The first 139 lines.
صبح امروز تو کوهِ جیری) (تمیزتر از دیروزه
دومین روزی که با هم یه خانوادهی) (واقعی شدن، شروع شد
تو جادهی پر از شکوفههایِ گیلاس که) (در امتدادِ رودِ سومجینـه، رانندگی میکنن
و زیپ لاینی که تو شهرِ بعدی هست و) (وقتی سوارش شن میتونن دادوهه رو ببینن
اونـا یه روزِ آرومی رو ) (تو کوهِ جیری گذروندن
صدایِ جریانِ آب و سوختنِ چوب خیلی قشنگـه نه؟
فیلمبرداری بدون خطر و در محل کمپی که) (آتش روشن کردن مجاز است انجام شده
بیونگ چول چیزی بود که امروز بخاطرش خوشحال نبودی؟
نه اصلاً- واقعاً-
من عاشقِ اینجام
...من وقتی شنیدم شما دوتا دارین میاین
خب خودتون میدونین که چقدر با هم متفاوتـین
بیونگ چول و یونا
همش نگران بودم که نتونیم خوب باهم جور بشیم
ولی به طور غیرمنتظرهای خیلی خوب با هم کنار اومدیم و جور شدیم
اونا یه روزِ عالی کنار هم داشتن و) (خیلی خوبم با هم جور شدن
چون بیونگ چول زیاد حرف نمیزنه
اکثر اوقات با همه رابطهی خوبی برقرار میکنه
فردا هم یه عالمه خاطرهی خوب میسازیم
میدونین که قراره فردا چیکار کنیم؟
زیپ لاین؟- زیپ لاین، آره-
طولانیترین مسیر تو کره رو داره
وقتی سوارش شین میتونین) (...دودادهه رو زیر پاتون ببینین
و با حرکت کردن تو مسیرِ باد) (از شور و هیجان لذت ببرین
زیپ لاینِ کوهِ گومو که طولانیترین) (مسیر رو تو کل آسیا داره
سوار زیپ لاین شدن واقعاً خوش میگذره
خیلی خب
آتیشم داره کم کم خاموش میشه دیگه بریم بخوابیم
صبح زود بیدارتون نمیکنیم
اگه زود بیدار شدی هیچکسُ بیدار نکن بذار بخوابن
و بی سروصدا برین دستشویی- چشم-
خیلی خب. دیگه برید تو
شیوان مشغولِ آماده کردنِ) (تخت برایِ مهموناست
کی میخواد بالا بخوابه؟- کی بالایِ پلهها میخوابه؟-
من بالا میخوابم
دیگه؟- منم اینجا میخوابم-
واقعاً؟- یونا رو زمین میخوابه-
فکر کنم وقتی دارم میرم دستشویی لگدش کنم
نه بابا- نه بابا-
اگه پاتو بذاری روم، بیدار میشم
معلومـه که بیدار میشی
پشتی رو برمیدارم
وای نه وای وای- هی هی-
چته بابا؟ من اینجا نمیخوابم
بلند شو- واقعاً از قصد نبود-
این مرد چشه خداییش؟- منظوری نداشتم-
اینجوری نمیشه- حواسـش سر جاش نیست-
نمیخواستم رو پتوت پا بذارم آخه
اینجوری نمیشه
نمیخواستم رو پتوت پا بزنم- گفت اینجوری نمیشه-
دیگه زیاد نبینش. بجاش به ما زنگ بزن
من که زیاد نمیبینمش
حالت خوبه؟- شب بخیر-
خوب بخوابید- امروز خیلی زحمت کشیدین-
درُ براتون میبندم- ممنونم-
دونگ ایل و هی وون بعد از) (شب بخیر گفتن میرن تو چادر
وای خداااا
یونا همهی اینا رو درست کردا
یونا؟- آره-
وای چقدر قشنگ رختخواب برامون پهن کرده
خیلی خوشحالم که تو این برنامه دیدمت
منم همینطور- خوشحالم که هردوتونُ دیدم-
آره. خیلی خوشحالم
و داریم تو یه اتاقـم میخوابیم- واقعاً یهوییـه-
باعث افتخاره- یهویی بود-
سونبهنیم میتونی هروقت دلت خواست باهامون خودمونی و راحت حرف بزنی
