The first 200 lines.
ميدونستي مغازه من و تو از اين راه تخمي بهم ديگه وصل هستن؟
چندتا از مشتري هاي شما
با حالت هاي مختلف برهنگي .اين موضوعو کاملا برام روشن کرده بودن
اينجا چه اتفاقي افتاده؟
نه تنها ماشين چاپ از کار افتاده
بلکه دفترم رو به گند کشيدن
.و يک گوشه اتاق هم ريدن
يک پيام اعتراض آميز نسبت به کاري که .من با اعلاميه يانکتون در باره زمين ها انجام دادم
چسبوندن اعلاميه به جاي چاپ کردنش، ها؟
معلم جديد کمپ، يک خانم دوست داشتني
!وقتي اين اوضاع رو ديد کاملا اوضاعش منقلب شد
.ساي تاليور
کسي که حتي به خودش زحمت .انکار کردن انجام اين کار رو نداد
چرا دوباره اينجا رو راه نميندازي؟
.من مايوس شدم
آسيب فيزيکي قابل تعميره
.اما آسيب روحي شايد غيرقابل تعميرباشه
تا حالا کتک خوردي، مريک؟
يکبار، وقتي که فکر ميکردم آبله گرفتم
.دکتر کاکران يک سيلي به من زد
.تمومش کن، آل
الان مُردي؟
خب، درد دارم ولي نه .مشخصا نمردم
و مشخصا وقتي که دکتر بهت .سيلي زد هم نمردي
.نه - خب، با اتفاقي که ديشب افتاد -
مجموعا ميشه 3 تا ضربه
.که تو رو نکشته
دنيا با درد يا ضربه
.يا نااميدي و کتک خوردن به پايان نميرسه
.دنيا وقتي به پايان ميرسه که تو بميري
.تا اون موقع، کاراي ديگه اي داري که بايد بهشون برسي
...مثل يک مرد وايستا
.و جبران کن
تو براي خلاص شدن از شر جسد ها هم خوک داري، لي
يا اينکه متد هاي ديگه اي داري؟
.من هم راز هامو به بقيه نميگم
.جواني
.ممنون بابت پولي که قرض دادي ، جک - .خواهش ميکنم -
صد دلار اضافه تر توش گذاشتم .ناراحتم ميکني اگه قبولش نکني
چرا کلاهتو به احترامش بر نميداري؟
.آره، مثل بقيه آدما
.ميمون کيري باشکوه
.جواني استابز
اوضاع مغازه ات چطور پيش ميره؟
.فقط خودم باقي موندم
.متوجهم
ميتوني بهم بگي چه اتفاقي سر بقيه دخترا افتاد؟
همه اون شيش نفر؟
منظورم دوستم، مدي هستش
و دوريس، که تو فرستاده بودي تا باهامون کار بکنه
...و اون فاحشه اي که بيرون بود ...اوني که خيلي شبيه عروسک بود
تا اونجايي که من خبر دارم، وقتي که ديشب ازاونجا و از پيش ولکات رفتم
تا بيام و تو رو خبر کنم .هر سه تاشون هنوز زنده بودن
.دلم ميخواد بدونم اون سه تاي ديگه کجا هستن
.اونا رو فرستادم رفتن، ساي
هيچوقت برنميگردم .و هيچ مشکلي هم درست نميکنن
...همينطور که من مسبب هيچ مشکلي نميشم .براي تو يا ولکات
و من براي دردسر درست کردن دنبال
مدي و دوريس نمي گردم
اما اگه ولکات اونا رو کشته و چيزي .باقي مونده، ميخوام اونا رو خاک بکنم
.هيچ چيزي باقي نمونده
.خيلي خب
."و حالا ديگه فقط خودتي و خودت، "شي آمي
اصلا شبيه پيک نيک نيست، مگه نه جنده ي آواره؟
.ای.بی هستم آل - !آره، بيا تو -
.صبح بخير آل
از خانم "گرت" درخواست کن، اي.بي
