The first 200 lines.
آخرین احضار
وین 1906
.وین شهریه مملو از عناوین
.توی لندن من مکس بودم. مکسِ خالی
.توی وین من دکتر مکسیمیلیان لیبرمانم
.پزشک، نورولوژیست و البته آقای انگلیسی
اونا نمی ذارن این حقیقتو فراموش کنی
پایتخت یک امپراطوری هزار ساله
.و همین طور بهشت فضل فروشان
...آبروی یک خانواده می تونه با یه گلو صاف کردن
.بیش از اندازهء معمولِ یه خانوم از بین بره...
.این جا همه چی قانونی داره
سخنرانی دکتر زیگموند فروید
.خاطرات وهمی بیماری زا هستن .اونا می تونن موجب عارضه بشن
...نفی خاطرات احساسی و درد آورِ انباشته در
خودآگاهِ فرد نیازمند یک مکانیزم... .فعال سرکوب گره
در عصر طلایی وین هستیم
و این آرامش پیش از طوفانه
و بُعد مخوف این شهر سعی .در پنهان کردن خودش داره
.به وین خوش آمدید
.به دنیای من خوش آمدید
!یا مسیح مقدس
اسمشو می دونیم چیه؟- .همسایه ها نمی شناختنش-
چی داره میگه؟ تو که زبون اسلواک بلدی
.مزخرف میگه
.از این جا ببرش بیرون
.بفرمایید بیرون! خواهش می کنم
.خدا مرا ببخشد. من میوه ممنوعه را خوردم"
...و او مرا به سمتِ
".جهنم روانه خواهد کرد...
.خودکشیه
پس آلت خودکشی کجاست؟
.احتمالن یکی اومده و برش داشته برده
.در از داخل قفل بوده
.جوش خورده- .طبقه سومه. غیرممکنه بشه بیای بالا-
.منطقی به نظر نمیاد ...اگه خودشو کشته بود
.آلت مرگ باید همین جا می بود
ضارب سعی در صحنه سازی داشته تا ...خودکشی به نظر بیاد ولی وحشت کرده و
.یادش رفته آلت قتل رو جا بذاره...
.در قفل بوده و کلید هم از داخل روی در
پنجره؟ دودکش؟- .از پشت جوش خورده-
.هیچ کس قادر نبوده از اونجا داخل شه یا بیرون بره
.پس داری راجع به یه سلاح نامریی حرف می زنی
.و یه قاتلی که می تونه از میون دیوار رد بشه ها؟ کارگاه؟
وقتی خبر قتل رسید سر پست بودین؟
.مطمئن نیستم که این پرونده برات مناسب باشه
.نوبتم بود
طبق قانون اولین پرونده ای که بیاد موظف به تقبلیم
.خیله خب
قبل هر کاری یکی هست که باید ببینیش
یک دکتر جوان از طرف بیمارستان
.درخواست کرده که از نزدیک شاهد یه پرونده جنایی باشه
...ترجیح من اینه کسی از بیرون نباشه که
.شما ناچارید که با خوشدلی این فقره رو بپذیرید
.پدر ایشون از دوستان نزدیک منه
!دکتر لیبرمان
.کارآگاه راینهارت
چی باید صدات کنم؟ دکتر؟
.مکس. اسم من مکسه
و شما؟
.کارآگاه
مقتول یه زنه در لئوپولدشتات
.به قلبش از فاصله نزدیک شلیک شده
قاتل اونو توی یه حالتی قرار داده که .انگار مدل یه نقاشیه
تو اینجا فقط یه تماشاگری، افتاد؟
.بررسی روان پریشی ذهن جنایتکار
!چه با کلاس
.زندگی عبث چیزی جز مرگ زود هنگام نیست
.صبح بخیر دکتر بر
.در اطراف دهان نشان کبودی و کوفتگی هست
.همین طور کمی سوختگی بر اثر باروت
.ببینید. اسلحه باید قدیمی بوده باشه
.عتیقه
چه مدت از مرگش می گذشته؟- .بیش از یک روز و کمتر از دو روز-
پس از منظر فرصت ارتکاب؟- ...هر کسی توی سراسر امپراطوری-
.می تونه در مظان اتهام باشه
ببخشید
.شاید کمی دچار سوء تغذیه بوده باشه
علائم وبا نداره؟- دیگه چی؟-
.عذر می خوام. فقط تماشاگر
کسی شما رو سر کار گذاشته؟
چی؟- .گلوله ای در کار نیست-
.می بینی؟ از این جا داخل شده ...ولی
.ولی خبری از زخم خروج نیست...
.نه اثری از دستکاری هست، نه جراحی
خب ینی الان چه اتفاقی افتاده؟
.ما رو حسابی بازی دادن
...یا این که
.یه نفر مشغول تمرین جادوگری بوده...
...یه تفنگ ناپدید
...و یه..
.گلوله شبح گون...
