The first 200 lines.
"پدر ما"
قربان
قربان
سلام
بيا تو
ميتونم بيام تو؟
بله
بله. ممنون
چرا بهم زل زدي؟
هيچي.عذر ميخوام
بفرمايين
بازپرس ارشد،ماروتي ناگارگوجه از دايره جنايي
خب
فکر ميکنم سوتفاهمي پيش اومده
من فقط پروندههاي حقوقي رو قبول ميکنم
نه پروندههاي جنايي رو
...اگر مشکل مربوط به دايره - مشکل مربوط به شما ميشه -
و من اينجام تا حلش کنم
منظورتون چيه؟
اومدم اينجا تا در مورد اتفاقي که تو خونه شما افتاده،تحقيق کنم
پرونده من مربوط به دايره جنايي ميشه؟
به چه دليل!؟
هنوز نميتونم در اين مورد نظري بدم
،اگر هم شکي دارين
لطفاً اين رو بگيرين
ترجيح ميدم برم سر اصل مطلب
...هر چيزي که با من در ميون بذارين رو
.ميتونم عليه خودتون استفاده کنم
،پس قبل از اينکه حرف ديگهاي بزنين
.خوب بهش فکر کنين
بفرمايين
،هيچي.روز 28 اُم ژوئن من و باکتي براي شام رفتيم بيرون
لطفاً حرفهايي که تو اظهارنامه نوشتين رو تکرار نکنين
از ته قلب ميدونم که فايدهاي نداره
واقعاً؟
نه فقط حرفهاي شما
به اظهارنامه هيچ احدي اهميتي نميدم
شما پليسي، مگه نه!؟
اهميتي به اظهارنامه يا چرت و پرتهاي قانوني
.هيچ کسي نميدم
...داستانت رو برام تعريف کن، از اول
از اول؟ يعني چي؟
...يعني
از زماني که تصميم گرفتي به "لوناوالا" سفر کني
!واو
مثل اينکه اطلاعاتتون تکميله
براي همين کار حقوق ميگيرم
البته اگه هيچ اطلاعاتي هم بهم ندين عيبي نداره
آزادين چيزي نگين
...اما
چيزي نيست که نتونم در موردش باهاتون صحبت کنم
در اين مورد ميتونيم بعداً صحبت کنيم
چيزي يادتون هست؟ - همم -
...چهار يا پنج روز قبل از حادثه
تاريخ؟
تاريخ، اممم
بيست و دوم ژوئن
برادرانِ چاپکار، در اون تاريخ ژنرال راند رو به قتل رسوندن
...شايد
،پس
در 22 ژوئن يکم بحثمون شد
الو
بله، آبا* گوکلي هستم
باکتي اونجاست؟
اونجا نيست؟
ساعت از 9 شب گذشته
جواب تماسهام رو نميده
گمونم استاد سرش خيلي شلوغه که جواب نميده
نه
حتماً، وقتي رسيدن بهتون ميگم
شما نيتيا هستين؟
باکتي هنوز نرسيده خونه
نميشه با تلفن "راهول" تماس گرفت
چي؟
به گوشي همراه باکتي زنگ بزنم؟
فکر ميکني به فکر خودم نرسيده؟
مشکلي نيست
تعجبي نداره دوست راهولي قطع کن ديگه
الو
آبا گوکلي هستم
باکتي پيش شماست؟
چي؟
زنگ بزنم به تلفن همراهش،هان!؟
عجيبه. آخه به فکر خودم نرسيده بود
واي! چه فکر بکري کردي
خيلي ممنون. الان بهش زنگ ميزنم
سلام، بابا
راهول - بله -
!احـمـق
تلفنت چه مرگش شده؟
منظورت چيه؟
اوه، معذرت ميخوام
تو جلسه بودم واسه همين خاموشش کردم چي شده؟
زنت هنوز نرسيده خونه
خب؟ - خب؟ -
ساعت از 10 گذشته
نگران نباش باباپ حتماً تو ترافيک گير کرده
آب - ممنون، ويتا -
آبا،من ديگه ميرم - باشه -
اميدوارم فردا دل درد نگيري
سر وقت بيا
...از دست تو
فکر نميکني حداقل بايد من رو در جريان بذاره؟
عيبي نداره بابا.حتماً سرش شلوغ بوده
..تو دادگاه از موکلهات دفاع ميکني
و تو خونه از زنت دفاع ميکني...
