The first 200 lines.
مورگان فريمن: براي من همه چي از اينجا شروع شد
حرفه ي بازيگريم
وقتي کلاس سوم بودم
مادرم موافقت کرد که اجازه بده توي نمايش مدرسمون بازي کنم
من قرار بود يه نقش کوچيک توي نمايش پسر آبي کوچک بازي کنم
اون اولين باري بود که من روي صحنه رفتم
لحظه اي که قدم روي صحنه گذاشتم
در نور
و سعي کردم نقشم رو با زحمت ايفا کنم
فقط 8 سالم بود
ولي ميدونستم اين برام يه فراخوانه
سرنوشت منه
مردم هم همين رو راجع به خودشون ميگن سياستمداران،ورزشکاران
در مورد مذهب هم همين صدق ميکنه
تقريبا هميشه مردم دربار ايمان هم همينطور فکر ميکنن که همين شکل بوده
و توسط خدا انتخاب شده
مسلمانان محمد رو دارن
مسحيان عيسي رو
يهودي ها موسي و ابراهيم رو
واقعا چرا ما اطراف اين افراد انتخاب شده ايم؟
و اون ها چه طوري ما رو هدايت ميکنند؟
من يه مجموعه ساختم که با افرادي ملاقات کنم که انتخاب شده اند
و امروزه زنده هستند
يک پسر آمريکايي که به تازگي
به يک کشيش بودايي تبديل شده
وقتي من بزرگ شدم، به خيلي از آدمها صلح رو ياد ميدم
يه مرد که شنيده خدا صداش زده
در تاريک ترين لحظه هاي زندگيش
زمانيِه که من حس کردم خدا باهام حرف زد
و يه معلم مذهبي که ديگه انسان نيست
ديگه نميتونه ويرانگر باشه
من ميخوام که بفهمم چطور ممکنه
آدمهاي انتخاب شده ما رو تغيير بدن
ياد امام حسين يه مسئوليت
براي تمامي انسان هاست
چطور اون ها به ما قدرت ميدن
خدا داراي پيامبره
اون ها خودشون نيستن
پيامبر مثل خدا ميشه
تا به چيزي که به نظر غير ممکن مياد برسه
اون ها قرار نيست به عقب برگردن
ما هم همينطور
و حتي شايد اونها
مسير تاريخ رو عوض کنن
Melika.H: ترجمه
يه فرد منتخب رو کجا چيدا ميکنيد؟
توي صحراي عربستان؟
توي سرزمين مقدس؟
در ميان معبد هاي هندي؟
من يکيشون رو توي حومه شهر مينه سوتا پيدا کردم
من به خونه ي يه زوج تبتي اومدم
که از سال 1999 به آمريکا مهاجرت کردن
حالتون چطوره؟
در واقع خيلي خوبم
خيلي ممنون
خيلي خوبه
دورجه تسيگال و همسرش دچن وانگمو
سلام،حالتون چطوره؟
خوبم
تبتيان بودايي باور دارن که اين يک تناسخ از راهب هاي بوداييه
معلم روحي بودايي
اسمش جالوه
مرسي
از ديدنتون خوشبختم آقا
بزن قدش
جالو
بله
تو کي هستي؟
من يه راهبم و يه پسر کوچک
ولي تو چطور توي سن 9 سالگي
يه راهب شدي؟
وقتي من دو سالم بود يه کاغذ گرفتم
از دالايي لاما که من با يه جسم جديد وارد اين دنيا شدم
وقتي دو سالت بود ؟
بله
تو اون سن؟
بله
از کجا آورده شده بوئ؟
مديسون، ويسکانسين
مديسون،بله
رفتي اونجا که دلايي لاما رو ببيني؟
بله بله بله
و وقتي تو دو سالت بود
تو معني اين جيز ها رو نميفهميدي
ولي الان تو نه سالته. اينا يعني چي؟
يعني من يه راهبم. من يه فرد خاصم
تو خاصي
الان درباره ش چه احساسي داري؟
من،من احساس ميکنم عاليه
يه روز عادي
برات چه جوريه؟
روزهاي مدرسه ساعت 6 بيدار ميشم
مسواک ميزنم و بعدش بايد عبادت کنم
و بعد صبحانه ميخورم و بعدهم ميرم به مدرسه
و بعد مياي خونه؟
بايد زود بيام خونه چون
بايد به کلاس چيني هم برم
و بعد عبادت ميکنم و بعد هم تکاليفم رو انجام ميدم
و بعد هم يکم استراحت ميکنم و
و بعد هم عبادت شبانه م رو انجام ميدم و وقتي هم که ساعت 9 شد
بايد بخوابم. اين ها رو از دوشنبه تا جمعه انجام ميدم
تو يه زندگي خيلي دقيق و برنامه ريزي شده داري
