The first 200 lines.
،روبیِ پلیدِ بداخلاقِ محبوب برگشته
و داره برندی رو خر میکنه
.بزار برم .باید همین الان بکشیمش
به خنجرِ کنداریان نیاز داریم
!بچه ها، پیداش کردم
فکر کنم باید همین الان از اینجا بریم
!فرار کنید
!دالتون نه نه نه نه نه
کار پابلو بود
پابلو اینکارو باهات کرد
توی خونه من چیکار میکنی، چِندِش؟
،از همصحبتیِ نوهای که نمیدونستم دارم
لذت میبرم
کاش اونی که مرده، تو بودی
!من واقعا نکشتمش، چون اون از قبل مرده
زودباش
.زودباش .ول کن
پابلو، بمیری با این قطعاتِ وارداتیِ ارزونت
خدایا
تلاشِ خوبی بود، روبی
فکر کردی من الاغم؟
فکر کردی وقتی پدر خودمو ببینم، نمیشناسمش؟
اشلیِ بیچاره
زندگی همش داره میرینه بهت
ذکرِ خیرت بود
اینجا چیکار میکنی، بابا؟
نمیدونم
یه نفر مزاحمِ قبرم شد و منو به زندگی برگردوند
همیشه میخواستم یه روح باشم
خب، از دیدنت خوشحالم
حتی با اینکه از اینورت، اونورت معلومه
باحاله، نه؟
این دیگه چه کوفتیه؟
خیلی پیچیدهست
،روبی داشت از تو استفاده میکرد تا منو
جلوی دخترم بد جلوه بده
خب، به نظر میاد موفق شده
آره
صبرکن، گفتی دخترت؟
.آره .خودمم چند روز پیش فهمیدم
اسمش برندی ـه
.خب، نگاش کن .پسرم، پدر شده
یعنی منم میشم بابابزرگ
لعنتی، وقتی مردی خیلی چیزا از دستت میره
اون چجوری ـه
...مثِ سگ لجبازه
و حسابی ازم متنفره
.خب، اون باهوشه .همین الانش هم ازش خوشم اومده
کجاست؟
.نمیدونم .وقتی اینو دید وحشت کرد
بهم گفت هیولا
ببین، پدر بودن راحت نیست
خدا میدونه، من از روش سخت اینو یاد گرفتم
اش، شبی که مُردم رو یادته؟
یه چیزی هست که بهت نگفتم
چیه، پدر؟
...یه چیزِ خیلی حیاتی که
...ممکنه زندگیت رو زیر و رو
.چطور ممکنه یادم بره ،درست کردن گلگیرا
برام 300 دلار آب خورد
،روی اون گلگیر بیشتر از
خاکسپاری من خرج کردی، خسیس
...این درست نیست
تقریبا- خب، هنوزم روش مزخرفی برای مُردنه-
بگذریم، این مسئله خیلی مهم تر از گلگیر ـته
خیلی خب، بگو ببینم
اوه نه، من قرار نیست بهت بگم
میخوام نشونت بدم
...اش، پابلو تا خایه توی دردسر افتاده
لعنتی
اش؟
لعنت
کسی خونه نیست؟
اگه یه ددایت هستی، اصلا حوصله ندارم
برندی
گوشیم یادم رفت
ولی حالت خوبه؟
خوب؟
اش همین الان با اره برقی یه یارو رو ،که فکر میکردم پدربزرگم ـه
دو شقه کرد
،اصلا خوب نیستم اصلا نمیدونم خوب چیه
باعث میشه دبیرستان کمتر گَند به نظر بیاد، مگه نه؟
خیلی خب، اش کجاست؟
نمیدونم
،و بهت برنخوره، ولی من به قدر کافی
از دستِ پدرِ متوَهمم و دار و دستهاش کشیدم
من آت و آشغالامو برمیدارم و گورمو گم میکنم
صبرکن خانم خانما، خب؟
،مردم دارن چپ و راست میمیرن
،بعضیاشون دوستای من بودن
،و چون این قضیه به تو مربوطه میشه
میخوام در دسترسم باشی
اصلا چجوری با اون کنار میای؟
،یعنی، من واقعا چارهای ندارم
...چون اون پدرم ـه، ولی تو
اش شاید یه الکلیِ منحرف با گرایشاتِ ،نژاد پرستانه باشه
ولی خوب و بد داره
شیطان والدین منو هم کشت
متاسفم
آره، خب، من موفق شدم خیلی وقت پیش اون نمایش ترسناک رو فراموش کنم
اش احتمالا توی ابزار فروشی ـه، ها؟
« ترجمه از آریـن و ارمـیـا » .:. SiGMA & Cardinal .:.
