The first 200 lines.
تصور کنید خورشید ما به اندازه ی یه دونه شن، هست
حالا این خورشید ، فقط یکی از ستاره های بی شماره
که بیشتر از 200 میلیارد ستاره ی دیگه اونو احاطه کردن
کهکشان خودمون، راه شیری تنها فقط توی اونم
خورشید ما فقط یک دونه شن ، بین شنزار ستاره هاست
اما کهکشان راه شیری فقط یکی از
صدها میلیارد کهکشان، در سراسر کیهانه
تخمین زده شده که در تمام کائنات ستاره های بیشتری هست
نسبت به ذرات شن در همه ی سواحل زمین
یه لحظه فکر کنیدفقط
! قد و فواره ی کائنات عجب هیبتی داره
چیز بسیار جالبی که من بعنوانیه دانشمند میدونم اینه که نسل بشر
همیشه نتیجه گیری و برداشت های خیلی زیادی کرده و می کنه، در مورد ماهیت کائنات
سعی می کنم این دستاوردها رو دسته بندی کنم
ما از دیدگاه خودمون، از روی همین زمینی ناچیز و کوچیک
تونستیم در مورد اندازه و شکل کائنات تخمین هایی بزنیم
که به نظرم بزرگترین دستاوردهای بشره
می خوامداستانش رو برای شما بگم
این فیلم ، یه داستان شگفت آوری هست از اینکه ما چطور از روی زمین زل زدیم به آسمون
و شروع کردیم به تجزیه تحلیل در مورد
! شکل و اندازه و ماهیت کل کائنات
داستانی در مورد اینکه، ما چطور شروع به درک حقیقت
! در بزرگترین ابعادش شدیم این داستانیه در مورد همه چیز
میخوام چند لحظه مکس کنید و به این پرسش اساسی فکر کنید
من اینجا زیر آسمون شب نشستم
بالای سر من اتمسفر زمینه ، بالای این جو ، ماه قرار داره
و باز بالاترش، ستاره ها هستند
اما اینا چی ان ؟
کلیت هر آنچه اینجا هست، چیه ؟
.این سوالیه که ما همه حداقل یه بار پرسیدیم
بچیگیام رو یادمه در شهر بغداد
تابستون روی پشت بوم می خوابیدیم
شبا دراز می کشیدم، به ستاره ها نگاه می کردم
فضا تا کجا ادامه داره، می خواستم بدونم
یا آیا جهان حد و مرزی داره ؟
امروز، می خواییم پاسخ بدیم
سوال واقعا پیچیده ایه
اما500 سال پیش ، به نظر می رسید جواب ساده ای داره
اغلب مردم باور داشتن که زمین محدود شده با
یه غشای وسیع ولی نازکی از ستاره های چرخان که جایگاه ثابتی دارند
وقتی که در یک شب پر ستاره به آسمون نگاه کنید
آسون میشه فهمید چرا این عقیده بود که ما داخل چنین غشائی زندگی می کنیم
ولی در قرن شانزدهم
یک اتفاق، باعث چنین دیدگاهی از بین بره
رویدای که بشر را وارد سفری کرد که
ابعاد واقعی کائنات رو کشف کنه
اون رویداد، یک ابرنواختر یا سوپرنوا بود
یک انفجار ستاره ای
! رویدادی بیش از اندازه بزرگ
که باعث شد 5 میلیارد برابر خورشید ، روشنایی ایجاد بشه
در سال 1572 یک چنین انفجار ستاره ای، روی زمین دیده شد
در این زمان یک پدیده ی معموله
اما برای کسی( در سال 1572) ، یه شوک بزرگ
! و منظره ای مرموزه
این نورجدید در آسمون شب
خیلی نورانی از سیاره ی زهره بود ، حتی در طول روز هم دیده میشد
تلاش شد برای توضیح این اتفاق ، دلایل مذهبی تراشیده بشه چندان عجیب نیست که
برای این اتفاق عجیب و پریشان کننده
یکی از این تفسیر هایی که
برای اتفاق سال 1572 توسط برخی روشن اندیشان مطرح شد
این بود که این همون ستاره ایه که، 1570 سال پیش یه پیر خردمند دیده
ستاره ای که بالای سر بیت اللحم درخشیده ، و حالا دوباره برگشته
چنین اتفاق مهم کیهانی ، بعنوان یک تصویری از خدای روی زمین
!توسط این ستاره، تلقی شد
این اتفاق مردم اروپا رو مجذوب و بهت زده کرد
در انگلیس، جرقه ای در ذهن
یکی از اعضای شواریی در روستای آکسفورد والنگفورد زده شد
نامش" توماس دیگ" بود
اما در لحظه ای که دیگ شروع به مطالعه ی این ستاره ی اسرارآمیز کرد
