The first 189 lines.
اين داستان يه خانواده ي ثروتمنده که همه چيزشو ... از دست داده
.... و پسري که چاره اي جز
.نگه داشتن همه دور هم نداره
.اين انحصارِ سازندگيه
يک بد شانسي ديگر براي يکي از اعضاي خانواده ..."معروف "بلوث
...دکه ي موز يخ زده آنها
.در ساحل معروف" نيوپورت" در آتش سوخت
.و بعد از اين يک داستانِ پليسيِ زيبا بوجود دارد
... يک هفته قبل از آتش سوزي
"مايکل بلوث" سعي ميکرد تا کمپانيِ "بلوث" ... ،رو نجات بده
.ولي پدرش داشت اينکار رو براش مشکل ميکرد - .من اطلاعات پرواز رو لازم دارم، پدر -
دارم سعي ميکنم يه مقدار پول واسه خونواده .جور کنم
.هميشه پول تو دکه ي موز فروشي هست
.دارم عاشق اين ساندويچ بستني ميشم يه ذره ميخواي؟
.يه گاز ازش ميخواي؟ يه گاز بزن - .خواهش ميکنم، خواهش ميکنم -
.يالا ديگه يه گاز بزن - .تمام سرمايمون رو مصادره کرده C.E.S-
.اين آدما بيکار نميشينن - !بهم دست نزنيد -
،پس حالا ميخوام بهم بگي که با هواپيماي جِت براي تعطيلات به کجا رفتي؟
اين چيزيه که داري ازم پنهان ميکني؟
.من چند ساله که تعطيلات نداشتم .تفريحِ من اينه
.من ورزش ميکنم، خوب ميخوابم
.تو توي زنداني - !دارم زندگيم رو ميکنم -
چطوري، کدوتنبل؟ - !"سلام. "تيبون -
چه خبر؟ - .تيبون" همسلوليِ منه" -
.اوه - .خيلي خاليبنده -
.تي" امروز حواسش جَمعه" - .آره -
.خوب حدس ميزنم که هر تعطيلاتي تمومي هم داره
"تو همين الان خودت رو جلوي "تيبون .احمق جلوه دادي
.بهرحال، ميخوام تو کارخونه براش يه کار جور کني .واسه فروش
من اين کارو نميکنم - چرا؟ -
.چونکه ما هيچ پولي نداريم - چون خاليبنده؟ -
.من اينو محرمانه بهت گفتم - تو انگار اصلا نميفهمي، الان من اين کارخونه - ... ،رو اداره ميکنم پدر
و من اطلاعات پرواز رو ميخوام ... و اونا رو بدست ميارم
.حالا با يا بدون کمکِ تو - .باشه -
!بهم دست نزنيد
يه فکري دارم که ميتونيم امتحانش کنيم، خيلي خب؟ .ولي ريسکش بالاست
.بفرما - .بازش کن -
منظورت چيه...؟
،در حالي که جرجِ پدر ... داشت هم سلوليش رو از دست ميداد
،جرج مايکل" مشکلاتِ زيادي با وفق دادنِ خودش" .با هماتاقيِ جديدش داشت
پاشو،پاشو .پاشو،پاشو
!من بيدارم
خيلي خب، ما تقريباً ديگه ."قوزکِ پامون رفته تو کونمون، "ميبي
ميخواي بپري تو بغل پسر داییت، لطفا؟
.واو، جاده دست انداز داره، مواظب باش
.هــاه
.بنابراين اون سريعا مشکلش رو فهميد
بابا، من ميخوام چند ساعت بيشتر .توي دکه موز فروشي کار کنم
.واو. خب، خيلي عاليه
.ميدوني، وقتي بچه بودم دُرُست مثل تو بودم
.قبلاً عاشقِ اونجا بودم - !"جورج]: اين بهترين تابستونمون ميشه، "مايکي] -
.خب، ببين چي ميگم .ميخوام بهت ترفيع بدم
.بهت تبريک ميگم، آقاي مدير
!واو، من آقاي مديرم
.خب مدير .ما فقط ميگيم «مدير». آقا نداره
و اگه به کارگر نياز داري، ميتوني يکي رو .استخدام کني
به نظرت لازمه؟ - .از من نپرس، آقاي مدير -
.درسته، الان ديگه به من بستگي داره .من آقاي مديرم
... مدير، ما فقط ميگيم - ... ميدونم، اما خودت همين الان -
.مهم نيست کي بگه