!پابلو؟
!پابلو
!خیلی از وقتِ خوابت گذشته
!برندی، فرار کن
!نمیتونم !طاقت بیار
!گوشتِ جوونِ باکره
!لعنتی
...خیلی آبدار
!و نرمه
!برندی
!لعنت
!زودباش
اون کجاست؟
کجا رفت؟
لعنتی خنجر کجاست؟
...افتاد، من
گرفتمش
!برو توی تریلر
!بدو- کجا میرید؟-
!بدو! بدو !برو برو برو برو
!اون فقط پیش غذا بود
!من برای غذای اصلی حاضرم
چه بلایی سرش اومده؟
تقصیر اون نیست
،شیطان اونو گاییده .همونطور که همه چیزو گاییده
!اون بالاخره میاد تو
شاید، ولی نه از طریق پنجرهها
اش واسه این آشغال شیشههای ضد گلوله گذاشته
!من میتونم تمام شب بکوبم و بکوبم
لعنت! موبایلمو توی وانت جا گذاشتم
.مال خودتو بده- .باتری نداره-
...اگه نذارید بیام تو، عصبانی میشم
و این تریلر لعنتی رو منفجر میکنم
باید چیکار کنیم؟
فقط صبر کنیم تا اش برگرده و ما رو نجات بده؟
فکر نکنم این یه نقشه حساب بشه
خیلی خب، جریان برف چیه؟
و چرا یهو روز شده؟
چیه؟ من بیهوش شدم؟- نه...تو بیهوش نشدی-
خب، اون همه وسایلِ اشِ برندهی من چی شدن؟
الان گذشتهست
ببین، دارم بهت یه خاطره نشون میدم
خاطرهی من
زودباش
واو، به این میگن پسرفت
تو فیلمِ "این زندگی شگفت انگیز است" رو ندیدی؟
اونجایی که فرشته به یارو زندگی ،قدیمیش رو نشون میده
تا از گذشته درس بگیره
الان تو روحی یا فرشته؟
مگه چه فرقی میکنه؟
مسئله اینه که میخوام یه چیزی نشونت بدم
حالا فقط ببین
دچارِ دوبینی شدم
اون مالِ کِی بود؟
آقای ویلیامز؟ براک ویلیامز؟
،اگه به خاطر رهن اینجایی چِک توی صندوقِ پستی ـه
...نه. من- آب؟-
برق؟- ،نه، فقط میخوام بدونم-
اشلی جوانا ویلیامز پسر شماست؟
اوه لعنت
ضمنا، بابت اون اسم ممنون
اون اسم پوست کلفتت کرد
آره، به خاطر اون همه کتکی که توی زمینِ بازی خوردم
راجب چی آه و ناله میکنی؟
.برات خوب بود .به خودت نگاه کن
فکر کنم آره
،و باور کنید اگه مسئلهی
مرگ و زندگی نبود اینجا نمیومدم
،پسر شما در خطر بزرگی قرار داره
...موردِ هدفِ شیطانی قرار گرفته که
یه شیطان؟ گمشو خنگول خان
من اینجا دارم ابزار میفروشم
مرسی که هشدار دادی
تا جایی که میدونستم اون ممکن بود یه فروشندهی پورن باشه
باید اینو ببینی
این صفحهها از کتاب شیطان ،یا همون
نکرونامیکان کنده شدن
،قرن ها قبل، اجداد من برای اینکه نزارن
دست نیروهای تاریکی به این برسه جنگیدن و مردن
حرومزاده
یارو صفحه های گمشده رو داره
یعنی اون چرندیاتِ کتاب واقعی بود؟
آ باریکلا- صبر کن-
گفتی عضو کیا هستی؟
ما به خودمون میگیم شوالیههای سومر
چی های چی؟
!منم دقیقا همینو گفتم
صبرکن ببینم
فکر کنم کِلی با یکی از اونا میپره
ولی من باور دارم موجودِ تاریکی ،فرم انسانی به خودش گرفته
تا برای جستجوی کتاب بیاد روی زمین
،اگه شیطان پیداش کنه این معنی رو میده
که آخر الزمان نزدیکه
موجود تاریکی؟ داره راجب روبی حرف میزنه
کی؟- پا گنده-
آها، روبی
ولی این صفحهها همچنین شامل رازِی هستن
که باهاش میشه شیطان رو نابود کرد
No comments yet. Be the first to leave one.