.که آيا ميتونم ملاقاتش بکنم يا نه
امروز؟ بهش بگم که وقتو تلف نکنه چون زمان مثل طلاست؟
مگه نيست؟
.بهش ميگم بعد از ظهر بياد -
!با من حرکت نکن، اي.بي
.بله البته
و اگه خواست فضولي کنه و سرو ته قضيه رو در بياره تا من بهش بگم قصدت چيه، اونوقت چي؟
.بهش بگو من چيزي نميگم
و اگه ازم پرسيد چرا چيزي نميگي؟
بهش بگو تو مثل زنبور روي خايه من ميموني
که نميتوني جلوي دهنتو براي سوال پرسيدن بگيري
تا وقتيکه دهن کيريتو ببندي
!و وظيفه اي که بهت محول شده رو انجام بدي مادر جنده
.بله قربان
.چشم .ممنون
.سلام
.بد بود
.اون سه نفر رفتن .ميدونستم بد ميشه
اگه منظورتون اون 3 نفري باشه که من فرستادمشون
.کاملا مطمئنم که جاشون امنه
.نه، اونا مردن
يک سه نفر ديگه؟
.همکار من و دو تا دختر
براي چي، خانم استابز؟
.اونا به قتل رسيدن
و اون بايد ميومد اينجا
.چون ميتونست بدون اينکه بترسه به اون(ولکات) شليک کنه
...اون از هيچ مردي نميترسيد .اولين کسي بود که اينجوري بود و ميشناختمش
.متوجهم
.مامانم از پدرم ميترسيد .همينطور هم من و خواهر هام
تا قبل از اينکه با مدي آشنا بشم .نديده بودم دختري از مردا نترسه
و حالا مدي مرده؟
و کري، دختري که با خودش آورد
.و دوريس، که ساي مجبورش کرد جاسوسیمون رو براش بکنه
و حالا اون جا خاليه
بدون هيچ نشانه اي از اينکه اونا .به دنيا اومدن يا زندگي کردن يا کشته شدن
و ساي تاليور بود که اونا رو به قتل رسوند؟ - .نه -
...يک مردي به نام ولکات اونارو کشت
.که براي جورج هرست کار ميکنه
چرا؟ - .نميدونم -
.من يک مرد نيستم
.ميدونستم که از دست ولکات اين کارا بر مياد
.اين يک رازه، چارلي
.اين بين خودمون ميمونه
.اين قضيه رو به عنوان يک دوست بهت گفتم
.منم همينجوري بهش گوش کردم
.من دوست تو هستم
.هيچ وقت منو از قلم ننداز
.کسي به اون فاحشه هاي چيني توجهي نکرد، آقاي تي
.حتي وقتي قيمت هرکدومشون شد ده سنت
خب، حالا بايد چکار کرد؟
.در ابتدا بحث هزينه
.ارزونشون ميکنيم - .ده سنت -
من اگه بودم، از عنصر عجيب غريب .بودن استفاده ميکردم
اين رو امتحان کنيد .و به عنوان يک مزيت ازش بهره ببريد
در ميان تمامي موجودات روي زمين .زن هاي چيني هيچ رقيبي ندارن
در تمامي آفرينش هاي روي زمين فقط ميشه گفت که اژدها تنها رقيب اونهاست
.گرچه آدم هاي کمي زنده موندن که اين داستان رو تعريف بکنن
.ما دو تا اسگل در هم نشيني با يک فرزانه ي باهوش هستيم
!حواست باشه پاي کيريت رو کجا ميذاري
...با من با من دارين صحبت ميکنين؟
ديگه براي اينکه يکي رو بگيريم تا !بهت ادب و اخلاق ياد بده خيلي دير شده
آقاي فارنوم؟
.مجموعه از گلچين ها براي دختر کوچولو
چقدر زيبا رايحه ي تند و تيز تازگي .قلوه رو بو ميکشه
