The first 200 lines.
منظورت از "جاسوسی" چی بود؟
هوی، بهت یاد ندادن بدون در زدن، وارد اتاق کسی نشی؟
،اگه داشتیم از اون کارها میکردیم !واقعاً بد میشد، ها
یا نکنه انتظار داشتی یه صحنۀ خاک بر سری ببینی، دخترۀ ممهای؟
...هوی، شماره 6، فایده نداره
.بیخیال شو
...درمورد هویتتون چیزی نمیپرسم
اونم فقط به خاطر تمام کارایی که .برای حفاظت از این کشور کردید
!ولی بهتره از اینجا برید
!و دیگه جلوی چشمهام ظاهر نشید
قسمت 5
قهرمان شدن
!منتظر باش و ببین
فرض کنید با بهترین افراد !ارباب شیاطین دارید مبارزه میکنید
!با تمام توان بیاید جلو
!فرمانده، دارم میام
!بعدی
!بله
.میدونم که از بیشتر مردم طمعکارتر هستم
ولی فکر نمیکردم .اینجوری جایگاه قبلیم رو پس بگیرم
،بعد از اینکه اون مرد رفت
استراتژیست فکر کرد ...من زیر آب اونا رو زدم
و منو به جایگاه ...شوالیههای سلطنتی برگردوند
.اونم همراه رز و گریم
،از گفتنش خوشم نمیاد !ولی شخصیت داغونی دارم
!فرمانده
ارتش ارباب شیاطین حرکاتشون مشکوکه؟
!بله، فرمانده
دیدبانهامون میگن .ممکنه چند روز دیگه حمله کنن
.که اینطور
.ممنون، رز
...و اینکه
.میتونی منو مثل قبل صدا بزنی
.چشم، گرفتم، اسنو سان
.شاید بهتر بود به حرفاش گوش میدادم
!هورا! من اولم
!اوه! این اتاق مال منه
!هورا! چه تخت گندهای
نامردیه! حالا که اینطوره !منم دستشویی رو برمیدارم
!تو که به دستشویی نیازی نداری
پس این اتاق رو !در عوض دستشویی بهم بده
.خیلی خب، شماره 6
.بیا آخرین مأموریتمون رو تموم کنیم
.آره
دستگاه تلپورت رو نصب و به زمین وصل کنیم، درسته؟
.آره
...به محض اینکه دستگاه رو نصب کردیم
مأمورامون رو انتقال میدیم .و به این کشور حمله میکنیم
با قدرتی که کیساراگی داره .حتی اراب شیاطینم حریفمون نمیشه
این مأموریتمون مثل آب خوردن بود، نه؟
چیزی اذیتت میکنه؟
.من ساخته شدم تا از تو حمایت کنم
.حداقل میتونم سنگ صبورت باشم
!من مأمور مبارز یه سازمان شیطانی هستم
این سیارهی عقب افتاده !اصلاً برام مهم نیست
!آبجوهای اینجا آشغاله
مستقیم میرم خونه !و یه بشکه آبجوی خنک سر میکشم
.که اینطور
.پس مشکلی نیست
.من میرم دستگاه تلپورت رو سر هم کنم
یه ماهی طول میکشه ...تا وضعیت فضایی ثابت بشه
.پس برو واسه خودت خوش بگذرون
یه ماه؟
،وقتی رسیدیم اینجا .برات که توضیح دادم
راستی، ارتش ارباب شیاطین .یه نقشههایی داره
.اونا که همیشه یه نقشهای دارن
.خب، گوش بده
به نظر میاد قهرمان .دنبال یکی از ژنرالهای ارباب شیاطینه
و ارتش ارباب شیاطین ...داره از نبودش سوءاستفاده میکنه
تا بقیهی فرماندهها .یه حملهی همهجانبه انجام بدن
پس بازم قراره ارتششون برگرده؟
.با تعدادی که تا حالا سابقه نداشته
!حقته، زنیکه عوضی
!وقتی منو پرت میکنی بیرون حقت همینه
خب البته، یه کوچولو هم .تقصیر من بود که یه جاسوسم
.ولی حداقل میتونست بذاره توضیح بدم
البته در اکثر کشورها .جاسوسها اعدام میشن
،ولی همین که گذاشت بری .نشونۀ قدردانی از کارهات بوده
چیه؟
.من که قهرمان نیستم، نمیرم کمکش
.هی، شماره 6
تو از اینکه یکی دیگه ...جایی که قراره تصرف کنیم رو بهم بریزه
ضد حال نمیخوری؟
!آهای خانمی، میخوام یه حقهی جادویی نشونت بدم
بدون اینکه به زیپ شلوارم دست بزنم ...خودش باز میشه
!ببین! ببین! نگاه کن
!منحرف
!یکی به دادم برسه
.امتیاز شرارت شما افزایش پیدا کرد
...همچین دختری تنهایی این وقت شب بیرونه
.باعث میشه نگران آیندهی این کشور بشم
امشب این ششمیش بود، ها؟
...بعدی
!بریم سراغ اون
!منو ببین
یالا خانمی، یهکم جرئت به خرج بده !و به زیپ شلوارم نگاه کن
!میخواد بهم تجاوز کنه
.نگران نباش، بهت دست نمیزنم
...ولی اگه زودتر فرار نکنی