!نميدونم چه انتظاري ازش داشتم
اينجا چه خبره؟ امروز صبح که من رفتم بيرون شما .دو تا دقيقا همينجا بوديد
هيچکدومتون نميخواد بره دنبالِ يه کاري؟ - .من کار دارم، مايکل -
.بهش ميگن حمايت از همسر - .شما حتي خريد هم نرفتيد -
تنها چيزي که توي فريزر پيدا کردم .يه کبوتر مُرده توي کيسه بود
تو که اونو نخوردي، خوردي؟ .چون چند روز ديگه مونده تا اونو پس بدم
.درست وسط نمايش مرد
قفس هم واسش ميخواي؟ - .نه ،من يه جادوگرم -
در ضمن، چيزايي که ميفروشي رو پس ميگيري؟
،نميخوام از خودم دفاع کنم .اما جهت اطلاعت بايد بگم که من رفتم خريد
تو 68 دلار واسه اين شامپو دادي؟
.واسه اعتماد بنفس پول خيلي کميه، مايکل
يا نکنه هنوز بخاطر از دست دادن لقب بهترين موي !دبيرستان به من حسودي ميکني
... موفقيتِ "ليندزي" در دبيرستان
.هميشه به عنوانِ يه برتري روي مايکل سايه مينداخت
،من با مايکل موافقم ... خيلي مهمه که «داشتن اعتماد بنفس» رو
با «اينکه چطور به نظر ميرسيد يا اينکه مردم در .موردتون چي فکر ميکنن» قاطي نکنيم
.منظورم اينه که، منو ببينيد. يه بازيگرم
!بازيگر، تو رو بخدا
ميدوني هرروز با چندتا مخالفت رو به رو ميشم؟
... اما توي کار نمايش
... بايد قلب يه فرشته
.و پوست يه فيل رو داشته باشيد
.ولي تو واقعاً هيچوقت امتحانِ هنرپيشگي ندادي
... خب
!منو ببخشيد
.ببخشيد
.عجب حمايتِ خوبي يه چيزي رو ميدوني، "ليندزي"؟
.شايد بايد در مورد تاثيرت روي دخترت يه فکري بکني
.مگه اينکه بخواي آخرش اونم مثل خودت بشه
.آره، وقتي اونطوري شدم، زنده م نذار
گازِ منو اکسيد کربن توي خونه نفوذ کرده؟
.جورج مايکل، امروز دختر عمه ت رو ميبري سر کار
اون کارگر جديدتِ. من اصلاً نميخوام عاقبتِ .خواهرزاده م هم مثلِ بقيه ي اعضاي اين خونواده بشه
،تو نبايد به دخترم بگي چيکار کنه !اون بچه ست
.نخير بچه نيستم، ميتونم کار کنم
من زياد مطمئن نيستم. منظورم اينه که .موهاش ريزش داره. اونجا ممکنه پُرِ مو بشه
.باشه، هر کاري ميخواي بکن
،من دخترم رو ميشناسم .اون يک هفته هم اونجا نميمونه
.حواست خوب بهش باشه، رفيق
.نترس تا بهش مسلط بشي
... تلاشِ جرج مايکل براي حفظِ فاصله اش با
.با دختر عمه ش زياد خوب پيش نرفت
نميتونم بگم که چقدر الان .داري سلامتيت رو بخطر ميندازي
.باورم نميشه واسه اين کار داوطلب شدم
.اين احمقانه ترين کاريه که تا الان کردم
هي، ميخواي بريم توپ بازي کنيم؟
.صبر کن....اين صندوق پوله
... بابام آخر هر هفته مياد و
.تعداد موز ها رو با پولي که اينجاست مقايسه ميکنه
.اوه، پس همشون بايد مساوي باشن - .دقيقا -
.راحته، یه موز
.یه دلار
.موز .يه دلار بردار
و مايکل براي گرفتن اطلاعاتِ پرواز ... پيش مادرش رفت
.چون پدرش اونا رو بهش نداد
پس چرا با ساندويچ بستني ازدواج نميکني؟
.من بايد برم - کي بود؟ پدر بود؟ -
.جوب" بود" - .آها -
... خب مامان، من دنبالِ - .من نميدونم اونا کجان -
.اين اطلاعات پرواز ميگردم
.ميدوني، خيلي بهتره اگه بذاري حرفام رو تموم کنم
چرا من تنها کسيم که فکر ميکنه اين خونواده انقدر بدبختي داره؟
