The first 200 lines.
چی شده؟
ای بابا
کسی اون همستر گمشده رو نگرفته هنوز؟
جنگ هنری با تکنولوژی همچنان ادامه داره
شایدم آمیش باشه
چرا نمیتونم آبنباتمو بردارم؟
کی به سیمهای جکوزی پام دست زده؟
هفتهی طولانیای بود، باید این میخچهها رو نرم کنم
با یه جونور سیریناپذیر طرفیم
منم نیش زد
سعی نکن با من همدردی کنی
پیداش کردم
بیخیال هنری! اون صبحانهی منه
سلام به همگی. یه خبر مهم دارم
از همگی میخوام که دست بزنید
واسه تمپلتون داج که همین الان آخرین روزشو تموم کرد
توی اتاق تعلیق
اوووو
خوبه که برگشتم
اوه، اینجا رو ببین. چقدر
تغییر، پسر
کلاً دو هفته و نیم نبودی
درسته، رفیقمون یه حبس دو هفته و نیمی رو کشید
توی هلفدونی
ولی بعدش زود آزاد شد چون کاندید شده واسه
افسر کنترل حیوانات سال
صبر کن، چرا؟
ببخشید؟ خیلی معذرت میخوام
تند رفتم. منظورم این بود که، اممم
چطوری؟
فکر کنم کلهگندهها قهرمانبازی منو دیدن وقتی که
توله خرس "ماما رز" رو از چاه معدن نجات دادم
اون نجات کار من بود. اون قهرمانبازیها مال من بود
اون تلاش تیمی کلاً کار من بود
طبق پوشش خبری که اینطور نیست
و طبق تبلیغاتی که "تی" فرستاده
اتاق تعلیق پرینتر داره و پنجشنبهها هم مینیمافین میدن
و چندتا افسر که
دوربینهای مخفی غیرقانونی توی دستشویی کار گذاشته بودن
همهی دوربینهای دستشویی غیرقانونیان. همه اینو میدونن
خب، واحد دو-سه کجاست؟
آخ
فردا شام رستوران مکگرگور، ساعت ۶ عصر
مهمون تو
تبریک میگم
کاندید شدن برای افسر کنترل حیوانات سال
افتخار بزرگیه
ممنون. فرانک، مرسی که حواست به
میزم بود وقتی من توی هلفدونی بودم
ولی حالا بابا برگشته خونه
اه. حالا که داریم واقعیتها رو نادیده میگیریم
منم ترجیح میدم نشنیده بگیرم که به خودت گفتی "بابا"
آخ، چه خوبه که برگشتم
هی، ویکتوریا
با من حرف نزن
بیخیال فرانک، میدونی که موفقیت هر کسی
توی این کلانتری، موفقیت همهی ماست
این موفقیت همهی ما نیست. این یه کابوسه
بدتره. حداقل توی کابوسهام آخرش میمیرم
اگه تمپلتون برنده بشه، شغلمو میدن به اون
تمپلتون بدترین رئیس دنیا میشه
احتمالاً یه اتاق شیردهی درست میکنه
و بعدش هم رفتارای عجیب غریب درمیاره
آره. آره، آموزشهای آزار جنسیاش هم
فقط یاد میده چطوری بیشتر این کارو بکنیم
فکر کنم یه راه حل دارم که از این آیندهی سیاه جلوگیری کنیم
به جاش من کاندید میشم و جایزه رو میبرم
چرا همهی راهحلهای تو به افتخارات شخصی ختم میشه؟
بچهها، نقشهی من واسه همه یه سودی داره
امیلی شغلشو حفظ میکنه
تمپلتون برنده نمیشه
و منم از بدبختیش لذت میبرم
به اضافهی اون افتخار شخصیه
اونم هست. خب، باشه
هر تصمیمی گرفتیم، باید همینجا
توی همین جمع بمونه. اکیپ پشتبوم
خب، نقشه چیه؟ چطوری فرانک رو کاندید کنیم؟
میتونیم یه باند مبارزهی حیوانات رو لو بدیم
اوه، جنگ سگها
اوه، جنگ گاوها. شنیدم جدیداً مد شده
خوشم اومد. همچنین دارم تصورت میکنم که داری از
یه مرکز آزمایش روی حیوانات میای بیرون در حالی که بچهمیمونها رو بغل کردی
و صورتشون پر از لوازم آرایشیه
محشره. نه
باید یه چیز بزرگتر باشه
یه کاری که بقیه سعی کردن انجام بدن ولی هیچوقت موفق نشدن
دارم دربارهی غولِ مرحله آخرِ کنترل حیوانات حرف میزنم
صبر کن، منظورت که این نیست که
دقیقاً خودشه
فردا میخوام ۲۴ تا حیوون رو توی ۲۴ ساعت نجات بدم
واو. یه "جک باور"ِ واقعی؟
صبر کن، جک باور کیه؟
۲۴ سریال
نمیشناسمش
جک باور یه قهرمان بود که آدم میربود، شکنجه میکرد
و به قتل میرسوند، همهاش هم ظرف ۲۴ ساعت
من میخوام نسخهی نجات حیواناتِ اونو اجرا کنم
اصلاً ممکنه؟ دیوانگیه
یه نفر سال ۲۰۱۳ نزدیک بود انجامش بده
خوابش برد
با کامیونش رفت تو شکمِ یه گلفروشی