.ما غذامون رو تموم کرديم آقاي فارنوم
!خانم گرت
...آقاي سورنجن، خانم، آم
به همراه کسي که با شوهر مرحوم شما آشنايي داشت
.درخواست يک ملاقات و مصاحبه دارن .گرچه من فکر کنم شما اون شخص رو نميشناسيد
.به آقاي سورنجن بگو ساعت 2 بياد اينجا
الان چي تو ذهنتون ميگذره؟
.خوشحالم که دارم از دستتون راحت ميشم
و در مورد هدف ملاقات؟
مگه آقاي سورنجن نگفتن محرمانه ست؟
.زياد واضح نگفت
!اين دو دفعه شده که داري به من خيره ميشي
.نفس کشيدنت روي گردنم رو احساس ميکنم
بايد از تو کونم نفس بکشم؟
.و مطمئنم اين کارو از روي قصد انجام ميديد
چيه؟ فکر ميکني نميدونم ترسويي؟
.اگر مبارزه کنيم، اون وقت ديگه اتفاق غير عادي ای رخ نمیده
.اوه، ميبينم که يک چاقوي گنده اونجا داري
و احتمالا چند تا آدم داري که
.مخفي شدن و آماده ان که تنفگاشونو در بيارن
...اما من تو برداشت اوليه خيلي کارم درسته
!و تو يک کس کشي
...و شک دارم که تا حالا با يک مرد جنگيده باشي
!چه برسه به تعداد زياد
!کتک بخور
و اين احساس کيري
...عاجزانه رو داشته باش
!و بفهم که نبودن کسي براي کمک کردن بهت چه حسي ميده
!يالا
.ميرم مغازه سورنجن
!چارلي
اون چيکار کرده، چارلي؟
!موضوع شخصيه
.بولاک اومد وسط
.تاليور هنوز داره مياد سمت ما
آره؟
.ساعت 2، هتل من، سوييت بيوه گرت
از اين قضيه کتک کاري چي ميدوني؟
بين کيا؟
آتر و اون يارويي که اون روز .طبقه پايين با هم ديگه نشسته بوديم
ولکات؟ همين الان، وقتي که داشتم هتل رو ترک ميکردم
.ولکات به صورت اتفاقي پاي آتر رو لگد کرد
اگر آتر سر همين موضوع ميخچه بگيره .اونوقت ممکنه کار به هفت تير کشي هم بکشه
.تاليور ميخواد منو ببينه
آه، بيارمش بالا؟
.بهش بگو من ميرم پايين
ديشب چارلي آتر با يک واگن از کمپ خارج شد
و اون فاحشه اي که قبلا براي تاليور کار ميکرد
.داشت با يکي که توي واگن قايم شده بود صحبت ميکرد
فکر ميکني اين قضيه با کتک کاري ارتباط داره؟
قبل از اينکه يارو پاي آتر رو لگد کنه. همم؟
.ميرم پايين تا به عنوان يک بيننده بشينم
آره، منم قبل از اينکه تاليور رو ملاقات کنم، ميرم بشاشم
و اگر ميشه لش کيريتو از اينجا ببر بيرون تا من راحت بشاشم، ها؟
دستات رو از روي من بردار
!و اونوقت بعدش آروم ميگيرم - يکجا ميشيني؟ -
!به من دستور نده
.الان دستامو بر میدارم
.لطفا برنگرد بيرون
چه اتفاقي افتاد؟
.کيرخور پامو لگد کرد
.يک مقدار با حالت روماتيسم گرفته ها راه ميري مرد جوان
.خدايا، اون هميشه پاش ميلنگه
.اول صبحي مارو کير کرد
گويا معاون کلانتر آتر
.زده کون يکي از شهروندان رو پاره کرده
اين قضيه چطوري مارو تو هچل قرار ميده؟
مردي که کتک خورد زمين شناس دم و دستگاه .جورج هرست بوده
No comments yet. Be the first to leave one.