توي سن 9 سالگيچه جوري اين ها رو مديريت ميکني؟
من که ديوونه ميشم
بذار دندونت رو ببينم
خوشگل و تميزه
تو اون ها رو هر روز و روزي يه بار مسواک ميزني؟
دوبار
وقتي مادر جالو اون رو باردار بود
باور داره که يک خواب نبوتي ديده
او خواب ديده يه فيل و يه گوساله و بچه ش
وارد عبادتگاه خونه اونها ميشن
اون از يه راهب خواسته که خواب رو براش تعبير کنه
او هم اينطور بهش گفته که يه راهب به اسم تاکشام نئودن دورجي
از طريق جسم جالو تناسخ پيدا ميکنه و به دنيا برميگرده
راهب هاي بودايي اعتقاد دارن که روح معلم ديني اونها
حدود 5 قرنه مه به صورت مرتب توي بدن افراد منتخب
ظاهر ميشه
روح گورو(معلم ديني) به بدن جالو برگشته
تا تدريسش رو ادامه بده
و اين يعني اينکه اين بچه کلاس چهارمي بايد رياضي ياد بگيره
و همينطور انگليسي و تبتي و زبان چيني و در کنار اون بايد کتاب مقدس بودايي ها رو نيز
حفظ کنه
چي داري ميخوني؟
بهش ميگن يودنسو
حدود 400 صفحه داره
گوش دادن بهش
من رو ياد اين ميندازه که وقتي کلاس اول بودم
ميدوني وقتي ميخونديم، نقطه ها و ويرگول ها رو ميديديم
يه جورايي مثل قرائت کردنه؟
آره آره يه جورايي
خب جالو بذار ازت بپرسم
تاحالا شده که دلت نخواد انجامش بدي؟
واقعا؟
من بايد چيزاي زيادي ياد بگيرم. پس وقتي بزرگ شدم
به مردم زيادي ياد بدم چطور مهربون باشن و بهشون صلح رو نشون بدم
ولي براي انجام سرنوشتي که جالو براش انتخاب شده
بايد به زودي زندگي آمريکاييش رو ترک کنه
و دوران بلوغش رو
توي يک صومعه توي هند بگذرونه
براي ده سال بايد از پدر و ادرش دور باشه
من از يکي از معلم هاي جالو خواستم
تا کمکم کنه با پدر و مادر جالو صحبت کنم
درباره جدايي غريب الوقوعش
خب فکر ميکني کي بايد مدرسه رو رها کني
و به صومعه بري؟
بله، با توجه به آرزوهاي مقدسي که داره
بايد ده سالگي به اون صومعه بره
سال ديگه
بله
شما که دو يا سه تا بچه نداريد
فقط همين يه بچه رو داريد
و حالا معلوم شده که اون فوق العاده خاصه
اون الان فقط پسر شما نيست
ظاهرا اون الان به دنيا تعلق داره
چه احساسي داري؟
خيلي سخته که بفرستيمش صومعه
ولي اون همزمان براي جامعه مفيده
اونها ميتونن يکم از عشق و توجهشون رو
فدا کنند
هرچقد زمان رفتن جالو به هند نزديکتر ميشه
بايد خودش رو بيشتر آماده کنه
تا بتونه يه رهبر معنوي بشه
امروز،قراره جالو اولين روز سخنرانيش باشه
براي مردم محلي تبتي
اون من رو دعوت کرده که برم
جالو دورجي
بله
معني اسمت چيه؟
بدن رنگين کماني فنا ناپذير
پس معنيش اينه
فنا ناپذير
نميخوام که به دردسر بيافتي
بين خودمون ميمونه
دوس داري چه کارهاي ديگه اي بکني؟
ببخشيد؟
دوس داري چه کارهاي ديگه اي بکني؟
نميدونم
نميدوني؟
خب معمولا نه ساله ها به يوتيوب
و فيسبوک و چيزايي مثل اون زياد فکر ميکنند
نه فقط...
بعضي وقتها
بعضي وقتها
مرسي که امروز اومديد
خيلي خوشحالم که امروز
پيش ابر رينپوچه ارجمند بودم
دوست دارم از همه کسايي کهاين قرار ملاقات خوب رو ترتيب دادن
تشکر کنم
بعدا ميبينمت
باشه
با هم رفيقيم؟
آره
اوکي
وقتي به جالو نگاه ميکني يه پسر آمريکايي ساده رو ميبيني
فوتبال بازي ميکنه و بازي هاي کامپيوتري رو دوست داره
ولي يه چيز بيشتري رو احساس ميکني
يه چيزي عميق تر
ولي اون داراي يه قدرته انرژي که برميگرده به قرن ها قبل
بين سنت هاي راهب هاي بودايي تبتي
No comments yet. Be the first to leave one.