التماست ميکنم جلوي خودش از اين حرفها نزن
الان ديگه ميرسه خونه
داري ميري؟
خانم
حداقل بايد زنگ ميزدي خبر ميدادي
پيرمرد نگران ميشه
شام آمادهست؟
فردا حرف بزنيم
باکتي، کجايي؟
اينجاست
چيه؟
چرا اينقدر دير کردي؟
تو دفتر،لحظه آخري يه جلسه گذاشتن
انتظار داري بگم شرکت نميکنم؟
گفتم که
اينکه يه زنگ بزني خونه و خبر بدي خيلي کار سختيه؟
ساعت 6 و نيم زنگ زدم ولي کسي جواب نداد
اون موقع پايين بودم - آهان -
به گوشيت هم زنگ زدم ولي خاموش بود
...تو جلسه بودم واسه همين
همينطور به تلفن خونه زنگ ميزدم اما همش مشغول بود
بايد چند تا تماس مهم ميگرفتم
پس من چيکار کنم؟ - عيبي نداره -
منظورت چيه؟
پس چرا انقد عصباني شدي؟
يکم آب بخور
وقتي که زن خونه دير ميکنه
نگران شدن طبيعي نيست؟
اگه واقعاً نگران ميشدي خيلي خوشحال ميشدم
شنيدي؟
برنامه دانگال رو ديدين؟ - چي؟ -
چي؟
چرا تظاهر کنيم؟ مستقيماً موضوع بحث رو عوض ميکنم
چرا اذيتش ميکني؟
بله، مامان
تو کجا بودي،باکتي؟
از وقتي آبا زنگ زده،فشار خون پدرت رفته بالا
بايد بهشون خبر ميدادي - عيبي نداره -
مگه بهش تهمت زدم؟ - مامان،دير کردم چون کار داشتم -
سعي کردم بهش توضيح بدم اما بازم عصبانيه
چرا اينقدر شلوغش ميکني؟
ميتونم قطع کنم لطفاً؟
باشه. باشه
صبح بهم زنگ بزن
باشه. ميزنم - لطفاً آروم تر -
آبا - بله -
تو به مامانم زنگ زدي؟
بله عمو داملي؟
بله، اومد خونه
مثل اينکه جلسه داشته
لطفاً گوشي رو جواب بده
دوباره بهت زنگ ميزنم
چرا جواب نميدي؟
الو
آقاي گودسي ديگه کيه؟ - 304 -
بله، بفرمايين - رسيدي خونه؟ -
بله، عمو کارکانيس. اومدم خونه
ممنون - خيلي خب -
مراقب خودت باش - بله -
شب بخير
شام بخوريم
اومد خونه. آره اومده
نيتين
ببينم،ورداشتي به همه دنيا زنگ زدي!؟
چرا يهويي به همه عالم و آدم خبر نميدي راحت شي؟
وگرنه تا صبح زنگ ميزنن و ميان دم خونه
فقط يه بار بهشون زنگ زدم
چرا بايد بازم زنگ بزنم؟
دير کردي واسه همين زنگ زدم
چرا بزنم؟ - بذار به همه زنگ بزنم -
وقت که زياد دارم - هر کاري ميخواي بکن -
بگو
اينجا دو تا ليست هست
چرا اينا رو علامت زدي؟
اونايي که با ستاره علامت زدم
اونايي هستن که دو بار زنگ زدم
عاليه
نيشو زنگ ميزنه
سلام، فسقلي - سلام بابا، مامان اونجاست؟ -
آره، مامانت اينجاست يه لحظه صبر کن
بله، نيشو
مامان، کجايي تو؟
اومدم خونه، عزيزم
بابابزرگ ميگفت گم و گور شدي
تو رو خدا اين کار رو نکن
خيلي ترسيده بودم
خداحافظ، مامان
دوست دارم - دوست دارم -
چي ميگه؟
چرا به نيشو زنگ زدي؟
اون بچه بيچاره تو خوابگاه زندگي ميکنه
ميفهمي ممکنه چقدر نگران شده باشه؟
باکتي - تو هيچي نگو -
با رفتارش به من بي احترامي ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.