See You Up There

See You Up There (Au revoir là-haut)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

See You Up There 2017 BluRay AC3 x264-NCmt
Au Revoir La Haut 2017 FRENCH BDRip XviD-FuN
Au Revoir La Haut 2017 1080p Bluray x264 AC3
Au Revoir La Haut 2017 FRENCH 1080p BluRay x264-AUREVOIRLAHAUT
A Commentary by Mardin5
.: مترجم : مـاردیــن :. | iMovie-Dl.co

Tags

BluRay
x264
1080
AC3
Published on: 2018-04-16
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"تقديم به "آلن دُگريف

"و "مارسل گوتلي

"مراکش، نوامبر 1920"

نام، نام خانوادگي، تاريخ و محل تولد

آلبر مايار". 16 مي 1872"

،"خيابان "اوردونر منطقه هشت پاريس

فرزندِ ؟ - ايوت ميلار" رختشور" -

و؟

ناشناس

شغل؟

دفتردار

سوابق خدمتي

استخدام 16 ژوئن. ذخيره ملي

تا حالا تو جنگ شرکت کرديد؟

" 16ژوئيه در ساحل رود "سوم "هفدهم هم در "شمن دِدام

و 18 اوت همه به عمليات فرستاده شديم

.و تو ساحل 113 با بچه ها جنگيديم

ساحل 113؟

.موقعيت ما وقتي جنگ تموم شد

اولين بار چطور با ادوار پريکور آشنا شدين؟

همونجا

...تو اين جنگها بود که با هم

شريک شدين؟

داستانش طولانيه. پيچيده‌ست

وقتمون زياده

"اون بالا مي‌بينمت"

"برگرفته از رماني از "پي‌ير لُمِتر

همه‌ي ماجرا از نهم نوامبر 1918 شروع شد

شايعاتي از صلح به گوش ميرسيد پس همه ساکت بودند

واين شامل آلماني ها هم مي‌شد

هيچکس نمي‌خواست به ديگري شليک کنه

،اگه آخرين نفر بميري از اولين نفر هم احمقانه‌تره

فرمانده؟

،تنها کسي که خوشحال نبود "فرمانده‌مون بود، "پرادل

از جنگ لذت مي‌برد، خوراکش بود

از آلماني‌ها هم ترسناک تر بود

توقف سريع تمام دستورات قبلي

9 نوامبر 1918

"زنده باد مرگ"

گروهبان

!فرمانده

گشت شناسايي بفرست

...ولي قربان

آلماني ها هم ميخوان تمومش کن

پس جاي نگراني نيست

تريو" و "گريزونيه" رو بفرست"

!"تريو"! "گريزونيه"

،مسن ترين سرباز رو انتخاب کرد گريزونيه

،و يه پسرک تازه رسيده که خيلي ترسيده بود "تريو"

گشت شناسايي، خط اول

حرکت

صداي جناب سروان رو نشنيدين؟

...گشت روزانه تو سنگر روبه‌روشون

يه دستور کاملاً بيخود

بعدش چي؟

بعدش، دستور دستوره

"سسيلِ عزيزم"

گريزونيه و تيرو رو مثل خرگوش زدن

و همون لحظه هم همونطور که هشدار داده بودن

گردان 75 ما شروع به گلوله بارون کرد

و البته آلمان ها هم جواب دادن

!نيزه فنگ کنيد! روي نردبون

ما هم رفتيم. با عصبانيت

!حمله! حمله

!تکون نخور

!به جلو! حمله سربازان

!برو جلو

...تريو

گريزونيه

جفتشون از پشت تير خورده بودن ميدونيد يعني چي؟

کار پرادل بود

اون کشتشون

اونجا بود که مردم

مردي؟

اصطلاحه

ديدم که افتادم توي يه چاله با يه اسب مرده

...وقتي که ديگه نمي‌تونستم نفس بکشم اون من رو نجات داد

!برانکارد

!برانکارد

!خواهش ميکنم

جنگ هنوز تموم نشده

نمي‌شه يکم بهش مورفين بزنين خواهر؟

با مورفين دردش بدتر ميشه

مگه از اين بدتر هم ميشه؟

قوي باشين

.اون هم زجر کشيد

آقاي "پريکو"؟

آقاي پريکو، با شما کار دارن فوريه

"مامان"

"عوضي"