نور ستاره به سمت تاریکی می رفت
دوست و همکار ستاره شناس" دیگ"، مردی به نام" جان دی" بود
که با هم به این نتیجه رسیدین این پدیده، می تونه یه ستاره ی متحرک باشه
چنین تصوری قبلا،غیر ممکن بوده
شاید ( این ستاره )
، در حالیکه به زمین نزدیک میشه، روشن تر و در حالیکه دور میشه، محو میشه
اگر چه این نظریه اشتباه بود اما" دیگ" رو وارد به تفکر کرد
در مورد ماهیت ستاره های اطراف زمین
به نظرش رسید ، خیلی بعیده ( ستاره )درون
یه پوسته ی نازک ،جا سازی شده باشن
آیا ممکنه این پوسته ی ظاهری ، فقط یه توهم باشه ؟
این فکر، چهار سال "توماس دیگ" رو درگیر کرد
قبل از اینکه نظریه ی عجیب و غریبش رو، منتشر کنه
وقتی منتشرش کرد، به صورت یه دیاگرام ساده بود
که به ترجمه ای از کارهای " نیکلاسکوپرنیک" اضافه شد
کوپرنیک-کسی که اولین بار، در مورد خورشید بحث کرد
که عقیده داشت خورشید در مرکز کائنات قرار داره
یه نگاهی بندازیم
اینجا مدل کپرنیکه
که واقعا متحولانه بود
او خورشید رو در مرکز، و زمینو ، در یک مدار به دور خورشید ترسیم کرده
همراه با سایر سیاره ها
و در بیرونی ترین قسمت منظومه ، یه ستاره ی ختم دهنده
"ستاره مفیکسارم" قرار داره
این سمت هم نمودار "دیگ" هست همراه با متن انگلیسی
کاملا شبیه به هم هستند اما" دیگ" ، ستاره ها رو
در خارج از منظومه هم ، ترسیم کرده
و اونها رو در یک فضای نا محدود، پراکنده کرده
نمودار" دیگ" ، تصویر جدید و متحول کننده ای از کائنات رو، ارائه می داد
جایی که ستاره های آسمان شب ، در یک فضای بینهایت قرار دارن
دیگ" بر خلاف کوپرنیک ، بینهایت رو به ما نشون میده "
دیگ میگه ، یک حجم کره ای از ستارگان هست که بینهایت فیکس شده
و احتمالا در این لحظه، اروپا شروع به تقکر کرد
در مورد جهانی نامحدود و بینهایت، که پایانی نداره
تصویر جدیدی که "دیگ" از کائنات ارائه کرد، متحول کننده بود
در گذشته ما در یک غشای کوچکی، محدود شده بودیم
و حالا در یک فضای نامحدود اما ایستا ، معلق هستیم
اما این تصویر کل کائنات، یک تناقض عجیبی ایجاد کرد
اگه کائنات دارای بینهایت ستاره ی درخشان باشه
پس چرا در شب، آسمون تاریکه ؟
نگرش قدیمی به کائنات در
کائنات بی نهایت، اما ایستا و بدون حرکته
خیلی زود فهمیده شد
ایستایی کائنات، مضحکانه ست
به این خاطر که در چنین جهانی
...که در هر زاویه از دید ما، بینهایت ستاره وجود داره
!به هر طرف که نگاه کنیم ، یکی از این ستاره دیده میشن
چنین جهان ِ ایستا و نا محدودی ، نمی بایست تاریک باشه
باید پر از درخشش باشه ، شبیه به درخشندگی که خورشید ایجاد
و ما می دونیم اینطور نیست
!در جهان ما ، آسمان شب، تاریکه
اگرچه اولین بار،" توماس دیگ" این سوال رو طرح کرد
اما این سوال، به نام "پارادوکس اولبر" شناخته شد
هر چند سوال ساده ای به نظر می رسید
اما تا قرن بیستم ، زمان برد که پاسخ قانع کننده ای، براش پیدا بشه
به چه دلیل ، آسمون در شب ، مثل روز ، روشن نیست ؟
حل کردن " پارادوکس اولبر" نیازمند دانشمندان بزرگیه
!کسانی که از متفاوت فکر کردن، نترسند
! واقعا متفاوت
خواهید دید ، حل کردن این پارادکس، ما رو به سمت فهمیدن شکل اندازه
و ماهیت تمامی کائنات می بره
بدون این فهم ، این معما نمیتونست قابل حل باشه
خواهید دید ، وقتی روی زمین گیر کردیم
این امکان نیست که بتونیم در فضای بین ستاره ها، سفر کنیم
! در نتیجه ، مجبوریم که ( به جای خودمون) ، به ذهنمون اجازه بدیم پرواز کنه
با یه نگاه ساده به بالا
"دیگ" و دانشمندان معاصر او ، یک سفر علمی رو شروع کردن