بله لطفاً راحت باش
باشه پس از فردا باهاتون راحت حرف میزنم
از فردا؟- بله-
شب بخیر
بیونگ چول برخلافِ بقیه زیاد) (وول میخوره و غلت میزنه
وقتی که همه خوابیدن داره از) (منظرهی حیاطِ جلویی لذت میبره
و یه درهی بکری که آبِ تمیز) (و تازهای توش جریان داره
در چادرو محکم میبنده و) (دوباره میگیره میخوابه
خوب خوابیدی؟
بله. چرا اینقدر زود بیدار شدی؟
دیگه پیر شدم برای همین زود بیدار میشم
چقدر گرم و خوبـه
فیلمبرداری بدون خطر و در محل کمپی که) (آتش روشن کردن مجاز است انجام شده
صاحبخونهها زود بیدار شدن
چی؟- صاحبخونهها زود بیدار شدن-
یونا بیدار شده
یونا خوب خوابیدی؟
بیا اینجا بشین. گرمـه
خسته نیستی؟
یونا حتی وقتی از خواب بیدار میشه هم خوشگله
سر صبح دور آتیش نشستن بیشتر کیف میده
نگاه کردن به مناظر اطراف و آتیش اونم تو صبح خیلی خوبه
صورتـشو ببینین
بیونگ چول خیلی زیاد خوابیده ها شاید چون آدم درونگراییـه
بیدار شه و ازش بخوام قهوه درست کنه
فکر کنم بیونگ چول هیونگ بیدار شده
بیدار شده؟- فکر کنم-
خوب خوابیدی؟
سلام
واقعاً؟- گفتم سلام-
بیونگ چول به قولـش عمل کرد) (و داره با جوونترا خودمونی حرف میزنه
صبح بخیر هیونگنیم
خیلی خوب خوابیدم- خوبه-
حالا که باهام خودمونی شدی
باید با یونا هم خودمونی بشی
یونا بیونگ چول هیونگ میخواد یه چیزی بهت بگه
چی؟ چی؟- چی میخواد بگه؟-
میخواد یه چیزی بگه- میخوام یه چیزی بگم؟-
بله
چی؟- من خوب خوابیدم. توام خوب خوابیدی؟-
دیگه همه باهم خودمونی شدین؟
بله- حتی یونا و شیوان؟-
لطفاً با من خودمونی حرف بزنین
بیاین یه چیزی بخوریم
حالا که بیونگ چولـم بیدار شده) (بیاین یه چیزی بخوریم
دریپر قهوه رو که یو جونگ) (بهشون داده میاره بیرون
اون بهجایِ زل زدن به آتیش) (به چیکه چیکه کردن قهوه زل زده
بیونگ چول چه فیلمی دوست داری؟- من؟-
فیلمی که فکر میکنی باید همه ببینن
یه فیلمی هست- چی؟-
اسمش "مکالمه" است- مکالمه"؟"-
فیلمی از فرانسیس فورد کوپولا
جین هکمن توش بازی میکنه
تو یکم شبیهشی
اون از من کاریزماتیکتره- نه اینطور نیست-
از من بلندترم هست- من تورو به اون ترجیح میدم-
منم شما رو دوست دارم سونبهنیم
وقتی پیر بشی اینجوری میشی
من همیشه فیلمِ "دنیا بدون مادر" رو دوست داشتم
و همیشه فیلمهایِ خانوادگی رو به فیلمهایِ اکشن ترجیح میدم
داستانهایی که میونِ اعضای خانواده اتفاق میفته
یه چیزی مثل فیلم "300 لیگ در جست و جویِ مادر"؟
آره یه چیزی مثل اون. جدی میگم
"فیلمهایی مثل "سگ فلاندرز موقع دیدنش کلی گریه کردم
...آخر فیلم سر اون صحنهی کلیسا
اینقدر گریه کردم چشمام داشت از جا درمیومد
منم "سگ فلاندرز" رو بازی کردم
نقشِ سگـه رو داشتم
بایدم سگه باشی. خیلی بهت میاد
نقشِ اصلی رو داشتم
...آره. واقعاً خداروشکر
مجبور نبودی گاری رو بکشی
ممنونم
No comments yet. Be the first to leave one.