The first 31 lines.
"مرگ تنها راه حله"
اه دلم برات تنگ شده بود باورم نمیشد که ریور تورو نابود کرده باشه
خب من اینکارو نکردم
من نکردم مطمئنم که نکردم
و از همه مهم تر فزم کجاست؟
دکتر؟ اون تو هستی؟ مگه نه
میتونی توضیح بدی چطوری این فزه اینجاس؟
آلبرت انیشتین، از دیدنت خوشحالم
اینجا چیکار میکنی؟
داشتم روی ماشین زمان خودم کار می کردم که شروع به لرزیدن کرد
سعی کردم خاموشش کنم اما به اینجا رسیدم
ماشین زمانت چطوره؟
اوه، خوب نیست. ابروهام سوختن
نزدیک بود دوبار بمیرم و تو صخره افتادم
درواقع تو کامل کردنش خیلی نزدیکم
فک کنم این مایع همون جوابیه که میخوام
اه آره
اما نه
آره یا نه؟، نه
پس چطور به اینجا رسیدم؟
در واقع تو صاحب اصلی این فزی
فزی که اتفاقی وقتی دستم روی این اهرم خورد
باعث شد یه برخورد احتناب ناپذیر شکل بگیره
و اهرم من و فز تو باعث شد یه پنجره زمانی تو تاردیس شکل بگیره و البته که تاردیس منه
همینطورم فکرشو نکن بخوای دوباره بدزدیش
گفتی برمیگردی مسواکمو برگردونی
درمورد اون، برای تو من دالک هارو هفته قبل زدم ترکوندمشون یا یه قرن پیش بوده؟
بیا برگردیم سر این من فک نکنم این همجوشی بیونیک باشه
نگران نباش. یه چنتا ازمایش انجام میدم
من انجامش دادم قبلا یه آزمایش دادم
...این قرن بیستمه برای تو
No comments yet. Be the first to leave one.