The first 200 lines.
«: مـتـرجـمـیـن: نگار و تینا :» .:: Negar, Tina ::.
انتظار داری باور کنم یه مرد به تنهایی اینکارو کرده؟
یه مرد؟
یه مرد غیر مسلح؟
چیزیه که بهمون گفتن.
کی گفته دقیقا؟
چه اتفاقی اینجا افتاد؟
منتظرشون بود.
و شروع کرد به سوال .پرسیدن
راجع به چی؟
راجع به تو.
چه سوالایی؟
نمیدونم.ولی بحثشون .شد
چه اتفاقی افتاد؟
دعوای بدی شروع شد.
به کار کردن ادامه بده
باید ساختن ریل رو .تموم کنیم
میدونم چیز زیادی نیست.ولی...
عالیه
تو عالی هستی.
و یه رو...زمین خودمون رو خواهیم داشت
و یه خانه برای همه.
من همینجا که هستیم خوشحالم جینگ.
میدونم ولی...
من به چیز زیادی نیاز دارم.
فقط به تو نیاز دارم.
فقط به خودمون نیاز دارم.
تا ابد.
تا ابد.
برش دار.
برش دار.
یا برش میداری یا بهت شلیک میکنم تا بمیری.
برش دار.
برش دار.
متاسفم.
همین الان از حرف مرد قانون سرپیچی کردی.
بلند شو پسر
حتما دیوونه شدی
از میلههام دور شو!
من کار اشتباهی نکردم.
خب این دیگه به تفاوت تو نوع نگاه برمیگرده.مگه نه؟
وقتی کلانتر به شهر برگرده
تصمیم میگیره که باهات چیکار کنه.
وقتی کلانتر به شهر برگرده
میفهمه که بیگناهم.
تو خیلی چیزا هستی ولی بیگناه یکی از اونا نیست پسر!
یا خدا واقعا بوی یه حیوون لعنتی رو میدی.
شاید بخوای شلنگ آب رو بکنی تو کونش فرانک.
ازم بپرس کجا دارم میرم
ازم بپرس کجا دارم میرم
خب خوشحالم که پرسیدی خب...
با یه دوست خانم قرار دارم
و فکر میکنم آقای چینی بدونن چه کسی رو میگم
در واقع مطمئنم که میشناسیش
حالا حتما عقلتو از دست دادی
به سرت شلیک میکنم تا دیوارا با خونت رنگ بشن.
من کسیم که باهاش مشکل داری
اونو به حال خودش بزار
مشکلی داری؟
من مشکلی با تو ندارم
من تورو هیچی بهجز
خاک و کثافت نمیبینم.
ولی چیز باارزشی تو زندگیم نیستی.
با این حال با خانمت... مشکل دارم.
میدونی...من تب زرد دارم و امیدوارم
که اون حالم رو خوب کنه.
خیلی متاسفم که تو چنین
زمان نامناسبی مزاحمتون میشم خانم...
فنگ...خانم فنگ.
همه چیز مرتبه؟
نمیخوام بهتون دروغ بگم. مربوط به همسرتونه.
متاسفانه تو دردسر بزرگی افتاده
ولی بهتون اطمینان میدم به هر نحوی که بتونم برای کمک اینجام.
خودش کجاست؟
یه اتفاقی تو شهر افتاد
دیدم.تقصیر جینگ نبود
نه نه...من برای بحث راجع به قانون اینجا نیستم.
یا برای اینکه کی چهکاری رو انجام داده یا نداده.
فقط اینجام تا به شما و همسرتون کمک کنم این مسئله رو
با آرامش حل کنین.
هی فرانک
حالا پسرم...من صبور بودم... مهربون بودم...
ولی تو صبرم رو به آتیش کشیدی
و به خاکستر تبدیل کردی.
عوضی زردپوست آشغال
دستات رو به...
جینگ کجاست؟
بهم گفتی اینجاست... باید برم همسرم رو پیدا کنم.
فکر میکنم مقصودم رو اشتباه فهمیدین
بهخاطر این انحراف عذر میخوام.
واضحا همسرتون اینجا نیست.