!زیپم خود به خود باز میشه، ها
!نمیتونی گولم بزنی
به محض اینکه بهخاطر حرفهای قشنگت ...گاردم رو پایین بیارم
منو میکشی توی تاریکی !و امیال کثیفت رو سرم خالی میکنی
آه! وقتی افتادم پام پیچ خورد !و الانم دیگه نمیتونم فرار کنم
!نه! تو که نیوفتادی
!نـــــه
!دروغ میگی
امکان نداره بتونی جلوی خودت رو بگیری !که به دختر خوشگل و بیدفاعی مثل من تعرض نکنی
...نه، گوش بده دیگه
ها؟ امتیاز شرارتم زیاد نشد؟
هوی! تو خودتم بدت نیومده، مگه نه؟
فقط کافیه به من نگاه کنی !و کمی چندشت بشه
!نه! نمیخوام فقط نگاه کنم
!ببین! ببین! ببین! ببین! ببین
.پس بذار من ببینمش
اینقدر دلت میخواد ببینیش؟
...پس نشونت میدم، چیز خفنم
.ادامه بده
چی میخوای نشونم بدی؟
.شکر خوردم
...خب؟ میدونستم مایۀ ننگ بشریتی
مخت تاب داره، منحرفی .و هیچ امیدی بهت نیست
ولی میشه توضیح چه غلطی میکردی؟
اه... خب... دارم برای .حملهی ارباب شیاطین آماده میشم
!مرتیکه، منو خر فرض کردی؟
!نه! به خدا دروغ نمیگم
!باید از این کارها کنم
!خفه شو
من احمق رو بگو که به خاطر تو !دچار افسردگی شده بودم
!هردوتون آروم باشین
ببینم، فرمانده چرا ارتش رو ترک کردی؟
هیچی نشنیدی؟
.هرچی از اسنو سان پرسیدم، چیزی نگفت
آزارهای جنسی اسنو هر روز بدتر میشد .تا حدی که دیگه نتونستم تحمل کنم
.میخوام که به همه همین رو بگی
!دروغهای مسخره پخش نکن
.اصلاً ولش کن
حرف زدن با تو باعث میشه !احساس خنگ بودن کنم
این دفعه رو میذارم بری !ولی دفعهی بعدی از این خبرها نیست
...و... ولی
.شنیدهم ارتش شیاطین داره میاد
...اگه کمک یه مرد خیلی قوی رو میخوای
!"باید بگی "ببخشید که اینقدر کلهشق بودم
!کی حاضره از تو کمک بخواد؟
درضمن مگه بهت نگفتم دیگه جلوی چشمم ظاهر نشی؟
اصلاً اینجا چه غلطی میکنی، احمق؟
،این تو بودی که مزاحم کارم شدی !خنگول! خنگول
!هردوتون بس کنین
!وگرنه گازتون میگیرم
...از اینا و از اینا میخوام
.خیلی خب، کباب سوسمار و موش میشه 6 برنز
.بفرما
بـ... ببخشید، فکر کردم میخوای .از توی زیپت درش بیاری
!اونجاست! زیپرمن
!هوی، زیپرمن
!زیپت رو بکش پایین و نشونمون بده
!بچههای تخس
شلوارتون رو میکنم !تا همۀ ملت شما رو کون لختی ببینن
!ببین، خودشه
!ممکنه زیپش رو بکشه پایین
!یه منحرفه
زیپرمن
!آلــــیس
!مردم شهر خیلی بدجنسن
چی شده، زیپرمن؟
پوستت لای زیپ گیر کرده؟
!بهم نگو زیپرمن
!درضمن هیچم گیر نکرده
!لعنتـــی
من این کار رو برای جنگیدن !با ارباب شیاطین انجام دادم
درسته بهت گفتم ...برو امتیاز شرارت جمع کن
ولی فکرشم نمیکردم .بری همچین کار ضایعی بکنی
.زیپرمن
!مگه نگفتم بهم نگو زیپرمن
ولی خب، واسه یه بیدستوپا .تلاش خوبی بود
200امتیاز رو برای برگ برنده نگه میداریم .و با بقیهاش مین تهیه میکنیم
مسیر حرکت .ارتش ارباب شیاطین رو پیشبینی کردم
.اونجا مین و تله میذاریم تا معطلشون کنیم
جنگ چریکی، ها؟
.خیلی وقته از اینکارا نکردم
...هرطور باشه باز هم
فکر نمیکنم یکی از ژنرالهای ارباب شیاطین .اینقدر احمق باشه که توی همچین تلهی تابلویی بیوفته
مهم نیست، حداقلش میتونیم ...یه هیولا رو از پا دربیاریم
درضمن، فقط با تصور چهرۀ خوشحال هاینه ...موقع شوت شدن سنگش
یه حس خیلی خوبی میده، نه؟
میبینم که مثل همیشه .شخصیت مزخرفی داری
!کارمون تمومه
اتفاقی افتاده؟
.آهای، ببخشید
...بله، چیزی
!زیپرمن
!هوی
.اونه سان، بهخاطر دوست منحرفم عذر میخوام
،رفتار مردم شهر عجیبه میدونی چی شده؟
...خب، آره
.موضوع درمورد قهرمانه
.به نظر میاد که گم شده
احتمال موفقیت تلپورت چقدره؟
.برات اطلاعات آوردم، زیپرمن
،ببین، میخوام فراموشش کنم میشه تمومش کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.