Akiba Maid War

Akiba Maid War (アキバ冥途戦争)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Akiba Maid Sensou - 06 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 Niki آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2022-11-17
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

Niki

آیوفیلم تقدیم میکند

در سال 1999، صنعت کافه‌ی خدمتکاری آکیبا :توسط دوتا دسته‌ی اصلی اداره می‌شد

.گروه سرزمین خالق و میدالین

.این دو دسته یه تعادل ضعیفی دارا بودن

،باوجود درگیری‌های جزئی بین کافه‌های رده‌پایین

.شهر صلح موجود درش رو حفظ کرد

اما بعد، مانن رانکو بعد از گذراندن .خدمت خود برای جنگ، بازمی‌گردد

.دوباره به خدمتکاری برمی‌گرده

،در روز اولش

رانکو گروهی از خدمتکارها که متعلق به .گروه رقیب بوده رو نابود کرد

،به یه کازینو، یه باشگاه مبارزه زیرزمینی

.و حتی یه کافه متلق به همون گروه حمله می‌کنه

،با افزایش پیدا کردن این تنش‌ها

،کسی که باعث سرشناس شدن میدالین‌ها بود

،خدمتکاری که به ابرنواختر خونین معروف بود

.به آکیبا برگشت

.برگشت شما باعث افتخار ماست

باید بوی آزادی رو حس کنم، مگه نه؟

.مانامی، خوبه که برگشتی

تو دیگه کی هستی؟

.رئیس فعلی، اوگاکی

.از حالا به بعد، برای من کار می‌کنی

بیگ‌بنگ آکیبا چه‌طور پیش می‌‌ره؟

.البته که خیلی خوبه

،از وقتی که من رئیس شدم

باوجود افزایش کافه‌های سرزمین خالق .درآمد ما دوبرابر شده

چرا هیچ‌کس از کافه مهتاب نمی‌بینم؟

.دیگه با ما نیستن

چی می‌گی برای خودت؟

خیلی بد عمل کردن و توسط یکی از . زیرگروه‌های خالق له شدن

.خجالت‌آوره، خیلی

!حالا هر چی، مانامی، اونو بذار کنار و بخور

پرت کردن تیر و تفنگ و تیغ .مال گذشته‌ست

اون هفت سالی که آب خنک می‌خوردم شماها چی کار می‌کردید، ها؟

.گوش کن، مانامی

.من رئیس نسل دومم

.تو فقط یکی از اعضای ارشدی پس جایگاه خودتوــ

فکر نمی‌کنی این رفتارای ملایم باعث می‌شه !میدالین شبیه یه مشت حشره بشه؟

.اون روزا تموم شد، اوه

،برات اهمیت نداره که درباره‌ی ما چی می‌گن !اون‌وقت به خودت می‌گی خدمتکار؟

.یه خدمتکار باید اعتبار داشته باشه

.آــ آروم باش مانامی

تو عصبانی نیستی؟

.تسویه حساب کاری نیست که ما خدمتکارا انجام بدیم

.بــ بله البته .البته، حق با توئه

پس چرا بیش‌تر بهم نمی‌گی؟

کدوم حروم‌زاده‌های سرزمین خالق مهتاب رو نابود کرد؟

...خوــ خوکــ دونی

.کافه‌ی خوک‌دونی، خانم مانامی

کافه‌ی خوک‌دونی؟

...مانامی

.پس ابرنواختر خونین برگشته

از بین بردن یه کافه‌ی خدمتکاری اونم به پردرآمدی .اون گوسفندا غیرقابل توجیهه

اوه، اونا خودشون بودن که ــ

،بعد از این

میدالین از ما شکایت کرده که چرا .به مهتاب حمله کردیم

ام، بعد این همه زمان؟

.کاری که کردی رو عوض نمی‌کنه

...ولی واقعاً تقصیر ما نبود

واقعاً خوکا موجوداتین که بشه باهاشون ادامه داد؟

.لــ لطفاً بذارید عضو خالق بمونیم

وقتی به خودت می‌تونی بگی خالق که .با بقیه مشارکت داشته باشی

به میدالین برید و موضوع .حمله به مهتاب رو حل کنین

.حرف ما اینه

ولی، ام، نمی‌تونید از یه کافه‌ی کوچیک مثل ما .انتظار داشته باشید که بتونه کاری با یه گروه بکنه