شما رو بهخاطر دلایل شخصی به اینجا آوردم.
حالا میتونم بهتون کمک کنم بهش برسین و خوشحال میشم اینکارو بکنم.
ولی در عوض شما هم قراره لطف کوچیکی بهم بکنین.
برای اینکه چیزی رو بهدست بیارین باید یه چیزی بدین.
حالا دوست دارین همسرتون رو ببینین؟
دستم رو بگیر.
اینجا خاطراتی رو برام زنده میکنه
میدونی...وقتی بچه بودم اینجا
یه کشتارگاه بود.
در واقع هنوز هم میشه رد خونه حیوونهارو دید.
نه.
خیلی سریع تموم میشه.باشه؟
و بعد میتونی همسرت رو ببینی.
خیلی زود میبینیش...فقط...
مشکلی نیست
اشکالی نداره
اشکالی نداره
حالا پاشو
اوه لعنتی
لعنت
لعنت بهش
اوه نه نه نه
نه
نه
نه
هی!
به کمک نیاز دارم!
هی
هی
هی
هی
هی
به من پشت نکن
تمام چیزی که میخوام یه اسمه
چینک
بهتره راه بیوفتی بری همونجایی که ازش اومدی
فقط اسمش رو میخوام
فقط به اسمش نیاز دارم
میتونی من رو بکشی
فکر کردی چیکار میخوام بکنم؟
اون چیزی رو بهش داد که میخواست.
راجع به چی صحبت میکنی؟
گفت دنبالش میگردی.
گفت این رو بدم به کلانتر واکر.
چندتا مرد جمع کن.
و یه ردیاب برام پیدا کن.
چیشده دنی؟
جک سندرز
خب که چی؟
جک همون ردیابمون بود.
پس یکی دیگه برام پیدا کن!
برین
مطمئن شو خاکسپاریشون درست و حسابی باشه.
عجب گند بزرگی
خدا
هنوز پول نداده
بزن به حسابش. وضعش خوبه.
بلند شو!
شما آقایون تو بد وضعیتی گیرم انداختین
مثل اینکه من رو میشناسین ولی من شما رو نمیشناسم.
یه کار برات دارم.
من بازنشستهام.
نه امروز نیستی.
پس فکر کنم چارهی دیگهای ندارم.
نه نداری.
کی استخدامم میکنه؟
.کلانتر واکر
کارش چیه؟
از نوع آسونشه.
نیاز داریم رد یکی رو بزنی.
گفتی آسونه نه؟
پس برای چی بهم نیاز دارین؟
میخوایم سریع انجام بشه.
یک چیزی که راجع به ردیابی یاد گرفتم
اینه که هرگز آسون نیست و هیچوقت هم توش عجله نمیکنی!
خب اینا دو تا چیز بودن.
این یکی کارش خوبه!
شلوارای لعنتیم کجان؟
اوه لعنت
ما بیرون منتظر میمونیم.
زودباش دنی.
فردا صبح با بقیهی افراد آشنا میشی.
مارشال
اوریل
این ترتیبشو میده
خیلی خوب ازشون مراقبت میکنم.
فقط از خیابون ببرشون.
نیاز نیست رفقا اینو ببینن.
درسته درسته
همونطور که مگس به گوه میچسبه تا این قضیه تموم نشده بچسب به پسرم.
وقتی میشاشه کیرشو نگه دار
وقتی میرینه تو پاکش کن
ولی مراقبش باش!
با اینکه مطمئنم فرانک خیلی از این کار خوشش میاد
خودم میتونم مراقب خودم باشم.
که این سوال رو پیش میاره "چرا من باهاشون نمیرم؟"
چند لحظه تنهامون بزار فرانک
چون پدرت بودن وظیفهی منه
اینکه ازت محافظت کنم جیمز.
این رو بخون
حالا میدونی چرا نمیتونی بری و چرا باید این قضیهرو تمومش کنیم
تمومش کن
بزار گندی که زدم رو جمع کنم
همینکه یادت باشه کی این گند رو شروع کرد کافیه.
وقتی به کاری که کردی فکر میکنم حالم بههم میخوره.
No comments yet. Be the first to leave one.