Zorro

Zorro

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Zorro 1957 S02E36 Long Live the Governor 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 36 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 186 lines.

فرماندار تو کتابخونه‌ست، خوابه

یالا، آروم

کاپیتان آرلانو، اون پایین چه خبره؟

اوه، چیزی نیست، سینیوریتا

پس چرا مسلح‌ان؟

و نگهبانا کجان؟

نگهبان‌ها!

بگیرینش!

متاسفم که درگیرت کردم، لئونار. واقعاً متاسفم

اما من می‌خوام فرماندار بشم. اگه یکی صداشو بشنوه چی؟

هیچ‌کس تو این عمارت نیست. فقط یه شلیک گلوله می‌تونه واکرها رو اینجا بیاره

واسه همینه که گفتم اسلحه نیارین. فرماندار حتماً می‌شنید

اون خیلی عمیق می‌خوابه. خب، حالا کار رو شروع کنیم؟

شما اونو اینجا نگه دارین. بقیه‌تون، با من بیاین

استودیوی والت دیزنی تقدیم می‌کند: زورو، با بازی گای ویلیامز

دلم برای خرید کردن تو لس آنجلس دنج شما تنگ میشه، دیگو

دلت تنگ میشه؟ - بله

زودتر می‌ریم. پدرم تقریباً حالش خوب شده که بتونه سفر کنه

اوه، چه حیف. چی؟

تو می‌دونی منظورم چیه، لئونار

خوشحالم که عالیجناب دوباره حالشون خوب شده و می‌تونن سفر کنن

ولی دلم برای، اِم...

حمل کردن بسته‌هاتون تنگ میشه

این چیزیه که من در مورد شما دوست دارم، دیگو؛ شما می‌دونید چطور یه زن رو تحت تأثیر قرار بدین

بیشتر بگو

دلت برای زین کردن اسبم هم تنگ میشه؟

و بردن من به اسب‌سواری؟

خب؟ من، اِم...

فکر کنم بهتره بری پدرت رو ببینی. بهش بگو برگشتی

ممکنه نگران باشه

نگران نباش، دیگو. نمی‌خوام گیرت بندازم

میرم پدرم رو ببینم

منظورم این نبود

اگه اجازه بدین

بهتره که مهم باشه

کاپیتان آرلانو؟

و یه مرد دیگه؟

اونا تو کتابخونه‌ن؟

دیگو، من فراموش کردم...

چی شده، پدر؟

یه پیغام دیگه از رِباتوها

دون مانوئل لاریوس یکی از اونهاست

شمشیرت رو بردار، دیگو. الان میریم اونجا و این قضیه رو حل می‌کنیم

نه، هنوز نه، پدر

اما اونا دارن برای کشتن فرماندار توطئه می‌کنن

می‌دونم، ولی اونا تنها نیستن

باید صبر کنیم تا همه‌شون رو بشناسیم

اگه الان اقدام کنیم، فرماندار در امان نخواهد بود

اینجا، تو مونتری، یا هر جای دیگه!

می‌خوام حرف منو بفهمی، کاپیتان

من و دوستانم از این تاخیر خوشمون نمیاد

بوی بی‌کفایتی میده

در واقع، بعضی‌ها دارن باور می‌کنن

که ما آدم اشتباهی رو برای فرماندار بعدی انتخاب کردیم

بهتره دوستان شما تجدید نظر کنن، سینیور لاریوس

تو به من نیاز داری، درست به همون اندازه که من به تو نیاز دارم

ما به یه آدمی نیاز داریم که بتونه نتیجه بگیره

ثروت عظیمی در انتظار ماست

اگه کالیفرنیا تو این جنگ پشت اسپانیا نمونه

و کالیفرنیا جایی خواهد ایستاد که فرماندار بعدیش اشاره کنه

کالیفرنیا جایی می‌ایسته که من بهش بگم

فقط، کاپیتان عزیزم

اگه فرماندار قبل از اینکه بتونه به مونتری برگرده بمیره

و اسم شما رو از لیست جانشینی حذف کنه

عالیجناب به مونتری برنمی‌گردن، سینیور لاریوس

ما بهش رسیدگی می‌کنیم. "ما"؟

من و تو و همه رِباتوها، تک تکشون

همه با هم اقدام می‌کنیم

اون وقت دست‌های تو هم به اندازه من کثیف میشه

بیا تو

ببخشید، سروان. نمی‌دونستم کسی باهاتون هست

چی می‌خوای، گروهبان؟

عالیجناب، فرماندار...

تصمیم گرفتن بیان اینجا به کتابخونه تا کمی کار کنن

بسیار خوب. ادامه بدین

بله، کاپیتان

سینیور لاریوس، شما رو تا اسبتون همراهی می‌کنم

ممنون، کاپیتان

حالا همه موش‌ها دارن از سوراخ‌هاشون بیرون میان

خوبه. من بعضی از دون‌ها رو جمع می‌کنم و آماده‌شون میشیم

نه، پدر. بعضی از همین دون‌هایی که باهاشون صحبت می‌کنید...

