The first 58 lines.
اِستَنلي
درو باز کن
چيه؟
اِستَنلي ... با خودت چيکار کردي؟
با موهام؟ دوسِش داري؟
اِستَنلي! اِستَنلي!
منو اينطوري صدا نزن، فهميدي؟
منو اينطوري صدا نزن...
،چاييم سرد شده و نميدونم اصلاً
چرا از تختم بيرون اومدم
ابرهاي باروني پنجره رو پوشوندن
و من هيچ چيزي رو نميتونم ببينم
حتي اگه بتونم ببينم همه چيز خاکستريه.
ولي عکست رو ديوار بهم يادآوري ميکنه، که اوضاع خيلي هم بد نيست
خيلي بد نيست...
،چاييم سرد شده و نميدونم اصلاً
چرا از تختم بيرون اومدم
ابرهاي باروني پنجره رو پوشوندن
و من چيزي رو نميتونم ببينم
حتي اگه بتونم ببينم همه چيز خاکستريه.
ولي عکست رو ديوار بهم يادآوري ميکنه، که اوضاع خيلي هم بد نيست
خيلي بد نيست...
امينمِ عزيز، برات نامه نوشته بودم ولي هنوز جواب ندادي
من شماره موبايل، پيجِر و شماره خونمو پايينِ نامه نوشتم.
من پاييز، دو تا نامه برات فرستادم حتماً نگرفتيشون.
شايد يه مشکلي تو پُست يا يه چيزِ ديگه بوده
بعضي موقع ها من آدرس ها رو يه ذره بد مينويسم
در هر حال بيخيالِش، چه خبر؟ دخترت چطوره؟
دوست دخـتـرِ منم حامِلَس، منم دارم پدر ميشم.
اگه دختر باشه، حدس بزن اسمشو چي ميزارم؟
اسمشو باني ميزارم
من درباره عمو رونيت خوندم و خيلي متاسفم
من هم يه دوست داشتم که خودشو به خاطرِ يه دخترِ عوضي که نميخواستش کُشت.
ميدونم که شايد اينو هر روز بشنوي، ولي من بزرگترين طرفدارتم
من حتي يه آهنگ زيرزميني مثلِ آهنگي که با اِسکَم خوندي دارم
من يه اتاق پر از پوسترا و عکسات دارم.
از آهنگي که با راکِس خوندي هم خيلي خوشم اومد، خيلي آهنگ شاخي بود
در هر حال ، اميدوارم اين يکي نامه به دست برسه و جوابمو بدي،
فقط يه مکالمه کوتاه، بزرگترين هوادارِت ، اِستن
،چاييم سرد شده و نميدونم اصلاً
چرا از تختم بيرون اومدم
ابرهاي باروني پنجره رو پوشوندن
و من هيچ چيزي رو نميتونم ببينم
حتي اگه بتونم ببينم همه چيز خاکستريه.
ولي عکست رو ديوار بهم يادآوري ميکنه، که اوضاع خيلي هم بد نيست
خيلي بد نيست...
امينمِ عزيز
هنوز زنگ نزدي، جوابِ ناممو هم ندادي ولي اميدوارم اِندفعه جوابمو بدي
من عصباني نشدم، فقط فکر ميکنم که خيلي مزخرفه که جواب طرفداراتو نميدي
اگه نميخواستي بيرونِ کنسرت، باهام حرف بزني
ميتونستي حرفِشو نزني ولي، حداقل ميتونستي به مَتييُو يه امضا بدي
اون برادرِ کوچيکِ منه، و فقط 6 سالشه...
ما تو اون سرماي طاقت فرسا، چهار ساعت، منتظرت مونديم
و تو فقط گفتي "نه"
اين خيلي مسخرس ، تو مثل بُت واسش ميموني
اون ميخواد مثلِ تو بشه اون بيشتر از من، تو رو دوست داره
بعضي اوقات دستمو ميبرم که ببينم چقدر خون ازش مياد
مثلِ آدرنالين، دردش ناگهاني به کل وجودم اصابت ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.