصتي بدين تا بتونه فرار کنه
و زندگي پسرتون رو نجات بدين
چه مدرکي داري که پسرم پيش توئه؟
مدرک رو که خود پسرتون بهتون ميده
اول خوب فکر کنيد که شرط من رو قبول ميکنيد يا نه
...و اگر قبوله چطور
ميخوايد ياشوانت رو از زندان فراري بدين
يک ساعت وقت داريد فکر کنيد
دقيقا يک ساعت ديگه دوباره باهاتون تماس ميگيرم
و بله، بفرماييد با پسرتون صحبت کنيد
حرف بزن
الو،الو بابا
جان، جانم پسرم؟ منم بابات
بابا، نجاتم بده بابا نجاتم بده
نترس پسرم، من هستم عزيزم من هستم
بابا نميذاره اتفاقي برات بياُفته نترس
نه بابا، اينها من رو ميکُشن نجاتم بده،بابا
الو؟الو؟
ويجي؟ الو؟
No comments yet. Be the first to leave one.