ممکنه عضو رِباتوها باشن. باید ادامه بدیم

که چشم و گوشمون رو باز نگه داریم

می‌دونید، آدم از انتظار کشیدن پیر میشه

این رو کجا بذارم، گروهبان؟

روی میز، سرجوخه

بعد برو بقیه چیزها رو بیار

همه‌شون، گروهبان؟

همه‌شون، سرجوخه

عصر بخیر، گروهبان

عصر بخیر، دون دیگو

مبل رو امتحان می‌کنی؟ چی؟

فکر می‌کنی عالیجناب اون رو راحت پیدا می‌کنن؟

اوه، بله، دون دیگو. فکر می‌کنم

می‌دونی، گروهبان، فکر می‌کنم کالیفرنیا به شما مدیونه

برای این شیوه عالی که عالیجناب رو محافظت می‌کنید

ممنون، دون دیگو. این یک مسئولیت بزرگه

همینطوره

فرماندار دشمنان زیادی داره که دوست دارن اونو مرده پیدا کنن

می‌دونم، ولی لازم نیست در مورد اون نگران باشین، دون دیگو

نیزه‌دارهام دور تا دور ملک رو دارن نگهبانی می‌دن.

عالیه، گروهبان. عالیه.

لوازم ضروری فرماندار؟

بله، دون دیه‌گو.

خب، گروهبان، اگه چیز دیگه‌ای به نظرت رسید که ایشون لازم داره، بهم بگو.

ممنون، دون دیه‌گو، ولی هر دفعه که من به چیزی فکر می‌کنم...

...عالیجناب به یه چیز دیگه فکر می‌کنه.

یه بادبزن، در صورتی که زیادی گرمش بشه.

یه پتو، در صورتی که زیادی سردش بشه.

جعبه موسیقی‌ش، محض احتیاط اگه خواست بخوابه.

ایشون، اِ، با موسیقی می‌خوابه؟

بله، دون دیه‌گو. خب، این موسیقی خاص...

فقط با شنیدن صداش، و...

مثل یه بچه خوابش می‌بره.

واقعاً؟

خب، این خیلی خوبه، گروهبان.

عالیجناب انگار حسابی آرامش‌بخش می‌دونتش.

کاغذ نامه با مُهر رسمی روش...

...در صورتی که خواست چیزی بنویسه.

کتاب، در صورتی که خواست چیزی بخونه.

کتاب، گروهبان؟

این کتابخونه ماست. صدها کتاب اینجاست.

می‌دونم، دون دیه‌گو، ولی فکر کردم بهتره به این اشاره نکنم.

عالیجناب ترجیح می‌ده خودش برای کارها تصمیم بگیره.

می‌فهمم.

کارت‌هاش، اِ...

اِ، عالیجناب بروجا بازی می‌کنه...

...دائماً با دون آلخاندرو.

می‌دونم.

ست شطرنجش، اگه خواست شطرنج بازی کنه.

ایشون، اِ...

ایشون دون آلخاندرو رو توی شطرنج هم می‌بره.

و آب، در صورتی که تشنه‌اش شد.

و، اِ، شراب، گروهبان؟

اون برای وقتیه که من تشنه‌ام شد.

یکی قراره کمکم کنه از این پله‌ها برم پایین؟

اجازه بدید، عالیجناب. -ممنون، دیه‌گو.

رهام کن! فکر می‌کنی من یه پیرمرد علیل و بی‌پناهم؟

نه، عالیجناب.

یالا، از اینجا برو بیرون. بیرون، بیرون!

ممنون، عالیجناب! چی؟

اِ، منظورم اینه که، بله، عالیجناب.

این همه وسایل چیه؟

کاملاً یادمه که به گروهبان گارسیا گفتم این میز رو خالی کنه!

شما همچنین به گروهبان گفتید که وسایلتون رو اینجا بذاره...

...تا وقتی بهشون نیاز داشتید، بتونید برشون دارید.

من گفتم؟ بله، شما گفتید.

حالا، لطفاً بشینید و پاتون رو راحت کنید.

با اجازه. ممنون، دیه‌گو.

حالا که شما مهمان دارید،

اگه اجازه بدید، پدر، من کارهایی دارم که باید انجام بدم.

اون دختر چشه؟

ما، اِ، با هم اختلاف نظر پیدا کردیم.

آه.

اون دختر زیادی شبیه پدرشه، نه، دیه‌گو؟

آه، عالیجناب، خوبه که دوباره شما رو پشت میز می‌بینم.

سینیور دِ لا وِگا. -کاپیتان.

عالیجناب، داشتم فکر می‌کردم که آیا به اندازه کافی حالتون خوبه...

...که برنامه‌های جلسه با مزرعه‌داران رو جلو ببریم؟

البته که هستم.

دعوت‌نامه‌ها رو آماده کن و بفرست.

فوراً، عالیجناب.

اما اگه اجازه بدید یه پیشنهاد بدم؟ البته.

اگه دون آلخاندرو خودش سوار بشه...

...و شخصاً به مزرعه‌ها بره و دون‌ها رو دعوت کنه...

...ممکنه کمتر شبیه احضار به نظر برسه و بیشتر شبیه یه گپ دوستانه.

فکر خوبیه.

از آلخاندرو بپرس که این کار رو می‌کنه یا نه.

پدرم با کمال میل همکاری خواهد کرد.

با اجازه شما، همین الان ازش می‌پرسم.

بله.

فکر می‌کنی، دیه‌گو؟

بله، عالیجناب.

داشتم به کاپیتان آریانو فکر می‌کردم.

آه، بله.

جای تأسف داره.

وقتی اونو به عنوان جانشینم انتخاب کردم...

...امید زیادی بهش داشتم.

اما الان می‌بینم که نه خلق و خوی لازم رو داره...

...نه فروتنی رو...

...که برای یک کارگزار دولتی خوب لازمه.

راستی، دیه‌گو.

شما چه جور کارت‌بازی هستید؟

خب، عالیجناب، فکر می‌کنم متوجه خواهید شد...

...که من دقیقاً مثل پدرم بازی می‌کنم.

در این صورت، یه صندلی بیار و بشین.

Zorro subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left