به منظور فهم اینکه ، واقعا ماهیت کائنات چیه ؟
"اما 200 سال بعد از" توماس دیگ
پیشرفت کوچکی حاصل شد برای رصد کردن
دورترین نقاط کیهان
در اواخر قرن 18 همه چیز عوض شد
تا پایان سال 1700 چیزهای خارج از
منظومه ی شمسی بود، باعث کنجکاوی ستاره شناسان نمیشد
تا اون زمان علم نجوم ، شامل محدوده ای از
زمین، سیارات و ماه و دنباله دارها بود
ستارها صرفا یک پس زمینه ای درخشان در آسمان بودند
در حدود سال 1800 تغییر کرد
این خانه ی کوچک و معمولی، متعلق بود به ستاره شناسی به نام
". "ویلیام هرشل" خواهرش و دستیارش " کارولین
این دو نفر ، باعث ساخت و گسترش نسل جدیدی از تلسکوپ ها شدند
که بهشون اجازه می داد بتونن دورترین نقاط فضا رو، رصد کنند
! جایی که تا پیش از این، هیچ انسانی ندیده بود
"ویلیام هرشل" در شهر هانوفر آلمان، متولد شد اما به انگلیس مهاجرت کرد
در سال 1761 ، به منظور ادامه ی حرفه ی موسیقی و آهنگسازیش
اما خیلی زود، شیفته ی علم ستاره شناسی شد
. و در ساعات فراغتش، مشغول ساختن تعدادی تسلکوپ شد
هرشل" ، خیلی زود تکنیک ساخت تلسکوپهایی که"
.از "آیزاک نیوتن" قرض گرفته بود رو ، کاملتر کرد
تلسکوپهایی با استفاده از آینه های فلزی
که قادر بود نور ستاره های بیشتری رو، بگیره
در مقایسه با لنزهای شیشه ای معمولی، که بقیه ی ستاره شناسان استفاده می کردن
"این اتاق کوچک، پشت خانه ی "هرشل
بعنوان کارگاهش بود
در این جا بود که ، فلزهای مختلفی رو در کوره، باهمدیگه گداخت
تا یه آینه ی منعکس کننده ، برای تلسکوپش بسازه
اونقدر با فلزات مختلف"
و ترکیبات متفاوت، آزمایش کرد تا (به یه ماده ی) منعکس کننده ی( قوی) برسه
سپس با کمک خواهرش کارولین
ساعتهای زیادی رو صرف وقت گذاشت
برای صیقل دادن سطح آینه ای شکل ، تا اینکه به دقت مورد نیاز برسه
به یاد داشته باشید این کارها خیلی خطرناکه
توی یه محیط سرپوشیده
، اثر فلزات گداخته شده هنوز هم روی زمین
دیده میشه که سنگ رو، تکه تکه کرده
هرشل" و خواهرش، با این تلسکوپ قوی"
شب به شب در آسمان جستجو کردند ، و یه فهرستی از ستاره ها درست کردند
اونها کائناتی رو می دیدن که داشت خودش را نمایان می کرد
بعنوان یک جهان پویا، پیچیده ، دارای ماهیت متحرک
مکانی با شگفتی بی پایان
تلسکوپ متحول کننده ی "هرشل"، باعث معروفیتش شد
"به کمک اون، تونست سیاره ی جدیدی رو کشف کنه به نام " اورانوس
کشفی که باعث شد شغلی رو بعنوان ستاره شناس در( مرکز سلطنتی ) ستاره شناسی به دست بیاره
این شغل، زمان و منابعی رو در اختیارش قرار داد برای شروع
یک کار بسیار بزرگتر، به منظور تهیه ی نقشه ی تمام ستاره های کائنات
تا تصویری از کل کائنات، رسم کنه
"هرشل" در سال 1785، تصویر جالب توجهی رو منتشر کرد
که به طور تقریبی کهکشان راه شیری رو نشون میده
با خورشید ما که در مرکز تصویر مسقر شده
هرشل دیده بود که ما بخشی از مجموعه ی ستارگان هستیم
یک کهکشان عظیمی از خورشید هایی که ظاهرا مرز مشخصی باهم دارند
"اینطور به نظر میرسه که دستاورد "هرشل
به او این اجازه رو داد که ورای کائنات رو ببینه
اما خیلی زود یک مشکل آزار دهنده، پیدا شد
خال هایی در اطراف آسمانی که هرشل و دیگران
در حال مشاهده بودند شبیه به ابر، ظاهر شد
که " سحابی" نام گرفت
به نظر می رسید ، سحابی ها با هم فرق دارند
و ساختارهای پیچده ای دارند
بعضی از ستاره شناسان، ایده ی تند و تیزی ارائه دادند
شاید کهکشان راه شیری، همه ی اون چیزی که فکر می کردیم باشه، نیست
No comments yet. Be the first to leave one.