The first 200 lines.
در صورتی که فونت نصب نکردید، برای لود کردن فونتهای نصب شده روی زیرنویس اگه روی گوشی هستید یک بار از ویدیو خارج شید، روی کامپیوتر لازم نیست کاری انجام بدید.
مثل یه احمق تو این هوای قشنگ اخمامُ کردم تو هم.
انگار دارم توی اون آسمون وسیع آبی غرق میشم.
آکانه. دیرت میشهها.
آکانه.
شکمم درد میکنه. امروز نمیرم مدرسه.
تب که نداری.
یعنی سرما خوردگیه؟ به دکتر زنگ بزنم؟
نه، همهـش تو تخت میمونم.
باشه پس، خوب بخواب.
«پیغامهای مایوکو»
چی؟ کلیپسم؟
دیشب پیامهای ریا- چانُ نخوندی؟
همهـمون تصمیم گرفتیم امروز تو مدرسه کلیپس بزنیم.
مادرم حتی برامون دستساز درستشون کرد.
چرا نذاشتیش؟ خوشت نیومد ازش؟
دیروز با مادربزرگم بودم.
موبایلمُ خونه جا گذاشتم.
آکانه! صبح بخیر!
صبح بخیر.
همونطور که قرار گذاشتیم گذاشتیش،
کلیپسُ.
با ست کردن کلیپسا انگار دوستای واقعی شدیم.
آره، دوستای واقعی!
راست میگه!
این نثر از کاما- نیکوـه...
واقعا نمیدونستم. دروغ نمیگم.
پس آکانه، میشه به ریا- چان و بقیه بگی؟
خواهش؟
داری میای خونهـمون؟
آره!
عق!
چرا ماتحتتُ دوباره کردی تو صورتم؟!
«گربه»ـی احمق!
گشنم شد.
میدونی چیه؟
رو تراس منتظر بمون.
الان یه چیزی درست میکنم.
عذاب وجدان دارم.
گربههام راحت میگذرونن، باید باحال باشه.
بفرما.
بابت غذا ممنون.
یه خونهدار تماموقت بودنم باید باحال باشه.
حالا هرچی، دستپخت مادر خوشمزهـست.
حالت چطوره؟
خب... سردردم رفت.
شکمت نبود؟
سردردم داشتم.
میتونی یه زحمت کوچیکی برام بکشی؟
چیه؟
میخوام بری دیدنِ چـی- چان.
چی؟ چرا؟
چرا من باید برم به دیدن چـی- چان؟ چرا؟
چرا...
فردا روز تولدته، درسته؟
از چـی- چان هدیه خواستم.
پس برو برام بیارش.
هدیه تولد خودمُ خودم بگیرم بیارم؟
خیلی عجیب غریبه. امکان نداره!
یه هدیۀ پیشواز.
به سلامت!
دیگه خودمم نمیدونم.
این یکی رو ترجیح میدم.
ولی این یکی خیلی بیشتر بهت میاد!
بیا، بگیرش.
این توی یه شهر کوچیک توی بولیوی...
...یه پیرمرده با سنگهای زینتی محلی درستش کرده.
تو نگاه اول عاشقش شدم...
ولی گفت به من نمیفروشدش، گفتش هنوز کامل نشده.
ولی وقتی بهش گفتم الانشم خیلی قشنگه...
خواست در ازای یه شکلات عوضش کنه.
بعد وقتی برگشتم اینجا...
یه لامپ پسش اضافه کردم.
خیلی خوشم میاد ازش ولی...
... اگه ازش خوب نگهداری کنی، میتونم بهت بفروشمش.
ساحره داره تلاش میکنه یه چیزی بندازه.
- چقدر میشه؟ - بذار ببینم...
- هزار یِن. - چه ارزون!
ظالمانهـست! با یه تیکه شکلات عوضش کرده بود.
خیلخب، امتحانش کن.
اگه خوشت اومد ازش، بعدا پولشُ بهم بده.
چرا فکر میکنی بهم میاد؟
کامل نیست.
اکانهـست که!
چه غیرمنتظره! چه میکنی؟
خیلی وقته ندیدمت!
همین یه ماه پیش دیدیم همو.
برامون کیکای تایلندی آوردی که بوی خارگیل میداد.
عه، راست میگی؟
هنوز که هنوزه فرم یه بچه رو داری.
چیه؟
چیزی نیست.
یه سال دیگه بگذره کمکم رشد میکنی.
عه! این از طرف میدوری- سانـه؟
ممنونم.
خب، اینجا چه میکنی؟
هدیه تولدت؟
مادرت ازم یه چیزی خواسته بود؟
دوباره میخوای بری سفر؟
isle sur la sorgue: یه شهر تو فرانسه که به خاطر عتیقه فروشیهاش معروفه.