!آفرين

بدجور خوابيدي، رفيق

اين چيزه خوب کار کرد

...ناراحت نشو ولي

بي اجازه طراحي هات رو نگاه کردم

عالي ان

،اينا عجيب غريبن ولي فوق‌العاده‌ن

عجيبه نه؟

چي ميخواي؟

نشونم بده

پنجره؟

وقت ناهاره

.دوستتون چه خوابالوئه - .فکر نکنم -

يکم خوابيد. کم بود

آروم

يه ساعت ديگه برميگردم

!اينو بايد گفت خبر خوب !"يه ساعت ديگه برميکردم"

درخواست انتقالت رو پر کردم فرداصبح ميري

نگران نباش

ميري يه بيمارستان تخصصي تو پاريس

...برات پروتز ميذارن

ديگه بعدش رو نگفتن

پروتز فک نمي‌خواي؟

ادوار

اينطوري نمي‌توني بري خونه

نمي خواي بري؟

چي ميخواي؟

نقاشي هاتو؟

.نميخوام پدرمو ببينم

ولي پدرت هنوز دوستت داره

با اين صورت هم دوست داره ببينه از جنگ برگشتي

!بس کن

دردم گرفت

ميخواي بکشمت؟

4 سال تو جنگ زنده موندي حالا که تموم شده ميخواي بري؟

خيليها هيچوقت بعد جنگ به خونه نرفتند تا همه فکر کنن که مردن

خيلي راحت تو بايگاني خودشون رو مرده ثبت ميکردن

ادوار هم از من خاست سوابقش رو پاک کنم

...توي دفتر 18 نوامبر

...ميخواستم اسمهايي رو پيدا کنم

.که خانوادش هنوز نفميده باشن چه بلاي سرش اومده ...تازه مرده ها، همه

کسي رو ميخواستم که هيچکس سراغش رو نگيره

و پيداش کردم

"تحت پوشش کميته. "اوژن لاريوير خودشه

زنده هم بود کسي دنبالش نمي‌گشت

چه برسه به مرده‌ش

پس اون روز ادوار پريکور" در جبهه 113 مرد"

و اوژن لاريوير؟

اون حالش بهتر شد

اوژن لاريور، فهميدي؟

.مراقب اوژن باشين

اين يکي مجوز انتقال داره

تو برو اونور، مجوز نداري

اين مدارکشه. اوژن لاريوير

و 6 آمپول مورفين !تا رسيدنش بايد بهش برسه

فکر کن گونه‌ت رو ماچ کردم

.برو اونور بايد بريم

باشه بابا

!خداحافظ اوژن

.بعد يه نامه براي خونوادش نوشتم

نمي‌خواستم از دفتر ارتش براشون بفرستن

نامه ارتش خبراي خوبي توش نيست

.پس خودم براشون نوشتم

نامه بدي نبود

.خانم، آقا .اسم من آلبر مايار ـه

.من دوست ادوار بودم

با دلي پر از اندوه خبر شهادت پسرتان را در تاريخ نهم نوامبر به عرض مي‌رسانم

اداره رسماً براي شما نامه خواهد فرستاد

ميخواهم به شما بگويم که وي قهرمانانه در درگيري با دشمن به شهادت رسيد

وي آدم فوق‌العاده اي بود

ادوارد دفترچه‌ي طراحي هايش را به من داد

تا اگر اتفاقي افتاد براتون بفرستم

،و چون اتفاق افتاد .من هم اين کار را کردم

،ادوار در آرامش تمام در گورستاني خيلي زيبا

.و به خوبي تدفين شد

با احترام. آلبر مايار

اين رو دولت بهمون هديه کرده

نرم و سبکه

.با يه سبيل، اگه خواستيد

وقار رو ببينيد

اين يه ماسک قديميه

اين تماشاييه

عمل جراحي بسيار سخت خواهد بود

ولي نتايج خوبي هم خواهد داشت

از اين به اين. در يه سال

از اين به اين

دو سال

با يه جراحي عالي

.من اينجام، تا شما رو تعمير کنم

"گمشو"

،بعد براي سسيل .نامزدم هم نامه نوشتم

تا بهش بگم که خيلي خوشحالم که برميگردم تا ببينمش

ولي نه خيلي زود

از نوامبر تا مارس سال بعد طول ميکشيد

چي شده؟ مشکلي هست؟

هي. با توام

عکسم ايراد داره؟

به نظرم شبيه نيستن

.چون عکس قبله - قبل چي -

!قبل جنگ

اونجا بودي؟ - .پس اينجا چيکار ميکنم -

کلاهبردارهايي هم هستنن

کلاهبردار تا بيان جنگ؟

براي همه جا هست

!خبردار

آزاد

صبر کنيد

به اين زودي نميره

چي؟

باهام بيا

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left