.اوه، ميفهمم، مايکل .ميفهمم
اما من از کجا بدونم اون اطلاعات رو کجا نگه .مي داره؟ پدرت مسئول همه اين چيزا بود
.نه، من مسئول همه چيزم
.و من فکر ميکنم تو بدوني اونا کجان
.اوه، احتمالاً همشون يه جايي توي انبار هستن
اين انبار کجاست؟
.يادم نيست - .سعي کن يادت بياد -
.«يه چيزي مثلِ «درّه .«نميدونم. «رودخونه
.درختِ باراني». گرمه. اونجا خيلي گرمه»
!هيچوقت اونجا نرفتم. براي اينکار يه مجوز بگير - .فکر نکنم نميگيرم -
.مادر...مادر من به اين خونواده اهميت ميدم
.منم همينطور، عزيزم
،واسه همينه که من نگران "جوب" هستم .همين صبح تلفني باهاش صحبت کردم
منظورت همين الانه، درسته؟ وقتي که اومدم داخل؟
.آره، همين الان، وقتي که اومدي داخل .و اون ناراحت بود، خيلي ناراحت بود
.تو هيچوقت اونو توي کار قبول نکردي
.اون برادر بزرگته .بايد بتوني يه کار کوچيک واسش پيدا کني
.يه کاري کن حس کنه آدمِ خاصيه - .اما اون خاص نيست، مادر -
.نه، نيست
.اما دوستت داره .هممون دوستت داريم
انبار کجاست؟ - .اول بايد مجوز بگيري -
!لوز" قيمت اون پالتو از خونه ت هم بيشتره"
،اوه، عجب جکي گفتم ها .اون اصلاً خونه نداره
.روز بعد "توبايس" دنبال کار ميگشت
.جذبِ بازيگري
!اُه، اينجا رو نگاه کن
.توبايس" یه وقت از رو مُبل بلند نشی هااا"
.داشتم دنبال کار ميگشتم، و لعنت بهش، مايکل
حدس ميزنم قبلا اينو ديدي، ها؟
.آره، ديدمش .اُه، درسته. اين يکي
.آره، فکر کنم دوباره بهشون زنگ بزنم
.يه شانس ديگه بهشون ميدم
و اون موقع بود که مايکل فهميد ... چکار کنه که مادرش
،اونو به سمتِ انباري بکِشونه .يعني جاييکه اطلاعتِ پرواز هست
.سلام - .هي مامان، مايکلم، گوش کن -
تا يادم نرفته، من با شرکت ... خدمات درآمد داخلي صحبت کردم
... و اونا ميخوان امروز بيان آپارتمانت
که ببينن تاحالا چيزهاي گرون قيمتي .از طرفِ شرکت گرفتي يا نه
... لباس يا
.نميدونم. فقط حواسِت باشه
.اُه، زنِ بيچاره
بنابراين مايکل "لوز" رو که ... درواقع فرستاده شده بود
.تا مدارک جُرم رو مخفي کنه، تعقيب کرد
در همين حال، "توبايس" ترتيبي داد که براي .يه آگهيِ بازرگاني تمرين هنرپيشگي بده
.ليندزي" هم اومد تا حمايتش رو نشون بده"
.ممکنه يکم طول بکشه - .عزيزم، همش يه خطه -
.نه اگه کارم رو درست انجام بدم
.اول از همه، بايد بگم که عاشق اين کارم ... اگرچه سوال احمقانه ايه اما
بايد از آتيش بترسم يا واسه همه شجاع بازي در بيارم؟
... آتيش .يه سِري اموالِ فروشي، آتيش گرفته
... باشه، من
.خب، بيا يه امتحاني بکنيم
.اوه، خداي من! همه چيز ... آتيش گرفته
!اُه، داره ميسوزه !منو ميسوزونه
!بچه ها رو ببريد بيرون
!هزيون نميگم
.حتي نميتونم دستگيره ي در رو ببينم
.صحنه ي آخر بود
دوست داري يه چيزه ساده تر رو امتحان کني، شايد؟
.نه
خب، کسِ ديگه اي نيست؟ کسي نيست؟
ليندزي بلوث"؟"
.اين جيگر منه - "راجر دنيش" -
.نگاش کن، باورم نميشه تو همون "ليندزي بلوث" باشي
!جيگر
.راجر" رقيب من توي دبيرستان بود"
No comments yet. Be the first to leave one.