به فرانسۀ جنوبی، بازار لیل- سور- لا- سورگ.
همیشه میخواستم برم اونجا
واقعا جای قشنگیه، نیست؟
یه لیوان چایی میخوای؟
هرطور مایلی.
چـی- چان ازم خوشش نمیاد، ولی این من عاشق این مغازهـم.
این چیه؟ یه تیکه از دیوار برلین؟
البته که نیست.
چی؟!
چـی- چان!
چیه؟
دستم گیر کرده! نمیتونم تکونش بدم!
الان صدای در شنیدی؟
نمیدونم. بیا کمکم کن.
- از زیرزمین بود؟ - زیرزمین داری؟
همیشه داشتمش. به عنوان انباری استفادهـش میکنم.
اینجا اومدن دردسر بود.
کـ- کی هستی؟
تو زیرزمین من چیکار میکنی؟
دزدـی؟
زنگ میزنم به پلیسا!
آروم باشید. آدم خطرناکی نیستم.
یکم زیادی پیر به نظر میرسی برام.
زنگ میزنم پلیس.
کسی که دنبالشم... الهۀ نسیم سبزه.
پس میشه، همون دختری که اونجا دستش توی اون نقش جا میشه.
مشکلت چیه؟
چه گستاخ!
اونی که گستاخه تویی!
با تو حرف نمیزنم!
برو بیرون!
که اینطور...
پیپو، کار کرد!
خیلی ممنونم،
هیپوکراتس- ساما!
چـی- چان، اون باید حرف بزنه؟
چی؟ نمیدونم...
از اول صبح منجمد شده بودم، قولنجام دارن میشکنن.
و پرواز کنه؟
احتمالا...
بابت معرفی دیرهنگامم عذر میخوام: اسم من هیپوکراتسـه.
این دانشآموزم، پیپوـه.
از آشناییـتون خوشبختم، اسمم پیپوـه.
گفتش از آشنایی باهات خوشبخته؟
آها، بار اوله که میبینه؟
درسته. بار اولمه که میبینمش.
ما از یه دنیای دیگه اومدیم...
که از طریق این زیرزمین به دنیای شما راه داره...
ولی فکر نکنم بدونین راجع به چی دارم حرف میزنم.
راستش، با اینکه باورش ممکنه سخت باشه.
چه باحــال!
بله؟
منظورت اون دنیای موازی معروفه؟
یه دنیای نزدیک، ولی کاملا متفاوت؟
همونی که توی فیلما و رمانها میبینیم؟
همین چیزی که بهش میگیم دنیای موازی؟
به این زیرزمین راه داره؟
من کل زندگیم اینجا زندگی کردم! ولی این بار اولیه که راجع بهش میشنوم!
از کی؟ بگو، از کی تا حالا؟
برای سالیان دراز.
این همه وقت هدر رفت!
کاشکی میدونستم همچین دنیای باحالی وجود داره.
بگو ببینم، چه شکلیه؟ این دنیای موازی چه شکلیه؟
اول بیا کمکم کن از این آزاد شم!
عه، یادم رفت.
سیبیلو، یه کاری بکن.
دستتُ شل کن.
ببخشید که عجله دارم.
ولی دیگه باید بلافاصله همراهمون بیاید.
این سرنوشت توـه، به عنوان الهه نسیم سبز.
نمیفهمم چی داری میگی.
درسته.
آهای تو، همینجوری از یه دختر بچه همچین چیزی نخواه.
منم میتونم بیام؟
تو یه الهه نیستی.
میدونم درخواست ناگهانیایه.
ولی دنیای ما رویاروی خطر مهلکیه.
فقط تو میتونی نجاتش بدی.
آها، ببخشید.
نمیدونم راجع به چی داری میگی.
من همچین قدرتی ندارم.
باید اینو بندازی گردنت.
این چیه، خیلی سنگینه!
بهتون میاد، الهۀ من.
این یه گردنبند مهارسازـه.
شاهکار بزرگ خودمه،
توی سه شبانهروز بدون خواب با محتویات سری ساخته شده.
هیپوکراتس- ساما رو همه تو دنیای خودمون میشناسن.
بهترین کیمیاگریه که پیدا میشه!
یه کیمیاگر؟
اولین باره میبینم.
وزن مهارساز وقتی منفی فکر کنی، سنگین میشه.
بدنتُ به سمت جلو هل میده.
از این اختراع شگفتانگیر متحیرم.
نمیخوامش!
اون گردنبندُ فقط هیپوکراتس- ساما میتونه برداره.
خب بجنبین بریم!
نمیخوام.
بریم، الهۀ من.
منم میام!
No comments yet. Be the first to leave one.