The Old Man

The Old Man

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Old Man S02E03 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-09-20
Downloads: 152
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫به افغانستان خوش اومدی

‫اسمم آنجلا آدامز ـه

‫مامور ویژه اداره تحقیقات فدرالم

‫پدرت فراز همزاده

‫اسمت پروانه‌س

‫بهمون گفته شده که ‫دردسر درست کردن برای همزاد...

‫برات کاری نداره

‫این چه دردسری براش بوجود میاره؟

‫دردسر ویرانگر

‫معدن مشبهار

‫فراز همزاد پیداش کرد

‫نقشه‌هایی برای استفاده ازش داره

‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم ‫جلوی چشممه

‫همه چی متوقف شده

‫اینجا کلی سرباز طالب ریخته

‫برای همزاد اینجام

‫به تو جواب پس نمیده

‫میاریش اینجا...

‫یا من بیام ببرمش؟

‫اینجا دیگه امن نیست

‫کجا میریم؟

‫یه غار که زمانی ازش ‫برای مادرت گفتم

‫اینجا کجاست؟

‫جایی که می‌تونست قایم بشه. ناپدید بشه

‫چیه؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫آنجلا، فقط...

‫مراقبش باش

‫چی شد؟

‫رسیدن تا اینجا آسون نبود

‫اصلا چطوری رسیدی اینجا؟

‫ماریون

‫اون ما رو رسوند

‫ما رو هم می‌بره بیرون

‫کافیه یه تماس بگیریم ‫تا هلیکوپتر بیاد

‫الان وقتشه بریم خونه

‫اگه اینجا ولش کنیم، می‌میره

‫شاید

‫خب، قرار نیست این کار رو بکنیم

‫باشه، گوش کن...

‫باید کلی حرف بزنیم، ‫ولی باید ببریمش خونه

‫اونجا بهش نیاز دارن، ‫و تنهایی زنده نمی‌مونه

‫به منم توی خونه نیاز دارن. ‫به خاطر همین مرد

‫به خاطر کاری که کرده. ‫می‌دونم خبر داری

‫بهت گفتم نیای

‫- چی؟! ‫- بهت گفتم که مراقب...

‫شریل و هنری من باش، نه من

‫ام...

‫ام، فقط چون دوستت داره اومده اینجا

‫و اتفاقی که الان افتاد ‫برای محافظت از من افتاد

‫خبر داره؟

‫منظورت چیه؟

‫بهش گفتی...

‫من چیم؟

‫گفتم، آره

‫خب پس نباید برای هیچکدوم‌تون...

‫سخت باشه که درک کنین

‫نمی‌تونم اینجا ولش کنم تا بمیره...

‫و ازتون می‌خوام کمکم کنین

‫وقتشه

‫وقتشه که بری

‫هر دو اینو می‌دونیم

‫نه، نه اینطوری. ‫نه وقتی اینطوری زخمی شدی

‫باید بری

‫سربازهای دولت توی خونه‌ش هستن

‫اومدن سراغش، ولی ‫به خاطر من اومدن

‫دنبال من می‌گردن

‫خونواده، هر کسی که اونجاست در خطره

‫بهش نیاز دارن

‫و می‌خوام به اونجا برش گردونم

‫بهم کمک می‌کنین؟

‫بله

‫ببخشید، ولی چه مرگته؟

‫- چیه؟ ‫- داریم می‌بریمش خونه؟

‫زیادی مهربونی به خرج نمیدیم؟

‫شاید الان یه سری حرفها رو نشنیدیم

‫یه اتفاقی بین‌شون افتاده

‫نمی‌دونم چی هست ‫یا چه معنایی داره...

‫ولی چیزی که شنیدم رو ‫بهت میگم، اینکه اگه...

‫همین بالا ولش کنیم بمیره، ‫امیلی رو برای همیشه از دست میدیم

‫امیلی رو برای همیشه از دست میدیم؟ ‫الان داری جدی حرف می‌زنی؟

‫هارولد، دارم بهت میگم ‫اینو شنیدم...

‫و حاضر نیستم خطر کنم

‫پس بله، همزاد رو می‌بریم خونه

‫خدایا...

‫از امیلی وحشت داری

‫خیلی مطمئن بودی که مُرده

‫به خاطر این بود که احتمال دیگه...

‫- خیلی ترسناکتره؟ ‫- نه

‫اولین نفری نیستی که دنبال همزادی

‫اولین نفر نیستی که دنبال یه لحظه‌س ‫لحظه‌ای که براش یه فرصت باشه

‫فرصتی که همزاد ضعیف بشه...

‫مطمئن باش...

‫فقط ظاهرش ضعیف شده

‫با تو حرفی ندارم

‫کاسه صبرم داره لبریز میشه

‫اگه همزاد اینجا بود...

‫خیلی کمتر از من درک می‌کرد...

‫باور کن

‫اگه اون نفوذی که فکر می‌کنی ‫داری رو می‌داشتی...