.اگه نتونید، پس خوک‌ها توی آکیبا منقرض می‌شن

.خوش اومدید

.آبجو

.به‌علاوه رامن سس سویا و یک کاسه برنج کتلت خوک

هم‌کاری؟

خب، منــ

.نه، نیازی نیست

.فقط اومدم این‌جا غذا بخورم

.دوتاش کنین

.فکر نمی‌کردم این اطراف همچین جایی باشه

.این روزا، جوونا اینو قدر نمی‌دونن .مشکل همینه

این که رامن هنوز وجود داره .باعث ادامه دادنم توی آکیبا می‌شه

خوب گفتی، آبجی

.ممنونم

.چیز جدید همیشه جواب نیست

.یه سری چیزا بهتره هیچ‌وقت تغییر نکنن

مگه نه؟

.درسته

.بفرمایید

.آره دیگه، کامل کارشون تمومه

مطمئنی؟

اون‌جا خبریه؟

.همه درگیر شدن

سیاست‌های گروه ما به‌‌خاطر برگشت .ابرنواختر خونین عوض شده

می‌گن هر چیزی که سر راه .بیگ‌بنگ آکیبائه رو از بین ببریم

.شاید مجبور به جنگ با سرزمین خالق بشیم

چی؟

!ولی من می‌خوام با تو دوست باشم، نرولا

...ناگومی

همه بیاید توی خوک‌دونی

دوستته؟

!بله! نرولا از کافه دسترون

.خیلی خوش‌حالم که دیدمت

.من مدیر خوک‌دونی‌ام

!خوش‌بختم

.خوش‌حال شدم

.ناگومی، بیا بریم

.اوه، بله

!تا بعد

پس آره، حالا وظیفه‌ی مائه که .یه فکری به حال میدالین کنیم

یه فکری؟

.راحت بخوام بگم، این یعنی ما قراره بمیریم

داری می‌گی سرزمین خالق ما رو ول می‌کنه؟

جدی؟

.بیاید پنج میلیون ین گوسفندا رو برداریم و فرار کنیم

واقعاً فکر کردی جایی هست که بعد فرار بریم توش؟

پس چه‌طوره اون پولو بدیم به میدالین و بگیم متاسفیم؟

انگار پنج میلیون کافیه

اونا یه گروه بزرگ هم‌تراز با .سرزمین خالقن

.پس رهبرشونو می‌کشیم بیرون

.یه ترور

.ممکنه

رئیس یه گروه رو؟

اصلاً هم که محافظ نداره؟

به هر حال، رئیس میدالین کیه؟

.ابرنواختر خونین

چی گفتی؟

.ظاهراً یه همچین اسمی برگشته

،اگه همه بریم خیلی سخت عذرخواهی کنیم !ما رو می‌بخشن

.همچین طرز فکری توی این کار جواب نمی‌ده

.باید تا الآن فهمیده باشی

...می‌دونم، ولی

!آره، آره

هنوز خشونت دوست نداری، درسته؟

ولی ببین، اگه نخوای بجنگی، ممکنه یکی به‌خاطر محافظت از تو بمیره، شنیدی؟

.بله، درسته

.اطلاعاتی از رهبر میدالین می‌خوام

!اوه نه، وایسا

!خدایا، تلفنو قطع کردن، لعنتی !می‌تونستی قبلش یه خبر بدی

ناگومی، چی شده؟

فکر می‌کنی واقعاً باید بجنگیم؟

.من نمی‌خوام با یه دوست بجنگم

دوست؟

.اوه، اونو می‌گی

خب، فهمیدم .معلومه که نمی‌خوای بجنگی

.نمی‌دونم چی کار کنم

اگه خواهر هم بشید چی؟

خواهر؟ مثلاً با قسم خواهری؟

.آره، آره

با یه خدمتکار دیگه سوگند یاد می‌کنید .و برچسب اسم رو تعوض می‌کنین

.ولی نرولا مال گروه میدالینه

،البته که نمی‌تونی به رئیس ما امیدوار باشی

اما می‌دونی که پیوند خواهرانه برای یه خدمتکار خیلی مهمه، نه؟

پیوند خواهرانه؟

.توی این کافه، والد تو منم، ناگومی

.خوش‌حال می‌شم یه شاهد یا همچین چیزی بشم

به‌نظرت نرولا موافقت می‌کنه؟

!حتماً اون دوستته، مگه نه؟

...ناگومی

ناگومی، من فکر می‌کنم پیوند خواهرانه با .یه خدمتکار از یه گروه دیگه خطرناکه

،براساس تجربه

.سوگند خواهری یه چیز قطعی نیست

تو خواهر داشتی، رانکو؟

.بله، خیلی وقت پیش

.یه خدمتکار همکار توی کافه‌ای که کار می‌کردم

.خیلی توانا بود

!من فکر کردم ما خواهریم رانکو

!چرا مخالف اینی؟

می‌دونی که خانم میچیو تصمیم به .سیاست غیرتهاجمی گرفته

حمله‌کردن کاملاً .برخلاف میل ایشونه

!حفاظت از این کافه در خدمت حافظت از خانم میچیوئه

!به‌خاطر همین، باید بجنگیم

مخالفت می‌کنم

.نمی‌دونم الآن کجاست

تو مخالفی، رانکو؟

.کافه خوک‌دونی با میدالین دشمنی داره

نمی‌تونیم احتمال این که نرولا .بیاد سمت تو رو رد کنیم

بازم، من می‌خوام طرف نرولا باشم

!ناگومی، چی شده؟

...ام، خب، اوه

!می‌خوام که با هم سوگند خواهرانه یاد کنیم

!لطفاً

...ولی ناگومی

.من و تو مال دوتا گروه مختلفیم

!خودم اینو می‌دونم

مطمئنی؟

.این راه حل منه

می‌خوام خواهرت بشم !و تا ابد دوستت بمونم

.پس فکر کنم قراره خواهر بزرگه بشم

.قبوله .بیا خواهر هم بشیم، ناگومی

!خیلی خوش‌حالم

!فکر کردم رد می‌کنی

،مهم نیست افراد بالاتر چی می‌گن .من آرزوهای بزرگ دارم و ادامه می‌دم

.بذار شروع کنیم

.تموم شد

.تبریک

پیوند خواهری شما .پایدار و شاد باد

لطفاً دستاتون رو آماده کنید

.نذارید نودلا شل بشن

!بله

واو، تو واقعاً به انجام این کارا عادت داری، نه؟

.خیلی وقت پیش انجامش دادم

.ناگومی، باید این گوشتو بخوری

.پس تخم مرغ رو بردار نرولا

More Farsi Persian subtitles for Akiba Maid War

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left