صحنهی جرم بوی فوقالعادهای میداد
باید شیفتبندی کنیم تا "بابابزرگ" رو بیدار نگه داریم
مگه یه بابابزرگ میتونه کل شب رو بیدار بمونه
و افتتاحیهی امتیوی رو تماشا کنه؟
من میتونم از یه کانال فرعی با مرکز هماهنگ بشم
۱۲ و همهی مأموریتها رو بفرستم واسه کامیون
از کانال ۸ بیسیم استفاده کن که تمپلتون
و نوچههاش نشنون
این همون کاریه که وقتی میخوایم مسخرهتون... امم، مسخرهشون کنیم، انجام میدیم
وقتی میخوایم پشت سر بقیه مسخرهبازی دربیاریم
خفه شو. همه عادی رفتار کنید. اون جزو اکیپ نیست
سلام رئیس. واسه وبینار "تعادل بین کار و زندگی" دیر کردین
اوه، اون میتونه منتظر بمونه. ما داریم... کار میکنیم
دارید جک باور بازی درمیارید، نه؟
شنیدم چی گفتید، صدا توی پشتبوم خیلی میپیچه
بتانی هم تو جمع مونه. آره. بیا تو
آره. خب، من هر کاری
لازم باشه انجام میدم
فقط حتماً باید برم فیلم "گرگ و میش" رو ببینم
همون فیلم خونآشامی ۲۰ سال پیش؟ منظورت چیه؟
اکران ویژهی نیمهشبه
از ماهها قبل بلیط خریدم. بابت علایقم هم از کسی عذرخواهی نمیکنم
باشه، مهمترین چیز اینه که این موضوع
بین خودمون شش نفر بمونه
آیندهی کلانتری و زندگی همهمون به این بستگی داره
آره، واقعاً فکر کنم بهتره بری سر اون وبینار
اینا که کلی نوشابهی انرژیزای مخصوص رانندههاست
آره، توقفی در کار نیست
میتونم با سرعت ۴۵ مایل در ساعت برم
بدون اینکه چیزی بیرون بریزه
خب، واسه اینکه رسمی بشه
یه عکس ازت میخوایم کنار ساعت، لحظهی شروع
از ۷ صبح تا ۷ صبح فردا. میتونی از پسش بربیای
۴ تا ۵ ثانیهی دیگه.
۱ ۳. ۲.
ایول
آره
الان از بغل یه سگ ولگرد رد شد، نه؟
هوم. من چوبِ مهار رو برمیدارم
آره
خودشه
سلام رفیق
ایول
بسیار خب
یکی انجام شد، ۲۳ تای دیگه مونده. عالیه
خیلی هم ملوسه
آخ! اوه، گازِت گرفت؟
آره. بیا اینجا، ببینم
قشنگ تا تهِ ناخن شستت رفته
صبر کن
این اولین باریه که گازِت میگیرن؟
آره، ولی چیز مهمی نیست. فکر کنم خوب بشه
ای لعنتی. باید برتگردونیم کلانتری
زود باش. وایستا. چرا؟
وقت بحث کردن نداریم. ثانیهها دارن میگذرن
صبر کن. واسه چی؟ انرژیتو ذخیره کن. بدو
برین کنار، اولین گازگرفتگی داره میاد
انجامش دادی
تبریگات صمیمانه
ماچ، ماچ
دیگه واسه خودت مردی شدی
بیا اسمتو بزنیم روی "دیوار درد". چطوره؟
خب، دیگه ما رفتیم. زمان داره میگذره
خیلی خب. بگو "آخ"
آخ
خب، بالاخره چی گازِت گرفت؟
اوه، فقط یه بچهگربه بود
اوه، آره رفیق، ممکنه عفونت کنه
دهن گربه کثیفتر از
توالت سیارِ توی نمایشگاههای محلیه
باید حواسمون به اون جای گازگرفتگی باشه
اوه، نانسی! سلام. اوه. آره
رفیق، حتماً باید بریم اورژانس
نگران نباش
من هزار بار گاز گرفته شدم. قلقِ کارو بهت یاد میدم
بخش سرطان بستنی قیفی داره
ولی من نمیتونم برم بیمارستان، فرانک به من نیاز داره
سندز، تو زودتر شیفتت شروع میشه. بزن بریم
راه بیفتیم
هی، فرانک
احساس میکنم امروز ناامیدت کردم
مسخره نشو. تو هر روز منو ناامید میکنی
درسته
کجا داری جیم میشی موشِ کوچولو؟
تیکهی پنیری هست که من ازش خبر ندارم؟
اولین گازگرفتگیِ "شرد"ه. دارم میبرمش اورژانس
چطوری گازش گرفتن؟
من مأموریتی از پشت بیسیم نشنیدم
خب، مطمئنی که بیسیمت روشن بود؟
چون، امم، من گاهی یادم میره بیسیم رو روشن کنم
و مأموریتهای چند ساعت رو از دست میدم
میخوای مجبورم کنی اون کارو بکنم، نه؟
باشه
طلبمو نقد میکنم
یادته اون موقع که اون همه سگ لازم داشتی
واسه مراسم افتتاحیه پناهگاه؟
بهم بدهکاری. ولی این مورد ارزشِ نقد کردنِ طلسمو نداره
فکر کنم مجبور بشیم به امیلی بگیم که کامیون شرکت رو برداشتی
واسه استفادهی شخصیِ غیرقانونی
No comments yet. Be the first to leave one.