‫تا حالا ازم می‌خواستن برگردم

‫دستگیر می‌شدم

‫اون کیه؟

‫فرانسوی؟

‫پس انگلیسی

‫مامور اطلاعاتی هستی

‫از چیزی حرف می‌زنی که ‫افرادت متوجه نمیشن، نه؟

‫کی هستی؟

‫خیلی خوشحالم پرسیدی

‫یعنی اصلا نمی‌دونی ‫وارد چه جریانی شدی

‫اصلا نمی‌دونی تجارت فراز همزاد ‫چقدر برای کابل اهمیت داره

‫اصلا نمی‌دونی نقش من درش چیه

‫اصلا نمی‌دونی توی چه دردسری افتادی

‫بیا اینجا. وزارتخونه نگران بود...

‫چون آخرین محموله‌مون دیرکرد داشت

‫تحریم‌هایی که براتون اعمال شده پیچیده‌س

‫تمام تلاش‌مونو می‌کنیم ‫ازشون جلوتر باشیم...

‫ولی کم اوردیم

‫وزارتخونه بهت اجازه داد ‫بیای اینجا و ما رو به خاطرش...

‫اذیت کنی، ولی این...

‫بهشون اطمینان میده که ‫اصلا جای نگرانی نخواهد بود

‫ازت استفاده کردن تا ‫یه پیامی بهمون بدن

‫این پول جواب منه...

‫و مسئله حل میشه

‫از اینجا به بعد هر کاری که ‫بکنی باید جواب پس بدی

‫قول میدم

‫برید

‫این پول رو از کجا اوردی؟

‫نمی‌خوای بدونی

‫چرا می‌خوام

‫مادر، الان مشکلات بزرگتری داریم

‫چه مشکلی ممکنه از این بزرگتر باشه؟

‫تا حالا اسم مورگن بوت رو شنیدی؟

‫اون کسیه که پشت معامله‌ی...

‫تحویل دن چیس بود

‫و به نظر میاد همون آدم ‫خیلی عصبانی شده...

‫که به جاش پروانه رو گرفتیم...

‫تمام دارایی‌هامونو مسدود کرده...

‫و قصد داره ما رو به نابودی بکشونه

‫صبر کن

‫اسمت چیه؟

‫چیزی نیست

‫فقط می‌خوام یه سوال ازت بپرسم

‫فاروق! فاروق!

‫از پسرم چی می‌خوای؟

‫فاروق...

‫تازگی اینجا آدم جدیدی دیدی؟

‫یه زن...

‫فاروق

‫باشه...

‫که اینطور...

‫این زن زبان ما رو بلد نیست، مگه نه؟

‫اسمشو می‌دونی؟

‫میشه اسمش رو بهم بگی؟

‫فاروق!

‫فاروق! فاروق!

‫احتمالا می‌تونستی یه جایی ‫پارک کنی که کمتر توی چشم باشه

‫چیزی رو ازم بپرس که می‌خوای بپرسی

‫چی بهش گفتی؟

‫یه عمر وقت داشتی ‫تا داستانت رو بهش بگی

‫و حالا نگرانی...

‫که ممکنه اینقدر جرات داشتم ‫تا داستان خودمو بهش بگم؟

‫چی بهش گفتی؟

‫می‌تونی نگران بمونی

‫- میرم پایین. ‫- نه، نه، نه

‫من خوبم، از پسش برمیام

‫- فکر نکنم ایده چندان خوبی باشه. ‫- حس بهتری دارم...

‫اگه اینجا بمونی

‫باشه، گوش کن...

‫- نه. ‫- حتی نمی‌دونی چی می‌خوام بگم

‫می‌دونم اگه با گوش کن شروع بشه...

‫الان نمی‌تونم باهاش کنار بیام

‫باشه؟ می‌دونم توی سرت ‫چی می‌گذره، ما زیادی...

‫چی؟ ما زیادی چی هستیم؟

‫می‌خواستم بگم زیادی شبیه هم هستیم

‫ببین، نمی‌دونم الان ‫چی داره سرم میاد، باشه؟

‫- ازت می‌خوام اینو درک کنی ‫- درک می‌کنم

‫- نه، درک نمی‌کنی. ‫- چرا درک می‌کنم

‫نه، نمی‌تونی

‫ولی بردن همزاد به خونه...

‫برام مهمه

‫و الان می‌خوام برای تو هم مهم باشه

‫باشه

‫پشتم بمون

‫- می‌دونم چی کار کنم ‫- البته که می‌دونی

‫فقط می‌خوام پشت سرم بمونی

‫الان این برام مهمه

‫یه هلیکوپتر نیروهای ویژه؟

‫یه همکار دارم که توی تاشکند نفوذ داره

‫وارد حریم هوایی افغان‌ها میشن...

‫به موقعیتی میان که تو تعیین می‌کنی...

‫تا سه نفر رو سوار کنن...

‫و به اونطرف مرز برگردن

‫تصورشم نمی‌کنم چقدر برات خرج داشته...

‫بری سراغ همکارت

‫بیشتر از خرجی که تو روی دستم میذاری

‫بهت گفتم، در موقعیتی نیستم...

More Farsi Persian subtitles for The Old Man

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left