.اون زن هم یه جورایی مرموز بوده- میشه یه کم زبون به دهن بگیری؟-
!لطفن به اون دست نزن
.هیچ کس نمیشناسدش. همه درها رو زدیم .هیچ چی به هیچ چی
.من که باورم نمیشه. غیر ممکنه
هیچ کس در حال خارج یا داخل شدن دیده نشده .هیچ کس هم به دیدارش نیومده
سرایدار چی می گه؟- .کرایه ش پرداخت می شده-
.ماه به ماه از زیر در مینداخته داخل .می گه اسم طرف هم نمی دونسته
می خوام کل این منطقه رو شخم بزنی .دنبال یه شاهد
.تا یه اسم تحویلم ندادی چشم رو هم نمی ذاری
متوجه شدی؟ اِرمـ...؟
.هاوسمن قربان
هاوسمن. بالاخره یه نفر باید .یه چیزی در موردش بدونه
.آلت قتل. ما دنبال یه تفنگ عتیقه هستیم
.شاید یه کلکسیونر. یکی که با ارتش در ارتباط باشه
مجبوری این کارو بکنی؟
چی؟
به چی زل زدی؟
به من گفتن می تونم .تماشاگر شما باشم
ترجیح میدین که من کجا رو نگاه کنم؟
.ترجیح می دم اصلن این جا نباشی
به خاطر سلوکتون گفتن این .حرف براتون خیلی سخت بود
بهم بگو دقیقن تو برا چی این جایی دکتر؟
.فکر می کردم کمیسر بهتون گفته باشه
ایشون به من گفتن که باید .حضور شما رو تاب بیارم
.من مشغول مطالعه بر رفتار شناسی مجرمین هستم
واقعن؟ پس چرا توی آزمایشگاهی جایی نیستی؟
در حال شکافتن یه مغز؟
چون برای مطالعه ذهن باید .آدمای زنده رو مشاهده کرد
مثلن یه مامور پلیس
که احتمالن 20 سال از خدمتش می گذره
دارای یه مقام ارشده
با این وجود بی اعصابه و سنگین راه میره
در کشوها رو محکم به هم می کوبه دونه قهوه می خوره
دائم عرق می کنه حتا تو .جای سردی مثل این جا
.اسم همکاراشو فراموش می کنه
.پس باید بگم که برای رسیدن به نتیجه مضطربه
.نه مضطرب نه
.مستاصله
.شاید خیلی وقته هیچ پرونده ای رو حل نکرده
.می دونم و عذر می خوام- !ساعت ششه-
.یه ربع هم از شش گذشته
.خب تمام راهو داشتم می دویدم- .هنوز لباست هم عوض نکردی-
.بدجوری دیر کردی
خب، با رئیس پلیس ملاقات کردی؟
.بله یه پرونده بهم محول کردن
.یه قتل در لئوپولدشتات .زنی که از ناحیه قلب بهش شلیک شده
.برای سر میز شام بحث مناسبی نیست
درباره چیز بهتری صحبت کنیم
امشب کلارا رو دیدی؟
.بله
.بردمش برای دیدن نقاشی کتیبه بتهوون
.آخرین فرصت بود. قبل این که بفروشنش- بفروشنش؟-
!چه دختر دوست داشتنی ایه. ذاتن دلچسبه
اوضاع رابطه تون چطوره؟- .مامان. خودت می دونی که فایده نداره-
!انقد زورش نکن
.مکس کاریو انجام میده که خودش بخواد انجام بده
.ایناهاش
.وای آره
.کتیبه بتهوون
گوستاو کلیمت. می خواستم قبل این که .برداشته بشه ببینیش
...واقعن
فوق العاده اس. موافق نیستی؟...
.خوشت نیومده
.صادقانه بگم، به نظرم ترسناکه مکس
.یه جورایی شبیه یه کابوسه- .آره-
.شمایل های جنون
.آرزوهای ممنوعه
.شرمنده
.امیدوار بودی ازش خوشم بیاد
نقاشای این دوره زمونه .دیگه اقناع کننده نیستن
.مثل اونا که تو رو مثل خودت نقاشی می کردن...
،لبخند به لب، بهترین لباست تنت باشه .کنارت یه کاسه سیب
.به نظرم دور و زمونه سیب دیگه گذشته کلارا
".هر دوره ای هنر مختص به خودشو داره"
اگه برات مثل اون ژست بگیرم به من بیشتر توجه می کنی؟
به نظرم اگه روی یه بوم سی متری لخت بشی
.همه بهت توجه می کنن...
.پس گمونم شاید مجبورم خودم داوطلب بشم
!منو ببوس مکس
!همین حالا منو ببوس
همین جا؟
.آره
.داریم یه بازی می کنیم
چه بازی ایه حالا تو این موقعیت، کلارا؟
...اسمش هست "بهم ثابت کن که من از یه نقاشی
."جذاب ترم...
.آقای شهردار
.دوباره وقت انتخابات شد
چرا نمیای معرفیت کنم؟
.من همچی آدم خیلی خوش مشربی نیستم
اوه مکس! من چی بگم به تو؟
!قربان- .متشکرم-
!به من دست نزن
...به من
!دست نزن...
!به من دست نزن
!مکس- !یه کالسکه خبر کن-
!زود باش کلارا
.من باید یه بیمار رو ویزیت کنم- .بله قربان-
...نه
!خواهش می کنم کمکم کنین
...لطفن
!خواهش می کنم بس کنین- .ببرینش اون سمت-
!خواهش می کنم
!همه خونه ها رو بگردین
!درِ همه خونه ها رو بزنین
.باید اسم مقتول رو بفهمیم
!باز کنید
No comments yet. Be the first to leave one.