The first 43 lines.
~Ksub_team~
فکر مي کردم که شور و شوقم يه جايي پنهان شده
فکر مي کردم احساساتم خاموش شدم
اما وقتي به گذشته نگاه مي کنم
مي فهمم که همش يه سوتفاهم بود "دوباره"
طوري که احساساتتُ بيان مي کردي
طوري که فکر مي کردم اغراقه
الان دلم براش تنگ شده
وقتي دستتُ گرفتم و توي چشمات خيره شدم
همچي مثل برف در حال آب شدن، ناپديد شد
چطورمي تونم؟ چطور مي تونم؟
تو رو از قلبم پاک کنم؟ "چطور مي تونم ؟ "
مطمئن نيستم که بتونم
از حرفات
سرسري گذشتم
زياد بهشون فکر نکردم و جديشون نگرفتم
بايد حداقل يک بار
وايميستادم
روشون فکر مي کردم
حرفات
به هيچ کدومشون گوش ندادم
و بهت آسيب زدم
و فکر مي کردم همچي خوبه
ترکم نکن
eh oh oh
ترکم نکن
eh oh oh
ترکم نکن
يکي مثل من
ديگه نميتونه دختري مثل تو رو پيدا کنه
ترکم نکن
eh oh oh
ترکم نکن
eh oh oh
ترکم نکن
يکي مثل من
لياقت داشتن تو رو نداره
حتي اگه خودمُ به پاي زمان بندازم، اون با بيرحمي از روم رد ميشه
اگه نابود بشم، اين درد تموم ميشه؟
هر چقدر بيشتر تلاش مي کنم تا اوضاع رو مرتب کنم بيشتر همچي بهم مي ريزه
توي هر آهي که مي کِشم اسم تو رو مي شنوم
سعي مي کنم زودتر اين اشکامُ تموم کنم اما اين جدايي خيلي آهسته پيش ميره
خيلي غم انگيزه که بايد براي شاديت دعا کنم در حالي که خودم جزوش نيستم
No comments yet. Be the first to leave one.